سياست خارجي دولت دهم؛ پايداري بر خطوط قرمز
گفتوگو با رضا طلايينيك
کد خبر: ۱۱۶۹۲۵
| | 7269 بازدید
سياست خارجي دولت نهم بهعنوان سياست خارجي تهاجمي و فعال شناخته ميشود، نكتهاي كه شايد در قياس با مواضع منفعلانه سياست خارجي ايران در دورههاي قبل، باعث تمايز اين دورهها از يكديگر شده است. با اين حال، برخي نسبت به تحولات سياست خارجي ايران در دوره دولت دهم، ابراز عقيده كردهاند كه اين سياستها در دولت نهم و دهم با وجود ثابت ماندن رئيس دولت و رئيس دستگاه سياست خارجي، تفاوتهايي داشته است.
در اينباره با رضا طلايي نيك، معاون امور قواي مجمع تشخيص مصلحت نظام و عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس هفتم و كارشناس مسائل سياسي و بينالمللي، گفتوگويي انجام دادهايم كه مشروح آن را در ادامه ميخوانيد:
آقاي طلايي نيك بهعنوان نخستين سئوال بگوييد اصول سياست خارجي ايران بر چه مبنايي استوار است؟
سه اصل عزت، حكمت و مصلحت، مبناي سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران است كه در ادامه راهبرد بنيادي سياست نه شرقي، نه غربي و اتخاذ رويكرد مستقل و مبتني بر حقمداري و حمايت از ملتها و مستضعفين، در قانون اساسي منظور شده است. ايران در رويكرد حقمداري و عدم وابستگي به قدرتها و صيانت از حقوق ملتها توأم با دفاع از منافع ملي در محيط بينالمللي از شاخصترين كشورهاي جهان است.
الگوگيري از سياست خارجي ايران در سه دهه گذشته و بهويژه 10 سال اخير در تعداد قابل توجهي از كشورهاي در حال توسعه قابل مشاهده است، بهگونهاي كه برخي از كشورها در خاورميانه، آسياي جنوب شرقي، آسياي ميانه، آفريقا و آمريكاي لاتين، در الگوگيري از سياست خارجي ايران قدمهاي شفاف و چشمگيري برداشته است.
ايران با ظرفيتسازي در مديريت هزينههاي سياست خارجي مبتني بر استقلال و حقمداري و مقاومت در برابر نظام سلطه، تجارب ارزشمندي طي سه دهه گذشته كسب كرده است كه علاوهبر پرورش ديپلماتهاي متكي به اصول ارزشي در سياست خارجي، در فرآيندهاي ديپلماتيك و راهبردهاي روابط بينالملل و بهويژه ديپلماسي عمومي، دستاوردهاي نظام در بين كشورهاي جهان بهرغم برخي تنگناها و فرازونشيبها، بسيار برجسته است.
دولت نهم بر چه مبنايي سياست خارجي خود را مستقر كرده بود؟
خروج از برخي انفعالها در سياست خارجي و تحرك در ديپلماسي عمومي توأم با توسعه مناسبات در برخي از حوزههاي جهان، برنامههاي اصلي دولت نهم بود كه با نتايج نافرجام از مماشات در موضوع هستهاي و شكسته شدن تعليق در اواخر دولت هشتم، دولت نهم رويكرد خروج از انفعال در سياست خارجي را سرعت و قوت داد و از سوي ديگر، همزماني رويكرد جديد دولت نهم در سياست خارجي، با تشديد ناكاميهاي آمريكا و غرب در منطقه به پيشبرد برنامههاي نظام كمك كرد، بهگونهاي كه تلاش آقاي احمدينژاد براي تحرك در ديپلماسي عمومي به موازات تزلزل موقعيت آمريكا و رژيمصهيونيستي و غرب، ناكاميهاي پياپي آنها در جنگ 33 روزه لبنان و 22 روزه حماس و نيز اشغال عراق و افغانستان، گرايش ملتها و زمينه ابتكار عمل براي ايران در منطقه و محيط بينالمللي را افزايش داد.
دولت نهم بهرغم برخي ضعفها در ديپلماسي حرفهاي، با موفقيتهاي چشمگير در ديپلماسي عمومي، خروج از انفعال در سياست خارجي را دنبال كرد. البته با تقويت ديپلماسي حرفهاي و تدابير ديپلماتيك منسجمتر، امكان موفقيتهاي بيشتر در سياست خارجي دولت نهم ميسر بود. برخي فرازونشيبهاي داخلي در سازماندهي مديريت ديپلماسي هستهاي و پيشبرد سياست خارجي و ورود ابهامات، ميزان موفقيتهاي دولت نهم در سياست خارجي را تا حدودي محدود كرد.
