گزيده سرمقاله روزنامههاي صبح امروز
کد خبر: ۱۱۶۵۲۷
| | 4045 بازدید
كيهان
«دايره قرمز» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم حميد اميدي است كه در آن ميخوانيد:
رهبر معظم انقلاب در ديدار اخير دانشجويان و نخبگان كشور با ايشان ضمن تاكيد بر اينكه دانشگاه آماج خيلي از توطئههاي دشمن است خطاب به دانشجويان گفتند: «دشمن، شما دانشجويان را در دايره قرمز گذاشته، مشخصتان كرده. اصلاً خيلي از برنامهها براي لغزاندن و منحرف كردن شما است. براي بي خيال كردن شما نسبت به سرنوشت كشور و مصالح انقلاب.»
بدون ترديد دانشگاهها به عنوان قلب تپنده جامعه، منشأ بسياري از تحولات سياسي، اجتماعي و فرهنگي بودهاند. سقوط و يا پيشرفت بسياري از جوامع، ارتباطي تام با وضع دانشگاههاي آن كشور داشته است. اگر دانشگاه خودباوري و دشمن ستيزي را سرلوحه كار خود قرار دهد و آگاهي، آزادانديشي، بينش صحيح و بصيرت را راهنماي مسير خود نمايد، به موازات آن، جامعه نيز چنين گرايشي خواهد يافت.
موقعيت سياسي و فرهنگي ايران در منطقه و جهان به گونهاي است كه قدرتهاي سلطه جوي جهاني، هرگونه پيشرفت و اعتلاي نظام اسلامي را در تضاد با منافع خود ميدانند از اين رو با طرحها و سناريوهاي مختلف سعي دارند تا منافع استكباري خود را با موانعي كه در مسير توسعه ايران قرار ميدهند، تامين نمايند. دانشگاهها با توجه به موقعيت، پتانسيل و اثرگذاري خود، همواره بيش از هر نهاد ديگري مطمع نظر دشمن و دنبالههاي داخلي آنان بوده است.
حضرت امام(ره) به اين نكته اشاره داشته و ميفرمايند: «بالاترين چيزي كه دشمنان كشورهاي مستضعف و كشور اسلامي انگشت رويش گذاشتهاند،دانشگاه است. براي اينكه آنها خوب ميدانند كه اگر دانشگاه در خدمت آنها باشد، يعني همه كشور در خدمت آنهاست. دانشگاه است كه امور كشور را اداره ميكند. دانشگاه است كه نسل آينده و حاضر را تربيت ميكند و اگر چنانچه دانشگاه در اختيار چپاولگرهاي شرق و غرب باشد، كشور نيز در اختيار آنهاست.»
اگر چه در كشور و نظام اسلامي قدري دور از ذهن است كه دانشجو و جريانات دانشجويي خود خواسته در مسير دشمن قرار گيرند اما بايد اذعان داشت كه جداي از صحنه گردانان داخلي توطئههاي دشمن كه دانسته دست دوستي با آنان دادهاند، عدهاي نيز ناخواسته و از روي ناآگاهي و عدم بصيرت لازم در دام آنان گرفتار ميشوند.
جمهوري اسلامي
«تحليل سياسي هفته» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
ماه مبارك رمضان به نيمه رسيد در حاليكه عمرها به سرعتي باورنكردني سپري ميشوند و شايد تنها چيزي كه در اين ميان تسلاي دل غارتزدگان و سرمايه از كفدادگان باشد، پاداشي است كه در قبال آن بدست ميآورند. خوشا به حال كساني كه بهره آنها از گذر عمر، كسب رضوان الهي باشد. با اين وصف دو هفته از ضيافت الهي را پشتسر گذاشتيم پس بايد اين گنج پربها را قدر دانست كه اگر بيحاصل از دست برود، افسوس طولاني را در پي دارد.
اين ماه پرفضيلت كه به نيمه ميرسد، قمر منير آن درخشان ميشود و گويي همه جا آئينهدار طلعت بيمثال كريم اهل بيت(ع)، امام حسن مجتبي ميشود. به همين مناسبت و در گراميداشت ميلاد خجسته سبط اكبر، معنويت اين ايام دوچندان است و سفرههاي احسان به نام اين باب رحمت يزدان گشوده ميگردد و دستگيري از نيازمندان به تأسي از آن امام كريم فراگير ميشود. پس زهي سعادت براي آنان كه در اين روزها به ياري مستمندان شتافته و دست افتادگان را ميگيرند و قطرات اشك را از گونههاي نمناك افراد بيبضاعت پاك ميكنند.
هفته آينده به لحاظ نزديكي به شبهاي قدر و جلوه رحماني و غفران كبريايي حضرت حق از اهميت ويژهاي برخوردار است و مومنان خود را براي برپايي ليالي قدر و شبهايي كه با هزاران ماه هم قابل قياس نيست، آماده ميكنند.
هفته اول شهريور ماه همچنين يادآور شهادت جانگداز دو خدمتگزار بيمنت به انقلاب و ملت يعني شهيدرجايي و باهنر است كه در كسوت رئيس جمهور و نخست وزير در آتش كين دشمنان نظام سوختند و راه را براي امت روشن ساختند. به همين مناسبت از سوم تا نهم شهريورماه به عنوان هفته دولت نامگذاري شده است. واقعيت اينست كه علاقه مردم به اين دو شهيد بزرگوار بيعلت نبود زيرا اين دو كبوتر سبكبال و بيادعا، با رفتن زير بار مسئوليت سنگين، با جلوههاي درخشاني از اخلاص، معنويت، اخلاق، سادهزيستي، شجاعت، استقلالطلبي، بيگانهستيزي، آخرتگرايي و دنياگريزي، الگوهاي درخشاني از خدمتگزاري را به مردم ارائه كردند كه هنوز هم پس از گذشت حدود 30 سال از آن دوران، كام مردم با اين كرامتها شيرين است و جاي خالي آنها را همواره احساس ميكنند و به روح پرفتوح آنها درود ميفرستند.
رسالت
«وحدت در حرف يا عمل؟»عنوان سرمقالهي روزنامه رسالت به قلم دکتر حشمت الله فلاحت پيشه است كه در آن ميخوانيد:
«بايد به معايب دولت همچون زخمهاي پدر نگاه کرد، با ترسي پارسايانه و دست لرزيدني عطوفت آميز.» «ادموند برک» به دلايل مختلف «وحدت» در جامعه و بويژه وحدت عملي ميان قوا بر سر پيشبرد کشور و حل مشکلات موجود به يک «مطالبه عمومي» تبديل شده است: خستگي مردم از افراط و تفريط سياسي و بويژه سياسي شدن حوزههاي مديريتي، ضعف در کارآمدي، مقصريابيهاي بي نتيجه، فرار از زير بار مسئوليت با طرح ادعاهاي حق به جانب کلي و بويژه «تهديد خارجي.»
پس از درخواستهاي متعدد مبني بر ضرورت مداخله سران کشور جهت پايان دادن به اختلافات و دلمشغوليهاي دلسوزانه نسبت به کاهش کارآمدي قوا در اداره امور کشور، اظهارات مقام معظم رهبري فصل الخطاب جدي براي اختلافات و وحدت گريزيها بود. وحدت در قالب اصول براي همه جريانهاي سياسي که در ذيل قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران فعاليت ميکنند و وحدت قوا در اداره بهينه امور کشور.
