تناقضات آشکار اعتقادات یک فرقه انحرافی با آیات قرآن
فرقه انحرافی و التقاطی موسوم به عرفان حلقه یا عرفان کیهانی - که متأسفانه در نبود آموزش و تربیت صحیح دینی و اعتقادی، توانسته است نفوذ نسبتا بسیاری در جامعه پیدا کند - در سلسله مطالبی در «تابناک»، زیر عنوان «مرشدان گم کرده ره» بارها و از زوایای گوناگون، نقد و بررسی شده است.
به گزارش «تابناک»، سرکرده این فرقه که مدعی تحصیل در کشور ترکیه در دانشگاه «ارتادو» بوده و بنا بر تحقیقات انجام شده توسط خبرنگار «تابناک»، این ادعا خلاف واقع بوده و وی دست به جعل عنوان زده است، تاکنون توانسته افراد بسیاری را با خرافات و مهملاتی که نه تنها هیچ سنخیتی با روح اسلام ندارد، بلکه دارای تناقضات آشکار با آیات قران مجید است، به خود جذب کند.
البته وی سفرهایی به ترکیه داشته که همه در راستای خوشگذرانی و اعمالی بوده که از یک مدعی ارتباط با کهکشانها قبیح است.
در ادامه این سلسله مباحث، مطلب حاضر که در شماره جدید نشریه پنجره نیز منتشر شده، به سه نمونه آشکار از تناقض های اعتقادات این فرقه با آیات قرآن مجید می پردازد که امیدواریم مورد توجه حق طلبان قرار گرفته و چراغی باشد برای درنیفتادن در این حلقه از چاه گمراهی.
نمونه نخست: شناخت خدا ممكن نيست
در اصل 59 اساسنامه عرفان كيهاني آمده:
«انسان نميتواند عاشق خدا شود، زيرا انسان از هيچ طريقي قادر به فهم او نيست و در حقيقت، خدا عاشق انسان ميشود و انسان معشوق است و مشمول عشق الهي و انسان ميتواند تنها عاشق تجليات الهي، يعني مظاهر جهان هستي شود و پس از اين مرحله است كه مشمول عشق الهي مي شود.»
در اين اصل، شناخت خدا غيرممكن دانسته شده است؛ «انسان از هيچ راهی، قادر به فهم او نيست».
مطلوب نويسنده در فهم و شناخت، چگونه فهم و شناختي است؟ سرتاسر قرآن درصدد شناساندن خدا به انسان است.
برخي از اين آيات عبارتند از:
سوره اخلاص:
«قُلْ هُو الله أحدٌ الله الصمدُ لمْ يلِدْ ولمْ يُولدْ ولمْ يكُنْ لهُ كُفُوا أحدٌ».
بگو: خداوند، يكتا و يگانه است؛ خداوندي است كه همه نيازمندان قصد او ميكنند؛ (هرگز) نزاد و زاده نشد، و براي او هيچگاه شبيه و مانندي نبوده است.
سوره حشر:
«هُو الله الذِي لا إِله إِلا هُوعالِمُ الغيْبِ والشهاده هُو الرحْمنُ الرحِيمُ هُو الله الذِي لا إِله إِلا هُو الملِكُ القُدوسُ السلامُ المُؤْمِنُ المُهيْمِنُ العزِيزُ الجبارُ المُتكبرُسُبْحان الله عما يُشْرِكُون هُو الله الخالِقُ البارِئُ المُصورُ لهُ الأسْماءُ الحُسْني يُسبحُ لهُ ما فِي السماواتِ والأرْضِ وهُو العزِيزُ الحكِيمُ».
او خدايي است كه معبودي جز او نيست، داناي آشكار و نهان است و او رحمان و رحيم است و خدايي است كه معبودي جز او نيست، حاكم و مالك اصلي اوست، از هر عيب منزه است، به كسي ستم نميكند، امنيتبخش است، مراقب همه چيز است، قدرتمندي شكستناپذير كه با اراده نافذ خود هر امري را اصلاح ميكند و شايسته عظمت است؛ خداوند منزه است از آنچه شريك براي او قرار ميدهند، او خداوندي است خالق، آفرينندهاي بيسابقه و صورتگري بينظير؛ براي او نامهاي نيك است؛ آنچه در آسمانها و زمين است، تسبيح او ميگويند؛ و او عزيز و حكيم است.
سوره حديد:
«سبح لِلهِ ما فِي السماواتِ والأرْضِ وهُو العزِيزُ الحكِيمُ لهُ مُلكُ السماواتِ والأرْضِ يُحْيِي ويُمِيتُ وهُو على كُل شيْءٍ قدِيرٌ هُو الأولُ و الآخِرُ و الظاهِرُ والباطِنُ و هُو بِكُل شيْءٍ علِيمٌ هُو الذِي خلق السماواتِ والأرْض فِي سِته أيامٍ ثُم اسْتوى على العرْشِ يعْلمُ ما يلِجُ فِي الأرْضِ وما يخْرُجُ مِنْها و ما ينْزِلُ مِن السماءِ و ما يعْرُجُ فِيها و هُو معكُمْ أيْن ما كُنْتم والله بِما تعْملُون بصِيرٌ لهُ مُلكُ السماواتِ والأرْضِ و إِلى الله تُرْجعُ الاُمُورُ يُولِجُ الليْل فِي النهارِ و يُولِجُ النهار فِي الليْلِ وهُو علِيمٌ بِذاتِ الصدُورِ».
