افشاي راز جنايت زن هذیانگو
ایران: زن جنايتكار هيچگاه تصور نميكرد هذيانگوييهاي دوره بيمارياش، به افشاي راز قتل مرموز بينجامد.
رسيدگي به اين ماجرا از اوايل مرداد و همزمان با مراجعه دختري به اداره آگاهي كرج در دستور كار پليس قرار گرفت.
او كه از افشاي راز يك جنايت قديمي خبر ميداد گفت: «پس از 2 سال متوجه شدهام پدرم به قتل رسيده است!»
دختر جوان گفت: چند سال قبل با وجود مخالفتهاي شديد خانواده پدرم از شهرستان به كرج نقل مكان كرده و در آنجا زندگي جديدي را شروع كرديم اما پس از مدتي پدرم كه كارمند يك شركت بود به طرز مرموزي ناپديد شد.
پس از آن ماهها به جستوجويش پرداختيم اما هيچ خبري از او به دست نيامد. مادرم نيز دائم ميگفت: «پدرت مرد بيمسئوليتي بود كه ما را رها كرد و به دنبال خوشيهايش رفت!» با اين وجود بعد از مدتي متوجه ارتباط مشكوك و پنهاني مادرم با مرد غريبهاي شدم. حتي چند بار به او تذكر دادم. اما او تهديدم كرد اگر در اينباره به كسي حرفي بزنم كشته خواهم شد!من هم از ترس سكوت اختيار كردم. تا اينكه چند روز قبل مادرم مريض شد و تب كرد. يك شب كه از شدت تب و درد هذيان ميگفت ناگهان راز قتل پدرم با همدستي مرد غريبه را فاش كرد. حالا هم خواستار رسيدگي به موضوع هستم.
پس از اين شكايت، كارآگاهان به دستور بازپرس حسيني رازليقي مأمور تحقيق دراينباره شده و زن جوان را براي تحقيق و بازجويي به اداره آگاهي احضار كردند. اما وي بشدت منكر ماجراي قتل و اطلاع از سرنوشت شوهرش شد. با اين وجود كارآگاهان در ادامه تحقيقات با بررسي تماسهاي تلفني زن جوان دريافتند او با مرد غريبهاي ارتباط دارد. بنابراين مرد جوان شناسايي و به اداره آگاهي احضار شد.
وي بلافاصله در بازجوييها به قتل سعيد اعتراف كرد و گفت: «وقتي با شهلا آشنا شدم شوهرش را سد راهم ديدم. بنابراين نقشه قتلش را طراحي و اجرا كرديم. شب حادثه به خانه شهلا رفته و در فرصتي مناسب شوهرش را با چوبدستي كشتم. سپس جسدش را با خودرو به باغي در ماهدشت كرج برده و دفنش كرديم.»
بدينترتيب با اعترافات مجيد، شهلا نيز مجبور به اعتراف شد. كارآگاهان پس از حضور در محل دفن جسد، بقاياي پيكر مقتول را كشف كرده و متهمان نيز به دستور بازپرس پرونده بازداشت شدند.