دردوره اخير تصاعد اختلافات به حدي بود که حتي بسياري از زعماي قوم نيز از «مساعي جميله» جهت رفع اختلافات خودداري ميکردند و حتي اغلب افراد قائل به وفاق و مقابله با افراط و تفريط متهم به سازش، انحراف و غيره ميشدند. اما اکنون به دلايلي که در ابتدا ذکر شد، خط وحدت به خوبي تعريف شده است. هر چند که طبق تجربه تاريخي بدون ترسيم يک دستور کار عملياتي ممکن است بسياري از اظهارات زيبا فقط در قالب حرف باقي بماند. دستور کار آينده بايد از شاخصههاي ذيل برخوردار باشد.
مردم سالاري
«استقبال دولتمردان از تعطيلي سه روزه»عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم کورش شرفشاهي است كه در آن ميخوانيد؛در جلسه علني روز سه شنبه مجلس شوراي اسلا مييک باره طرحي از سوي برخي نمايندگان مطرح شد که در شرايط اقتصادي فعلي جاي سوال و تعجب داشت. تعدادي از نمايندگان طرحي را امضا کرده بودند که تعطيلا ت عيد فطر به 3 روز افزايش يابد و دولت نيز مجاز شود همه ساله هر جور که دلش خواست ساعات کار ادارات دولتي را در ماه رمضان کاهش دهد.
البته اين طرح را آنچنان با دو فوريت تهيه کرده بودند که بتوان در عيد فطر همين سال به فيض اکمل تعطيلا ت نايل شد اما فراموش نکنيم که تصميمات احساسي و مقطعي تاثيرات جبران ناپذيري دارد.البته دولتمردان هم با اين طرح موافقند و معاون پارلماني رئيس جمهور هم اعلا م کرده که دولت با طرح سه روزه موافق است.
در وهله اول اين طرح در مقابله با نام گذاري سال همت مضاعف و کار مضاعف قرار ميگيرد زيرا در حالي که مقام معظم رهبري تشخيص دادهاند که کشور به تلا ش و همت بيشتري نياز دارد طراحان تعطيلا ت عيد فطر تشخيص دادهاند که بهتر است تلا ش و همت مضاعف را در تعطيلي بجوييم که اگر اين فتح باب اتفاق بيفتد از اين پس بايد در انتظار افزايش تعطيلا ت باشيم.
البته اگر ميزان تعطيلا ت در کشور ما پايين بود افزودن دو روز به تعطيلا ت کشور توجيه داشت اما در کشوري که بالا ترين روزهاي تعطيلي را در جهان دارد و به دليل همين تعطيلا ت در معاملا ت جهاني حضورش کاهش يافتن 2 روز تعطيلي ديگر به معناي در انزوا قرار گرفتن بيشتر است به ويژه آنکه تعطيلا ت جهاني روزهاي شنبه و يک شنبه و تعطيلا ت ايراني روزهاي پنج شنبه و جمعه است که در عمل ايران با جهان 4 روز قطع رابطه دارد. البته طراحان به اين فکر افتادند که روزهاي 15 خرداد که به مناسبت هجوم رژيم شاهنشاهي به حوزه علميه قم از سوي امام خميني (ره) براي هميشه عزاي عمومي اعلا م شد و 29 اسفند که روز ملي شدن صنعت نفت اعلا م شده را به روز کاري تبديل کنند که اين نيز جاي نقد دارد.
تهران امروز
«جداسازي ري و شميران خطر پيشروي تهران»عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز به قلم سعيد ساداتنيا است كه در آن ميخوانيد؛جداسازي ري و شميران از كلانشهر تهران، حيات پايتخت را به خطر مياندازد. ري در بخش جنوب و شميران در منطقه شمال، نقش محورهاي اصلي ستون فقرات تهران را ايفا ميكنند كه در صورت آسيب نه تنها حيات شهر را به خطر مياندازند بلكه زندگي ساكنان را نيز دستخوش تغييرات و خطرات احتمالي قرار ميدهند.
تهران شهري كه از مجموعه روستاهاي قديمي به هم پيوسته تشكيل شده مانند قيطريه، شمسآباد و....تصور كنيد اگر ري يا شميران بخواهد ار پايتخت جدا شود و به شكل مستقلي به حيات شهري خود ادامه دهد، بعد از مدتي قيطريه كه روستايي پنج هزار ساله است خواستار استقلال ميشود و محله جواديه نيز بايد يك شهرستان شود و چيزي نميگذرد كه روستاي قديمي لواسانات هم درخواست استقلال ميكند و شمسآباد هم خواهان جدايي از پايتخت و در آينده تهران ميماند و صدها شهرستان در اطراف.
مطمئنم با جداسازي ري و شميران از تهران نه تنها به افزايش فاصلهها از بعد زندگي شهري و شهرسازي کمک ميکنيم بلكه تهران را نيز كه يك مجموعه به هم پيوسته است تكه پاره ميكنيم و در آينده بايد هر محله پايتخت را به شكلي مستقل بشناسيم و منتظر عواقب آن باشيم.
درست در زمان قاجارها بود كه تهران از لحاظ سوقالجيشي بهعنوان پايتخت انتخاب شد و به صورت يك مجموعه پيوسته، مركز تمام برنامهريزيهاي كشوري قرار گرفت اما امروز جدا كردن بخشهاي پيوسته تهران و تجزيه اين پايتخت به بخشهاي مستقل يك فعاليت سياسي نيست كه با هدف رشد و تعامل انجام شود بلكه بيشتر به سياستبازي شبيه است كه حيات پايتخت ايران را به خطر مياندازد.
ابتكار
«استراتژي بازدارندگي ايران»عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم رحمان قهرمانپور است كه در آن ميخوانيد:
روز يکشنبه ايران اولين هواپيماي بدون سرنشين جت را رونمايي کرد. تداوم پرواز در ارتفاع زياد و مسافتهاي دوردست، سرعت بالا، توان انجام دادن ماموريتهاي مختلف با اهداف گوناگون از قابليتهاي اين جت بمب افکن عنوان شده است. با توجه به اين اقدام استراتژي نظامي ايران چيست و آيا اين استراتژي ارتباطي به رقابت تسليحاتي در خاورميانه دارد؟
استراتژي نظامي ايران: استراتژي نظامي ايران مبتني بر بازدارندگي دفاعي همه جانبه است. منظور از بازدارندگي همه جانبه هم بازدارندگي متقارن است هم بازدارندگي غيرمتقارن. دليل اين که جمهوري اسلامي ايران اين نوع استراتژي را انتخاب کرده است اين است که نوع تهديداتي که جمهوري اسلامي در محيط پيراموني خودش و در سطح بينالمللي با آنها مواجه است از هر دو جنس است. يعني بخشي از اين تهديدات، تهديدات سنتي متقارن است نظير تهديداتي که از جانب اسرائيل يا آمريکا وجود دارد.
