صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

گزيده سرمقاله‌ روزنامه‌هاي صبح امروز

کد خبر: ۱۱۴۱۴۹
| |
4078 بازدید
جام جم

«جهت اطلاع كاخ سفيد» عنوان سرمقاله روزنامه جا جم به قلم مهدي فضائلي است كه در آن مي‌خوانيد:
انتشار خبر سوخت‌گذاري نيروگاه بوشهر طي روزهاي آينده و راه‌اندازي اين نيروگاه در نيمه دوم شهريور ماه جاري، مقامات كاخ سفيد را به واكنش شتابزده واداشت و سخنگوي كاخ سفيد اعلام كرد: آمادگي ايران براي راه‌اندازي نخستين نيروگاه هسته‌اي خود با حمايت روسيه نشان مي‌دهد كه تهران نيازي به پيگيري طرح‌هاي جنجال‌برانگيز خود براي غني‌سازي اورانيوم ندارد.

در اين باره نكات زير شايسته توجه است.
1ـ فعاليت‌هاي چرخه سوخت هسته‌اي از جمله غني‌سازي اورانيوم نه در معاهده منع گسترش سلاح‌هاي هسته‌اي (NPT) و نه در اساسنامه آژانس بين‌المللي انرژي اتمي، مادامي كه انحراف به سمت مقاصد غيرصلح‌آميز نداشته باشد مشمول هيچ گونه محدوديتي نيست.
مطابق مفاد معاهده NPT، فعاليت‌هاي صلح‌آميز هسته‌اي نه‌تنها محدوديتي ندارد بلكه براساس برخي مواد اين معاهده، آژانس و كشورهايي كه داراي اين فناوري هستند موظفند به كشورهاي فاقد اين فناوري كمك كنند.

بهره‌برداري از فناوري صلح‌آميز هسته‌اي از جمله غني‌سازي اورانيوم هيچ ارتباطي به داشتن نيروگاه ندارد و كشورها مي‌توانند بدون داشتن نيروگاه و به دليل داشتن مزيت‌هاي نسبي ديگر، اقدام به غني‌سازي اورانيوم كنند.

بنابراين، اظهارنظر سخنگوي كاخ سفيد فاقد وجاهت قانوني است.
2ـ با توجه به مقررات بين‌المللي موجود، هيچ سند بين‌المللي الزام‌آور حقوقي براي تأمين سوخت نيروگاه‌هاي هسته‌اي وجود ندارد.
در دهه 80 ميلادي دو جريان مذاكره تقريبا بصورت موازي يكي در آژانس بين‌المللي انرژي اتمي و ديگري در سازمان ملل پيگيري شد تا كشورها به تضميني در اين جهت دست يابند، ولي هر دو مذاكره پس از حدود يك دهه، به دليل اعمال نظر كشورهاي ذي‌نفوذ، بدون نتيجه پايان يافت. اتفاقا همين مسأله موجب شد برخي كشورها و از جمله جمهوري اسلامي ايران براي تأمين سوخت نيروگاه هاي مورد نظر خود در زمينه غني‌سازي اورانيوم به فكر سرمايه‌گذاري مستقيم بيفتند.

3ـ موضوع غني‌سازي اورانيوم توسط ايران ارتباطي صرفا با نيروگاه بوشهر ندارد و با توجه به تكليف مجلس شوراي اسلامي به دولت براي دستيابي به 20 هزار مگاوات برق هسته‌اي طي حدود 15 سال آينده، دولت مكلف است مقدمات اين مسأله، از جمله تأمين سوخت مورد نياز را در دستور كار خود داشته باشد.


تهران امروز

«رمضان فرصتي براي خويشتن يابي»عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز به قلم دكتر عماد افروغ است كه در آن مي‌خوانيد:
پيش از آنكه بخواهيم درباره دلالت‌ها و آثار ماه مبارك رمضان در حوزه‌هاي مختلف سياسي- اجتماعي سخن بگوييم، بحث در خصوص جايگاه و منزلت اين ماه ضروري است. در قرآن آمده كه روزه براي تقوا پيشه گي است. اين تقوا به معناي خويشتنداري، ورع، پرهيزگاري و اجتناب از انواع رجس‌ها و زشتي‌ها و بي‌اخلاقي هاست.

مرحوم امام(ره) هم فرموده‌اند كه در ماه رمضان شياطين در غل و زنجير هستند. پس اگر كسي كماكان در ماه رمضان اخلاق و رفتار شيطاني و نيمه شيطاني دارد، نمي‌شود آن اخلاق و رفتار را به شيطان نسبت داد. اين به معناي آن است كه ما در ماه پر بركت رمضان نتوانسته ايم از آن فيض ببريم. ماه رمضان ماهي است براي آزمودن خويش نسبت به اينكه اخلاق ما الهي است يا شيطاني. اگر به معني واقعي تقوا پيشه كنيم و از گناه اجتناب نماييم و نشان دهيم كه اخلاق الهي داريم، اين براي خودمان مايه قوت و اميدواري است.

