گزيده سرمقاله روزنامههاي صبح امروز
کد خبر: ۱۱۳۴۵۷
| | 4809 بازدید
جام جم
«جنجالهاي بيحاصل» عنوان يااداشت روز روزنامه جام جم به قلم محمد صفري است كه در آن ميخوانيد:
وظيفه مسوولان در قبال مسووليتي كه دارند، چيست؟ آيا اين است كه اختلافات داخلي خود را به جامعه تعميم دهند و ذهن مردم را درگير اين مسائل كنند؟ يا اين كه در آرامش افكار عمومي به كارهاي اصلي و وظايف خود بپردازند؟! كداميك؟
چندي است كه شاهد هستيم اختلافاتي ميان برخي مسوولان بروز يافته كه به بيرون نيز درز كرده است. شايد مسوولان بگويند، مردم نامحرم نيستند، اما اينگونه مسائل اختلافي را ميتوان در درون و به دور از افكار عمومي طرح، بررسي و حل كرد.
درست است كه مردم نامحرم نيستند، اما اينگونه مسائل تاثيرات ناهنجاري را بر روح و روان افكار عمومي جامعه بر جاي خواهد گذاشت. آيا اينگونه مسائل ريز، در كشورهاي ديگر مطرح ميشود؟ آيا توان مسوولان آنها و فكر و ذهن آنها درگير اينگونه مسائل و اختلافات ميشود؟! آيا رسانههاي آنها به اينگونه مسائل و اختلاف نظرات دامن ميزنند؟!
روزنامهها و سايتهاي روزهاي شنبه، يكشنبه و دوشنبه را بخوانيد. از انتقاد رئيسجمهور از عملكرد قوه قضاييه نسبت به مطبوعات تا پاسخ آيتالله لاريجاني به آقاي احمدينژاد.
آيا در شرايط كنوني كشور، اينگونه مجادلات و بيان اختلافات جايز است؟! مسائلي از اين دست بارها عنوان و مطرح شده است. بحث حجاب، زلزله، رفتن خانمها به ورزشگاه براي ديدن فوتبال، ابلاغ قوانين و... چند نمونه ديگر كه البته ضمن تهيه خوراك براي رسانههاي داخلي، رسانههاي خارجي را نيز تغذيه كرده است. رسانههايي كه ششدانگ دنبال اينگونه مسائل هستند.
غول رسانهاي غرب از كاه، كوه ميسازد و در افكار عمومي فرو ميكند به گونه اي كه حتي مردم داخل كشور نيز ميتوانند از آن القائات تاثير بگيرند. راهكار چيست؟ چه بايد كرد تا رفتارهاي اينگونه به جامعه كشانده نشود؟!
پاسخ بسيار ساده است، اما نيازمند عمل. مسوولان بهتر است مسائل و مشكلات را درون خود حل كنند. مگر مسوولان با يكديگر نشست خصوصي ندارند؟ چرا آن هنگام، گلايههاي خود را از هم مطرح نميكنند؟ آيا مسوولان اصلا به اين انديشه هستند كه مردم چرا بايد شاهد و ناظر اين جدلها باشند؟
جمهوري اسلامي
«فصل شكوفائي همّتها» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
فردا، ماه مبارك رمضان آغاز ميشود. از پيامبر گرامي اسلام صلي الله عليه و آله و سلم نقل است در خطبهاي كه به مناسبت فرا رسيدن اين ماه خواندند آنرا ماه خدا ناميدند و فرمودند در اين ماه، شيطان در غل و زنجير و درهاي رحمت الهي به روي مردم باز است.
فلسفه ايجاد چنين فرصتي براي انسانها علاوه بر خودسازي فردي و دور ساختن خود از گناه و زشتيهاي دروني، پاكسازي جامعه از پليديها و آماده ساختن آن براي رشد و تعالي معنوي است. ترديدي نيست كه اين هر دو هدف را ميتوان با استفاده از فرصت دربند بودن شيطان و باز بودن درهاي رحمت الهي محقق ساخت.
در بخش اجتماعي، همه كساني كه موفق به خودسازي فردي شدهاند ميتوانند تأثيرگذار باشند. علماي ديني، صاحبان قلم، خطبا، اساتيد دانشگاه و مربيان اخلاق هر كدام بگونهاي ميتوانند سهمي در ارتقاء معنوي جامعه داشته باشند. آنها ميتوانند با استفاده از اندوختههاي علمي و معنوي خود، مردم را به وحدت و همدلي و تلاش براي دور شدن از گناهان به ويژه گناهان اجتماعي و سياسي كه اكنون از ابتلائات بزرگ است برحذر دارند و براي پاكسازي جامعه از اين رذائل اخلاقي گامهاي موثري بردارند.
در اين زمينه دو نكته مهم بايد رعايت شود. اول آنكه افراد بي مايه و كساني كه از علم دين و معنويت بهرهاي ندارند به خود اجازه ندهند و به آنها اجازه داده نشود امكانات تبليغي را در اختيار بگيرند. زيرا كساني كه خودشان بهره كافي از علم و معنويت ندارند در پيچ و خمها دچار انحراف ميشوند و ديگران را نيز به راه انحرافي ميكشانند. منبر و كرسي خطابه، جايگاه مهمي است كه با انسان سازي سروكار دارد و انسان ساختن فقط كار كساني است كه خودشان ساخته شده باشند.
نكته دوم اينست كه علما و دانشمندان و صاحبان فكر و فرهنگ و انديشه و افرادي كه از معنويت برخوردارند، كنارهگيري و خودداري از گفتن و نوشتن و ساختن ديگران را پيشه خود نكنند كه اين كار، احتكار علم و معنويت ا ست و از احتكار ارزاق مادي صدها برابر زشتتر و گناه آلودتر. متأسفانه در سالهاي اخير در اثر خودداري علما و صاحبان انديشه و معنويت از ورود به ميدان سخن و ارشاد و هدايت، عدهاي بي مايه و بي بهره از معنويت و اخلاق ميداندار عرصههاي تبليغ و ارشاد شدهاند كه محصول كار آنها افشاندن بذر تفرقه و اختلاف و بدبيني مردم نسبت به يكديگر و ناديده گرفتن خدمات و ارزشهاي اخلاقي و معنوي بزرگان و بدآموزيهاي فراوان در عرصههاي سياسي و اجتماعي است.
بي ترديد بخشي از گناه اين پديده خطرناك متوجه كساني است كه از نصاب لازم براي هدايت و ارشاد مردم برخوردارند ولي از ورود به اين ميدان خودداري ميكنند. هرچه اين افراد كمتر وارد صحنه شوند، عرصه براي انحرافات و بدآموزيها بازتر ميشود و جامعه بيشتر گرفتار نابسامانيهاي اخلاقي و تفرقه و اختلاف ميگردد. به همين دليل، همه افراد توانمند بايد احساس وظيفه و تكليف كنند و هر كس به قدر توانائي خود براي هدايت معنوي جامعه تلاش نمايد. ماه مبارك رمضان بهترين فرصت براي انجام اين وظيفه اخلاقي و ديني و اجتماعي است.
