نامه سرگشاده سليمينمين به احمدی نژاد
مدير دفتر مطالعات و تدوين تاريخ ايران در نامهاي خطاب به رئيسجمهور از دفاع وي از اظهارات رحيم مشايي انتقاد كرد.
به گزارش خبرگزاري فارس، عباس سليمينمين مدير دفتر مطالعات و تدوين تاريخ ايران، در خصوص حمايت رئيس جمهور از رحيم مشايي نامهاي را خطاب به احمدينژاد نوشت كه متن كامل نامه بدين شرح است:
جناب آقاي رئيسجمهور! دفاع سخاوتمندانه جنابعالي از اظهارات اخير مسئول دفترتان مرا بر آن داشت تا نكاتي را خدمتتان معروض دارم، هرچند صادقانه بگويم كه به نتيجه بخشي آن چندان اميدوار نيستم.
1- آيا سخنان مورد مناقشه اخير رئيس دفتر شما (كه حالتي مستمر به خود گرفته) آنگونه كه ادعا ميكنيد «نظريه»اي جديد و محصول ذهن ايشان است، يا بازتوليد ديدگاهها و نظراتي با قدمتي ديرينه؟ بدون ترديد اگر در گذشته و حال فرصت مييافتيد تا مستقل از كانال رياست دفترتان به حوزه موضوعات فكري و چالشهاي علوم انساني، نظري افكنيد، اظهارات ايشان را نظريه نميپنداشتيد كه زمان براي مبدع آن جهت ثبت در تاريخ تنگ باشد.
2- قطعاً صاحبنظران و دلسوزان، تفسير اظهارات رئيس دفتر شما را علاوه بر ظاهر آن در عملكردهاي ايشان ميجويند. نگاهي به فعل و انفعالات در سازمان ميراث فرهنگي با محوريت باستانگرايي افراطي، كافي است تا دريابيم با اين سخنان به چه جهتگيرياي دامن زده ميشود. كما اينكه صاحب سخن نيز بر اين واقعيت اذعان دارد كه: «برخلاف بعضيها، حرفهاي بنده نه فقط تئوريپردازي نيست، بلكه بيان بسياري از رفتارهاي جاري است كه بنده فقط در مقام تبيين يا تصحيح آنها سخن ميگويم» (اظهارات آقاي مشايي در جمع عدهاي از دانشجويان، 20 / 5 / 89)
3- واكنشهاي به ثبت رسيده مؤيد آن است كه اظهارات آقاي مشايي حتي نزديكترين شخصيتهاي علمي و فرهنگي به رئيسجمهور را نگران و مخالفان شاخص را مسرور ساخته است. آيا دولت براي پيشبرد برنامههاي كلان و حياتي خود همچون «طرح هدفمند كردن يارانهها» در حوزه درون مرزي و خنثيسازي طرح تحريمهاي گسترده آمريكا در حوزه بينالملل نياز به پشتيباني و همراهي جدي حاميان تعيين كننده خود ندارد؟ در كنار اين اظهارات بحثانگيز و منحرف كننده اذهان از مسائل اصلي به فرعي، چه كساني رئيسجمهور را قانع ساختهاند كه شرايط بهگونه رقم خورده كه رئيس قوه مجريه براي پيشبرد امور خطير پيشرو از حمايت دلسوزان بينياز است؟ اگر جز اين بود لحن جنابعالي در برتري دادن سخن رئيس دفترتان بر همه منتقدان نميبايست بدينگونه باشد.
4- جناب آقاي رئيسجمهور! جنابعالي در دفاع مطلقتان از اظهارات آقاي مشايي ميگوييد: «ما بايد همه در راستاي انجام اين مسئوليتها و مأموريتها تلاش و كمك كنيم تا فضاي لطيف آزادي انديشه كه در ايران حاكم است، ادامه و تعميق پيدا كند. اگر كساني نقدي دارند و معتقدند كه اين سخن اشتباه است از آقاي مشايي دعوت كنند با ايشان صحبت كنند، حتي مناظره كنند.» (در حاشيه جلسه هيئت دولت، چهارشنبه 20 / 5 / 89) در اين رابطه يادآوري چند نكته ضروري مينمايد؛
اولاً آقاي مشايي استاد تغيير موضع و تكذيب افعال و گفتار خود است و در هر جلسه به فراخور مخاطب بياناتي ارائه ميكند كه براي مطلعان از اين نوسانات توصيه شما چندان مفيد نيست.
