آجورلو : شرمسارم ، بازیکنانم روزه نمی گیرند !
هنجارهایی را این قصه شکست که حداقل قبلش سعی میشد کسی دربارهاش حرفی نزند؟
اما این اتفاق افتاد و ماجرای روزهخواری به بدترین شکل رسانهای شد!
اما شکل تصمیمگیری به شکلی بود که صورت خوشی نداشت.
وقتی خبر اتفاقات تمرین آمد و من گزارش مکتوب ماجرا را از آقایان درودگر و اکبری گرفتم و صحت این ماجرا را از تیم معاونانم مثل آقایان صافی و سجادی پرسیدم و ایمان پیدا کردم آنچه گفته شده، همانی بوده که در تمرین رخ داده، تصمیم گرفتم آقای علی کریمی را بهرغم همه خدماتی که به باشگاه استیلآذین داشتند، اخراج کنم. یا مثل کمونیستها باید میگفتم هدف وسیله را توجیه میکند یا اینکه با آرمانهای انقلابی و گفتار حضرت امام (ره) با ماجرا روبهرو میشدم. هدف ما تعالی و رسیدن به خداست. شاید برای خود من هم اگر نگاه ارزشی به این قضیه نداشتم، راحتتر بود که چشمانم را میبستم و با یک دروغ مصلحتی از کنار کل قضیه میگذشتم. این تصمیم یک شوک برای خود باشگاه، جامعه فوتبال و تلنگری به جامعه ورزش بود که بدانیم بعد از سی سال وارثان خون شهدا هستیم و نمیتوانیم به زیر پا گذاشتن هنجارهای انقلاب به عنوان مدیران انقلاب اسلامی در رأس کار باشیم. خوشحالم که در حدود حلال و حرام خدا معامله نکردم.
علی کریمی در آخرین مصاحبهاش به نظر میرسد یک حرف منطقی زده. اینکه اگر مشکل روزهخواری بود میشد به او اجازه بازی در برابر استقلال را نداد چون این اتفاق قبل از آن بازی رخ داده بود. او معتقد بود اخراج شد چون علیه شما مصاحبه کرد.
اتفاقا سئوال خوبی پرسیدید. من فکر میکنم شما مسئولیت دارید ابهامها را بپرسیداما یک مسئولیت هم دارید که تصمیم دینی ما را تو مسائل شخصی دخالت ندهید. ما روز شنبه دیداری با آقای هدایتی داشتیم. آن روز گفتم، جریان را شنیدید، ایشان بیاطلاع بود. بعد توضیح دادم که کل ماجرا را روزنامه استقلال جوان نوشته است. البته دوستان این روزنامه فکر میکردند با نوشتن این مطلب ما را در چالشی قرار میدهد که بازنده بازی باشیم و متأسفانه فرایض و هنجارهای دینی ما شده ابزار برد و باخت در یک بازی فوتبال. همه چیز را ابزاری میبینیم. به هر حال کار آنها از نظر رسانهای و باشگاهی، حرفهای بود اما از نظر ارزشی اصلاً اتفاق قشنگی رخ نداد.
یعنی اگر این روزنامه مطلب را نمینوشت شرایط تغییر میکرد؟
قطعاً اگر این خبر رسانهای نمیشد، شاید این اتفاقات تلخ را شاهد نمیشدیم و اصلاً دلیلی نداشت که ما این جریان را شاهد باشیم. اگر آنها این خبر را نمیزدند، اگر مسئولان تیم من میتوانستند بحث را همان سر تمرین جمع کنند و با آه و ناله نمیآمدند پیش من گلایه کنند یا گزارشهای مکتوب شان به من نمیرسیداصلاً ما در موضع تصمیمگیری قرار نمیگرفتیم. چون وقتی ما از یک رخدادی خبر نداریم و بیاطلاعیم، دلیلی هم ندارد که به آن واکنش نشان بدهیم. اگر این موضوع برایمان چالشی نمیشد و کار به جایی نمیرسیدکه مثلاً آقای فرخی، معاون حقوقی باشگاه که فردی مذهبی هستند از من ایراد بگیرند که چرا کریمی بازی میکند و من در پارادوکسی بزرگ میان ارزشها و آنچه باید انجام میدادم قرار بگیرم. وقتی این خبر منتشر شد و همه خبر را شنیدند دیگر من نمیتوانستم سکوت کنم و یا تقیه کنم یا دروغ بگویم با زبان روزه و فکر کنم مردم باور میکنند که این اتفاق رخ نداده است. آنها با کارشان ما را در تنگنایی گذاشتند که ناچار به تصمیمگیری شدیم.
و البته علی کریمی برابر استقلال بازی کرد.