در ماه مبارك رمضان، روزها و شبهاي پربركتي وجود دارند كه از ويژگيهاي بالاتري برخوردارند و اگر از آنها استفاده صحيح شود ميتوانند در ماه خدا انسانها را به خدا نزديكتر كنند. نيمه رمضان كه سالروز ميلاد خجسته حضرت امام حسن مجتبي است. صبر، تحمل، اخلاق نيكو، ايثار و گذشت اين امام معصوم الگوي مناسبي است براي همه كساني كه مايل هستند به تهذيب نفس بپردازند و كساني كه ميخواهند با نشان دادن نمونههاي روشن خصلتهاي معنوي به مردم كمك كنند راه رشد و تعالي را بپيمايند و براي رسيدن به جامعهاي رشد يافته گامهاي مفيدي بردارند.
نقطه اوج معنويت در ماه خدا، در شبهاي قدر دست يافتني است.
خدا در شبهاي قدر بندگان خود را به ضيافت خاص ميپذيرد. اينكه چه كساني خود را براي اين ضيافت ويژه آماده كنند و شايستگي آنرا كسب نمايند كه از اين نعمت بزرگ بهرهمند شوند به خود افراد بستگي دارد و البته به كساني كه براي آشنا ساختن مردم با اين نعمت بزرگ الهي در فرصت ماه مبارك رمضان تلاش نمايند.
وطن امروز
«حزبالله برنده نبرد اطلاعاتي»عنوان سرمقاله روزنامه وطن امروز به قلم دکتر حسين افتخاري است كه در آن ميخوانيد:
سيدحسن نصرالله شب سهشنبه طي مصاحبه مطبوعاتي مفصلي بخش کوچکي از عملکرد رژيم صهيونيستي در لبنان را کنار هم قرار داد. شايد براي مردم لبنان که سالهاي سال است در اين فضا زندگي ميکنند، فقط نوعي يادآوري بود اما براي افکار عمومي منطقه، جهان اسلام و دنيا اين مجموعه رفتار ميتواند تصوير کاملتر و دقيقتري را از اين رژيم بسازد. سيدحسن نصرالله نمونههايي را از اقدامات تجاوزکارانه با ماهيت قتل، ترور و آدمکشي برشمرد که در مقاطعي از تاريخ گذشته لبنان اتفاق افتاده است و اين مساله به شکل منظم ادامه دارد.
عمليات انصاريه که در سال 1997 اتفاق افتاد، يکي از اين نمونههاست. اين ترورها در سالهاي گذشته نيز ادامه داشته است؛ ترور غالب عوالي، عيد طالح و همچنين خيل بيشماري از شهدا که توسط رژيم صهيونيستي به شهادت رسيدهاند.
اينکه رژيم صهيونيستي در لبنان به شکل منظم و برنامهريزي شده دست به ترور ميزند، يک امر کاملا واضح، روشن و بديهي است. اگر از يک لبناني در اين باره سوال شود خواهد گفت که ما با اين مساله هر روز زندگي ميکنيم. بخش ديگري از رفتار رژيم صهيونيستي اين بود که اين رژيم به صورت مداوم تلاش ميکند در محيط داخلي لبنان دست به اقدامات خاص زده، اثرگذاري کند و جريانات مختلف را در وضع جديد قرار داده و آنها را منفعل کند. حتي ساخت حکومتي را دستکاري کند. حال براي اجراي اين اقدامات مجبور است اطلاعات جديدي را از داخل لبنان کسب کند. اين اطلاعات از 2 طريق مشخص به دست ميآيد.
اول از طريق فني و پروازهاي شناسايي منظم روزانه توسط هواپيماهاي بدونسرنشين و قبل از آن هم از طريق هواپيماهاي با سرنشين. اين کار سالهاي سال است که در لبنان تکرار ميشود، يعني در لبنان روزي شب نميشود كه مردم لبنان هواپيماهاي اسرائيلي را بالاي سر فضاي لبنان در حرکت نبينند. پس از جمعآوري اطلاعات فني، آناليزهايي روي آنها انجام و تصميمهاي بعدي گرفته ميشود. سيدحسن نصرالله بخشهايي از اين جمعآوري اطلاعات را بيان کرد که زمينههاي مربوط به اقدامات عملياتي، ترور، انفجار يا بسياري ديگر از اقدامات رژيم صهيونيستي بر همين اساس انجام ميگيرد. بخش دوم جمعآوري اطلاعات از طريق جاسوسها و افراد مزدور انجام ميشود که تعداد قابل توجهي را شامل ميشوند که بخشي از آنها را سيدحسن نصرالله معرفي کرد.
اين مزدوران چند نوع اطلاعات را به دست ميآوردند؛ اطلاعات عمومي و جاري، تصويربرداري از راهها و بزرگراهها، ساختمانها، مراکز تردد افراد، جايي که افراد مسؤول، شخصيتها و مقامات سياسي براي تفريح ميرفتند، منازل اين افراد، سير حرکت روزانه آنها از منزل به محل کار و ... توسط مزدوران و جاسوسان اسرائيلي شناسايي ميشد. سيدحسن نصرالله در خلال مصاحبه مطبوعاتي خود مجموعهاي از 10 جاسوس اسرائيل را نشان داد که روي پرونده ترور رفيق حريري فعاليت داشتهاند. اين شواهد نشان ميداد که اسرائيل بسيار هدفمند روي اين افراد و شخصيتهاي بزرگ لبناني با همان نظم و ترتيبي که در جمعآوري اطلاعات فني خود دارد، عمل ميکند. شناسايي مسير تردد رفيق حريري، برادر و خانوادهاش، مناطقي که او براي تفريح و استراحت ميرفته و... را از طرق مختلف فني و انساني انجام داده بودند.
مجموعه سخنان سيدحسن نصرالله نشان دهنده اين امر بود که رژيم صهيونيستي در مقام اول مظنونان و متهمان ترور رفيق حريري قرار دارد. سيدحسن نصرالله تلاش کرد بدون اينکه در جايگاه يک قاضي حکمي را صادر کند، بگويد اين همه دلايل و مستندات وجود دارد که دال بر اين است که رژيم صهيونيستي به شکل منظم و روزانه به دنبال اهداف متنوعي از اقدامات جاسوسي و عمليات ترور و تخريب در داخل لبنان بوده است و حتي دستگاههاي مخابراتي، ارتباطات، تلفن همراه، تلفن ثابت و... نيز از عرصه نفوذ، شنود و جمعآوري اطلاعات توسط نيروهاي رژيم صهيونيستي مصون و مامون نبوده است.
تهران امروز
«اظهارات پرهزينه»عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز به قلم حسامالدين كاوه است كه در آن ميخوانيد:
واكنشها در قبال اظهارات تامل برانگيز مهندس اسفنديار رحيممشايي وارد مرحله تازهاي شده است. برخي از روحانيان بلندپايه و نيز شخصيتهاي استخوان خرد كرده در سياست، در برابر گفتههاي جنجالي مشايي موضعگيري كردهاند، اما تاكنون اين سياستمداران يا روحانيان بودهاند كه در قبال مشايي مواضع له يا عليه اتخاذ ميكردهاند اما براي نخستينبار يكي از بلندپايهترين مقامات نظامي كشور يعني سردار سرلشكر بسيجي دكتر فيروزآبادي رئيس ستاد كل نيروهاي مسلح، گفتههاي شگفتآور رئيس دفتر رئيسجمهور و يكي از نزديكان بسيار معتمد احمدينژاد را انحراف و جرم عليه امنيت ملي و حمله به اركان نظام مقدس جمهوري اسلامي و انقلاب اسلامي توصيف كرد.