ثانياً آيا شما اين ميزان آزادي را براي ديگر اعضاي هيئت دولت نيز قائليد؟ حتماً فراموش نكردهايد كه در روزهاي پاياني عمر دولت نهم بسياري از اعضاي ارزشمند و صديق كابينه خود را صرفاً در پي طرح انتقادي از اظهارات و عملكردهاي آقاي مشايي به صورتي غيرقابل باور (نميگويم ناشايست) كنار گذاشتيد. انتظار نداريد كه توجيهاتي همچون ضعف مديريت راندهشدگان پذيرفته شود؛ زيرا تعاريف صريح و مكرر شما از قابليتهاي آنان با فاصله كوتاهي از آن انتقاد و واكنش غلاظ و شدادتان، ثبت و درج است.
ثالثاً منطق حكم ميكند دولتي كه درگير مسائل كلان و سرنوشتساز، است هم خود از درگير شدن در مسائل غير ضروري و تفرقهانگيز اجتناب كند و هم زمينه همراهي طيف بيشتري از اقشار مردم را با برنامههايش فراهم آورد. درك حساسيت شديد قاطبه طيف طرفدار دولت به ويژه فحول آن در مورد شخص آقاي مشايي (به لحاظ پيشينه) و اظهارات وي چندان دشوار نيست. حتي اگر اين حساسيت را ناروا بپنداريم مدبرانه نيست كه لجاجگونه هر روز بيش از گذشته سرنوشت دولت را با سخنان دستكم نابجاي گوينده پيوند زنيم.
رابعاً در مورد مناظره با آقاي مشايي، گرچه با تبديل اظهارات مكرر غير سنجيده وي به مسئله اول كشور مخالفم، اما از آنجا كه اين مسئول محترم دفتر جنابعالي به هر وسيلهاي اصرار دارد سر زبانها بماند، پيشنهاد مناظره با ايشان را در شبكه چهار سيما پذيرفتم، اما جهت اطلاع متأسفانه خلف وعده كردند و در آخرين دقايق تن به مناظره ندادند.
5- جناب آقاي احمدينژاد! جنابعالي در دفاع مطلق از همه مواضع آقاي مشايي و تقويت اين پشتيباني ميگوييد ايشان حرف دولت را ميزند.
اولاً هيئت دولت مركب است از شخصيتهاي اجرايي مختلف، لذا مطلبي موضع دولت محسوب ميشود كه در دستور كار نشستهايش قرار گرفته و بعد از بحث موافقان و مخالفان حول آن به رأي گذاشته شده و آراي اكثريت را كسب كرده باشد، در حاليكه كارنامه مصوبات هيئت دولت مؤيد اين واقعيت است كه هرگز مطالب طرح شده از سوي آقاي مشايي در دستور كارش قرار نگرفته است؛ لذا چگونه ميتوان چنين ادعاي غريبي را مطرح ساخت؟
ثانياً منطقي نيست كه رئيسجمهور ادعا كند «هرچه آقاي مشايي ميگويد موضع من است»؛ زيرا ديگر در اينجا بحث آقاي احمدينژاد نيست. شايد در خارج از حوزه رياستجمهوري چنين تعارفاتي قابل فهم باشد، اما زماني كه فردي با راي مردم بر مسند رياستجمهوري قرار گرفت هزينه كردن اين اعتبار براي اين و آن نبايد بر اساس سلايق شخصي صورت گيرد، به ويژه در حوزههايي كه رئيسجمهور در آن داراي تخصص نيست عليالقاعده براي كاهش ميزان خطا و لغزش، به اجماع شوراي مشاوران -آنهم نه به صورت مطلق- اتكا ميكنند؛ لذا اگر آقاي رئيسجمهور بهگونهاي مجاب شده است كه آنچه آقاي مشايي در آينده نيز بر زبان خواهد راند حق مطلق است، هزينه كردن سخاوتمندانه جايگاه رياستجمهوري و هيئت دولت براي آن خالي از شائبه نخواهد بود. اثبات اين امر كه سخنان آقاي مشايي تاكنون بيشتر واگويه مواضع گذشته جريانات پرمسئله بوده است چندان دشوار نيست؛ لذا اين ترديد شكل ميگيرد كه حوزه انديشه بهانه و بستري شده است براي پيوندهاي غيراصولي با نگاهي به قدرت.
