اولویتی مهمتر از یارانه نقدی یا کالابرگ الکترونیک / شراکت رایگان در عقل دیگران / رافایل گروسی و بنیامین نتانیاهو
روزنامههای امروز سه شنبه ۱۶ اسفند در حالی چاپ و منتشر شد که جنایتکاران مسمومیتها به اشد مجازات میرسند، پوتین و ارتشهای خصوصی روسیه، دلار تا کجا میرود؟ و رها شدن بازار مسکن از مواردی است که در صفحات نخست روزنامههای امروز برجسته شده است.
در ادامه تعدادی از یادداشتها و سرمقالههای منتشره در روزنامههای امروز را مرور میکنیم؛
رافایل گروسی و بنیامین نتانیاهو
سیف الرضا شهابی طی یادداشتی در شماره امروز ابتکار با تیتر رافایل گروسی و بنیامین نتانیاهو نوشت: آقای رافائل گروسی مدیر کل آژانس بین الملل انرژی اتمی جهت مذاکره با مقامات جمهوری اسلامی در مورد فعالیت هستهای این کشور در روزهای جمعه و شنبه ۱۲ و ۱۳ اسفند ۱۴۰۱ سفری دو روزه به تهران داشت و در حاشیه مذاکرات با رسانهها گفتگو کرد. یکی از خبرنگاران از وی درمورد تهدیدات آمریکا و اسرائیل برای حمله به تاسیسات هستهای ایران سیوال کرد گروسی در پاسخ گفت: هرگونه حمله به تاسیسات اتمی، غیر قانونی و ممنوع است. بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل که از مدتها قبل در تلاش است تا حمله به تاسیسات هستهای ایران را مطرح کند و دائم بر طبل آن میکوبد و دنبال کسب موافقت آمریکاییها و اروپاییها است تا به گمان خودش از طریق حمله شاید بتواند ایران را از ادامه فعالیت هستهای باز دارد، از سخنان گروسی مبنی بر غیر قانونی و ممنوع بودن حمله به تاسیسات هستهای ایران سخت برآشفته شد، به طوری که نخست وزیر اسرائیل بلادرنگ و شتابزده و خشمگینانه از گروسی انتقاد کرد و به پاسخگویی به اظهارات گروسی برآمد و گفت: رافایل گروسی شخصیت باارزشی است که سخنان بیارزشی گفت.
نتانیاهو به خودش این فرصت را نداد که فکر کند چگونه یک شخصیت با ارزش سخنان بیارزش میگوید؟! نتانیاهو در ادامه اظهار کرد: بر اساس کدام قانون، غیر قانونی است؟ نتانیاهو مدعی است: نابودی تاسیسات هستهای ایران برای دفاع از اسرائیل مجاز است. نخست وزیر اسرائیل باید بداند منظور گروسی از غیر قانونی و ممنوع بودن هر حمله نظامی این است که حمله به هر کشوری باید پروسهای را طی کند و بدون مصوبه شورای امنیت سازمان ملل غیر قانونی است. حملات به ظاهر قانونی که پروسه را طی کردند میتواند تبعات غیر قابل جبران به بار آورد و منطقه را به آشوب و آتش بکشاند تا چه رسد به حملات به غیر قانونی. احتمالا نتانیاهو تصور میکند اکنون که بلوک غرب و روسیه درگیر اوکراین هستند، بهترین فرصت است تا حملهای به تاسیسات اتمی ایران انجام دهد تا به خیال خودش کار تاسیسات هستهای ایران یکسره بشود. اتفاقا درگیریهای اوکراین یکی از عللی است که بلوک غرب با حمله به تاسیسات هسته ایران موافقت نمیکند، زیرا غربیها نمیخواهند وارد درگیری دیگر بشوند و جبههای جدید در مقابلشان باز شود به خوبی واقفند درصورت وقوع چنین حملهای، عوارض و عواقب منطقهای و بین المللی دربر خواهد داشت. ظاهرا حمله اسرائیل به تاسیسات اتمی عراق در دهه شصت شمسی و در اوج درگیریهای نظامی ایران و عراق به دهان نتانیاهو خیلی مزه کرد که میخواهد تکرار کند، ولی باید واقعیتی را واقف باشد؛ اولا ایران با عراق دهه شصت تفاوت زیاد دارد. ثانیا اوضاع بینالمللی دستخوش تغییراتی شده و انجام هر عملی را اجازه نمیدهد. نتانیاهو که از روی خوش نشان ندادن دوستانش برای حمله به تاسیسات هسته ایران سخت ناراحت و مضطرب است، بعد از شنیدن سخنان گروسی بیشتر نگران شد و صبر نکرد تا در بستر زمان با فکر بیشتر پاسخ بدهد!