چهرهها و شخصيتهاي نظامي از جمله سرلشكر فيروزآبادي كمتر وارد منازعات سياسي ميشوند مگر آنكه احساس خطر كنند و هيمنه و تماميت نظام جمهوري اسلامي را در معرض تهديد ببينند. در اينكه چرا رئيس دفتر رئيسجمهور چنين بيتابانه سخن ميگويد و اهداف وي از اينگونه اظهارات چيست، جاي بحث و پرسشهاي فراوان است. يك احتمال اين است كه در شطرنج سياسي گاه يكي از كنشگران، مهرهاي باارزش را قرباني ميكند تا كمپوزيسيون صحنه را به نفع خويش تغيير دهد. اين روش در بازي شطرنج و در سياست شناخته شده و بارها به كار گرفته شده است.
احتمال ديگر اين است كه نزديكترين يار رئيسجمهور با فاصلهگذاري ميان اصولگرايان و رئيسجمهور، درصدد است جرياني جديد پديد آورد كه با گفتمان اصولگرايي نيز مرزبندي دارد، ضمن آنكه با ديگر رقيبان به حاشيه رانده شده نيز مرزبندي دارد. حتي عبور از گفتمان انقلاب اسلامي و تاكيد بر شووينيسم افراطي نيز ميتواند به عنوان يك احتمال هر چند اندك در نظر گرفته شود.
احتمالات ديگري نيز مطرح است و ميتوان درباره آنها در مجالي گستردهتر به تحليل پرداخت. اما فارغ از علت و چرايي اينگونه رفتار رحيم مشايي، بايد پرسيد سخنان و اظهارات وي تا چه حد در راستاي منافع ملت و دولت و نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران، تعريف و تبيين ميشود. همگان ميدانند كه سال 89 را مقام معظم رهبري « سال همت مضاعف،كار مضاعف» نامگذاري فرمودهاند.
سال 88 به اصطكاك ميان نيروها و پشتسر گذاردن امواج آشوب و التهاب گذشت كه تاسفبار بود و ضروري مينمود كه امت و نظام در برابر آن تندبادها و خيزابها به صلابت بايستند. اما گويا قرار نيست در سال «همت مضاعف، كار مضاعف» برخي از دولتمردان و همراهان آنها، در پي يافتن چارهاي براي كاهش شاخصهاي رشد اقتصادي، افزايش نرخ بيكاري، كنترل نرخ تورم و ايجاد نشاط و اميد در تمامي سطوح اجتماعي و اقتصادي كشور باشند.
گويا نيرو و توان دولتمردان و موافقان ومخالفان آنها، بايد صرف هزينههاي اظهاراتي شود كه اگر اظهار و بيان نميشد، نه تنها چيزي تغيير نميكرد، بلكه به جاي صفآرايي نيروها در برابر يكديگر، به صفآرايي در برابر مشكلات و خطراتي كه دشمن در انديشه آن است، ميپرداختيم. «همت مضاعف، كار مضاعف» به معناي فرسودن تدريجي نيروهاي دلسوز و وفادار به انقلاب و نظام جمهوري اسلامي ايران نيست، درست برعكس «همت مضاعف، كار مضاعف» معطوف بدين معناست كه ارادههاي تقويتشده بايد به سمت توليد، تحول و استعلاي جامعه و نظام ايران اسلامي باشند.
اين بدينمعناست كه راه سخت و صعب رسيدن به قلههاي پيشرفت را بايد با همراهي و همافزايي نيروها طي كنيم و حتي يك لحظه درنگ و درگير شدن در مباحث و مسائل فرعي و انحرافي نيز بر ما جايز نيست. چه بخواهيم و چه نخواهيم، دشمن پشت دروازههاي كشور كمين كرده است. در افغانستان، در عراق و در كرانههاي جنوبي خليجفارس و به مدد توهم ايران هراسي، برخي از دولتهاي مرعوب يا ناآگاه را با خود همراه ساخته است.
كيهان
«شليك اسناد»عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم حميد اميدي است كه در آن ميخوانيد:
1- سيدحسن نصرالله كه در سخنراني روز سه شنبه گذشته به مردم لبنان قول داده بود تا اسناد و مدارك خود را مبني بر دخالت رژيم صهيونيستي در ترور رفيق حريري ارايه كند، دوشنبه شب طي يك سخنراني چند ساعته، مستندات مربوطه را براي خبرنگاران تشريح كرد. در اين كنفرانس خبري دبيركل حزب الله لبنان دلايل و قرائني را مطرح كرد كه بطور واضح به اقدام اسرائيلي ها در تحت نظر قرار دادن مناطق و مسيرهايي كه حريري براي تردد انتخاب كرده بود، مي پردازد.
همچنين نصرالله گزارش كاملي از پروازهاي جنگي نظاميان اسرائيلي در روز ترور و پرواز هواپيماي جاسوسي اين رژيم در اطراف سواحل بيروت ارايه مي كند.
اين سخنراني از 2 جنبه اهميت فوق العاده اي داشت؛ اول آنكه در طول بيش از 20سال جنگ بين رژيم صهيونيستي و مقاومت حزب الله لبنان، اين حزب براي اولين بار اينگونه به ارايه اسناد و مدارك امنيتي عليه اسرائيل جنايتكار مي پردازد.
دوم اينكه؛ اسرائيل و آمريكا از طريق كيفرخواستي كه از سوي دادگاه بين المللي عليه حزب الله صادر شده و طي آن مقاومت به دست داشتن در ترور حريري متهم شده است، به دنبال آن هستند تا جايي كه شده، حزب الله را در موضع انفعال قرار داده و با تغيير شرايط سياسي و اجتماعي لبنان- در زعم باطل خود- مقدمات انحلال و يا ممنوعيت فعاليت اين حزب را در لبنان فراهم آورند.
به همين دليل نصرالله در ديدارها و تماس هاي خود با رهبران مذهبي و شخصيت هاي سياسي لبنان، آنان را در جريان اين توطئه قرار داده و تلاش كرد با رو كردن اسناد و مدارك و طرح دلايل منطقي و روشن، ضمن آنكه اسرائيل را مسئول مستقيم ترور حريري معرفي كند، دامان حزب الله را از اين اقدام تروريستي مبرا نمايد.
اسناد، مدارك و دلايل آنقدر مستدل و قوي ارايه شده كه سردرگمي سران رژيم صهيونيستي را به دنبال داشته و آنها را به فرافكني وادار كرده است. نصرالله تاكيد مي كند؛ شواهد و اسناد موجود نشان مي دهد رژيم اشغالگر قدس در ترور حريري دخالت داشته و بمبي كه در سال 2005 منجر به اين عمليات تروريستي شد، بمبي اسرائيلي بوده است. ضمن آنكه اطلاعات جاسوسان دستگير شده در لبنان نيز اين فرضيه را ثابت مي كند.