ثالثاً آقاي ثمره هاشمي دستيار ارشد رئيسجمهور هفته گذشته در يك برنامه تلويزيوني رسماً اعلام كرد كه مطالب طرح شده از سوي آقاي مشايي موضع دولت نيست.
6- ايجاد تمايز بين مليت و اسلاميت در اين مرز و بوم سابقهاي ديرينه دارد، شخصيتهاي ولايي مانند شهيد مطهري همانگونه كه به درستي در بحث شما به آن اشاره شده است كوشيدهاند تا «كيد» بدخواهان وحدت صفوف ملت را در اين زمينه خنثي سازند، اما اكنون اين سؤال به جد مطرح است كه كدام تغييرات موجب شده كه تصور كنيد شخصيتهاي علمي و حوزوياي كه تا ديروز افتخار پيروي از آنان را داشتيد، تفاوت بين متمايز كنندگان مليت از اسلاميت و پيوندزنندگان در اين عرصه را متوجه نميشوند؟ هرچند اصرار برخي شخصيتها را بر موضعگيري علني در قبال هر اظهار آقاي مشايي نيز درك نميكنم؛ زيرا كساني را كه ميخواهند حتي با نفي شدن در كانون توجه باشند به هدفشان نزديك ميكند.
7- مايلم در اين نوشتار از نظرات بدبينانه در مورد آقاي مشايي كه قرائني نيز براي آن ارائه ميشود درگذرم و صرفاً توجه شما را به تبعات مخرب تبليغات زودهنگام پيرامون يازدهمين دوره رياستجمهوري معطوف دارم، آيا ميدانيد حتي اگر اين گمان در جامعه تقويت گردد كه اظهارات شاذ و نادر آقاي مشايي، جلب توجه نيروهاي غيرهمگون با رويكرد انتخاباتي را در برنامه دارد، چه نگاهي به اقدامات دولت شما (كه دولتهاي گذشته كمتر حاضر به ورود به آن بودند)، شكل خواهد گرفت؟ انگيزه خدمتگذاري زيرسؤال خواهد رفت و ضربه سنگيني به اصولگرايي وارد خواهد آمد.
8- جناب آقاي رئيسجمهور! تمام كساني كه در گذشته تصور كردند تنها گزينه ملت به شمار ميروند و ميتوانند شرايطي را بر رأيدهندگان به خود تحميل كنند به خطا رفتند و به نتيجهاي معكوس دست يافتند. يك ملت فرهيخته حتي در سختترين شرايط قابليتهايش محدود به يك فرد نميشود. با در نظر گرفتن اين واقعيت هر نوع دخالت قوه مجريه در طرح گزينههايي براي آينده رياستجمهوري تعبير به تلاش براي استمرار قدرت خواهد شد. پديدهاي كه اين ملت فرهيخته نسبت به آن بسيار حساس است و در اين سه دهه ثابت كرده كه هرگز به آن تن نخواهد داد. اعتماد مردم حتي به انسانهاي صالح قابل انتقال نيست، به ويژه اينكه ملت از آن بوي استمرار قدرت را استشمام كند.
حاج محسن هم که انگار با ریس جمهور دیدار داشته اون چی شده؟