تهديدات نامتقارن : بخش ديگري از اين تهديدات، تهديدات نامتقارن است نظير نفوذ گروههاي تروريستي به مرزهاي ايران و حمايت بعضي کشورها از اين گروهها يا انجام برخي اقدامات ديگر که ميتواند شکل يک نوع جنگ نامتفارن به خود بگيرد. بر اين اساس استراتژي نظامي جمهوري اسلامي بر مبناي بازدارندگي دفاعي همه جانبه شکل گرفته است. منظور از دفاعي در اين استراتژي اين است که همانطور که ايران بارها اعلام کرده است جمهوري اسلامي قصد تهاجم به هيچ کشوري را ندارد و عمده تسليحاتي که ايران توانسته آنها را طراحي و آزمايش کند و بسازد خصلت تدافعي دارد و نه تهاجمي.
ارسال پيام سياسي: از نظر سياسي هم به طورطبيعي رونمايي از سلاحهاي جديد، انجام مانورهاي نظامي و اقدامات ديگر خصلت بازدارندي دارند و در معناي سياسي به نوعي ارسال پيام به طرف مقابل است مبني بر اين که ايران آمادگي نظامي لازم را دارد تا طرف مقابل را از انجام هرگونه ماجراجويي در مورد ايران منصرف سازد.
ايران
«رهاورد قدرت ملي براي نظام و ملت»عنوان يادداشت روز روزنامه ايران به قلم دكتر سيد موسي ديباج است كه در آن ميخوانيد؛موافقت اراده ملي با حکم الهي پيشاپيش در مضمون کلي قانون اساسي کشور ما آمده است. اين بهانه که اراده ملي خود به خود با احکام الهي همراه نيست يک تزوير براي ايجاد ديکتاتوري و نفي بسط و تنفيذ و نيز كنار گذاشتن احکام و حدود شرع است. ملت مسلمان ايران خواهان اجراي احکام الهي است که بعضاً در عمل رها شده است.
هيچ قاعدهاي در قرآن عليه اصل قدرت يک ملت نيست و هيچ قاعده فقهي نيز عليه آن نيست. آري چنانچه قدرت يک ملت در برابر اراده خداوند بايستد و راه شرک در پيش گيرد ، اين قدرت منفي و منهي عنه است و نابودي و خسران و گمراهي سرنوشت آن خواهد شد. درباره يک ملت راستانديش و درستکار بايد گفت هر چه يک دولت مقتدرتر باشد در اجراي حدود الهي نيز موفقتر است، مشروط به آنکه آن حدود و احکام و فرامين در رأس همه اصول باشد. آنچه در احاديث و منابع روايي ما خطير شمرده شده است وضع و اجراي حکم الهي و کوشش براي تحقق آن است.
محتواي هنجاري سياستهاي هر دولت در حدود عقل مندرج در فعل سياسي شناخته ميشود. عقلاني يا غيرعقلاني بودن از گفتارهاي متمايز از عمل سياسي يک دولتمرد سنجيده نميشود. هر دولتمرد و يک رئيس جمهور ميتواند در مواردي گفتارهاي شخصي و سليقهاي نيز داشته باشد .
ملت همواره از نمايندگان اين انتظار را دارد که کار خود را براساس خرد و انديشه انجام دهند و حکم ناب خرد را بر ميل و غرض شخصي و منفعت کوتاه سياسي مقدم دارند. مطلقانگاري خواستههاي محدود منطقهاي، قومي و گروهي و شخصي برخي افراد در برابر دولتي که بر عهده و وظيفه خود توجه به همه مناطق کشور را اساس قرار داده است امري خلاف عقل و تدبير متعهدانه سياسي است.
آفرينش
«ترکيه و نگاه امنيتي تازه به ايران»عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش به قلم علي رمضاني است كه در آن ميخوانيد:
شوراي امنيت ملي ترکيه در تازه ترين پيش نويس اسناد امنيت ملي تصميم به حذف نام ايران از ليست کشورهايي کرده است که زماني به تلاش براي تهديد قرار دادن امنيت ملي ترکيه متهم شده بودند.در اين بين با انتشار پيش نويس سند جديد امنيت ملي اين کشور يا کتاب سرخ به هيچ تهديدي درباره خطر صدور انقلاب اسلامي ايران و.. به ترکيه اشاره نشده و فقط از قدرت هستهاي ايران ابراز نگراني شده است.در واقع در صورت تصويب اين سند جديد در چند ماه آينده توسط آنکارا ديگر از ايران با عنوان "تهديد ويژه" براي امنيت ملي اين کشور نام برده نخواهد شد.
در اين بين هر چند تنها ايران نيست که با خروج از اين ليست ديگر تهديدي براي اين کشور تلقي نميشود اما نگاه جديد به مقوله امنيت ملي در نزد سياست مداران حزب عدالت وتوسعه بيانگر اين نکته است که در حالي که در پنج سال پيش شوراي امنيت ملي ترکيه نام ايران را در اين ليست سياه قرار داده بود اينک ترکيه ميکوشد تا با برقراري سياست خارجي هوشمندانه "صفر کردن مشکلات "از سطح مشکلات در روابط با همسايگان بکاهد و با توجه به منافع ملي خود دامنه نفوذ منطقهاي خود را گسترش داده و به بازيگري فعال در منطقه بدل شود.
در اين بين سخن رجب طيب اردوغان و تاکيد وي که آنکارا نه به شرق رفته و نه در آغوش غرب افتاده است نشان دهنده اين نکته است که ترکيه نوين نه به دنبال قطع اميد از پيوستن به اتحاديه اروپاست ونه فقط به روابط با شرق و روابط ويژه با ايران ميانديشد. بلکه با توجه به منافع ملي در راستاي مناطق نفوذ تازه وگسترش قدرت اقتصادي خود خواهد بود.
در اين راستا سياست خارجي ترکيه هرچند در دوسال گذشته از روابط ويژه واستراتژيک با تل آويو کاسته است واکنون روابطي عادي با اسرائيل دارد اما از سوي ديگر نيز به نفوذ خود در خاورميانه عربي افزوده وبا تهران ودمشق روابطي پردامنه را آغاز کرده است . در اين بين بازيگري ويژه آنکارا در مساله ارسال کمک به غزه و پرونده هستهاي ايران وزن سياسي اين کشور رابالا برده همچنان که ترکيه هيچگاه منافع اقتصادي و سياسي خويش را در روابط خود فراموش نکرده است.
قدس
«جهش علمي و اقتدار نظامي ايران»عنوان سرمقاله روزنامهي قدس به قلم غلامرضا قلندريان است كه در آن ميخوانيد:
در آغازين روزهاي هفته دولت، بار ديگر دستاوردهاي چشمگير نظام جمهوري اسلامي، همچون گذشته ديدگان جهانيان را به غيرت و همت جوانان اين مرز و بوم که در فضاي تحريمهاي گسترده و تنگناي امکانات توانستند براي توسعه و پيشرفت کشور توانمنديهاي گوناگون نظامي را براي صيانت از امنيت ملي و منافع ملي به نمايش بگذارند، جلب نمود.
انعکاس گسترده دستاوردهاي نظامي در روزهاي اخير با وجود تشديد تهديدها از سوي نظام سلطه، بيانگر نکات قابل تأملي است که به برخي از آنها اشاره ميگردد.