شايد برخي، سخنان اخير دبيركل حزب الله لبنان را اينگونه تفسير كنند كه نصرالله با طرح اسناد و شواهد در واقع قصد دارد حزب الله را از مظان اتهام دور كرده و براي مقابله با تصميم احتمالي دادگاه مبني بر متهم كردن برخي از اعضاي حزب الله در اين ترور، اقدام به اين كار كرده است. ولي سؤالي كه مطرح مي شود آن است كه اين همه اسناد، دلايل و قرائن روشني كه وي در كنفرانس مطبوعاتي ارايه كرده تاكنون كجا بوده و چرا دادگاه بين المللي و ماموران تحقيق هيچ تلاشي براي دستيابي به آنها نكرده اند؟!
دادگاه بين المللي پس از تبرئه سوريه- كه چاره اي جز آن نداشت- بي درنگ انگشت اتهام خود را به سوي حزب الله نشانه رفت و كوچكترين اشاره احتمالي به دخالت اسرائيل در ترور حريري نكرد!
عدم بي طرفي اين دادگاه و ماموران تحقيق و اتهام بي دليلي كه به حزب الله زده شد، نصرالله را وادار كرد تا اسناد و دلايل خود را رو كند. كمترين نتيجه اين كار، بخشيدن اعتبار لازم به مظنون بودن اسرائيل در ترور حريري بود. امري كه ديگر دادگاه بين المللي نمي تواند از آن شانه خالي كند و حالا رژيم صهيونيستي بايد به عنوان متهم رديف اول به دادگاه فراخوانده شود.
آفرينش
«ضرورت کنترل و نظارت بيشتر بازار در ماه رمضان»عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش به قلم حميدرضا عسگري است كه در آن ميخوانيد:
همواره از چند هفته مانده به ماه مبارک رمضان در بازار کشور تحولاتي رخ مي دهد که قيمت کالاها به خصوص کالاهاي مصرفي مردم دچار تغيير مي شود و اين نوسان تا آخر ماه مبارک رمضان ادامه دارد . اين امر با افزايش ميزان تقاضا و خريد از سوي مردم جهت برطرف کردن نيازهايشان در ماه رمضان صورت مي گيرد.لذا به طور طبيعي تا حدي شاهد افزايش قيمت ها خواهيم بود.
اما در اين ميان برخي افراد سودجو و فرصت طلب با توجه به ميزان تقاضاي مردم با کاهش عرضه کالا در بازار باعث افزايش تساعدي قيمت ها مي شوند. در اين ميان افراد کم بضاعت و ضعيف با توجه به نياز بيشتر خانوارها به اقلام خوراکي در ماه رمضان به علت نداشتن قدرت خريد در اين ماه دچار مشکل مي شوند.
افزايش قيمت مرغ، گوشت، برنج، حبوبات و .... در آستانه ماه رمضان مردم را با مشکلات فراواني رو به رو مي کند. در اين ماه نياز روزه داران به اقلامي همچون گوشت و مرغ و مواد پروتئيني افزايش پيدا مي کند. لذا به جهت گراني قيمت ها خانواده ها باکاهش قدرت خريد مواجه مي شوند و متعاقبا افراد خانواده با تحليل قواي جسماني به علت روزه داري نياز بيشتري به مواد پروتئيني و تقويت قواي جسماني خواهند داشت که در چنين موقعيت هايي نقش دولت و حضور آن در جهت تنظيم وثبات بازار بسيار موثر است. لذا در جهت رفاه حال مردم جامعه دولت به سياست هاي کنترلي بازار روي مي آورد.
واردات کالاهاي پر مصرف همچون گوشت و مرغ و برنج از سوي دولت يکي از راههاي کنترل بازار مي باشد . و با ورود کالاهاي وارداتي در بازار نرخ قيمت ها ثابت نمي شود ولي حداقل از روند سعودي آن کاسته مي شود. ديگر امري که در اين زمينه مي تواند موثر باشد ايجاديک سيستم نظارتي و بازرسي از واحدهاي صنفي مي باشد تا با اشراف داشتن به نحوه فروش و عملکرد فروشندگان از افزايش ناگهاني قيمت ها جلوگيري به عمل آيد.
هر ساله در آستانه ماه رمضان دولت اعلام مي کند که با حضور در بازار موجبات ثبات قيمت ها را فراهم خواهد کرد و تا آخر ماه مبارک با تنظيم بازار از نوسان قيمت ها جلوگيري خواهد کرد. اما متاسفانه با شروع ماه رمضان شاهد افزايش نسبي قيمت ها هستيم . به نظر مي رسد علت اين افزايش قيمت ها به دو دليل عمده اتفاق افتاده و پيش مي آيد. يکي عدم نظارت و حضور کافي دولت در عرصه توزيع و فروش کالاها مي باشد.
و ديگري که مهم تر به نظر مي رسد حضور برخي افراد سودجو مي باشد که با ايجاد اختلال در نحوه عرضه و تقاضا باعث برهم خوردن تعادل بازار مي شوند. در اينجا ديگر حضور دولت نمي تواند تاثير گذار باشد بلکه عدم رعايت انصاف و انسانيت از سوي اين افراد باعث فشار و ايجاد مشکل براي قشر ضعيف جامعه مي شود. به نظر مي رسد با همکاري فروشندگان و دولت و رعايت حال مردم درجهت تامين نيازهايشان در ماه رمضان موجبات رضايت اقشار جامعه فراهم آيد. و مسلما با خشنودي مردم در اين ماه مبارک رضايت خداوند هم شامل حال همه ما خواهد شد.
جهان صنعت
«جزاير مستقل آمار»عنوان سرمقاله روزنامه جهان صنعت به قلم پويا نعمتاللهي است كه در آن ميخوانيد:
در خبرها آمده بود که از اين به بعد مرکز آمار بهعنوان مرجع رسمي اعلامکننده نرخ تورم معرفي شده است.
صرفنظر از تبعات و چرايي اين تصميم، اساسا بهترين شيوه اطلاعرساني خصوصا در رابطه با تورم آن است که منبع اصلي ارايه آمارهاي اقتصادي کلان بايد مستقل از دولت باشد.
اين استقلال البته به مثابه وجود جزاير مستقل و تصميمگيري و فرآيندهاي ناهمگون اجرايي در حوزه اقتصاد کشور نيست بلکه بيشتر ناظر بر کارکرد مبتني بر دانش اقتصاد و استقلالعمل بدون واهمه از دولت است.
بهعنوان نمودي از زيرپا گذاشتن اين استقلال بايد به مقوله استقلالعمل بانک مرکزي اشاره کرد. در 20 سال اخير چنين ماهيتي از کارکرد بانک مرکزي را شاهد نبودهايم. بانک مرکزي در واقع ابزاري بوده که سوءمديريت کلان کشور را در عرصه اقتصاد توجيه کرده و در مواقع نياز، کارکردهاي مختلفي را از خود نشان داده است. البته ماهيت اين بانک هم چيزي جز ارايه همين کارکردها نيست اما مشکل اينجاست که اين منظومه سياستگذاريها هرگز قادر نبوده که برآيند موثري از کنشها و واکنشهاي بازار و فعالان اقتصادي را برانگيزد تا امکان حصول به سطوح تعادلي (يا حداقل نزديکترين و ممکنترين سطح مطلوب) فراهم آيد.