رمضان علاوه بر اينكه ماه تقوا و اتصال و ارتباط با خداست، ماه خويشتن يابي هم هست. يعني انسان بايد خودش را بشناسد تا خداي خود را بشناسد. اگر ابتدا خود را نشناسيم مطمئنا خداي خود را هم نخواهيم شناخت. بر اين اساس انسان اگر خود را فراموش كند، خداي خود را هم فراموش خواهد كرد. ماه رمضان آثار و دلالت‌هاي مختلف اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي و سياسي دارد.

درباره دلالت‌ها و آثار اقتصادي مي‌توان گفت كه انسان بايد ياد بگيرد كه در معامله غش نكند. جانب انصاف را رعايت كند و از معاملاتي كه با دروغ و نيرنگ همراه است، پرهيز نمايد.آثار فرهنگي هم به اين معناست كه اخلاق و معنويت در جامعه نشر داده شود به گونه‌اي كه شاهد گسترش صداقت و محبت در جامعه باشيم.

آثار سياسي اين ماه مبارك در اين است كه تقواي سياسي را رعايت كنيم. از اين فضاي آلوده كه همراه با نيرنگ و دروغ و حفظ قدرت يا دستيابي به قدرت، به هر قيمتي است پرهيز كنيم. برخي آگاهانه يا ناآگاهانه تصور مي‌كنند در نظام اسلامي قدرت هدف است و بعضا قربه الي‌الله دست به كاري مي‌زنند. ممكن است از سر ناآگاهي يك كار غير اخلاقي را قربه الي‌الله انجام دهند. اين عمل مقبول خدا نيست و بايد در نيت آن شك كرد. اين نيت شيطاني است و به خاطر ناآگاهي به نام خدا است. بايد اين انسان‌ها را آگاه كرد كه يا دست از اعمال خود بردارند يا اگر معتقدند كه عملشان الهي است- با توجه به اينكه معيارهاي ما گواهي مي‌دهد كه غير الهي است- بايد به آنها آموخت كه چنين عملي را قربه الي الشيطان انجام دهند.

ما براي اعمالمان معيارهايي داريم و بايد بين نيت و عمل ما يك سنخيتي برقرار باشد. براي برقراري اين نسبت و سنخيت بايد آگاه بود نسبت به اسلام و آموزه‌ها و معيارهاي آن. در ماه رمضان انسان مي‌تواند با ارتقاي بينش و آگاهي خود و با توجه به سنخيت بين نيت و عمل يك رابطه استوار و منسجم برقرار كند.


رسالت

«مسائل ما چيست؟ دستور کار کدام است؟»عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمد کاظم انبارلويي است كه در آن مي‌خوانيد:
اصولگرايان با گفتمان پيشرفت، خدمت و عدالت پا به عرصه رقابت هاي انتخاباتي گذاشتند. اصولگرايان با احصاي مطالبات حقيقي مردم و با رصد فضاي سياسي کشور و تهديدات دشمن دردها و مشکلات مردم و مسائل نظام را در دستور کار حکومت قرار دادند.

توجه به چشم انداز بيست ساله، اجراي سياست هاي اصل44 ، برنامه پنج ساله پنجم، هدفمند کردن يارانه ها،  پر کردن فاصله دولت و ملت، رسيدگي به وضعيت اقشارمستضعف جامعه، احياي گفتمان امام(ره) در ستيز با استکبار جهاني و.... بزرگترين دغدغه اصولگرايان در عرصه تئوري و عمل بود.

لذا دولتي در انتخابات نهم و دهم بر اساس اين دغدغه ها شکل گرفت که مومن به ارزش ها و نيروي لايزال ملت بود. دولتي پا به عرصه خدمت گذاشت که کارآمد و با نشاط بود و خدماتش را به اعماق کشور برد. دولتي شکل گرفت که دغدغه اجراي عدالت و رفع تبعيض داشت و در عين حال مومن به استقلال و پيشرفت ملت بود.

چنين تصوير کارآمدي از دولت اصولگرايان بود که در انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري توانست نزديک به25  ميليون راي از ملت به خاطر کارآمدي خود دريافت کند.
صيانت از چنين تصويري نياز به تقوا پيشگي و مراقبت دائمي دارد. ماه مبارک رمضان فرصتي است براي اين مراقبت و تقوا پيشگي و بايد همه لحظات و آنات آن را غنيمت شمرد.

کارآمدي دولت باعث شد رقيب در دهمين دوره رياست جمهوري از روي حقد و حسد و نيز کينه و لجاجت از همه خط قرمزهاي پذيرفته شده خود عبور کند و فتنه اي خطرناک را تدارک ببيند. فتنه اي که سال گذشته فقط دشمنان نظام را خوشحال کرد و رقيب را از مرتبت يک مخالف قانوني به مخالف غير قانوني فروکاهيد. آنها در تور نبرد نرم دشمن گرفتار آمدند و برخي حتي بي مزد و مواجب براي آمريکا و رژيم صهيونيستي و انگليس سربازي کردند. کينه و لجاجت، حسد و عقده عقلانيت انسان را تعطيل مي کند و قواي انسان را در بست در اختيار شيطان قرار مي دهد. اين گردنه خطرناک و بزرگي بود که رقيب نتوانست از آن به سلامت عبور کند.