شراکت رایگان در عقل دیگران
عباس عبدی طی یادداشتی در شماره امروز اعتماد با عنوان شراکت رایگان در عقل دیگران نوشت: حکومتها در مواجهه با مشکلات فراگیر چه میکنند؟ بهطور طبیعی در ابتدا میکوشند تا با کمترین هزینه از آن عبور کنند. ولی در نهایت و پس از پایان ماجرا یک ارزیابی کلی از نقاط قوت و ضعف خود در نحوه برخورد با آن مساله تهیه میکنند تا در موارد مشابه بعدی کمتر دچار اشتباه شوند. این نوع گزارشها باید تخصصی و فراجناحی باشد. حتی اگر بحران ادامه پیدا کند، برای درسآموزی در موارد دیگر چنین گامی را برمیدارند. اکنون و پس از اعتراضات پاییز، جامعه ایران وارد چالش جدیدتری شده است. مسمومیت دختران دانشآموز و بعضاً هم پسران، که پدیدهای تقریباً سراسری شده است. مساله این است؛ چرا تاکنون حکومت نتوانسته یک گزاره درباره این پدیده ارایه بدهد که بهطور معقول از طرف افکار عمومی پذیرفته شود؟ اگر از من پرسیده شود، این ضعف سیستم به مراتب مهمتر از اصل وجود این پدیده سراسری است. این مسالهای است که باید مورد بحث عمومی قرار گیرد و حکومت نیز با گرفتن نظرات کارشناسان و تهیه یک گزارش معتبر توضیح دهد که کجای کار ایراد دارد که دچار چنین وضع مشکلی شده است؟
متأسفانه بخشی از حکومت تحت تأثیر تندروهایی هستند که نه فقط از حل نشدن این مسائل نگرانی ندارند، بلکه نان آنها در حل نشدن است، لذا سعی میکنند که با امنیتی کردن موضوعات آنها را از عرصه افکار عمومی خارج کنند. در حالی که همین رویکرد است که وضعیت ما را به این روز رسانده است. حتی امنیتیترین اتفاقات نیز وجوهی سیاسی و اجتماعی دارند که جز با طرح عمومی و مشارکت مردم قابل فهم و حل شدن نیست. یکی از بدترین واکنشها که در میان تندروها و برخی مقامات رواج دارد انتساب فوری هرگونه اقدامی به دشمنان و مخالفان است. بهطور قطع هر دشمن و مخالفی دنبال اقدامات ایذایی خود است، ولی هنگامی که به صورت پیشفرض و بدون لحظهای تأمل هر اقدام زیانباری را به آنان منتسب کنید، چند مشکل پیش میآید. اول اینکه استفاده بیمحابا از یک گزاره؛ کمکم موجب بیاثری آن خواهد شد، حتی اگر یک روز هم جنایتی کنند که به درستی متوجه دشمنان این ملت باشد، کمتر کسی آن را باور خواهد کرد.
مشکل بعدی این است که اگر این اتهام درست نباشد، خود را از فهم واقعیت محروم میکنیم و قادر به حل مساله کشور نخواهیم بود. سوم اینکه اگر دشمنان متهم به کاری شوند ولی در عمل کسی و شاهدی در این زمینه بازداشت و محکوم نشود، این نه تنها به منزله نادرستی ادعا است، بلکه به معنای ناتوانی نهادهای مرتبط با موضوع در انجام وظایف خودشان است، و نیز به منزله قدرت دشمنان هم هست که میتوانند چنین اقداماتی انجام دهند و هیچ ردی از خود نگذارند و بازداشت هم نشوند. بالاخره از همه بدتر اینکه اگر در حین بررسیها به نقطهای برسند که مستلزم نفی ادعاهای قبلی باشد این کار بسیار پرهزینه و شاید ناشدنی باشد.