براي مثال سياستهاي مالي مورد نظر دولت مانند عقبنشيني از افزايش مالياتها و يا تندادن به کسر بودجه (احتمالا با هدف افزايش تقاضاي موثر) يا مثلا رويآوردن به شيوههاي مالي مدرنتري نظير ماليات بر ارزش افزوده و يا کاهش هزينههاي تصديگري در قالب کاهش هزينه و بودجه شرکتهاي دولتي (با هدف کاهش فشارهاي تورمي)، صرفا در شرايطي ميتواند به تاثير دلخواه برسد که تغييرات حسابشدهاي هم در حجم پول در اقتصاد پديد آيد.
براي مثال در سياست کسري بودجه (که عمدتا جهت مبارزه با رکودهاي سالانه و جلوگيري از گسترش بيکاري به آن متوسل ميشوند) دولت اقدام به کاهش مالياتها يا افزايش مخارج خود ميکند اما اين کسري بودجه بايد از طريق استقراض از مردم و بخش خصوصي (بخوانيد که از طريق اوراق مشارکت دولتي و شبهدولتي به عامليت بانکها) تامين شود. دولت بهنوبه خود از توان خريد مردم و بخش خصوصي ميکاهد و اين کاهش بهاندازهاي است که بر تقاضاي دولت افزوده ميشود.اما اين کسري ميتواند از طريق استقراض از بانک مرکزي (چاپ پول) هم تامين شود که در مقايسه با روش قبلي اثر بسيار گستردهتري دارد.
دنياي اقتصاد
«پيرامون انتقالكاركنان دولت»عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم علي سرزعيم است كه در آن ميخوانيد:
مصوبه اخير هيات دولت مبني بر انتقال 40 درصد كاركنان دولت طي مدت كوتاه تابستان نگرانيهاي زيادي را در ميان كارمندان دولت به وجود آورده است.
جابهجايي يكي از والدين ناگزير جابهجاييهايي را براي ديگر اعضاي خانواده به دنبال دارد كه به سادگي حل كردن آنها ميسر نيست. مضاف بر اينكه ممكن است شهرهاي مقصد نيز لزوما امكانات لازم براي پذيرش سازمانهاي اداري جديد را در اختيار نداشته باشند. ارائه تسهيلات مالي براي چنين جابهجاييهايي در حجمي قابل توجه لزوما براي دولت امكانپذير نيست.
آنچه كه در پس همه اين الزامها وجود دارد، مصلحت كوچك كردن شهر بزرگ تهران است كه به شكل غيرعادي رشد و گسترش يافته است. گسترش غيرعادي شهر تهران در خلال زمان صورت گرفته كه نشان از وجود سازوكارهايي اقتصادي دارد كه طول زمان اثر خود را گذاشته است. توزيع متمركز ثروت و تصميمگيريهاي سياسي در مركز، تاسيس نهادهاي مختلفي چون دانشگاهها و مراكز اداري-فرهنگي و اقتصاد مقياس در شهر بزرگي چون تهران به روشني زمينههاي گسترش بيرويه اين شهر را به وجود آوردهاند. حال اگر قرار است كه اين معضل مهار گردد، بايد در مكانيزمهاي يادشده تجديد نظر صورت گيرد.
انتقال پايتخت و مراكز دولتي يكي از اقداماتي است كه ميتواند به كاهش اين مشكل منجر شود؛ اما اين كار ميبايست با تدبير صورت گيرد. يك راهحل شناختهشده اين است كه اصولا پايتخت از تهران به شهري از شهرهاي موجود يا شهري اساسا جديد منتقل گردد. نكته مهم و قابل توجه اين است كه انجام اين كار بزرگ در دوران ركوردزني قيمت نفت شدني است و قابل دفاع نيز هست. در دوران وفور درآمدهاي نفتي كه اقتصاد دچار بيماري هلندي ميشود؛ يعني بازده فعاليت بخش غيرقابل مبادله از جمله ساختمان و مسكن نسبت به بخش قابل مبادله مثل صنعت بالا ميرود، دولت ميتواند همزمان با سرمايهگذاري در عرضه اين قبيل كالاها اثرات منفي ورود ارز زياد را به اقتصاد مهار كند.
عرضه زياد كالاهاي غيرقابل مبادله ميتواند به شكل ايجاد يك شهر كاملا مدرن و جديد به عنوان پايتخت صورت گيرد. به اين ترتيب با يك تير دو نشان زده ميشود. هم مشكل بيماري هلندي مهار ميگردد و هم معضل انتقال پايتخت منتفي ميشود.اگر دولت تمايلي به اجراي اين پيشنهاد نداشته باشد و نخواهد منتظر فرصت طلايي ديگري شود، ميتواند از الگوي ديگري كه در برخي كشورها وجود دارد استفاده كند و آن توزيع و پخش نهادهاي دولتي در مناطق مختلف كشور است. به عنوان مثال، نهادهاي قوه قضائيه ميتواند در يك استان، تشكيلات وزارت نفت در استاني ديگر و تشكيلات وزارت راه در استاني سوم مستقر باشد.
اين الگو هزينه ارتباط و تعامل ميان دستگاههاي دولتي را افزايش ميدهد؛ اما حسن آن در اين است كه از تمركز نهاد دولت در يك شهر جلوگيري ميكند. در اين وضعيت بايد چيدمان وزارتخانهها به نحوي باشد كه حداقل هزينه ارتباطات را موجب شود. در اين حالت اعزام بيتامل و خودسرانه سازمانهاي مختلف مربوط به وزارتخانهها به شهرهاي گوناگون توجيهي ندارد، بلكه اين كار با هماهنگي و برنامهريزي صورت ميگيرد؛ مضاف بر اينكه كل تشكيلات منتقل ميشود و نه تنها 40 درصد تشكيلات دولت.
«جنجالهاي بيحاصل» عنوان يااداشت روز روزنامه جام جم به قلم محمد صفري است كه در آن ميخوانيد:
وظيفه مسوولان در قبال مسووليتي كه دارند، چيست؟ آيا اين است كه اختلافات داخلي خود را به جامعه تعميم دهند و ذهن مردم را درگير اين مسائل كنند؟ يا اين كه در آرامش افكار عمومي به كارهاي اصلي و وظايف خود بپردازند؟! كداميك؟
چندي است كه شاهد هستيم اختلافاتي ميان برخي مسوولان بروز يافته كه به بيرون نيز درز كرده است. شايد مسوولان بگويند، مردم نامحرم نيستند، اما اينگونه مسائل اختلافي را ميتوان در درون و به دور از افكار عمومي طرح، بررسي و حل كرد.
درست است كه مردم نامحرم نيستند، اما اينگونه مسائل تاثيرات ناهنجاري را بر روح و روان افكار عمومي جامعه بر جاي خواهد گذاشت. آيا اينگونه مسائل ريز، در كشورهاي ديگر مطرح ميشود؟ آيا توان مسوولان آنها و فكر و ذهن آنها درگير اينگونه مسائل و اختلافات ميشود؟! آيا رسانههاي آنها به اينگونه مسائل و اختلاف نظرات دامن ميزنند؟!
روزنامهها و سايتهاي روزهاي شنبه، يكشنبه و دوشنبه را بخوانيد. از انتقاد رئيسجمهور از عملكرد قوه قضاييه نسبت به مطبوعات تا پاسخ آيتالله لاريجاني به آقاي احمدينژاد.