جمهوري اسلامي

«آمريكا در انديشه اشغال دائمي عراق»عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن مي‌خوانيد:
دولت آمريكا اعلام كرد بخشي از نظاميان اين كشور تا 10 سال ديگر در عراق باقي خواهند ماند. روزنامه سعودي عكاظ به نقل از مقامات دولتي آمريكا اعلام كرد در سال آينده يعني 1390، كه طبق توافقنامه امنيتي بغداد - واشنگتن مقرر شده بود تمامي نيروهاي آمريكايي از عراق خارج شوند اين عقب نشيني بطور كامل صورت نخواهد گرفت بلكه تعدادي از نظاميان تا سال 1399 همچنان در عراق باقي خواهند ماند.

اگرچه پيشتر نيز كارشناسان نسبت به وعده آمريكا براي خروج از عراق مردد بودند و شايعاتي مبني بر عدم خروج آمريكايي‌ها از عراق در موعد مقرر منتشر شده بود ولي اكنون با اين موضع گيري رسماً واشنگتن عدم پايبنديش به توافقنامه امنيتي را اعلام مي‌كند.
براساس توافقنامه مذكور كه در سال 1387 امضا گرديد حدود 50 هزار نفر از نظاميان آمريكايي مي‌بايست 10 شهريور ماه آينده از عراق خارج شوند و تا دي ماه سال آينده نيز تمامي نيروهاي آمريكايي عراق را ترك كنند.

موضع گيري اخير آمريكا، يكبار ديگر بر اين واقعيت صحه گذاشت كه واشنگتن برخلاف تبليغات و شعارهاي اوليه، هدفش از لشكركشي به عراق، دستيابي به مطامع استعماري و منافع نامشروع بوده و ادعاي نجات مردم عراق از ديكتاتوري رژيم بعث و كمك به استقرار دموكراسي، دروغ و فريبي بيش نبوده است.

از ابتدا هم مسلم بود كه آمريكايي‌ها هرگز دلشان براي ملت عراق نسوخته و آنها كه با قانون شكني آشكار و نقض منشورهاي بين‌المللي به عراق لشكركشي كرده و صرف هزينه‌هاي ميلياردي، هزاران نفر از نيروهاي خود را نيز در راه اشغالگري عراق به كشتن داده‌اند در پي دستيابي به منافع دراز مدت مي‌باشند و هرگز كوتاه نمي‌آيند و اين رويه و خوي استعمارگران در طول تاريخ بوده است.

نكته قابل تامل اين است كه آمريكايي‌ها در توجيه ادامه حضور غيرقانوني شان در عراق، از عدم توانمندي كافي نيروهاي عراقي در انجام وظايف امنيتي خود سخن گفته اند، توجيهي كه در عين مضحك و بي پايه بودن، اين نكته مهم را در بر دارد كه ادامه خشونت‌ها و اقدامات تروريستي خواست آمريكا مي‌باشد و از اينرو به سادگي مي‌توان به اين واقعيت رسيد كه عامل اصلي ادامه ناامني‌ها در عراق، خود اشغالگران مي‌باشند.


سياست روز

«قانون»عنوان سرمقاله روزنامه سياست روز به قلم محمد صفري است كه در آن مي‌خوانيد:
قانون اگر هم بد باشد، باز هم قانون است و قانون بد بهتر از بي‌قانوني است.
پايه و اساس يک کشور براساس قانون استوار است و اگر اين قانون به هر نحوي اجرا نشود و يا در اجراي آن تعلل صورت گيرد، سنگ روي سنگ بند نخواهد شد.
شايد برخي از قوانين به مذاق ما خوش نيايد، اما دليل خوبي براي عدم اجراي آن نيست.
حضرت امام(ره) بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران همواره بر اجراي قانون براي همه، چه مسئولين و چه مردم تاکيد داشته‌اند.

اين مقاله به اين خاطر نگاشته شد که آقاي رئيس‌جمهور روز چهارشنبه گذشته در جمع خبرنگاران با اشاره به قانون 2 ميليارد دلاري مجلس براي مترو گفت: «ما اين را اصولا قانون نمي‌دانيم که بخواهيم آن را ابلاغ کنيم.»

رئيس‌جمهور در ادامه توضيحات خود با تاکيد بر اين که اصل 75 قانون اساسي مي‌گويد در طرح‌ها و تغييراتي که در لوايح دولت مي‌دهند اگر هزينه جديدي ايجاد کند بايد محل تامين آن هزينه را مشخص کند افزود: «اين قانون به شوراي نگهبان رفته و آنها اين قانون را خلاف اصل 75 دانسته‌اند به همين دليل اين طرح قابل طرح در مجلس نيست.»