هدايتهاي كلي رهبر انقلاب و تلاش گسترده دستگاه ديپلماسي و تيم مديريت ديپلماسي هستهاي با حمايتهاي رئيسجمهوري، مجلس و پشتوانه مردمي، دستاوردهاي قابل ملاحظهاي بهويژه در صيانت از حقوق هستهاي و منفعل كردن جبهه مخالفين ايران در منطقه، به دنبال داشت.
آيا شما بين سياست خارجي دولت نهم و دهم تفاوتي قائل هستيد؟
دولت دهم همانند امور داخلي در سياست خارجي نيز مجربتر و موفقتر از دولت نهم ظاهر شده است. به عبارتي ديگر، برخي آزمون و خطاها در اوايل دولت نهم با تلاشها و تداوم آن دوره موجب كارآمدتر كردن دولت دهم در سياست خارجي شده است. بهگونهاي كه بهرغم تشديد فشارها و بهانهجوييهاي دشمنان نظام و كشور از فتنههاي داخلي، تحرك دولت در سياست خارجي و ابتكارات ديپلماتيك به لحاظ كمي و كيفي بهبود يافته است.
البته هماهنگتر شدن روند امور داخلي با آهنگ سياست خارجي از الزامات موفقيت در عرصه بينالمللي است كه بايد با هوشمندي جامعتر براي پيشبرد سياست خارجي در عرصه داخلي تدابير كارآمدتري اتخاذ شود.
آيا دولت ميتواند از خطوط قرمز سياست خارجي عبور يا تغييراتي در آن ايجاد كند؟
بهرغم نزديك شدن در برخي موارد محدود به خطوط قرمز، دولت از اصول و سياستهاي كلي نظام در سياست خارجي عبور نكرده است. طبق اصل 110 قانون اساسي، رهبر انقلاب تعيينكننده سياستهاي نظام و از جمله سياست خارجي هستند. دولت بهرغم برخي سلايق نوساني در گفتمان سياست خارجي، از سياستهاي كلي و تدابير رهبر انقلاب و خطوط قرمز نظام عبور نكرده است.
رئيسجمهوري برخي افراد را بهعنوان نمايندگان ويژه خود منصوب كردهاند، آيا اين اقدام در چهارچوب ديپلماسي است؟
سازماندهي دستگاه ديپلماسي كشور از عوامل موفقيت در سياست خارجي است كه البته استفاده از روشهايي مانند تعيين نماينده از مسئولان خارج از دستگاه ديپلماسي كشور، عمدتا براي ديپلماسي عمومي است.
ايران در مقايسه با بسياري از كشورهاي در حال توسعه، از ظرفيتهاي بالقوه بسيار بالا براي ديپلماسي عمومي برخوردار است كه بهرغم موفقيتهاي نسبي دولت و بهويژه رئيسجمهوري در عرصه ديپلماسي عمومي، هنوز الگوي راهبردي و جامع براي بهكارگيري همه استعدادها و ظرفيتهاي ملي و فراملي در ديپلماسي عمومي مهيا نشده است.
با اتكا به آموزههاي ديني و تمدن ايراني - اسلامي و ظرفيتهاي فرهنگي و سياسي انقلاب اسلامي و زمينههاي مستعد بين ملتها، ايران امكان ديپلماسي عمومي گسترده و عميقتر را دارد كه تعيين نمايندگان رئيسجمهوري و دولت براي عرصههاي خارجي در ديپلماسي عمومي، مشروط به كاركرد منسجم دستگاه ديپلماسي، مفيد خواهد بود.
پيشبيني شما از ادامه مسير سياست خارجي ايران در سال جاري چيست؟
قطعنامه 1929 براي نجات سياست خارجي آمريكا، غرب و رژيمصهيونيستي در برابر ايران و تزلزل نظام سلطه در منطقه، هدفگذاري شده است كه ايستادگي مدبرانه و شجاعانه بر مبناي تدابير رهبري از اولويتهاي دولت در عرصه ملي در شرايط كنوني است.