آيا در شرايط كنوني كشور، اينگونه مجادلات و بيان اختلافات جايز است؟! مسائلي از اين دست بارها عنوان و مطرح شده است. بحث حجاب، زلزله، رفتن خانمها به ورزشگاه براي ديدن فوتبال، ابلاغ قوانين و... چند نمونه ديگر كه البته ضمن تهيه خوراك براي رسانههاي داخلي، رسانههاي خارجي را نيز تغذيه كرده است. رسانههايي كه ششدانگ دنبال اينگونه مسائل هستند.
غول رسانهاي غرب از كاه، كوه ميسازد و در افكار عمومي فرو ميكند به گونه اي كه حتي مردم داخل كشور نيز ميتوانند از آن القائات تاثير بگيرند. راهكار چيست؟ چه بايد كرد تا رفتارهاي اينگونه به جامعه كشانده نشود؟!
پاسخ بسيار ساده است، اما نيازمند عمل. مسوولان بهتر است مسائل و مشكلات را درون خود حل كنند. مگر مسوولان با يكديگر نشست خصوصي ندارند؟ چرا آن هنگام، گلايههاي خود را از هم مطرح نميكنند؟ آيا مسوولان اصلا به اين انديشه هستند كه مردم چرا بايد شاهد و ناظر اين جدلها باشند؟
جمهوري اسلامي
«فصل شكوفائي همّتها» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
فردا، ماه مبارك رمضان آغاز ميشود. از پيامبر گرامي اسلام صلي الله عليه و آله و سلم نقل است در خطبهاي كه به مناسبت فرا رسيدن اين ماه خواندند آنرا ماه خدا ناميدند و فرمودند در اين ماه، شيطان در غل و زنجير و درهاي رحمت الهي به روي مردم باز است.
فلسفه ايجاد چنين فرصتي براي انسانها علاوه بر خودسازي فردي و دور ساختن خود از گناه و زشتيهاي دروني، پاكسازي جامعه از پليديها و آماده ساختن آن براي رشد و تعالي معنوي است. ترديدي نيست كه اين هر دو هدف را ميتوان با استفاده از فرصت دربند بودن شيطان و باز بودن درهاي رحمت الهي محقق ساخت.
در بخش اجتماعي، همه كساني كه موفق به خودسازي فردي شدهاند ميتوانند تأثيرگذار باشند. علماي ديني، صاحبان قلم، خطبا، اساتيد دانشگاه و مربيان اخلاق هر كدام بگونهاي ميتوانند سهمي در ارتقاء معنوي جامعه داشته باشند. آنها ميتوانند با استفاده از اندوختههاي علمي و معنوي خود، مردم را به وحدت و همدلي و تلاش براي دور شدن از گناهان به ويژه گناهان اجتماعي و سياسي كه اكنون از ابتلائات بزرگ است برحذر دارند و براي پاكسازي جامعه از اين رذائل اخلاقي گامهاي موثري بردارند.
در اين زمينه دو نكته مهم بايد رعايت شود. اول آنكه افراد بي مايه و كساني كه از علم دين و معنويت بهرهاي ندارند به خود اجازه ندهند و به آنها اجازه داده نشود امكانات تبليغي را در اختيار بگيرند. زيرا كساني كه خودشان بهره كافي از علم و معنويت ندارند در پيچ و خمها دچار انحراف ميشوند و ديگران را نيز به راه انحرافي ميكشانند. منبر و كرسي خطابه، جايگاه مهمي است كه با انسان سازي سروكار دارد و انسان ساختن فقط كار كساني است كه خودشان ساخته شده باشند.
نكته دوم اينست كه علما و دانشمندان و صاحبان فكر و فرهنگ و انديشه و افرادي كه از معنويت برخوردارند، كنارهگيري و خودداري از گفتن و نوشتن و ساختن ديگران را پيشه خود نكنند كه اين كار، احتكار علم و معنويت ا ست و از احتكار ارزاق مادي صدها برابر زشتتر و گناه آلودتر. متأسفانه در سالهاي اخير در اثر خودداري علما و صاحبان انديشه و معنويت از ورود به ميدان سخن و ارشاد و هدايت، عدهاي بي مايه و بي بهره از معنويت و اخلاق ميداندار عرصههاي تبليغ و ارشاد شدهاند كه محصول كار آنها افشاندن بذر تفرقه و اختلاف و بدبيني مردم نسبت به يكديگر و ناديده گرفتن خدمات و ارزشهاي اخلاقي و معنوي بزرگان و بدآموزيهاي فراوان در عرصههاي سياسي و اجتماعي است.
بي ترديد بخشي از گناه اين پديده خطرناك متوجه كساني است كه از نصاب لازم براي هدايت و ارشاد مردم برخوردارند ولي از ورود به اين ميدان خودداري ميكنند. هرچه اين افراد كمتر وارد صحنه شوند، عرصه براي انحرافات و بدآموزيها بازتر ميشود و جامعه بيشتر گرفتار نابسامانيهاي اخلاقي و تفرقه و اختلاف ميگردد. به همين دليل، همه افراد توانمند بايد احساس وظيفه و تكليف كنند و هر كس به قدر توانائي خود براي هدايت معنوي جامعه تلاش نمايد. ماه مبارك رمضان بهترين فرصت براي انجام اين وظيفه اخلاقي و ديني و اجتماعي است.
در ماه مبارك رمضان، روزها و شبهاي پربركتي وجود دارند كه از ويژگيهاي بالاتري برخوردارند و اگر از آنها استفاده صحيح شود ميتوانند در ماه خدا انسانها را به خدا نزديكتر كنند. نيمه رمضان كه سالروز ميلاد خجسته حضرت امام حسن مجتبي است. صبر، تحمل، اخلاق نيكو، ايثار و گذشت اين امام معصوم الگوي مناسبي است براي همه كساني كه مايل هستند به تهذيب نفس بپردازند و كساني كه ميخواهند با نشان دادن نمونههاي روشن خصلتهاي معنوي به مردم كمك كنند راه رشد و تعالي را بپيمايند و براي رسيدن به جامعهاي رشد يافته گامهاي مفيدي بردارند.
نقطه اوج معنويت در ماه خدا، در شبهاي قدر دست يافتني است.
خدا در شبهاي قدر بندگان خود را به ضيافت خاص ميپذيرد. اينكه چه كساني خود را براي اين ضيافت ويژه آماده كنند و شايستگي آنرا كسب نمايند كه از اين نعمت بزرگ بهرهمند شوند به خود افراد بستگي دارد و البته به كساني كه براي آشنا ساختن مردم با اين نعمت بزرگ الهي در فرصت ماه مبارك رمضان تلاش نمايند.
وطن امروز
«حزبالله برنده نبرد اطلاعاتي»عنوان سرمقاله روزنامه وطن امروز به قلم دکتر حسين افتخاري است كه در آن ميخوانيد:
سيدحسن نصرالله شب سهشنبه طي مصاحبه مطبوعاتي مفصلي بخش کوچکي از عملکرد رژيم صهيونيستي در لبنان را کنار هم قرار داد. شايد براي مردم لبنان که سالهاي سال است در اين فضا زندگي ميکنند، فقط نوعي يادآوري بود اما براي افکار عمومي منطقه، جهان اسلام و دنيا اين مجموعه رفتار ميتواند تصوير کاملتر و دقيقتري را از اين رژيم بسازد. سيدحسن نصرالله نمونههايي را از اقدامات تجاوزکارانه با ماهيت قتل، ترور و آدمکشي برشمرد که در مقاطعي از تاريخ گذشته لبنان اتفاق افتاده است و اين مساله به شکل منظم ادامه دارد.