در اصل 112 قانون اساسي آمده است:‌«مجمع تشخيص مصلحت نظام براي تشخيص مصلحت در مواردي که مصوبه مجلس را شوراي نگهبان خلاف موازين شرع و قانون اساسي بداند و مجلس با در نظر گرفتن مصلحت نظام نظر شوراي نگهبان را تامين نکند و مشاوره‌اي در اموري که رهبري به آنان ارجاع مي‌دهد و ساير وظايفي که دراين قانون ذکر شده به دستور رهبري تشکيل مي‌شود.
در واقع بايد اينگونه گفت که هنگامي که شوراي محترم نگهبان مصوبه‌اي از مصوبات مجلس را مغاير شرع يا قانون اساسي تشخيص داد و مجلس نيز بر مصوبه خود اصرار کرد، آنگاه مجمع تشخيص مصلحت نظام وارد عمل مي‌شود تا اين اختلاف قانوني را حل و فصل کند. در بحث مصوبه مجلس براي اختصاص بودجه به مترو نيز همين کار انجام شده است.

اين وضعيت امکان دارد براي مجلس نيز پيش بيايد. يعني مجلس هم احتمال دارد که در زماني نسبت به رد مصوبه‌اي از سوي مجمع تشخيص مصلحت نظام اعتراض کند. اما بايد پذيرفت هنگامي که مجمع راي داد، بايد طبق قانون اساسي از آن تمکين کرد.

اما نکته مهمتر از اين موضوع، عدم حضور رئيس‌جمهور در جلسات مجمع تشخيص مصلحت نظام است شايد بتوان گفت که اگر آقاي احمدي‌نژاد به عنوان رئيس قوه مجريه در جلسات مجمع شرکت کند و ديدگاه‌ها ونظرات خود را درباره مصوباتي که به دولت مربوط مي‌شود بيان کند و درصدد روشنگري و آگاه‌سازي اعضاي مجمع برآيد، ديگر شاهد اين‌گونه اختلافات نخواهيم بود.
اين که رئيس‌جمهور مي‌گويد محل تامين بودجه 2 ميليارد دلاري براي مترو کجاست درست است. اما همين مباحث اگر در جلسه مجمع مطرح مي‌شد شايد اختلافات جزئي که مي‌تواند در جلسات خصوصي حل شود وارد رسانه‌ها و افکار عمومي نمي‌شد.


وطن امروز

«افتخاري و اين جماعت بيمار»عنوان سرمقاله روزنامه وطن امروز به قلم فرهاد مستوفي است كه در آن مي‌خوانيد:
اين نوشتار ازجمله مطالبي است که براي نگارش آن بارها بايد رعايت «تقوا» را گوشزد کرد و کرنش در برابر ادب را زمزمه. بويژه آنکه در «رمضان‌الکريم» بايسته است بي‌اعتنايي به رجس و شياطين. با اين حال اگر در برخي سطور، توصيف اين قلم از برخي رفتارها شتابي غيرضروري گرفت «پوزش» بديهي است.

اين قلم براي عليرضا افتخاري است و رنجي که اين روزها مي‌برد. عليرضا افتخاري؛ همان خواننده‌اي که نسلي از جوانان اين سرزمين را با صداي خود به گوشه احساسات و کنگره علقه‌ها مي‌برد. نسلي که چون افتخاري مي‌شنوند «نيلوفرانه» نجوا مي‌کنند... .

اين قلم براي عليرضا افتخاري است که جرمش در آغوش کشيدن «رئيس‌جمهور» است. در آغوش کشيدن منتخب 24 ميليون ايراني و بيان احساساتي که قطعا فصل مشترک احساسات اکثر ايرانيان است. رئيس‌جمهوري که جرمش هويدا کردن اسرار است. منتخب 24 ميليون ايراني که صدايشان در مقابل دهان‌هاي گشاد جماعت مدعي «نخبگي» به گوش کسي نمي‌رسد. مردمند اما راي‌شان کمي است و نه کيفي و به همين جرم بايد متحمل بي‌ادبانه‌ترين الفاظ قرار گيرند.
اين قلم براي عليرضا افتخاري است؛ چون خواننده است نه آوازه‌خوان. رکن خوانندگي‌اش ادب است و متانت. در دل مردم مي‌نشيند نواي «خدايا بي‌قرارم، زتو جز تو نخواهم، اگر عشقت گناه است، ببين غرق گناهم» و پاي آن نيز محکم ايستاده است. مردم‌اش را ناديده نمي‌گيرد تا همخوابه BBC و VOA شود. در مقابل مردم، منتخب مردم را در آغوش مي‌گيرد و به همين جرم نابخشودني بايد مورد هجمه بي‌سابقه هتاکان قرار گيرد.

اين قلم براي عليرضا افتخاري است؛ چون اين روزها ناگزير بايد عنان از کف دادن و کف بر دهان ماندن عده‌اي متوحش را نظاره کند. آنها که بي‌ادبانه‌ترين و بي‌سابقه‌ترين ادبيات را به رئيس‌جمهور خطاب مي‌دهند و هرآنکه از سر «دل» نيز ارادتي به احمدي‌نژاد بيان دارد را نيز بي‌نصيب از هتاکي خود نمي‌گذارند.
افرادي که از نگاه آنان هيچ‌کس حق ابراز عقيده برخلاف نظرات و سلايق آنان را ندارد ولو اين ابراز عقيده پشتوانه‌اي 24ميليوني داشته باشد. جماعت هتاکي که در به‌کارگيري فنون بي‌ادبي مهارت آموخته‌اند و هرکدام رئيس‌جمهور را با عباراتي نظير «کودک»، «گردنکش» و... مي‌نوازند. افتخاري نيز اين روزها شامل الطاف اين جماعت شده است.