1 - اين پيشرفت قابل اعتنا در حوزه صنايع دفاعي ثابت نمود جمهوري اسلامي با وجود تحريم از سوي بيگانگان، بويژه صدور چهار قطعنامه شوراي امنيت و تحريمهاي يکجانبه آمريکا و اتحاديه اروپا، توانسته است با بي اعتنايي به آنها و با اتکا به توانمنديهاي بومي خود، براي حفاظت از مرزهاي کشور در مقابل تهديدهاي احتمالي دشمنان به ابزارهاي مدرن نظامي دست يابد.
گفتني است، توانمنديهاي نظامي اخير از سوي چهرههاي شاخص بيگانه مورد تأييد قرار گرفته است و به پيشرفت جمهوري اسلامي در حوزه ياد شده اعتراف کردهاند. تحريمها نشان داد بلوک غرب نميتواند در اراده يک ملت براي پيشرفت مانع ايجاد کند، بلکه ايجاد محدوديتها توانست عزم دولتمردان و جوانان اين مملکت را براي رسيدن به قلههاي تعريف شده پيشرفت، بويژه بر اساس سند چشم انداز در عرصههاي گوناگون، قرين توفيق نمايد.
2 - آزمايش دستاوردهاي نظامي ايران سبب گرديد سايه تهديدها از سر کشور کوتاه گردد و دشمنان انقلاب اسلامي پيام اين موقعيت جديد ايران را درک کنند. تحويل زيردريايي به نيروي دريايي، آزمايش موشک «قيام» و آزمايش جت «کرار» و ديگر تجهيزات جديد در روزهاي اخير باعث کاهش تهديدهاي مقامهاي آمريکايي - که در روزهاي گذشته به اوج رسيده بود- گرديد و وادار به عقب نشيني شدند. قبل از سوختگذاري نيروگاه اتمي بوشهر «جان بولوتن» ادعا نموده بود اسرائيل فقط يک هفته مهلت دارد بوشهر را بمباران کند که پس از سوختگذاري، در اظهاراتي اذعان نمود ايران تا دستيابي به بمب هستهاي يک سال فاصله دارد. به همين دليل، تهديدها نسبت به ايران در اظهارات مقامهاي نظامي و سياسي واشنگتن تعديل گرديد. «ديويد پترائوس» فرمانده نيروهاي آمريکايي و ناتو در افغانستان نيز در سخناني مشابه بر اظهارات جان بولتون صحه نهاد.
آرمان
«جذب حداکثري»عنوان سرمقاله روزنامه آرمان به قلم جواد آرين منش است كه در آن ميخوانيد:
موضوع جاذبه حداکثري و دافعه حداقلي موضوعي است که اصل آن از آموزههاي ائمه عليهم السلام و بزرگان ديني اخذ شده است. امام راحل هم بر اين شيوه تاکيد ميکردند و خودشان هم در عمل جاذبه حداکثري و دافعه حداقلي را اجرا ميکردند و در واقع با همين شيوه بود که توانستند قلب خيل عظيم جوانان و تودههاي مردم را تسخير کنند و اين انقلاب را رقم بزنند.اين جذب حداکثري و دفع حداقلي در سخنان رهبر معظم انقلاب هم به شيوههاي گوناگوني طرح شده است. نخست ايشان در استفتايي که اخيرا
از ايشان در مورد التزام عملي به ولايت فقيه شده بود به اين مسئله اشاره کردند که همه افرادي را که داخل چهارچوب نظام اسلامي قرار دارند يعني کساني که قانون اساسي را پذيرفتهاند و به ساير قوانين نيز احترام ميگذارند و زير سايه حکومت ولي فقيه زندگي ميکنند جزو ملتزمين عملي ولايت فقيه بر ميشمرند.
در ديدار اخير سران نظام هم ايشان همين موضوع را به زبان ديگر بيان داشتند. مصداق سخنان ايشان جذب همه کساني بود که نظام را پذيرفتند و به قانون اساسي اعتقاد دارند، ولايت فقيه را قبول دارند و در اين کشور و در اين قانون و در اين نظام زندگي ميکنند.همين افراد جنگ را اداره کردند و دوران سازندگي را به سرانجام رساندند و اکنون نيز دارند خدمت ميکنند. همه اين افراد در چهارچوب اصولگرايي قرار ميگيرند.
مجموعه افرادي که اصول نظام ( يعني حاکميت اسلام،حقيقت انقلاب و ولايت فقيه) را قبول دارند در دايره اصولگرايي قرار ميگيرند.اما چرا اکنون رهبري تاکيد مجددي بر اين مساله دارند؟ در جواب بايد گفت که اکنون استکبار جهاني، صهيونيسم بين المللي با تمام امکاناتشان در برابر ايران قرار گرفتهاند و از آنجا که رشد و توسعه ايران را در تعارض با منافع خود ميبينند، هر روز به يک شيوهاي مخالفت ميکنند.
يک روز تهديد ميکنند، روز دگر قطعنامه ميدهند و روز دگر توطئه ميکنند. در زماني که با اين چنين دشمني روبرو هستيم برخي درصدد دنبال کردن سياست طرد هستند. درحالي که جامعه نيازمند وحدت است و اين نياز، امروزه بيش از گذشته بايد مورد توجه همه گروهها باشد.
دنياي اقتصاد
«خسته نشديد از اين همه تناقض آماري؟» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم محمد حسين مهرزاد است كه در آن ميخوانيد:
مرکز آمار ايران و بانک مرکزي هر کدام ساز خودشان را کوک ميکنند. چند وقتي است که تناقض آماري اين دو نهاد دولتي به امري عادي تبديل شده و انگار هيچ کس به فکر اعتماد مجروح جامعه نيست. بحث راجع به چرايي اين زخمهاي نشسته بر اعتماد مردم در اين فرصت نميگنجد اما آنچه جاي طرح کردنش دقيقا همينجاست يک سوال ساده از مسوولان دولت دهم است؛ خسته نشدهايد از اين همه آمار متناقض؟
نرخ رشد صنعتي، ميزان سرمايهگذاريهاي خارجي، نرخ تورم، نرخ رشد بيکاري و حالا هم نرخ کاهش صدور پروانههاي ساختوساز واحدهاي مسکوني! واقعا اين همه شاخص مهم چرا بايد در ميان اعداد متناقض سردرگم شوند؟ در حالي مرکز آمار ايران گزارش داد در سال 88 ميزان پروانههاي ساختماني صادر شده در شهر تهران به 10 هزار و 878 فقره رسيده است که اين رقم در مقايسه با سال 87 نشان از کاهش 1/48 درصدي صدور پروانه ساختوساز در شهر تهران دارد. ديروز خبر آمد که خير! اينجورها هم که ميگويند نيست. راوي خبر بانک مرکزي بود که اعلام کرد کاهش پروانههاي ساختوساز در همين مدت 7/21 درصد بوده است. استفاده از رياضيات دوران ابتدايي نشان ميدهد که بين آمار دو مرکز مهم دولتي راجع به موضوعي واحد بيش از 26 درصد اختلاف هست!
به نظر ميرسد وقت آن رسيده که اعداد ديگر شکنجه نشوند و نهادي مستقل از دولت مسوول بررسي شاخصهاي مهم اقتصادي کشور شود، البته اين مهم يک شرط ساده دارد؛ اينکه به اين نهاد اجازه داده شود تا در استقلال کامل و دور از تاثير آمار دولتيها در راه از پيش رفته بانک مرکزي و مرکز آمار ايران قدم نگذارد.