بله، ما ظهر شنبه با آقای هدایتی در این باره حرف زدیم و ایشان وقتی ماجرا را شنید خیلی ناراحت شد و حرکت کریمی را تقبیح کرد و نسبت به آن موضع گرفت و حتی به او برای رفتارش خرده گرفت اما در پایانش از من خواست تا بعد از بازی با استقلال در این باره تصمیمی نگیریم و کمی بیشتر زوایای ماجرا را بررسی کنیم.
و شما به همین دلیل پذیرفتید؟
ببینید من به عنوان مسئول اجرایی تیم، در امور اجرایی اختیار کامل دارم و کسی در کارم دخالت نمیکند. نه ایشان و نه هیأت مدیره در کارم دخالتی نمیکند اما به احترام آقای هدایتی و برای اینکه تصمیممان را به دقت بررسی کنیم و بعد دربارهاش تصمیمگیری کنیم. ایشان هم گفتند که نباید به مسئولان فدراسیون توهین میشده. نباید کاری میکرد از بچه مذهبیها حرف بشنویم. ایشان اعتقاد داشتند اگر کریمی نباشد 6 گل میخوریم که به او پاسخ دادم گور بابای فوتبال، گور بابای قهرمانی. من قهرمان این لیگ هم شدم، خیلی زود میگذرد و هیچ اتفاقی هم نمیافتد. اصرار کردم که باید کریمی را اخراج کنیم و در بازی با استقلال نباشد. ما میخواستیم برای یک تصمیم ارزشی 3 امتیاز بدهیم یا اصلاً قهرمانی را از دست بدهیم. ایشان از من خواست که تصمیم را به روز بعد از بازی بیندازم و گفتند آن موقع شما هر تصمیمی که گرفتید من مخالفتی ندارم. من که دوران سخت قهرمانی را طی کردهام میدانستم که اگر ایشان اخراج میشد بیشتر به سودمان بود اما به خواست آقای هدایتی احترام گذاشتم و تصمیمگیری را یک روز عقب انداختم. البته ایشان خیلی سعی کردند که شب بازی بین من و علی کریمی آشتیکنان بگذارند اما من مشکل شخصی با علی نداشتم که بخواهم دنبال آشتیکنان شخصی باشم.
و به این دلیل اعتقاد دارید که بر اساس مصاحبه علی کریمی، او اخراج نشده؟
مگر ایشان در این چند ماه کم از این حرفها در محافل عمومی و خصوصی درباره مدیریت زده بودند؟ بر اساس قانون فدراسیون میتوانستیم ایشان را برای همه آن حرفها جریمهاش کنیم اما من اینقدر مدیریتهای دشوار داشتم که این حرفهای روزنامهای خیلی تکانم نمیدهد و وقتی بحث شخصی باشد با دو تا مصاحبه، پایین و بالا نمیشوم. من دوران سخت مدیریت را سپری کردم و میدانم که نباید خیلی به این حرفها اهمیت داد. اگر میخواستم او را برای مصاحبهاش اخراج کنم هم این کار را میکردم و میگفتم به این دلیل بوده و ترسی ندارم. من را همه میشناسند که نه دروغ میگویم و نه از کسی هیچ وقت ترسیدهام. دوست ندارم کسی دربارهام بگوید او از ارزشهای دینی و انقلابیاش فاصله گرفته. این را میگویم و خواهش دارم حتماً در مصاحبه باشد. یکی از دوستانم میگفت کاش اصلاً انقلاب نمیکردیم چون حالا خیلیها دارند به اسلام فحش میدهند. پاسخم این بود که خیلی کار خوبی کردیم که انقلاب کردیم. ما قرآن را از روی طاقچه برداشتیم و در زندگیمان جاری کردیم. حالا یک بخشهایی از آن را بلد نیستیم و به مرور باید یاد بگیریم. این که حالا ما داریم هنوز اسلام ناب محمدی نیست و ما به سوی تکامل پیش میرویم و این نسیمی از اسلام ناب است.
شاید هنوز هم برای خیلی از هواداران علی کریمی باور این برخورد با او سخت باشد.