آري، اين قلم براي عليرضا افتخاري است؛ که بايد اين روزها «توحش» عده‌اي هتاک را رنج برد. بي‌ادباني که عرصه را چنان يافته‌اند که انتظاري از «برخورد» نيز باقي نگذارند. البته تاسف‌انگيز‌تر اينکه مامور برخورد نيز خود در برهه‌اي افسار اهانت به دست گرفت و گفت آنچه را كه شرط عقل و تدبر نيست.
آري آقاي افتخاري؛ کار به آنجا رسيده که وابستگان رسانه‌اي يکي از مسؤولان نيز در مدح شجريان و در تمسخر ابراز محبت شما به دکتر احمدي‌نژاد قلم را آلوده مي‌کنند. راستي آقاي افتخاري؛ آيا شما خبر داريد رئيس‌جمهور چه‌کاره است؟


ابتكار

«روحانيت شيعه، حزب و دموکراسي در عراق»عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم
بهرام گل زاده است كه در آن مي‌خوانيد:
اخيرا «صدرالدين قبانچي»، از روحانيون پرنفوذ سياسي عراق، در واکنش به سخنان باراک اوباما، رئيس جمهوري ايالات متحده که از آيت الله سيستاني مرجع با نفوذ و به تعبيري پدر معنوي حرکت‌هاي اسلامي‌در عراق، کمک خواسته تا در بحث خارج کردن اين کشور از بن بست تشکيل دولت دخالت کند، به نکاتي مهمي‌در دست نوشته خود، اشاره دارد. قبانچي، نوشته است: از آقاي اوباما بايد پرسيد چرا حالا به فکر کمک خواستن از مرجعيت افتاد؟ البته پاسخ آن براي ما روشن است. امريکا پس از آن که تلاش‌هايش براي تشکيل دولت به نتيجه نرسيد و ماموريت هيئت‌هاي‌ ديپلماتيکش به عراق همگي شکست خوردند، دست به دامن آيت الله سيستاني شد.

اما صرفنظر از واکنش قپانچي به اظهارات اوباما، درون مقاله اخير اين روحاني شيعي عراقي، دو نکته اساسي نهفته است: 1- ملت، حکومت و دولتي را مي‌خواهد که آغوشش به روي همه باز باشد و همه را برادر خود بداند و فرقي ميان فرزندان کشور نگذارد. 2- ضرورت وجود احزاب قوي براي تشکيل دولتي همه گير و... نخستين نکته‌اي که تامل در اين بخش از مقاله قبانچي، توجه هر آگاه سياسي را بر مي‌انگيزد آن است که «تنها دموکراسي تحميلي آمريکايي بدون توجه به واقعيتها و مقتضيات بومي، کارايي ندارد و لذا مردم عراق و سياستمداران و نخبگان اين کشور، بايد از درون جوشيده و دموکراسي را در عراق نهادينه کنند و در عين حال اين دموکراسي براي همه مردم از هر قوم و مذهب و انديشه‌اي باشد.»

ترديدي وجود ندارد که با توجه به تجربه‌هاي بين المللي و منطقه‌اي، مردم عراق براي رسيدن به جامعه‌اي توسعه يافته و پويا، تشنه دموکراسي هستند و جهت خروج از وضعيت پيچيده کنوني، راهي جز توجه به حقوق همه آحاد و تفکرات مختلف جامعه ندارند، اما سوال اينجاست که کدام دموکراسي؟ دموکراسي که اراده مردم در آن دخيل است و انتخاب مردم؟ يا دموکراسي که از درون لوله‌هاي تفنگ نظاميان آمريکايي و نسخه‌هاي سياستمداران آمريکايي بيرون مي‌آيد؟ و يا دموکراسي‌اي که نظر رقيب را بر نمي‌تابد؟ لذا بايد توجه داشت که يکي از مشکلات اصلي عراق آزاد، در همين بخش نهفته است. اگر دموکراسي در عراق با چالش مواجه است و نهادينه نمي‌شود به اين دليل است که قرار است کسان ديگري بيرون از مرزهاي عراق و اراده مردم اين کشور به آنان دموکراسي هديه کنند و اين امر، شدني نيست.

ديگر بخش سخنان قبانچي به بحث وجود اجزاب واقعي در عراق، مربوط مي‌شود، به اين معنا که از نظر اين روحاني شيعه، دموکراسي در هر کشور طالب دموکراسي، تنها با حضور احزاب قوي و به رسميت شناخته شدن حقوق تمامي ‌اين احزاب در چارچوب قانون، ميسر خواهد بود و خروج عراق از بحران کنوني و برقراري حکومت دموکراتيک در اين کشور نيز در گرو آن است.