«دايره قرمز» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم حميد اميدي است كه در آن ميخوانيد:
رهبر معظم انقلاب در ديدار اخير دانشجويان و نخبگان كشور با ايشان ضمن تاكيد بر اينكه دانشگاه آماج خيلي از توطئههاي دشمن است خطاب به دانشجويان گفتند: «دشمن، شما دانشجويان را در دايره قرمز گذاشته، مشخصتان كرده. اصلاً خيلي از برنامهها براي لغزاندن و منحرف كردن شما است. براي بي خيال كردن شما نسبت به سرنوشت كشور و مصالح انقلاب.»
بدون ترديد دانشگاهها به عنوان قلب تپنده جامعه، منشأ بسياري از تحولات سياسي، اجتماعي و فرهنگي بودهاند. سقوط و يا پيشرفت بسياري از جوامع، ارتباطي تام با وضع دانشگاههاي آن كشور داشته است. اگر دانشگاه خودباوري و دشمن ستيزي را سرلوحه كار خود قرار دهد و آگاهي، آزادانديشي، بينش صحيح و بصيرت را راهنماي مسير خود نمايد، به موازات آن، جامعه نيز چنين گرايشي خواهد يافت.
موقعيت سياسي و فرهنگي ايران در منطقه و جهان به گونهاي است كه قدرتهاي سلطه جوي جهاني، هرگونه پيشرفت و اعتلاي نظام اسلامي را در تضاد با منافع خود ميدانند از اين رو با طرحها و سناريوهاي مختلف سعي دارند تا منافع استكباري خود را با موانعي كه در مسير توسعه ايران قرار ميدهند، تامين نمايند. دانشگاهها با توجه به موقعيت، پتانسيل و اثرگذاري خود، همواره بيش از هر نهاد ديگري مطمع نظر دشمن و دنبالههاي داخلي آنان بوده است.
حضرت امام(ره) به اين نكته اشاره داشته و ميفرمايند: «بالاترين چيزي كه دشمنان كشورهاي مستضعف و كشور اسلامي انگشت رويش گذاشتهاند،دانشگاه است. براي اينكه آنها خوب ميدانند كه اگر دانشگاه در خدمت آنها باشد، يعني همه كشور در خدمت آنهاست. دانشگاه است كه امور كشور را اداره ميكند. دانشگاه است كه نسل آينده و حاضر را تربيت ميكند و اگر چنانچه دانشگاه در اختيار چپاولگرهاي شرق و غرب باشد، كشور نيز در اختيار آنهاست.»
اگر چه در كشور و نظام اسلامي قدري دور از ذهن است كه دانشجو و جريانات دانشجويي خود خواسته در مسير دشمن قرار گيرند اما بايد اذعان داشت كه جداي از صحنه گردانان داخلي توطئههاي دشمن كه دانسته دست دوستي با آنان دادهاند، عدهاي نيز ناخواسته و از روي ناآگاهي و عدم بصيرت لازم در دام آنان گرفتار ميشوند.
جمهوري اسلامي
«تحليل سياسي هفته» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
ماه مبارك رمضان به نيمه رسيد در حاليكه عمرها به سرعتي باورنكردني سپري ميشوند و شايد تنها چيزي كه در اين ميان تسلاي دل غارتزدگان و سرمايه از كفدادگان باشد، پاداشي است كه در قبال آن بدست ميآورند. خوشا به حال كساني كه بهره آنها از گذر عمر، كسب رضوان الهي باشد. با اين وصف دو هفته از ضيافت الهي را پشتسر گذاشتيم پس بايد اين گنج پربها را قدر دانست كه اگر بيحاصل از دست برود، افسوس طولاني را در پي دارد.
اين ماه پرفضيلت كه به نيمه ميرسد، قمر منير آن درخشان ميشود و گويي همه جا آئينهدار طلعت بيمثال كريم اهل بيت(ع)، امام حسن مجتبي ميشود. به همين مناسبت و در گراميداشت ميلاد خجسته سبط اكبر، معنويت اين ايام دوچندان است و سفرههاي احسان به نام اين باب رحمت يزدان گشوده ميگردد و دستگيري از نيازمندان به تأسي از آن امام كريم فراگير ميشود. پس زهي سعادت براي آنان كه در اين روزها به ياري مستمندان شتافته و دست افتادگان را ميگيرند و قطرات اشك را از گونههاي نمناك افراد بيبضاعت پاك ميكنند.
هفته آينده به لحاظ نزديكي به شبهاي قدر و جلوه رحماني و غفران كبريايي حضرت حق از اهميت ويژهاي برخوردار است و مومنان خود را براي برپايي ليالي قدر و شبهايي كه با هزاران ماه هم قابل قياس نيست، آماده ميكنند.
هفته اول شهريور ماه همچنين يادآور شهادت جانگداز دو خدمتگزار بيمنت به انقلاب و ملت يعني شهيدرجايي و باهنر است كه در كسوت رئيس جمهور و نخست وزير در آتش كين دشمنان نظام سوختند و راه را براي امت روشن ساختند. به همين مناسبت از سوم تا نهم شهريورماه به عنوان هفته دولت نامگذاري شده است. واقعيت اينست كه علاقه مردم به اين دو شهيد بزرگوار بيعلت نبود زيرا اين دو كبوتر سبكبال و بيادعا، با رفتن زير بار مسئوليت سنگين، با جلوههاي درخشاني از اخلاص، معنويت، اخلاق، سادهزيستي، شجاعت، استقلالطلبي، بيگانهستيزي، آخرتگرايي و دنياگريزي، الگوهاي درخشاني از خدمتگزاري را به مردم ارائه كردند كه هنوز هم پس از گذشت حدود 30 سال از آن دوران، كام مردم با اين كرامتها شيرين است و جاي خالي آنها را همواره احساس ميكنند و به روح پرفتوح آنها درود ميفرستند.
رسالت
«وحدت در حرف يا عمل؟»عنوان سرمقالهي روزنامه رسالت به قلم دکتر حشمت الله فلاحت پيشه است كه در آن ميخوانيد:
«بايد به معايب دولت همچون زخمهاي پدر نگاه کرد، با ترسي پارسايانه و دست لرزيدني عطوفت آميز.» «ادموند برک» به دلايل مختلف «وحدت» در جامعه و بويژه وحدت عملي ميان قوا بر سر پيشبرد کشور و حل مشکلات موجود به يک «مطالبه عمومي» تبديل شده است: خستگي مردم از افراط و تفريط سياسي و بويژه سياسي شدن حوزههاي مديريتي، ضعف در کارآمدي، مقصريابيهاي بي نتيجه، فرار از زير بار مسئوليت با طرح ادعاهاي حق به جانب کلي و بويژه «تهديد خارجي.»
پس از درخواستهاي متعدد مبني بر ضرورت مداخله سران کشور جهت پايان دادن به اختلافات و دلمشغوليهاي دلسوزانه نسبت به کاهش کارآمدي قوا در اداره امور کشور، اظهارات مقام معظم رهبري فصل الخطاب جدي براي اختلافات و وحدت گريزيها بود. وحدت در قالب اصول براي همه جريانهاي سياسي که در ذيل قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران فعاليت ميکنند و وحدت قوا در اداره بهينه امور کشور.