فارغ از این نکات به نظر بنده یکی از مهمترین ریشههای بحران کنونی در انحصار مدیریت امور و امنیتی کردن اتفاقات و حذف دیگران از دایره حل مسائل است. مسوولان و مدیران امور میخواهند همه گوش به فرمان آنان باشند، و سکوت کنند، و به حرف آنان گوش دهند. هر کس هر حرفی و گمانهای زد، محکوم است جز حرفهایی که خودشان میزنند. حرفهایی که معمولا تناقضآمیز است و صدر و ذیل آنها با یکدیگر تطابق ندارد. در اینجا فرآیند بیاعتباری همانان آغاز میشود. هنگامی که بیاعتمادی اوج گرفت حرفهای راست شما هم شنیده نمیشود، چه رسد به اینکه گزارهها تناقضآمیز باشد که موجب عصبانیت و بدبینی میشود. بهطور کلی هیچ بحرانی، تأکید میکنم، هیچ بحرانی بدون مشارکت و حضور مردم قابل حل و جمع شدن نیست. منظور از مردم نیز مجموعه نهادهایی است که هر کدام به نحوی مردم را نمایندگی میکنند. در این ماجرای مسمومیتها به جز دولت و کارگزاران آن، معلمان، اولیای دانشآموزان و مدرسه، پزشکان، رسانهها و روزنامهنگاران، وکلا و... هر کدام نقشی مهم در فهم ابعاد ماجرا دارند و مردم حرف اینها را گوش میکنند، ولی چه میتوان گفت که خیلی پیش از این هر کدام از نهادهای این اقشار و گروهها زخمی و با لطایفالحیل نادیده گرفته یا به حاشیه رانده شدهاند و به همین علت امروز تنهای تنها در برابر پدیدهای هستید که نمیدانید چگونه مردم را باید توجیه کرد. خیلی ساده است، چرا خود را در عقل دیگران شریک نمیکنید؟ این نهایت نابخردی است. هنگامی که به هیچکس اعتماد ندارید، انتظار نداشته باشید که کسی هم به شما اعتماد داشته باشد.
اولویتی مهمتر از یارانه نقدی یا کالابرگ الکترونیک
مهدی حسن زاده طی یادداشتی در شماره امروز خراسان با عنوان اولویتی مهمتر از یارانه نقدی یا کالابرگ الکترونیک نوشت: روز گذشته سرانجام پس از گذشت دو سال از مصوب شدن کالابرگ الکترونیک و با گذشت چند سال از مباحث جدی در حوزههای کارشناسی و اجرایی، اجرای سراسری این طرح آغاز شد. در گزارش امروز صفحه ۱۰ روزنامه جزئیات خبر مربوط به کالابرگ الکترونیک آمده است.
تردیدی نیست که حمایت از مردم در برابر افزایش قیمتها به ویژه در زمینه تامین حداقل مواد غذایی موضوعی است که اصل آن در بسیاری از کشورها مورد تایید بوده، اما چگونگی تامین آن محل اختلاف بوده است و بسیاری قائل به پرداخت پول نقد بودهاند چنان که ما از سال ۱۳۸۹ و با اجرای هدفمند کردن یارانهها چنین تجربهای را داشتیم و در سال ۱۳۹۸ و ابتدای ۱۴۰۱ نیز بر همین مبنا عمل کردیم. با این حال تجربه کوپن (کالابرگ کاغذی) را نیز در دو دهه نخست انقلاب تجربه کرده ایم. در دیگر کشورها نیز تجارب مشابهی وجود دارد. برخی واریز نقدی به حساب، برخی دیگر در قالب کوپن مواد غذایی یا غذای گرم و برخی دیگر در قالب یارانههای هدفمند در حوزه سلامت، بهداشت و آموزش، اقدام به توزیع یارانه کرده اند. واضح است که هر کدام از روشها مزایا و معایبی دارد. با این حال مزیت کالابرگ الکترونیک تعیین سطحی مشخص از مصرف با قیمت ثابت در بازه زمانی مشخصی است که اطمینان نسبی از قدرت خرید مواد غذایی به خانوار میدهد. با این حال این شیوه با همه مزایایی که دارد اشکالاتی هم دارد که باید در حین اجرا مراقب آن بود.