به نظر نگارنده با عنايت به اظهارات اين روحاني شيعي عراق، مي‌توان نتيجه گرفت که تحقق و تشکيل دولت دموکراتيک برخواسته از راي مردم، در گرو: 1- پرهيز از تمرکز صرف، بر روي نسخه‌هاي پيشنهادي از سوي قدرت‌هاي بزرگ، 2- توجه به حقوق تمامي‌اقوام و آحاد جامعه و گروه‌هاي متنوع سياسي و 3- تلاش وافر در جهت فعال شدن و شکل گيري احزاب واقعي در کشور و به رسميت شناخته شدن رقابت در ميان اين احزاب و در ميان جامعه و حقوق جمعي مبتني بر قانون اساسي است. به تعبيري، دموکراسي، حقوق شهروندي، حذف امتيازات ويژه، حضور احزاب با عقايد متنوع و گوناگون و اتکاء واقعي به آراء مردم، جهت خروج عراق از بحران‌هاي سياسي، اجتماعي، امنيتي و اقتصادي، امري اجتناب ناپذير است! به اعتقاد قبانچي، عدم حضور احزاب قوي و رقابت سياسي در عراق، خود از جمله دلايل زمينه سازي براي دخالت خارجي در اين کشور است، آن طوري که نوشته است: «ما بايد احزاب سياسي قوي داشته باشيم تا با فشار آنها چرخ مدنيت و حکومت در کشور به حرکت در آيد. اگر احزاب قوي در کشور وجود داشت اين خلاء سياسي کنوني پيش نمي‌آمد و اجازه دخالت خارجي هم گرفته مي‌شد.»


مردم سالاري

«مناظره، تاکتيک سياسي يا وسيله دست يابي به حقيقت»عنوان سرمقاله‌ِ روزنامه مردم سالاري به قلم کورش شرفشاهي است كه در آن مي‌خوانيد:
امروزه پاسخگويي در قبال عملکردها از مهمترين نکاتي است که مسوولا ن بايد به آن اهتمام ورزند اما فراموش نکنيم که هرچقدر عملکرد مناسب تر و قابل دفاع تر باشد پاسخگويي در برابر هر مقام و شخصيتي آسانتر است و هرچقدر عملکردها در سايه اما و اگرها، آزمون و خطاها يا بشود و نشودها گير کرده باشد پاسخگويي نيز با شرط و شروط روبه رو مي شود.

در اين راستا هرکسي که اعتقاد دارد حق با اوست حاضر مي شود در برابر انظار عمومي به گفت وگو بنشيند و از اعتقادات، عملکرد، اطلا عات و آگاهي هايي که دارد دفاع کند. بارزترين نمونه اين واکنش را از محمود احمدي نژاد شاهد بوده ايم. وي بارها شخصيت هاي جهاني را به مناظره دعوت کرده و حاضر شده در يک نشست زنده تلويزيوني بر سر اصول، بحث کند. دليل زنده بودن اين نشست ها آن بوده که طرفين مناظره توان اثبات نظريات را داشته باشند،نه آنکه در قالب يک برنامه ضبط شده، اما و اگرها،ويرايش و بازنگري شوند.

از فعالا ن سياسي گرفته تا افراد عادي، همگان شيفته اين قبيل مناظره ها هستند اما سوال اينجاست که چرا بايد رئيس جمهور آمريکا به درخواست احمدي نژاد براي مناظره زنده تلويزيوني پاسخ دهد و اکنون که حاضر به اين مناظره نشده حکايت از نقاط ضعف برجسته اين سياستمدار غربي دارد اما شخص احمدي نژاد يا اعضاي کابينه اش حاضر نمي شوند در مناظره هاي زنده تلويزيوني با کارشناسان و فعالا ن عرصه هاي سياست، اقتصاد، جامعه و فرهنگ در داخل کشور به مناظره بنشينند.

اکنون که تمام رسانه هاي جهان به ويژه ايرانيان، پاسخ منفي اوباما به احمدي نژاد براي برگزاري يک مناظره زنده را نقطه ضعف رئيس جمهور آمريکا مي دانند سکوت دولتمردان  به درخواست مناظره با فعالا ن سياسي داخل کشور را چگونه بايد توجيه کرد؟نکته ديگر که براهميت مناظره ها مي افزايد سابقه اين مناظره ها در انتخابات رياست جمهوري اخير است که در آن برخي حرمتها شکست  در هر صورت به نظر مي رسد که امروزه درخواست مناظره علا وه برتاکتيک سياسي وسيله اي براي دستيابي به حقيقت است که منتقدان و به ويژه آنهايي که دستهايشان  از اطلا عات، آمار و ارقام  پر است خطاب به صاحبان قدرت مطرح مي کنند. البته به نظر مي رسد که مديريت کلا ن صدا وسيما نقش برجسته اي در اين ماجرا دارد.

اگر جناب ضرغامي همانگونه که در مناظره هاي انتخابات رياست جمهوري براي برگزاري مناظره ها اعلا م آمادگي کرد براي مناظره هاي امروز نيز اعلا م آمادگي مي کرد و اسامي دعوت کنندگان به مناظره ثبت مي شد آنگاه بيشتر مشخص مي شد که چه کساني بايد در مقابل يکديگر بنشينند و در برابر نگاه مردم به صورت زنده به ابهامات پاسخ دهد. از سوي ديگر انتظار مي رود آنان که براي مناظره  اعلا م آمادگي کرده ند پيگير مناظره هاي درخواستي باشند تا شايد يک نفر پيدا شود که از حرف ها و نظرياتي که ارايه داده دفاع کند.