دردوره اخير تصاعد اختلافات به حدي بود که حتي بسياري از زعماي قوم نيز از «مساعي جميله» جهت رفع اختلافات خودداري ميکردند و حتي اغلب افراد قائل به وفاق و مقابله با افراط و تفريط متهم به سازش، انحراف و غيره ميشدند. اما اکنون به دلايلي که در ابتدا ذکر شد، خط وحدت به خوبي تعريف شده است. هر چند که طبق تجربه تاريخي بدون ترسيم يک دستور کار عملياتي ممکن است بسياري از اظهارات زيبا فقط در قالب حرف باقي بماند. دستور کار آينده بايد از شاخصههاي ذيل برخوردار باشد.
مردم سالاري
«استقبال دولتمردان از تعطيلي سه روزه»عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم کورش شرفشاهي است كه در آن ميخوانيد؛در جلسه علني روز سه شنبه مجلس شوراي اسلا مييک باره طرحي از سوي برخي نمايندگان مطرح شد که در شرايط اقتصادي فعلي جاي سوال و تعجب داشت. تعدادي از نمايندگان طرحي را امضا کرده بودند که تعطيلا ت عيد فطر به 3 روز افزايش يابد و دولت نيز مجاز شود همه ساله هر جور که دلش خواست ساعات کار ادارات دولتي را در ماه رمضان کاهش دهد.
البته اين طرح را آنچنان با دو فوريت تهيه کرده بودند که بتوان در عيد فطر همين سال به فيض اکمل تعطيلا ت نايل شد اما فراموش نکنيم که تصميمات احساسي و مقطعي تاثيرات جبران ناپذيري دارد.البته دولتمردان هم با اين طرح موافقند و معاون پارلماني رئيس جمهور هم اعلا م کرده که دولت با طرح سه روزه موافق است.
در وهله اول اين طرح در مقابله با نام گذاري سال همت مضاعف و کار مضاعف قرار ميگيرد زيرا در حالي که مقام معظم رهبري تشخيص دادهاند که کشور به تلا ش و همت بيشتري نياز دارد طراحان تعطيلا ت عيد فطر تشخيص دادهاند که بهتر است تلا ش و همت مضاعف را در تعطيلي بجوييم که اگر اين فتح باب اتفاق بيفتد از اين پس بايد در انتظار افزايش تعطيلا ت باشيم.
البته اگر ميزان تعطيلا ت در کشور ما پايين بود افزودن دو روز به تعطيلا ت کشور توجيه داشت اما در کشوري که بالا ترين روزهاي تعطيلي را در جهان دارد و به دليل همين تعطيلا ت در معاملا ت جهاني حضورش کاهش يافتن 2 روز تعطيلي ديگر به معناي در انزوا قرار گرفتن بيشتر است به ويژه آنکه تعطيلا ت جهاني روزهاي شنبه و يک شنبه و تعطيلا ت ايراني روزهاي پنج شنبه و جمعه است که در عمل ايران با جهان 4 روز قطع رابطه دارد. البته طراحان به اين فکر افتادند که روزهاي 15 خرداد که به مناسبت هجوم رژيم شاهنشاهي به حوزه علميه قم از سوي امام خميني (ره) براي هميشه عزاي عمومي اعلا م شد و 29 اسفند که روز ملي شدن صنعت نفت اعلا م شده را به روز کاري تبديل کنند که اين نيز جاي نقد دارد.
تهران امروز
«جداسازي ري و شميران خطر پيشروي تهران»عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز به قلم سعيد ساداتنيا است كه در آن ميخوانيد؛جداسازي ري و شميران از كلانشهر تهران، حيات پايتخت را به خطر مياندازد. ري در بخش جنوب و شميران در منطقه شمال، نقش محورهاي اصلي ستون فقرات تهران را ايفا ميكنند كه در صورت آسيب نه تنها حيات شهر را به خطر مياندازند بلكه زندگي ساكنان را نيز دستخوش تغييرات و خطرات احتمالي قرار ميدهند.
تهران شهري كه از مجموعه روستاهاي قديمي به هم پيوسته تشكيل شده مانند قيطريه، شمسآباد و....تصور كنيد اگر ري يا شميران بخواهد ار پايتخت جدا شود و به شكل مستقلي به حيات شهري خود ادامه دهد، بعد از مدتي قيطريه كه روستايي پنج هزار ساله است خواستار استقلال ميشود و محله جواديه نيز بايد يك شهرستان شود و چيزي نميگذرد كه روستاي قديمي لواسانات هم درخواست استقلال ميكند و شمسآباد هم خواهان جدايي از پايتخت و در آينده تهران ميماند و صدها شهرستان در اطراف.
مطمئنم با جداسازي ري و شميران از تهران نه تنها به افزايش فاصلهها از بعد زندگي شهري و شهرسازي کمک ميکنيم بلكه تهران را نيز كه يك مجموعه به هم پيوسته است تكه پاره ميكنيم و در آينده بايد هر محله پايتخت را به شكلي مستقل بشناسيم و منتظر عواقب آن باشيم.
درست در زمان قاجارها بود كه تهران از لحاظ سوقالجيشي بهعنوان پايتخت انتخاب شد و به صورت يك مجموعه پيوسته، مركز تمام برنامهريزيهاي كشوري قرار گرفت اما امروز جدا كردن بخشهاي پيوسته تهران و تجزيه اين پايتخت به بخشهاي مستقل يك فعاليت سياسي نيست كه با هدف رشد و تعامل انجام شود بلكه بيشتر به سياستبازي شبيه است كه حيات پايتخت ايران را به خطر مياندازد.
ابتكار
«استراتژي بازدارندگي ايران»عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم رحمان قهرمانپور است كه در آن ميخوانيد:
روز يکشنبه ايران اولين هواپيماي بدون سرنشين جت را رونمايي کرد. تداوم پرواز در ارتفاع زياد و مسافتهاي دوردست، سرعت بالا، توان انجام دادن ماموريتهاي مختلف با اهداف گوناگون از قابليتهاي اين جت بمب افکن عنوان شده است. با توجه به اين اقدام استراتژي نظامي ايران چيست و آيا اين استراتژي ارتباطي به رقابت تسليحاتي در خاورميانه دارد؟
استراتژي نظامي ايران: استراتژي نظامي ايران مبتني بر بازدارندگي دفاعي همه جانبه است. منظور از بازدارندگي همه جانبه هم بازدارندگي متقارن است هم بازدارندگي غيرمتقارن. دليل اين که جمهوري اسلامي ايران اين نوع استراتژي را انتخاب کرده است اين است که نوع تهديداتي که جمهوري اسلامي در محيط پيراموني خودش و در سطح بينالمللي با آنها مواجه است از هر دو جنس است. يعني بخشي از اين تهديدات، تهديدات سنتي متقارن است نظير تهديداتي که از جانب اسرائيل يا آمريکا وجود دارد.