فارغ از پیچیدگی نسبی اجرا و چالش کارآمدی زیرساخت الکترونیک و قطعیهای احتمالی یا امنیت سامانه رایانهای یارانه کالابرگی که باید مورد توجه قرار گیرد، پاشنه آشیل این طرح، احتمال کسری بودجه یا فشار بودجهای ناشی از آن است. در روش یارانه نقدی، مبلغ یارانه واریزی در صورت ثابت ماندن قیمت ارز دولتی یا قیمت برخی حاملهای انرژی نظیر بنزین، طی سالها ممکن بود ثابت بماند و حتی در صورت افزایش قیمت ارز یا بنزین هم ممکن بود مبلغ واریزی تغییر نکند؛ بنابراین همین مسئله موجب میشد که با توجه به تورم موجود در اقتصاد، حتی در سالهایی که تورم حدود ۱۰ درصد داشتیم، قدرت خرید یارانه واریزی به تدریج کاهش یابد. چنان که یارانه ۴۵ هزار تومانی سال ۸۹، در سال ۹۸ با قدرت خریدی در حد یک دهم مواجه شده بود. با این حال پرداخت یارانه در قالب کالابرگ و تضمین قیمت برای مصرف کننده و پرداخت مابه التفاوت توسط دولت، با توجه به تورم موجود در اقتصاد کشور، خطر کسری بودجه را پیش میآورد. در حقیقت دولت هر سال باید معادل پیش بینی مابه التفاوت قیمت، بودجهای را پیش بینی کند. در صورت افزایش قیمت فراتر از پیش بینی ها، بودجه مربوط کسری خواهد داشت و تامین آن محل چالش خواهد بود. علاوه بر این هر سال تامین بودجه بیشتر برای جبران مابه التفاوتی که به دلیل تورم بیشتر شده است، بودجه بیشتری را میطلبد و این مسئله برای بودجهای که با کسری مضاعف همراه است و هزینههای اجتناب ناپذیر رو به افزایشی نظیر کسری روزافزون صندوقهای بازنشستگی و در نتیجه جبران این کسری نیز دارد، مسئلهای جدی ایجاد میکند، از این رو دولت در دوراهی افزایش بودجه کالابرگ الکترونیک و تشدید کسری بودجه یا کاهش واقعی یارانه و نارضایتی ناشی از آن قرار میگیرد.
در مجموع با وجود این که باید حرکت از سمت یارانه نقدی غیرهدفمند به سمت کالابرگ الکترونیک هدفمند را به فال نیک گرفت، اما باید توجه داشت که در شرایط تداوم تورم، ابزار کالابرگ الکترونیک خیلی زود دچار مشکل خواهد شد و این مسئله نشان میدهد که آن چه مهمتر از یارانه نقدی یا کالابرگ الکترونیک است، مهار تورم است. تورم دشمن هر پرداختی ثابت است، چه نقدی چه کالایی! بنابراین تا زمانی که تورم مهار نشود نمیتوان به توفیق کالابرگ الکترونیک یا یارانه نقدی دلخوش بود.
وقتی تجارت خارجی را گروگان fatf کردید بخش خصوصی نمی تواند هزینه های دور زدن تحریم را پرداخت کند. مزیت اقتصادی تولید کننده داخلی به جیب دلال خارجی می رود.
اقتصاد فقط تک محصولی نیست اقتصاد کاملا انحصاری است
در پاسخ به سوال ایشان: "چرا تاکنون حکومت نتوانسته یک گزاره درباره این پدیده ارایه بدهد که بهطور معقول از طرف افکار عمومی پذیرفته شود؟" ایشان را به پژوهش پروفسور زوران رادوانوویچ درباره مسمومیت دانش آموزان آلبانیایی در کوزوو ارجاع میدهم.
عنوان گزارش: On the origin of mass casualty incidents in Kosovo, Yugoslavia, in 1990
در این گزارش بر عدم پذیرش ادعای هیستری جمعی از سوی لایه های مختلف هر دو گروه قومی آلبانیایی و صرب، تأکید شده است. حتی احتمال طرح این ادعا از سوی محقق، باعث عدم همکاری جدی از سوی پزشکان هر دو گروه قومی، با محقق می شود.
پس آقای عبدی باید متوجه باشد که محتمل ترین تئوری برای این مسمومیت های سریالی، به صورت پیش فرض، با عدم اقبال عمومی و حتی با احتمال عدم اقبال از سوی مجامع علمی، مواجه خواهد بود.
________________
اما، مساله دیگر مانوری است که بسیاری از رسانه ها، به طور قطع بدون مراجعه و مطالعه پژوهش روی آن میدهند عجیب است و همه هم اصرار دارند که این پژوهش را در صدر سوابق قابل تطبیق بر شرایط ایران، ارائه کنند.
* فضایی که رادوانوویچ از وضعیت منجر به هیستری جمعی در کوزوو و مدارس آن توصیف می کند بسیار اسف بار است و اصولاً هیستری جمعی محصول این وضعیت است. (تصور نمی کنم که فضای ایران حتی در بدترین ایام اغتشاشات با این توصیفات قابل تطبیق باشد)
*کل زمان اپیدمی کمتر از یک هفته است و سه پیک آن در همین یک هفته واقع می شود.
