مذاکره بيامتياز با آمريکا ممنوع!
به بهانه زمزمه دور تازه مذاكره درباره عراق
کد خبر: ۱۱۵۱
| | 4437 بازدید
رسول جعفريان
حدود سه ماه پيش مذاکرات ايران و آمريکا در عراق با حضور مقامات عراقي و با هدف رسيدن به نوعي توافق در زمينه مسائل عراق آغاز شد. همان زمان سيل تبليغات آمريکاييها عليه ايران تمام عالم را پر کرده بود. اين تبليغات حتي بعد از مذاکرات نيز ادامه يافت و البته يک باره قطع شد. چرا؟ چه اتفاقي افتاد؟
براي رسيدن به پاسخ بايد پرسيد: آمريکاييها در عراق به دنبال چه چيزي هستند و از ايران چه انتظاري دارند؟
آنچه آنان در عراق در پي آن هستند و از جهات مختلف روي آن کار ميکنند کنترل گروههاي شيعه از يک سو و گروههاي سني از سوي ديگر است. آنان براي کنترل روي القاعده از دو زاويه حرکت کردند: نخست فشار آوردن به دولتهاي عربي و قطع کمکها و ديگر استفاده از رؤساي عشاير سني عراق. در هر دو بخش به نتيجه رسيدند و همان گونه که شاهد بوديم، القاعده عجالتا تا اندازهاي آرام گرفته است.
در بخش کنترل شيعيان، افزون بر حملات مکرر و قتل و کشتار برخي از مراکز حساس آنان، دولت آمريکا تلاش کرد تا از نفوذ ايران روي گروههاي شيعه استفاده کند.
براي رسيدن به پاسخ بايد پرسيد: آمريکاييها در عراق به دنبال چه چيزي هستند و از ايران چه انتظاري دارند؟
آنچه آنان در عراق در پي آن هستند و از جهات مختلف روي آن کار ميکنند کنترل گروههاي شيعه از يک سو و گروههاي سني از سوي ديگر است. آنان براي کنترل روي القاعده از دو زاويه حرکت کردند: نخست فشار آوردن به دولتهاي عربي و قطع کمکها و ديگر استفاده از رؤساي عشاير سني عراق. در هر دو بخش به نتيجه رسيدند و همان گونه که شاهد بوديم، القاعده عجالتا تا اندازهاي آرام گرفته است.
در بخش کنترل شيعيان، افزون بر حملات مکرر و قتل و کشتار برخي از مراکز حساس آنان، دولت آمريکا تلاش کرد تا از نفوذ ايران روي گروههاي شيعه استفاده کند.
آمريکا با متمرکز کردن تبليغات منفي روي ايران و همزمان پيشنهاد مذاکره، فضايي را ايجاد کرد تا ايران از اين نفوذ خود استفاده کرده و به گروههاي شيعه که روي آنان تأثير داشت، توصيه کند تا بيش از گذشته به فعاليتهاي سياسي روي آورند.
آنچه حاصل اين حرکت آمريکا بوده است آرام شدن نسبي اوضاع در عراق بود. دو ماهي است که مجموعه اين فعاليتها سبب نوعي آرامش در بغداد و بسياري از شهرها شده و اين نوعي موفقيت براي کروکر و فرمانده نيروهاي نظامي آمريکا در عراق است.
اکنون پس از گذشت سه ماه دوباره فيلشان ياد هندوستان کرده و چون نتيجه را مثبت ديدهاند، دوباره درخواست مذاکره دارند.
اکنون پرسش اين است که پاسخ آن مذاکره و جهتگيري آن براي منافع ملي ما چه بوده است؟
طي سه ماه گذشته آمريکا يکسره به دنبال فشار بر ايران بوده و از برنامهريزي خود براي تحت فشار گذاشتن ايران و جهت دادن به همه فعاليتها حتي در جهت اقدام نظامي خودداري نکرده است.
در اين مدت آمريکا درست به مانند قبل و حتي با جديت بيشتر در صدد ادامه تحريمها برآمده و نه تنها سپاه را يک تشکيلات تروريستي معرفي کرده ـ که خود مقدمه و توجيه حمله نظامي به مراکز آن است ـ بلکه به تحريمهاي اقتصادي ايران شدت بخشيده است.