تهديدات نامتقارن : بخش ديگري از اين تهديدات، تهديدات نامتقارن است نظير نفوذ گروههاي تروريستي به مرزهاي ايران و حمايت بعضي کشورها از اين گروهها يا انجام برخي اقدامات ديگر که ميتواند شکل يک نوع جنگ نامتفارن به خود بگيرد. بر اين اساس استراتژي نظامي جمهوري اسلامي بر مبناي بازدارندگي دفاعي همه جانبه شکل گرفته است. منظور از دفاعي در اين استراتژي اين است که همانطور که ايران بارها اعلام کرده است جمهوري اسلامي قصد تهاجم به هيچ کشوري را ندارد و عمده تسليحاتي که ايران توانسته آنها را طراحي و آزمايش کند و بسازد خصلت تدافعي دارد و نه تهاجمي.
ارسال پيام سياسي: از نظر سياسي هم به طورطبيعي رونمايي از سلاحهاي جديد، انجام مانورهاي نظامي و اقدامات ديگر خصلت بازدارندي دارند و در معناي سياسي به نوعي ارسال پيام به طرف مقابل است مبني بر اين که ايران آمادگي نظامي لازم را دارد تا طرف مقابل را از انجام هرگونه ماجراجويي در مورد ايران منصرف سازد.
ايران
«رهاورد قدرت ملي براي نظام و ملت»عنوان يادداشت روز روزنامه ايران به قلم دكتر سيد موسي ديباج است كه در آن ميخوانيد؛موافقت اراده ملي با حکم الهي پيشاپيش در مضمون کلي قانون اساسي کشور ما آمده است. اين بهانه که اراده ملي خود به خود با احکام الهي همراه نيست يک تزوير براي ايجاد ديکتاتوري و نفي بسط و تنفيذ و نيز كنار گذاشتن احکام و حدود شرع است. ملت مسلمان ايران خواهان اجراي احکام الهي است که بعضاً در عمل رها شده است.
هيچ قاعدهاي در قرآن عليه اصل قدرت يک ملت نيست و هيچ قاعده فقهي نيز عليه آن نيست. آري چنانچه قدرت يک ملت در برابر اراده خداوند بايستد و راه شرک در پيش گيرد ، اين قدرت منفي و منهي عنه است و نابودي و خسران و گمراهي سرنوشت آن خواهد شد. درباره يک ملت راستانديش و درستکار بايد گفت هر چه يک دولت مقتدرتر باشد در اجراي حدود الهي نيز موفقتر است، مشروط به آنکه آن حدود و احکام و فرامين در رأس همه اصول باشد. آنچه در احاديث و منابع روايي ما خطير شمرده شده است وضع و اجراي حکم الهي و کوشش براي تحقق آن است.
محتواي هنجاري سياستهاي هر دولت در حدود عقل مندرج در فعل سياسي شناخته ميشود. عقلاني يا غيرعقلاني بودن از گفتارهاي متمايز از عمل سياسي يک دولتمرد سنجيده نميشود. هر دولتمرد و يک رئيس جمهور ميتواند در مواردي گفتارهاي شخصي و سليقهاي نيز داشته باشد .
ملت همواره از نمايندگان اين انتظار را دارد که کار خود را براساس خرد و انديشه انجام دهند و حکم ناب خرد را بر ميل و غرض شخصي و منفعت کوتاه سياسي مقدم دارند. مطلقانگاري خواستههاي محدود منطقهاي، قومي و گروهي و شخصي برخي افراد در برابر دولتي که بر عهده و وظيفه خود توجه به همه مناطق کشور را اساس قرار داده است امري خلاف عقل و تدبير متعهدانه سياسي است.
آفرينش
«ترکيه و نگاه امنيتي تازه به ايران»عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش به قلم علي رمضاني است كه در آن ميخوانيد:
شوراي امنيت ملي ترکيه در تازه ترين پيش نويس اسناد امنيت ملي تصميم به حذف نام ايران از ليست کشورهايي کرده است که زماني به تلاش براي تهديد قرار دادن امنيت ملي ترکيه متهم شده بودند.در اين بين با انتشار پيش نويس سند جديد امنيت ملي اين کشور يا کتاب سرخ به هيچ تهديدي درباره خطر صدور انقلاب اسلامي ايران و.. به ترکيه اشاره نشده و فقط از قدرت هستهاي ايران ابراز نگراني شده است.در واقع در صورت تصويب اين سند جديد در چند ماه آينده توسط آنکارا ديگر از ايران با عنوان "تهديد ويژه" براي امنيت ملي اين کشور نام برده نخواهد شد.
در اين بين هر چند تنها ايران نيست که با خروج از اين ليست ديگر تهديدي براي اين کشور تلقي نميشود اما نگاه جديد به مقوله امنيت ملي در نزد سياست مداران حزب عدالت وتوسعه بيانگر اين نکته است که در حالي که در پنج سال پيش شوراي امنيت ملي ترکيه نام ايران را در اين ليست سياه قرار داده بود اينک ترکيه ميکوشد تا با برقراري سياست خارجي هوشمندانه "صفر کردن مشکلات "از سطح مشکلات در روابط با همسايگان بکاهد و با توجه به منافع ملي خود دامنه نفوذ منطقهاي خود را گسترش داده و به بازيگري فعال در منطقه بدل شود.
در اين بين سخن رجب طيب اردوغان و تاکيد وي که آنکارا نه به شرق رفته و نه در آغوش غرب افتاده است نشان دهنده اين نکته است که ترکيه نوين نه به دنبال قطع اميد از پيوستن به اتحاديه اروپاست ونه فقط به روابط با شرق و روابط ويژه با ايران ميانديشد. بلکه با توجه به منافع ملي در راستاي مناطق نفوذ تازه وگسترش قدرت اقتصادي خود خواهد بود.
در اين راستا سياست خارجي ترکيه هرچند در دوسال گذشته از روابط ويژه واستراتژيک با تل آويو کاسته است واکنون روابطي عادي با اسرائيل دارد اما از سوي ديگر نيز به نفوذ خود در خاورميانه عربي افزوده وبا تهران ودمشق روابطي پردامنه را آغاز کرده است . در اين بين بازيگري ويژه آنکارا در مساله ارسال کمک به غزه و پرونده هستهاي ايران وزن سياسي اين کشور رابالا برده همچنان که ترکيه هيچگاه منافع اقتصادي و سياسي خويش را در روابط خود فراموش نکرده است.
قدس
«جهش علمي و اقتدار نظامي ايران»عنوان سرمقاله روزنامهي قدس به قلم غلامرضا قلندريان است كه در آن ميخوانيد:
در آغازين روزهاي هفته دولت، بار ديگر دستاوردهاي چشمگير نظام جمهوري اسلامي، همچون گذشته ديدگان جهانيان را به غيرت و همت جوانان اين مرز و بوم که در فضاي تحريمهاي گسترده و تنگناي امکانات توانستند براي توسعه و پيشرفت کشور توانمنديهاي گوناگون نظامي را براي صيانت از امنيت ملي و منافع ملي به نمايش بگذارند، جلب نمود.
انعکاس گسترده دستاوردهاي نظامي در روزهاي اخير با وجود تشديد تهديدها از سوي نظام سلطه، بيانگر نکات قابل تأملي است که به برخي از آنها اشاره ميگردد.