من به شما به عنوان یک جوان که رودررویم ایستادهای راست میگویم. 48 ساعت نخوابیدم که این تصمیم را بگیرم یا نگیرم که اگر خبرنگاری از من پرسید آنچه استقلال جوان نوشته، راست بوده یا نبوده باید راست بگویم یا دروغ؟ اگر این اتفاق در یک محل بستهای بود قطعاً برآوردم شکل دیگری میشد. اصلاً مگر همین امروز همه بازیکنان من روزه بودهاند؟ یا مگر آن روز بقیه بچهها، همگی روزه داشتند؟ مهدویکیا هم که امروز به دفترم آمده بود به او گفتم، خدای من به سر شاهد است، به جان مادرم که استقلالی است، اگر تو هم این کار را میکردی، اخراجت میکردم. هر کسی در باشگاه استیلآذین اظهار به روزهخواری کند، او را اخراج میکردم. کسی که فحاشی میکند که چرا نگذاشتند در انظار عمومی روزهخواری میکند و بعد فریاد میزند ببینم چه کسی میتواند با من برخورد کند و از آن بدتر این خبر پخش میشود، حتماً باید مجازات شود.
من و شما و همه حاضرین در این اتاق روز تمرین نبودیم، شاید علی کریمی روزه بوده و بر اثر تمرین دچار حالت ضعف شده و اصلاً اتفاق این شکلی که به شما رسیده نبوده. ما که آنجا نبودیم و نمیتوانیم حکم به قطعیت شنیدههایمان بدهیم.
حرف شما درست است. برای همین بود که من 48 ساعت برای تصمیمگیری تعلل کردم. با اینکه از لحظه اول اعتقاد داشتم باید اخراجش کنیم اما صبر کردم چون باید مطمئن میشدم. آقای کریمی روزه بوده، حالش بد میشود باید آب بخورد، 5 قدم جلوتر در جایی که دید اجتماعی نیست، سربازی پست نمیدهد، مردم در حال رفت و آمد نیستند، میرود و آب میخورد. باشگاه ما یک محل عمومی است. ما در ورزشگاه دستگردی تمرین میکنیم. مگر روبرتو باجو نیامد گفت بودایی هستم و این حرفش در ایتالیا سبب شد خیلیها بودایی شوند؟ خب علی کریمی هم یک الگو برای جوانان ماست. رفتار او روی خیلی از نسل جوان اثر میگذارد. درخت باید هرچه افراشتهتر میشود، افتادگیاش بیشتر باشد. حالش به هم میخورد، 5 قدم آن طرفتر برایشان آب گذاشته بودیم.
اما برخوردتان باعث شد حتی بازیکنان تیم به آن واکنش نشان دهند. مثلاً اینکه مهدویکیا میگوید شاید او مسافر بوده یعنی به رفتاری که رخ داده اعتراض دارد.
من با مهدی حرف زدم. بچهها فکر میکردند ما با هر کسی که روزه نمیگیرد این برخورد را میکنیم. البته متأسفم از اینکه مجبورم در کشورم بگویم بازیکنانم روزه نمیگیرند. این برایم افتخار نیست ولی فوتبال را بلدم و تیمهای زیادی را اداره کردم. به مهدی هم گفتم مگر آن روز شما یا خیلی دیگر از بچهها آب نخوردید، گفت چرا. گفتم پس ما مشکلمان روزه گرفتن یا روزه نگرفتن نیست و این را درک میکنیم که سخت است در این شرایط و این گرما بخواهید هم تمرین کنید و هم روزهتان را نگه دارید. اما مشکل من فحاشی و اظهار به روزهخواری است. این را کسی حق ندارد انجام بدهد. سه امتیاز، قهرمانی یا صندلی مدیریت چقدر مهم است که بگویم ماه رمضان را بیخیال، امتیاز بازی را بچسب. اصلاً این را تیتر کنید که آجورلو به هدایتی گفت: گور بابای سه امتیاز بازی با استقلال، ما باید کریمی را اخراج میکردیم.
این گفتهتان پاسخ حرفهای مهرزاد معدنچی هم هست؟
بله دقیقاً. البته یک شیطنتی هم خبرنگارانی که با علی کریمی سمپاتی دارند در این ماجرا انجام دادهاند. به بازیکنان گفتند نوبت شما هم میشود و. . . ما یک تیم حرفهای هستیم و این شرایط را درک میکنیم که یک بازیکن چقدر سختی میکشد. ممکن است بچهها نتوانند این گرما و فشار تمرینات را تحمل کنند و بخواهند روزههایشان را بعداً بگیرند. از نظر ما همه این بچهها بچههایی مذهبی و اهل نماز و روزه هستند و حتماً از مراجع تقلیدشان در اینباره استفتا میگیرند که مشکلی برای به جا آوردن روزههایشان در مثلاً فصلهای دیگر رخ ندهد. ما نمیرویم فریاد بزنیم که آهای مردم، آهای مسلمانان خارج از ایران که روزه میگیرید، بازیکنان ما اینجا روزه نمیگیرند.
درباره شما میگویند کم بازیکن از کلانتری بیرون نکشیدید اما هیچوقت اینگونه سابقه نداشته که با آبروی یک بازیکن بر اساس ارزشها بازی شود. بازیکنانی سرشناس مثل...