آفرينش

«گامي در راستاي ديپلماسي گازي»عنوان سرمقاله روزنامه‌ِ آفرينش به قلم علي رمضاني است كه در آن مي‌خوانيد:
"عراق اجازه مي دهد ايران گاز طبيعي خود را به وسيله يک خط لوله گازي از مسير اين کشور به سوريه و کشورهاي حاشيه درياي مديترانه انتقال دهد".جملات فوق بخشي از بيانيه وزارت نفت به نقل از حسين الشهرستاني، وزير نفت اين کشور است سخناني که در صورت  واقعيت يافتن  در واقع گامي مهم براي کشور در راستاي پيشبرد  ديپلماسي گازي به شمار آمده و کمک بسياري به دستيابي کشوربه اهداف سند چشم انداز خواهد کرد.

در واقع کشور ما با داشتن 17 در صد منابع گازي جهان وکسب رتبه ي دوم در جهان پتانسيل ها وامکانات گسترده اي براي  صدور گاز  خود به ديگر کشور هاي جهاني ومنطقه اي دارد در اين بين در چند سال گذشته به واسطه دلايل متعدد  عملا اين همسايگان داراي گاز از قبيل قطر و ترکمنستان و رقيبان عمده ما نظير روسيه بوده اند  که تلاش هاي بسياري را در جهت افزايش توليد انجام داده و در مرحله بعد توانسته اند با  عقد قرار دادهايي بين المللي و منطقه اي گام هاي بزرگي را براي تصاحب بازار هاي گازي مهم دنيا از قبيل اتحاديه اروپا، خاور دور و امريکاي شمالي بردارند.

در اين راستا همواره اين کشور ما بوده که  يا نتوانسته به خط لوله هاي مهمي نظير نابوکو بپيوندد يا اينکه با فشار هاي غرب  اين رقيبان ما بوده که تا کنون موفقيت هاي بسياري را بدست آورده اند در اين حال هر چند از سالهاي گذشته مقامات کشور کوشيده اند تا از سالهاي پيش با طرح خط لوله صلح بخشي از عقب ماندگي کشور را در ديپلماسي گازي مرتفع کنند، اما اگر بتوانند خط لوله ايران عراق سوري و مديترانه را نهايي سازند در واقع بخش زيادي از عقب ماندگي کشور را پيموده و در راه بدست آوردن بازارهاي عراق سوريه  و اتحاديه اروپا رقيبي قدرتمند براي کشور هايي نظير روسيه مي شوند.

 در واقع  در صورت عملي شدن اين طرح مهم گازي عراق مي تواند  تا زماني که توليد از ميدان هاي گازي خود را آغاز کند از گاز ايران براي تامين سوخت نيروگاه هاي خود استفاده کند و در اين بين اين کشور با  ترانزيت گاز ايران به سوريه و کشورهاي حاشيه درياي مديترانه علاوه بر درآمد ترانزيتي خود  راهي جديد براي صادرات گاز ايران باشد راهي که به واسطه روابط  خوب دو کشور همسايه ايران با  عراق  کشور مارا تا رسيدن به قطب اول منطقه اي در بين کشورهاي همسايه که اکثر انها توليد کننده اصلي نفت و گاز در دنيا هستند هموار مي کند.

گذشته از اين از آنجا که ايران در واقع با سياست مشترک کشور هاي اتحاديه اروپا ايالات متحده از خط لوله نابوکو کنار گذاشته شد اينک مي تواند با  نهايي کردن خط لوله به عراق وسوريه از يک سو از وابستگي به تر کيه براي انتقال ترانزيت گاز بکاهد واز سوي ديکر اين خط را به عنوان رقيبي براي نابوکو مطرح کند که در واقع خود امتياز تازه اي براي کشور ما  در سازمان کشورهاي "اوچک" خواهد بود.
  

دنياي اقتصاد

«پس از نيروگاه بوشهر»عنوان سرمقاله‌ِ روزنامه دنياي اقتصاد به قلم محمود صدري است كه در آن مي‌خوانيد:
خبر راه‌اندازي قريب‌الوقوع نيروگاه اتمي بوشهر در ايران موجب شادماني شده است.

شادماني ايرانيان از اين جهت است كه نيروگاه بوشهر با تامين برق و گسترش دانش و تكنولوژي، صرفه اقتصادي و بهره‌هاي علمي دارد و بايد از آن خرسند بود؛ اما بازتاب بيروني اين خبر موضوعي در حوزه سياست خارجي و به‌ويژه تاثير اين رخداد بر روابط آينده ايران با بازيگران بين‌المللي است.
مهم‌ترين مدعي بين‌المللي ايران؛ يعني ايالات‌متحده آمريكا اعلام كرده با فعاليت نيروگاه بوشهر مخالفت نخواهد كرد. موضع ديگر كشورها نيز كمابيش همين است و مي‌توان نتيجه گرفت نيروگاه بوشهر پس از 35 سال انتظار، در هفته‌هاي آينده به عنوان نخستين نيروگاه اتمي ايران وارد چرخه فعاليت‌هاي فني و اقتصادي خواهد شد؛ اما اين همه داستان نيست و حالا اين پرسش مطرح است كه آيا راه‌اندازي نيروگاه بوشهر به عنوان تسهيل‌كننده برنامه هسته‌اي ايران عمل خواهد كرد يا اينكه موجب افزايش فشار بين‌المللي بر اين برنامه خواهد شد.