1 - اين پيشرفت قابل اعتنا در حوزه صنايع دفاعي ثابت نمود جمهوري اسلامي با وجود تحريم از سوي بيگانگان، بويژه صدور چهار قطعنامه شوراي امنيت و تحريمهاي يکجانبه آمريکا و اتحاديه اروپا، توانسته است با بي اعتنايي به آنها و با اتکا به توانمنديهاي بومي خود، براي حفاظت از مرزهاي کشور در مقابل تهديدهاي احتمالي دشمنان به ابزارهاي مدرن نظامي دست يابد.
گفتني است، توانمنديهاي نظامي اخير از سوي چهرههاي شاخص بيگانه مورد تأييد قرار گرفته است و به پيشرفت جمهوري اسلامي در حوزه ياد شده اعتراف کردهاند. تحريمها نشان داد بلوک غرب نميتواند در اراده يک ملت براي پيشرفت مانع ايجاد کند، بلکه ايجاد محدوديتها توانست عزم دولتمردان و جوانان اين مملکت را براي رسيدن به قلههاي تعريف شده پيشرفت، بويژه بر اساس سند چشم انداز در عرصههاي گوناگون، قرين توفيق نمايد.
2 - آزمايش دستاوردهاي نظامي ايران سبب گرديد سايه تهديدها از سر کشور کوتاه گردد و دشمنان انقلاب اسلامي پيام اين موقعيت جديد ايران را درک کنند. تحويل زيردريايي به نيروي دريايي، آزمايش موشک «قيام» و آزمايش جت «کرار» و ديگر تجهيزات جديد در روزهاي اخير باعث کاهش تهديدهاي مقامهاي آمريکايي - که در روزهاي گذشته به اوج رسيده بود- گرديد و وادار به عقب نشيني شدند. قبل از سوختگذاري نيروگاه اتمي بوشهر «جان بولوتن» ادعا نموده بود اسرائيل فقط يک هفته مهلت دارد بوشهر را بمباران کند که پس از سوختگذاري، در اظهاراتي اذعان نمود ايران تا دستيابي به بمب هستهاي يک سال فاصله دارد. به همين دليل، تهديدها نسبت به ايران در اظهارات مقامهاي نظامي و سياسي واشنگتن تعديل گرديد. «ديويد پترائوس» فرمانده نيروهاي آمريکايي و ناتو در افغانستان نيز در سخناني مشابه بر اظهارات جان بولتون صحه نهاد.
آرمان
«جذب حداکثري»عنوان سرمقاله روزنامه آرمان به قلم جواد آرين منش است كه در آن ميخوانيد:
موضوع جاذبه حداکثري و دافعه حداقلي موضوعي است که اصل آن از آموزههاي ائمه عليهم السلام و بزرگان ديني اخذ شده است. امام راحل هم بر اين شيوه تاکيد ميکردند و خودشان هم در عمل جاذبه حداکثري و دافعه حداقلي را اجرا ميکردند و در واقع با همين شيوه بود که توانستند قلب خيل عظيم جوانان و تودههاي مردم را تسخير کنند و اين انقلاب را رقم بزنند.اين جذب حداکثري و دفع حداقلي در سخنان رهبر معظم انقلاب هم به شيوههاي گوناگوني طرح شده است. نخست ايشان در استفتايي که اخيرا
از ايشان در مورد التزام عملي به ولايت فقيه شده بود به اين مسئله اشاره کردند که همه افرادي را که داخل چهارچوب نظام اسلامي قرار دارند يعني کساني که قانون اساسي را پذيرفتهاند و به ساير قوانين نيز احترام ميگذارند و زير سايه حکومت ولي فقيه زندگي ميکنند جزو ملتزمين عملي ولايت فقيه بر ميشمرند.
در ديدار اخير سران نظام هم ايشان همين موضوع را به زبان ديگر بيان داشتند. مصداق سخنان ايشان جذب همه کساني بود که نظام را پذيرفتند و به قانون اساسي اعتقاد دارند، ولايت فقيه را قبول دارند و در اين کشور و در اين قانون و در اين نظام زندگي ميکنند.همين افراد جنگ را اداره کردند و دوران سازندگي را به سرانجام رساندند و اکنون نيز دارند خدمت ميکنند. همه اين افراد در چهارچوب اصولگرايي قرار ميگيرند.
مجموعه افرادي که اصول نظام ( يعني حاکميت اسلام،حقيقت انقلاب و ولايت فقيه) را قبول دارند در دايره اصولگرايي قرار ميگيرند.اما چرا اکنون رهبري تاکيد مجددي بر اين مساله دارند؟ در جواب بايد گفت که اکنون استکبار جهاني، صهيونيسم بين المللي با تمام امکاناتشان در برابر ايران قرار گرفتهاند و از آنجا که رشد و توسعه ايران را در تعارض با منافع خود ميبينند، هر روز به يک شيوهاي مخالفت ميکنند.
يک روز تهديد ميکنند، روز دگر قطعنامه ميدهند و روز دگر توطئه ميکنند. در زماني که با اين چنين دشمني روبرو هستيم برخي درصدد دنبال کردن سياست طرد هستند. درحالي که جامعه نيازمند وحدت است و اين نياز، امروزه بيش از گذشته بايد مورد توجه همه گروهها باشد.
دنياي اقتصاد
«خسته نشديد از اين همه تناقض آماري؟» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم محمد حسين مهرزاد است كه در آن ميخوانيد:
مرکز آمار ايران و بانک مرکزي هر کدام ساز خودشان را کوک ميکنند. چند وقتي است که تناقض آماري اين دو نهاد دولتي به امري عادي تبديل شده و انگار هيچ کس به فکر اعتماد مجروح جامعه نيست. بحث راجع به چرايي اين زخمهاي نشسته بر اعتماد مردم در اين فرصت نميگنجد اما آنچه جاي طرح کردنش دقيقا همينجاست يک سوال ساده از مسوولان دولت دهم است؛ خسته نشدهايد از اين همه آمار متناقض؟
نرخ رشد صنعتي، ميزان سرمايهگذاريهاي خارجي، نرخ تورم، نرخ رشد بيکاري و حالا هم نرخ کاهش صدور پروانههاي ساختوساز واحدهاي مسکوني! واقعا اين همه شاخص مهم چرا بايد در ميان اعداد متناقض سردرگم شوند؟ در حالي مرکز آمار ايران گزارش داد در سال 88 ميزان پروانههاي ساختماني صادر شده در شهر تهران به 10 هزار و 878 فقره رسيده است که اين رقم در مقايسه با سال 87 نشان از کاهش 1/48 درصدي صدور پروانه ساختوساز در شهر تهران دارد. ديروز خبر آمد که خير! اينجورها هم که ميگويند نيست. راوي خبر بانک مرکزي بود که اعلام کرد کاهش پروانههاي ساختوساز در همين مدت 7/21 درصد بوده است. استفاده از رياضيات دوران ابتدايي نشان ميدهد که بين آمار دو مرکز مهم دولتي راجع به موضوعي واحد بيش از 26 درصد اختلاف هست!
به نظر ميرسد وقت آن رسيده که اعداد ديگر شکنجه نشوند و نهادي مستقل از دولت مسوول بررسي شاخصهاي مهم اقتصادي کشور شود، البته اين مهم يک شرط ساده دارد؛ اينکه به اين نهاد اجازه داده شود تا در استقلال کامل و دور از تاثير آمار دولتيها در راه از پيش رفته بانک مرکزي و مرکز آمار ايران قدم نگذارد.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