ايران با عبور موفقيتآميز و كمهزينه از چالشها و فشارهاي خارجي، به اهداف چشمانداز ايران 1404 در تثبيت موقعيت برتر منطقهاي و الهامبخشي در جهان اسلام و تعامل سازنده بينالمللي، نزديك خواهد شد، چنانكه صلح ثبات و امنيت منطقه با موفقيتهاي ايران در عرصه فراملي از دستاوردهاي سياست خارجي و ايستادگي مدبرانه و شجاعانه در چالشهاي كنوني و چند ماه آينده خواهد بود.
گفتوگو از: اسماعيل سلطنت پور
منبع: هفته نامه پنجره
در اينباره با رضا طلايي نيك، معاون امور قواي مجمع تشخيص مصلحت نظام و عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس هفتم و كارشناس مسائل سياسي و بينالمللي، گفتوگويي انجام دادهايم كه مشروح آن را در ادامه ميخوانيد:
آقاي طلايي نيك بهعنوان نخستين سئوال بگوييد اصول سياست خارجي ايران بر چه مبنايي استوار است؟سه اصل عزت، حكمت و مصلحت، مبناي سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران است كه در ادامه راهبرد بنيادي سياست نه شرقي، نه غربي و اتخاذ رويكرد مستقل و مبتني بر حقمداري و حمايت از ملتها و مستضعفين، در قانون اساسي منظور شده است. ايران در رويكرد حقمداري و عدم وابستگي به قدرتها و صيانت از حقوق ملتها توأم با دفاع از منافع ملي در محيط بينالمللي از شاخصترين كشورهاي جهان است.
الگوگيري از سياست خارجي ايران در سه دهه گذشته و بهويژه 10 سال اخير در تعداد قابل توجهي از كشورهاي در حال توسعه قابل مشاهده است، بهگونهاي كه برخي از كشورها در خاورميانه، آسياي جنوب شرقي، آسياي ميانه، آفريقا و آمريكاي لاتين، در الگوگيري از سياست خارجي ايران قدمهاي شفاف و چشمگيري برداشته است.
ايران با ظرفيتسازي در مديريت هزينههاي سياست خارجي مبتني بر استقلال و حقمداري و مقاومت در برابر نظام سلطه، تجارب ارزشمندي طي سه دهه گذشته كسب كرده است كه علاوهبر پرورش ديپلماتهاي متكي به اصول ارزشي در سياست خارجي، در فرآيندهاي ديپلماتيك و راهبردهاي روابط بينالملل و بهويژه ديپلماسي عمومي، دستاوردهاي نظام در بين كشورهاي جهان بهرغم برخي تنگناها و فرازونشيبها، بسيار برجسته است.
دولت نهم بر چه مبنايي سياست خارجي خود را مستقر كرده بود؟
خروج از برخي انفعالها در سياست خارجي و تحرك در ديپلماسي عمومي توأم با توسعه مناسبات در برخي از حوزههاي جهان، برنامههاي اصلي دولت نهم بود كه با نتايج نافرجام از مماشات در موضوع هستهاي و شكسته شدن تعليق در اواخر دولت هشتم، دولت نهم رويكرد خروج از انفعال در سياست خارجي را سرعت و قوت داد و از سوي ديگر، همزماني رويكرد جديد دولت نهم در سياست خارجي، با تشديد ناكاميهاي آمريكا و غرب در منطقه به پيشبرد برنامههاي نظام كمك كرد، بهگونهاي كه تلاش آقاي احمدينژاد براي تحرك در ديپلماسي عمومي به موازات تزلزل موقعيت آمريكا و رژيمصهيونيستي و غرب، ناكاميهاي پياپي آنها در جنگ 33 روزه لبنان و 22 روزه حماس و نيز اشغال عراق و افغانستان، گرايش ملتها و زمينه ابتكار عمل براي ايران در منطقه و محيط بينالمللي را افزايش داد.
دولت نهم بهرغم برخي ضعفها در ديپلماسي حرفهاي، با موفقيتهاي چشمگير در ديپلماسي عمومي، خروج از انفعال در سياست خارجي را دنبال كرد. البته با تقويت ديپلماسي حرفهاي و تدابير ديپلماتيك منسجمتر، امكان موفقيتهاي بيشتر در سياست خارجي دولت نهم ميسر بود. برخي فرازونشيبهاي داخلي در سازماندهي مديريت ديپلماسي هستهاي و پيشبرد سياست خارجي و ورود ابهامات، ميزان موفقيتهاي دولت نهم در سياست خارجي را تا حدودي محدود كرد.