آنچه از هم‌اكنون قطعي به نظر مي‌رسد اين است كه ايران نيروگاه بوشهر را صرفا بخش كوچكي از برنامه هسته‌اي خود مي‌داند و تكميل ساير طرح‌ها را ادامه و مكمل آن به شمار مي‌آورد و آمريكا در نقطه مقابل اين نظر، به اين نكته پاي مي‌فشارد كه نيروگاه بوشهر نيازهاي هسته‌اي ضروري ايران را تامين مي‌كند و ادامه طرح‌هاي ديگر موضوعيت ندارد.

بنابراين ادبيات و منطقي كه از اين پس، طرفين در برابر يكديگر به كار مي‌برند بر نتيجه كشمكش‌ها تاثير زيادي خواهد گذاشت. آمريكايي‌ها بر موارد مصرف انرژي هسته‌اي انگشت خواهند گذاشت و از آن نتيجه خواهند گرفت كه ايران فقط مجاز به اجراي طرح‌هايي است كه مبدا و مقصد سوخت آن مانند نيروگاه بوشهر معلوم باشد؛ يعني اينكه روسيه يا كشور ديگري سوخت نيروگاه را تامين كند و پسماندهاي آن را از ايران خارج كند. حال آنكه ايران، موضوع را فراتر از رفع پاره‌اي حوائج فني و اقتصادي مي‌بيند و آن را مساله‌اي مربوط به حق حاكميت ملي به شمار مي‌آورد. ايران براي پيگيري اين هدف خود بايد مراقب دام سياسي آمريكا؛ يعني مسلط كردن بحث ميزان نياز ايران به انرژي هسته‌اي باشد؛ زيرا اگر چنين بحثي راه بيفتد و بر حق حاكميت انحصاري ايران سايه بيندازد، بيم آن مي‌رود كه به ادبيات غالب در پرونده هسته‌اي ايران تبديل شود.

آنچه از اين پس ايران به آن نياز دارد تاكيد بر اين موضوع است كه تاسيس نيروگاه‌هاي هسته‌اي به هر تعداد و توليد سوخت هسته‌اي به هر مقدار، مباحث حاكميتي هستند كه موضوع هيچ مذاكره‌اي قرار نمي‌گيرند.نكته ديگري كه اعتنا به آن ضرورت دارد، نقش آتي روسيه در طرح‌هاي هسته‌اي ايران است.تجربه 30سال گذشته نشان داده است كه روسيه شريك مطمئني نيست و در مقاطع حساس، ايران را وجه‌المصالحه كشمكش‌هاي خود با رقباي بين‌المللي مي‌كند. شكستن انحصار علمي و فني روسيه در طرح‌هاي هسته‌اي ايران كار دشواري است؛ اما از آنجا كه در روابط بين‌الملل همواره امكان تغيير منافع و مواضع وجود دارد، ايران مي‌تواند و بايد بخت خود را در اين حوزه بيازمايد.


جهان صنعت

«آمار خوب، آمار بد»عنوان سرمقاله روزنامه جهان صنعت به قلم محمدحسين مهرزاد  است كه در آن مي‌خوانيد:
وزير کار نسبت به گزارش مرکز آمار ايران مبني بر رشد نرخ بيکاري که با چشم غيرمسلح هم ديده مي‌شود ترديد مي‌کند در حالي که چندي پيش رييس مرکز آمار از اعلام  شاخص‌هاي آماري  چون تورم و بيکاري در اين مرکز خبر داد.

بازي اعداد و آمار گويي تنها در ايران تا اين اندازه عجيب دنبال مي‌شود. کار به جايي رسيده که آمار اعلام شده هم با اقبال و اعتماد مردم مواجه نمي‌شود، وقتي وزير دولت در آمار شک مي‌کند چرا مردم کوچه و بازار که اتفاقا واقعيت‌ها را بهتر از ديگران مي‌فهمند، باور کنند؟
ديوارهاي اعتماد مردم ابتدا نسبت به بانک مرکزي و حالا نسبت به مرکز آمار ايران در حال فرو ريختن است و احتمالا از اين به بعد بايد هم مردم و هم وزرا چشمشان به وب‌سايت اکونوميست و بانک جهاني بماند.

اما سوالي که در ميانه اين بي‌اعتمادي نبايد از آن غافل شويم اين است که ايجاد شبهه در آمار رسمي مشکل را حل مي‌کند؟ اصلا تصور کنيم مرکز آمار نرخ بيکاري را با روندي کاهنده نشان مي‌داد و حتي آن را به صفر مي‌رساند، آيا مشکل بيکاري حل مي‌شد؟ خير. مشکل روي کاغذ و رقص اعداد نيست، مشکل دقيقا اينجاست، در بطن جامعه!
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