اکنون پرسش اين است: آيا مقامات بلندپايه آمريکايي از اين تحولات در عراق آگاه هستند و اين چنين با پررويي به فعاليتهاي ضد ايران ادامه ميدهند يا آن که مقامات آمريکايي در عراق خود را به نفهمي زده و هيچ تأثيري روي تصميمگيريهاي سياسي آمريکا عليه ايران نگذاشتهاند؟
در اين سو، در حالي که شوراي امنيت ملي ما با تغييرات انجام شده بسيار به وزارت خارجه نزديک شده، بايد پرسيد: تصميم وزرات خارجه ما چيست؟ مذاکره يا نه؟
آيا همچنان به دنبال دادن امتياز بدون گرفتن هر نوع امتيازي است؟
آيا بايد ايران از نفوذ خود بر گروههاي عراقي استفاده کند، اما در عوض آمريکا هر روز بر ناامني خود بيفزايد و شرايط دشوارتري را پيش روي خود ببيند؟
به نظر ميرسد ايران حسن نيت خود را نشان داده است، اما در عوض تنها شاهد ادامه دشمنيهاي آمريکا شامل تحريک اعراب بر ضد ايران، فراهم کردن فضاي تهديد و ترس، تحريم ايران، و نيز ادامه تلاشها در شوراي امنيت بر ضد ايران بوده است.
در اينجا بايد گفت، به رغم آن که اصل مذاکرات امري مثبت است، اما ادامه اين وضع از موضع ضعف و سستي ما خواهد بود، مگر آن که نشانهاي از اعتماد از آن سوي ديده شود. کمترين حسن نيت از سوي آمريکا دست برداشتن از درخواستهاي فراقانوني در شوراي امنيت از يک طرف و دست برداشتن از توطئه و تحريک عليه ايران در ميان کشورهاي مختلف از جمله فرانسه، انگليس، چين و روسيه از سوي ديگر است.
آنچه حاصل اين حرکت آمريکا بوده است آرام شدن نسبي اوضاع در عراق بود. دو ماهي است که مجموعه اين فعاليتها سبب نوعي آرامش در بغداد و بسياري از شهرها شده و اين نوعي موفقيت براي کروکر و فرمانده نيروهاي نظامي آمريکا در عراق است.
اکنون پس از گذشت سه ماه دوباره فيلشان ياد هندوستان کرده و چون نتيجه را مثبت ديدهاند، دوباره درخواست مذاکره دارند.
اکنون پرسش اين است که پاسخ آن مذاکره و جهتگيري آن براي منافع ملي ما چه بوده است؟
طي سه ماه گذشته آمريکا يکسره به دنبال فشار بر ايران بوده و از برنامهريزي خود براي تحت فشار گذاشتن ايران و جهت دادن به همه فعاليتها حتي در جهت اقدام نظامي خودداري نکرده است.
در اين مدت آمريکا درست به مانند قبل و حتي با جديت بيشتر در صدد ادامه تحريمها برآمده و نه تنها سپاه را يک تشکيلات تروريستي معرفي کرده ـ که خود مقدمه و توجيه حمله نظامي به مراکز آن است ـ بلکه به تحريمهاي اقتصادي ايران شدت بخشيده است.
اکنون پرسش اين است: آيا مقامات بلندپايه آمريکايي از اين تحولات در عراق آگاه هستند و اين چنين با پررويي به فعاليتهاي ضد ايران ادامه ميدهند يا آن که مقامات آمريکايي در عراق خود را به نفهمي زده و هيچ تأثيري روي تصميمگيريهاي سياسي آمريکا عليه ايران نگذاشتهاند؟
در اين سو، در حالي که شوراي امنيت ملي ما با تغييرات انجام شده بسيار به وزارت خارجه نزديک شده، بايد پرسيد: تصميم وزرات خارجه ما چيست؟ مذاکره يا نه؟
آيا همچنان به دنبال دادن امتياز بدون گرفتن هر نوع امتيازي است؟
آيا بايد ايران از نفوذ خود بر گروههاي عراقي استفاده کند، اما در عوض آمريکا هر روز بر ناامني خود بيفزايد و شرايط دشوارتري را پيش روي خود ببيند؟
به نظر ميرسد ايران حسن نيت خود را نشان داده است، اما در عوض تنها شاهد ادامه دشمنيهاي آمريکا شامل تحريک اعراب بر ضد ايران، فراهم کردن فضاي تهديد و ترس، تحريم ايران، و نيز ادامه تلاشها در شوراي امنيت بر ضد ايران بوده است.
در اينجا بايد گفت، به رغم آن که اصل مذاکرات امري مثبت است، اما ادامه اين وضع از موضع ضعف و سستي ما خواهد بود، مگر آن که نشانهاي از اعتماد از آن سوي ديده شود. کمترين حسن نيت از سوي آمريکا دست برداشتن از درخواستهاي فراقانوني در شوراي امنيت از يک طرف و دست برداشتن از توطئه و تحريک عليه ايران در ميان کشورهاي مختلف از جمله فرانسه، انگليس، چين و روسيه از سوي ديگر است.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