من هیچوقت برای بازیکن بزرگی مثل خداداد عزیزی به کلانتری نرفتم. اتفاقاً او خودش بچه مذهبی است و روزه میگیرد و حتی وقتی تمریناتمان در ساعات گرم روز بود میآمد و میخواست که طوری تمرینات را برنامهریزی کنیم که بچههای روزهدار هم بتوانند فشار تمرینات را تحمل کنند. من حتی سر خداداد با دادکان دچار مشکل شدم. او در بازی ما با ابومسلم در مشهد بر اثر برخورد طرفداران همشهریاش با آنها اوقات تلخی کرد. چند وقت بعد از آن ما در خانه سردار یعقوبی با دادکان همکلام شدیم و دادکان به من تکه انداخت و گفت سردار که تیمی فرهنگی دارد، بازیکنش رو به هواداران آن حرکت زشت را انجام میدهد. من هم به او گفتم تو که میگویی قبل از انقلاب هم شرت بلندتر میپوشیدی که ارزشها را در زمین فوتبال رعایت کرده باشی آیا خودت آن صحنه را دیدهای؟ اگر خداداد این کار را میکرد که بازداشتش میکردند. چرا این حرف را میزنی و آنجا کمی بحثمان شد. ولی خداداد هیچگاه به رغم اینکه از بزرگترین بازیکنان تاریخ ما بود برای من دردسری نساخت اگرچه یکی از پرشیطنتترین بازیکنان تاریخ ماست. درباره جواد نکونام هم بله من یکبار برای او واساطت کردم. ماجرا هم خدا را شکر نه ارزشی بود نه او تخلفی انجام داده بود و نه کار زشتی. یک اختلاف خانوادگی پیش آمده بود که بر سر مسائل جزئی مالی بود. بحثی بالا گرفته بود و من وساطت کردم. افتخار هم میکنم که بازیکنان بزرگی مثل نکونام یا خداداد عزیزی را داشتهام. غیر از این دو مورد هم هیچوقت نه برای کسی پادرمیانی کردهام و نه اصلاً پایم را به کلانتری گذاشتهام که وساطت کنم اما اگر خدای ناکرده همین امشب برای علی کریمی اتفاقی بیفتد فکر میکنید برای کمک به او پیش قدم نمیشوم؟ همه ما انسانیم. من با کریمی خصومت شخصی ندارم. برخوردم با او بر سر ارزشها بوده. اتفاقاً خود من هم میدانم علی یک بچه مذهبی است که در پاسخ به حرفهای ناپسند یکی از مسئولان فدراسیون فوتبال گفت: خانوادهام ترجیح میدهند به جای رفتن به خارج و اروپا بروند زیارت مشهد و کربلا اما آنچه آن روز رخ داد، اتفاق خوشایندی برایمان نبود. اتفاقی که چارهای غیر از این شکل تصمیمگیری را در برابرش نداشتم.
و حالا فکر میکنید امکان بازگشت کریمی به تیم هست؟
قطعاً. او دو کار باید انجام بدهد تا برگردد. یکی اینکه رسماً از مردم برای فعلی که انجام داده عذرخواهی کند و دوم برای دروغی که در مصاحبهاش گفته بود عذرخواهی کند. یعنی باید بپذیرد که در تمرینات آن عمل را انجام داده و توهین کرده و برای این رفتارش هم عذرخواهی کند. در این صورت ما هیچ مشکلی با او نداریم و افتخار میکنیم که بازیکن خوب و ارزشمندی از نظر فنی چون ایشان را در تیممان داریم.
یکی از نکات مهم که شاید سبب شد این اتفاق رخ دهد ساعت تمرینات است. وقتی بازیها بعد از افطار هستند و شما هم قابلیت برگزاری تمرین زیر نور را دارید، چرا این کار را نمیکنید که خیلی از بازیکنانتان ناچار به زیر پا گذاشتن هنجارها نشوند؟
این نکته مهمی است. اگر سازمان لیگ میتواند برای بازیهای غرب آسیا لیگ را 2 هفته تعطیل کند، حتماً میشود برای ماه مبارک رمضان هم این کار را کرد. ولی درباره تمرینات، فقط مشکل ما که نیست. خیلی از تیمها زمینهایشان نور که هیچ حتی رختکن هم ندارد اما درباره ما هم، زمین مان را اجاره کردهایم و زمین مان اختصاصی که نیست. ما یک ساعتی را از این مجموعه کرایه کرده ایم. به همین سادگی هم نیست که بخواهیم این ساعت را تغییر دهیم.