عمليات انصاريه که در سال 1997 اتفاق افتاد، يکي از اين نمونههاست. اين ترورها در سالهاي گذشته نيز ادامه داشته است؛ ترور غالب عوالي، عيد طالح و همچنين خيل بيشماري از شهدا که توسط رژيم صهيونيستي به شهادت رسيدهاند.
اينکه رژيم صهيونيستي در لبنان به شکل منظم و برنامهريزي شده دست به ترور ميزند، يک امر کاملا واضح، روشن و بديهي است. اگر از يک لبناني در اين باره سوال شود خواهد گفت که ما با اين مساله هر روز زندگي ميکنيم. بخش ديگري از رفتار رژيم صهيونيستي اين بود که اين رژيم به صورت مداوم تلاش ميکند در محيط داخلي لبنان دست به اقدامات خاص زده، اثرگذاري کند و جريانات مختلف را در وضع جديد قرار داده و آنها را منفعل کند. حتي ساخت حکومتي را دستکاري کند. حال براي اجراي اين اقدامات مجبور است اطلاعات جديدي را از داخل لبنان کسب کند. اين اطلاعات از 2 طريق مشخص به دست ميآيد.
اول از طريق فني و پروازهاي شناسايي منظم روزانه توسط هواپيماهاي بدونسرنشين و قبل از آن هم از طريق هواپيماهاي با سرنشين. اين کار سالهاي سال است که در لبنان تکرار ميشود، يعني در لبنان روزي شب نميشود كه مردم لبنان هواپيماهاي اسرائيلي را بالاي سر فضاي لبنان در حرکت نبينند. پس از جمعآوري اطلاعات فني، آناليزهايي روي آنها انجام و تصميمهاي بعدي گرفته ميشود. سيدحسن نصرالله بخشهايي از اين جمعآوري اطلاعات را بيان کرد که زمينههاي مربوط به اقدامات عملياتي، ترور، انفجار يا بسياري ديگر از اقدامات رژيم صهيونيستي بر همين اساس انجام ميگيرد. بخش دوم جمعآوري اطلاعات از طريق جاسوسها و افراد مزدور انجام ميشود که تعداد قابل توجهي را شامل ميشوند که بخشي از آنها را سيدحسن نصرالله معرفي کرد.
اين مزدوران چند نوع اطلاعات را به دست ميآوردند؛ اطلاعات عمومي و جاري، تصويربرداري از راهها و بزرگراهها، ساختمانها، مراکز تردد افراد، جايي که افراد مسؤول، شخصيتها و مقامات سياسي براي تفريح ميرفتند، منازل اين افراد، سير حرکت روزانه آنها از منزل به محل کار و ... توسط مزدوران و جاسوسان اسرائيلي شناسايي ميشد. سيدحسن نصرالله در خلال مصاحبه مطبوعاتي خود مجموعهاي از 10 جاسوس اسرائيل را نشان داد که روي پرونده ترور رفيق حريري فعاليت داشتهاند. اين شواهد نشان ميداد که اسرائيل بسيار هدفمند روي اين افراد و شخصيتهاي بزرگ لبناني با همان نظم و ترتيبي که در جمعآوري اطلاعات فني خود دارد، عمل ميکند. شناسايي مسير تردد رفيق حريري، برادر و خانوادهاش، مناطقي که او براي تفريح و استراحت ميرفته و... را از طرق مختلف فني و انساني انجام داده بودند.
مجموعه سخنان سيدحسن نصرالله نشان دهنده اين امر بود که رژيم صهيونيستي در مقام اول مظنونان و متهمان ترور رفيق حريري قرار دارد. سيدحسن نصرالله تلاش کرد بدون اينکه در جايگاه يک قاضي حکمي را صادر کند، بگويد اين همه دلايل و مستندات وجود دارد که دال بر اين است که رژيم صهيونيستي به شکل منظم و روزانه به دنبال اهداف متنوعي از اقدامات جاسوسي و عمليات ترور و تخريب در داخل لبنان بوده است و حتي دستگاههاي مخابراتي، ارتباطات، تلفن همراه، تلفن ثابت و... نيز از عرصه نفوذ، شنود و جمعآوري اطلاعات توسط نيروهاي رژيم صهيونيستي مصون و مامون نبوده است.
تهران امروز
«اظهارات پرهزينه»عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز به قلم حسامالدين كاوه است كه در آن ميخوانيد:
واكنشها در قبال اظهارات تامل برانگيز مهندس اسفنديار رحيممشايي وارد مرحله تازهاي شده است. برخي از روحانيان بلندپايه و نيز شخصيتهاي استخوان خرد كرده در سياست، در برابر گفتههاي جنجالي مشايي موضعگيري كردهاند، اما تاكنون اين سياستمداران يا روحانيان بودهاند كه در قبال مشايي مواضع له يا عليه اتخاذ ميكردهاند اما براي نخستينبار يكي از بلندپايهترين مقامات نظامي كشور يعني سردار سرلشكر بسيجي دكتر فيروزآبادي رئيس ستاد كل نيروهاي مسلح، گفتههاي شگفتآور رئيس دفتر رئيسجمهور و يكي از نزديكان بسيار معتمد احمدينژاد را انحراف و جرم عليه امنيت ملي و حمله به اركان نظام مقدس جمهوري اسلامي و انقلاب اسلامي توصيف كرد.
چهرهها و شخصيتهاي نظامي از جمله سرلشكر فيروزآبادي كمتر وارد منازعات سياسي ميشوند مگر آنكه احساس خطر كنند و هيمنه و تماميت نظام جمهوري اسلامي را در معرض تهديد ببينند. در اينكه چرا رئيس دفتر رئيسجمهور چنين بيتابانه سخن ميگويد و اهداف وي از اينگونه اظهارات چيست، جاي بحث و پرسشهاي فراوان است. يك احتمال اين است كه در شطرنج سياسي گاه يكي از كنشگران، مهرهاي باارزش را قرباني ميكند تا كمپوزيسيون صحنه را به نفع خويش تغيير دهد. اين روش در بازي شطرنج و در سياست شناخته شده و بارها به كار گرفته شده است.
احتمال ديگر اين است كه نزديكترين يار رئيسجمهور با فاصلهگذاري ميان اصولگرايان و رئيسجمهور، درصدد است جرياني جديد پديد آورد كه با گفتمان اصولگرايي نيز مرزبندي دارد، ضمن آنكه با ديگر رقيبان به حاشيه رانده شده نيز مرزبندي دارد. حتي عبور از گفتمان انقلاب اسلامي و تاكيد بر شووينيسم افراطي نيز ميتواند به عنوان يك احتمال هر چند اندك در نظر گرفته شود.
احتمالات ديگري نيز مطرح است و ميتوان درباره آنها در مجالي گستردهتر به تحليل پرداخت. اما فارغ از علت و چرايي اينگونه رفتار رحيم مشايي، بايد پرسيد سخنان و اظهارات وي تا چه حد در راستاي منافع ملت و دولت و نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران، تعريف و تبيين ميشود. همگان ميدانند كه سال 89 را مقام معظم رهبري « سال همت مضاعف،كار مضاعف» نامگذاري فرمودهاند.