هدايتهاي كلي رهبر انقلاب و تلاش گسترده دستگاه ديپلماسي و تيم مديريت ديپلماسي هستهاي با حمايتهاي رئيسجمهوري، مجلس و پشتوانه مردمي، دستاوردهاي قابل ملاحظهاي بهويژه در صيانت از حقوق هستهاي و منفعل كردن جبهه مخالفين ايران در منطقه، به دنبال داشت.
آيا شما بين سياست خارجي دولت نهم و دهم تفاوتي قائل هستيد؟
دولت دهم همانند امور داخلي در سياست خارجي نيز مجربتر و موفقتر از دولت نهم ظاهر شده است. به عبارتي ديگر، برخي آزمون و خطاها در اوايل دولت نهم با تلاشها و تداوم آن دوره موجب كارآمدتر كردن دولت دهم در سياست خارجي شده است. بهگونهاي كه بهرغم تشديد فشارها و بهانهجوييهاي دشمنان نظام و كشور از فتنههاي داخلي، تحرك دولت در سياست خارجي و ابتكارات ديپلماتيك به لحاظ كمي و كيفي بهبود يافته است.
البته هماهنگتر شدن روند امور داخلي با آهنگ سياست خارجي از الزامات موفقيت در عرصه بينالمللي است كه بايد با هوشمندي جامعتر براي پيشبرد سياست خارجي در عرصه داخلي تدابير كارآمدتري اتخاذ شود.
آيا دولت ميتواند از خطوط قرمز سياست خارجي عبور يا تغييراتي در آن ايجاد كند؟
بهرغم نزديك شدن در برخي موارد محدود به خطوط قرمز، دولت از اصول و سياستهاي كلي نظام در سياست خارجي عبور نكرده است. طبق اصل 110 قانون اساسي، رهبر انقلاب تعيينكننده سياستهاي نظام و از جمله سياست خارجي هستند. دولت بهرغم برخي سلايق نوساني در گفتمان سياست خارجي، از سياستهاي كلي و تدابير رهبر انقلاب و خطوط قرمز نظام عبور نكرده است.
رئيسجمهوري برخي افراد را بهعنوان نمايندگان ويژه خود منصوب كردهاند، آيا اين اقدام در چهارچوب ديپلماسي است؟
سازماندهي دستگاه ديپلماسي كشور از عوامل موفقيت در سياست خارجي است كه البته استفاده از روشهايي مانند تعيين نماينده از مسئولان خارج از دستگاه ديپلماسي كشور، عمدتا براي ديپلماسي عمومي است.
ايران در مقايسه با بسياري از كشورهاي در حال توسعه، از ظرفيتهاي بالقوه بسيار بالا براي ديپلماسي عمومي برخوردار است كه بهرغم موفقيتهاي نسبي دولت و بهويژه رئيسجمهوري در عرصه ديپلماسي عمومي، هنوز الگوي راهبردي و جامع براي بهكارگيري همه استعدادها و ظرفيتهاي ملي و فراملي در ديپلماسي عمومي مهيا نشده است.
با اتكا به آموزههاي ديني و تمدن ايراني - اسلامي و ظرفيتهاي فرهنگي و سياسي انقلاب اسلامي و زمينههاي مستعد بين ملتها، ايران امكان ديپلماسي عمومي گسترده و عميقتر را دارد كه تعيين نمايندگان رئيسجمهوري و دولت براي عرصههاي خارجي در ديپلماسي عمومي، مشروط به كاركرد منسجم دستگاه ديپلماسي، مفيد خواهد بود.
پيشبيني شما از ادامه مسير سياست خارجي ايران در سال جاري چيست؟
قطعنامه 1929 براي نجات سياست خارجي آمريكا، غرب و رژيمصهيونيستي در برابر ايران و تزلزل نظام سلطه در منطقه، هدفگذاري شده است كه ايستادگي مدبرانه و شجاعانه بر مبناي تدابير رهبري از اولويتهاي دولت در عرصه ملي در شرايط كنوني است.
ايران با عبور موفقيتآميز و كمهزينه از چالشها و فشارهاي خارجي، به اهداف چشمانداز ايران 1404 در تثبيت موقعيت برتر منطقهاي و الهامبخشي در جهان اسلام و تعامل سازنده بينالمللي، نزديك خواهد شد، چنانكه صلح ثبات و امنيت منطقه با موفقيتهاي ايران در عرصه فراملي از دستاوردهاي سياست خارجي و ايستادگي مدبرانه و شجاعانه در چالشهاي كنوني و چند ماه آينده خواهد بود.
گفتوگو از: اسماعيل سلطنت پور
منبع: هفته نامه پنجره
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