آنچه در آسمانها و زمين است، براى خدا تسبيح مىگويند، و او عزيز و حكيم است.
مالكيت (و حاكميت) آسمانها و زمين از آن او است، زنده مىكند و مىميراند، و او بر هر چيز قادر است. اول و آخر و ظاهر و باطن، اوست، از هر چيز آگاه است. او كسى است كه آسمانها و زمين را در شش روز (شش دوران) آفريد، سپس بر تخت قدرت قرار گرفت (و به تدبير جهان پرداخت) آنچه را در زمين فرو مىرود، مىداند و آنچه را از آن خارج مىشود، و آنچه از آسمان نازل مىشود و آنچه به آسمان بالا مىرود و او با شماست هر جا كه باشيد و خداوند نسبت به آنچه انجام مىدهيد، بيناست. مالكيت آسمانها و زمين از آن اوست، و همهچيز به سوى او بازمىگردد. شب را داخل روز مىكند و روز را داخل شب، و او به آنچه بر دلها حاكم است، داناست.
امير مؤمنان علي - عليهالسلام - در نهجالبلاغه فرمود:
«لمْ يُطْلِعِ العُقُول على تحْدِيدِ صِفتِهِ و لمْ يحْجُبْها عنْ واجِبِ معْرِفتِه».
عقول و خردها را بر كنه صفاتش آگاه نساخت و (با اين حال) آنها را از مقدار لازم معرفت و شناخت باز نداشته است.
ممكن است توجيهي آورده شود كه منظور از فهم، شناخت نيست، بلكه درك ماهيت خداست و چون خدا ماهيت ندارد، پس نميتوان او را فهميد و شناخت و در نتيجه، نميتوان عاشق او شد؛ اما اگر به ادامه همين اصل توجه كنيم، ميبينيم نويسنده از عشق به تجليات سخن گفته است.
اين بدان معناست كه تجليات را ميتوان فهميد و در نتيجه، ميتوان عاشق آنها شد. فهميدن تجليات به چه معناست؟ آيا به معناي فهميدن ماهيت آنهاست يا به معناي فهميدن كمال الهي متجلي در آنها؟
اگر منظور فهميدن ماهيت باشد، عشق به ماهيت معنا ندارد، چون ماهيت از خود چيزي ندارد و اگر منظور عشق به كمال الهي متجلي در مخلوقات باشد، اين معنا درست خواهد بود؛ اما در اين صورت، عشق به تجليات الهي به پشتوانه كمالي است كه از خدا گرفتهاند؛ بنابراين، همان گونه كه ميتوان عاشق تجليات شد، ميتوان عاشق خدا شد؛ بلكه انسان، اول عاشق خدا ميشود و بعد عاشق تجليات او.
نمونه دوم: عشق به خدا ممكن نيست
نويسنده در همان اصل 59 ميگويد: ...
ادامه این گزارش را اینجا بخوانید.
واقعیت اینه که جهل باعث این مسائل میشه، حتی فردی رو دیدم که استاد دانشگاهه اما به این مزخرفات عرفان کیهانی و حلقه ای معتقد بود... ولی چند وقتیه در این مورد فقط سکوت میکنه !!
عرفان حلقه در مقدمات دارای بنیانهای قوی عرفانیست ولی زمانی که وارد مباحث متاخره میشه دچار مشکل میشه. همین بحثی که نویسنده مقاله بخوبی بهش اشاره کردند. عشق به خدا یا تجلیات او؟ واقع امر این هست که انسان عاشق خداوند میشه به قدر معرفتش و بعد تجلیات او را بواسطه این عشق دوست میداره. همه به این بر میگرده که حقیقت چیست و انسان چگونه حقیقت رو درک میکنه؟ به نظرم بزرگترین مشکل این فرقه فکری در جوابگویی به این سوال اخیر باشه و همه انحرافات نیز از همین نقطه آغاز میشه. اینکه انسان چگونه حقیقت رو درک میکنه و مدرٍک میشه.
در این راستا سر کرده این فرقه اذعان میکنه که تلاش و مجاهده برای رسیدن به تزکیه نفس زور زدنه (العیاذ بالله) ، که اینم بازم ناشی از عدم درک صحیح جایگاه انسان و حقیقت و درک حقیقت توسط انسانه.
من در تعجبم كه خداوندي كه بي نياز است، چه نيازي به عاشق شدن به بنده اش دارد،
كمال زيبايي و محبت، عشق الهي است كه برخلاف عشق هاي مجازي ، رسيدن به آن تازه ابتداي سير محبت و در آخر فنا شدن براي او را به دنبال دارد،
خداوند ما رو از اين مكاتب پر از فتنه و بدعته آخرالزمان محافظت كنه.
با تشكر ف شهركي
زاهدان
یا فقط شما ساز مخالف بلدید؟
انصاف در قضاوت ؟ در بیان ؟ فرقه یعنی چه؟ کارشناس این امور در سایت شما کیست؟ تحلیل از عرفان که کار ما نیست. من نه رد میکنم نه قبول ولی غرض شما هم بی کارشناسی است.