*حضور همزمان صرب ها و آلبانیایی ها در مدارس و ارائه تجربیات متفاوتی از وجود و استشمام بو در مدارس یکی از شواهد قدرتمند این پژوهش است.
*بروز علایم تکرار شونده بعد از درمان اولیه، هر چند محدود اتفاق می افتد اما در پژوهش به عنوان یکی از علایم هیستری جمعی مورد تأکید قرار میگیرد.
علی ایحال مطالعه این پژوهش هم برای موافقین تئوری هیستوری جمعی و هم منتقدین وضعیت موجود، ضروریست.
این مطالعه هم می تواند مواضع امثال آقای عبدی را تعدیل کند و هم اینکه نگرش بهتری از دیگر ابعاد و ضروریاتِ وقوع هیستری جمعی به طیف دیگر درگیر در این پدیده میدهد.
مجوز: تابناک اجازه اعمال هر گونه ممیزی در متن را دارد.
این کار در مدرسه هایی توسط برخی از همان مدرسه مانند دانش آموزان یا کادر انجام شده است .
حالا همان کسانی که خودشان حامی تعطیلی مدارس بوده اند یا در این کار دست داشتند به طعنه و تمسخر می گویند: "چرا سربازان گمنام امام زمان این ها را دستگیر نمی کند؟
ان شاءالله دستگیر هم خواهید شد
اولا) چرا ایران مستقل شده و از وابستگی آنها رهایی یافته و دیگر نمی توانند نفت و گاز را مفت خری کنند؟ و مهمتر اینکه اگر این استقلال طلبی به کشورهای حوزه خلیج فارس یعنی عربستان و امارات هم سرایت پیدا کند و آنها هم استقلال سیاسی پیدا کنند راه بیش از پیش بر غارتگری آنها در منطقه بسته می شود.
ثانیا) چرا ایران علاوه بر استقلال سیاسی، در زمینه علوم مختلف از دفاعی گرفته تا تکنولوژی های نو از قبیل پرتاب ماهواره، پتروشیمی، نانو ذرات و پزشکی (سلول های بنیادین، رادیو داروها و ...) و ... به پیشرفت های قابل ملاحظه ای دست یافته؟
ثالثا) چرا اقتدار ایران از مرزهای منطقه ای فراتر رفته و فرامنطقه ای شده است؟
رابعا) چرا ایران از ملت های مظلوم منطقه بالاخص ملت مظلوم فلسطین حمایت می کند؟ زیرا اگر کشوری صدای ملت های مظلوم دنیا باشد آن گاه قدرت های استکباری نظیر آمریکا براحتی نمی توانند در عمل به سیاست آپارتاد گونه در افغانستان، عراق، لیبی و ویتنام ادامه دهند و بعد در سخن ژست حقوق بشری بگیرند.
این ها بندهای پنهانی است که آمریکا را مجبور کرده به رذالت های سیاسی روی آورد و متاسفانه سه قدرت اروپایی (فرانسه، انگلیس، آلمان) هم یا به دلیل این که استقلال سیاسی از خود ندارند یا به دلیل این که ذی نفح هستند از این سیاست های غلط پیروی می کنند، ولی نتانیاهو و آمریکایی ها باید بدانند که نه تنها قدرت حمله به تاسیسات هسته ای ایران را ندارند و نخواهند داشت بلکه ایران قدرتمند تر از گذشته در راه پیشرفت و ترقی و بومی سازی قدم بر خواهد داشت و آنها هم در آینده مجبورند قدرت منطقه ای و فرامنطقه ای ما را بپذیرند و به جای سیاسی کاری های رذالت گونه با منطق و گفتگو با ملت بزرگ ایران وارد مذاکره شوند.
نتانیاهو بداند که دوران تندرویی ها به پایان رسیده و سیاسی کاری کردن و لقب پلیس خوب و بد به گروسی دادن فقط افکار ملت های منطقه و دنیا را با سیاست های غلط این رژیم جعلی آشکارتر می کند و خودش بهتر از همه می داند که اگر به تاسیسات هسته ای ایران حمله کند در کسری از ثانیه تلاویب از روی زمین محو خواهد شد پس بهتر است به جای حرف هایی که صد منش یک غاز ارزش ندارد، منطقی سخن بگوید هر چند از چنین فرد تندرویی منطقی سخن گفتن دور از انتظار است.






