سال 88 به اصطكاك ميان نيروها و پشتسر گذاردن امواج آشوب و التهاب گذشت كه تاسفبار بود و ضروري مينمود كه امت و نظام در برابر آن تندبادها و خيزابها به صلابت بايستند. اما گويا قرار نيست در سال «همت مضاعف، كار مضاعف» برخي از دولتمردان و همراهان آنها، در پي يافتن چارهاي براي كاهش شاخصهاي رشد اقتصادي، افزايش نرخ بيكاري، كنترل نرخ تورم و ايجاد نشاط و اميد در تمامي سطوح اجتماعي و اقتصادي كشور باشند.
گويا نيرو و توان دولتمردان و موافقان ومخالفان آنها، بايد صرف هزينههاي اظهاراتي شود كه اگر اظهار و بيان نميشد، نه تنها چيزي تغيير نميكرد، بلكه به جاي صفآرايي نيروها در برابر يكديگر، به صفآرايي در برابر مشكلات و خطراتي كه دشمن در انديشه آن است، ميپرداختيم. «همت مضاعف، كار مضاعف» به معناي فرسودن تدريجي نيروهاي دلسوز و وفادار به انقلاب و نظام جمهوري اسلامي ايران نيست، درست برعكس «همت مضاعف، كار مضاعف» معطوف بدين معناست كه ارادههاي تقويتشده بايد به سمت توليد، تحول و استعلاي جامعه و نظام ايران اسلامي باشند.
اين بدينمعناست كه راه سخت و صعب رسيدن به قلههاي پيشرفت را بايد با همراهي و همافزايي نيروها طي كنيم و حتي يك لحظه درنگ و درگير شدن در مباحث و مسائل فرعي و انحرافي نيز بر ما جايز نيست. چه بخواهيم و چه نخواهيم، دشمن پشت دروازههاي كشور كمين كرده است. در افغانستان، در عراق و در كرانههاي جنوبي خليجفارس و به مدد توهم ايران هراسي، برخي از دولتهاي مرعوب يا ناآگاه را با خود همراه ساخته است.
كيهان
«شليك اسناد»عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم حميد اميدي است كه در آن ميخوانيد:
1- سيدحسن نصرالله كه در سخنراني روز سه شنبه گذشته به مردم لبنان قول داده بود تا اسناد و مدارك خود را مبني بر دخالت رژيم صهيونيستي در ترور رفيق حريري ارايه كند، دوشنبه شب طي يك سخنراني چند ساعته، مستندات مربوطه را براي خبرنگاران تشريح كرد. در اين كنفرانس خبري دبيركل حزب الله لبنان دلايل و قرائني را مطرح كرد كه بطور واضح به اقدام اسرائيلي ها در تحت نظر قرار دادن مناطق و مسيرهايي كه حريري براي تردد انتخاب كرده بود، مي پردازد.
همچنين نصرالله گزارش كاملي از پروازهاي جنگي نظاميان اسرائيلي در روز ترور و پرواز هواپيماي جاسوسي اين رژيم در اطراف سواحل بيروت ارايه مي كند.
اين سخنراني از 2 جنبه اهميت فوق العاده اي داشت؛ اول آنكه در طول بيش از 20سال جنگ بين رژيم صهيونيستي و مقاومت حزب الله لبنان، اين حزب براي اولين بار اينگونه به ارايه اسناد و مدارك امنيتي عليه اسرائيل جنايتكار مي پردازد.
دوم اينكه؛ اسرائيل و آمريكا از طريق كيفرخواستي كه از سوي دادگاه بين المللي عليه حزب الله صادر شده و طي آن مقاومت به دست داشتن در ترور حريري متهم شده است، به دنبال آن هستند تا جايي كه شده، حزب الله را در موضع انفعال قرار داده و با تغيير شرايط سياسي و اجتماعي لبنان- در زعم باطل خود- مقدمات انحلال و يا ممنوعيت فعاليت اين حزب را در لبنان فراهم آورند.
به همين دليل نصرالله در ديدارها و تماس هاي خود با رهبران مذهبي و شخصيت هاي سياسي لبنان، آنان را در جريان اين توطئه قرار داده و تلاش كرد با رو كردن اسناد و مدارك و طرح دلايل منطقي و روشن، ضمن آنكه اسرائيل را مسئول مستقيم ترور حريري معرفي كند، دامان حزب الله را از اين اقدام تروريستي مبرا نمايد.
اسناد، مدارك و دلايل آنقدر مستدل و قوي ارايه شده كه سردرگمي سران رژيم صهيونيستي را به دنبال داشته و آنها را به فرافكني وادار كرده است. نصرالله تاكيد مي كند؛ شواهد و اسناد موجود نشان مي دهد رژيم اشغالگر قدس در ترور حريري دخالت داشته و بمبي كه در سال 2005 منجر به اين عمليات تروريستي شد، بمبي اسرائيلي بوده است. ضمن آنكه اطلاعات جاسوسان دستگير شده در لبنان نيز اين فرضيه را ثابت مي كند.
شايد برخي، سخنان اخير دبيركل حزب الله لبنان را اينگونه تفسير كنند كه نصرالله با طرح اسناد و شواهد در واقع قصد دارد حزب الله را از مظان اتهام دور كرده و براي مقابله با تصميم احتمالي دادگاه مبني بر متهم كردن برخي از اعضاي حزب الله در اين ترور، اقدام به اين كار كرده است. ولي سؤالي كه مطرح مي شود آن است كه اين همه اسناد، دلايل و قرائن روشني كه وي در كنفرانس مطبوعاتي ارايه كرده تاكنون كجا بوده و چرا دادگاه بين المللي و ماموران تحقيق هيچ تلاشي براي دستيابي به آنها نكرده اند؟!
دادگاه بين المللي پس از تبرئه سوريه- كه چاره اي جز آن نداشت- بي درنگ انگشت اتهام خود را به سوي حزب الله نشانه رفت و كوچكترين اشاره احتمالي به دخالت اسرائيل در ترور حريري نكرد!
عدم بي طرفي اين دادگاه و ماموران تحقيق و اتهام بي دليلي كه به حزب الله زده شد، نصرالله را وادار كرد تا اسناد و دلايل خود را رو كند. كمترين نتيجه اين كار، بخشيدن اعتبار لازم به مظنون بودن اسرائيل در ترور حريري بود. امري كه ديگر دادگاه بين المللي نمي تواند از آن شانه خالي كند و حالا رژيم صهيونيستي بايد به عنوان متهم رديف اول به دادگاه فراخوانده شود.
آفرينش
«ضرورت کنترل و نظارت بيشتر بازار در ماه رمضان»عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش به قلم حميدرضا عسگري است كه در آن ميخوانيد:
همواره از چند هفته مانده به ماه مبارک رمضان در بازار کشور تحولاتي رخ مي دهد که قيمت کالاها به خصوص کالاهاي مصرفي مردم دچار تغيير مي شود و اين نوسان تا آخر ماه مبارک رمضان ادامه دارد . اين امر با افزايش ميزان تقاضا و خريد از سوي مردم جهت برطرف کردن نيازهايشان در ماه رمضان صورت مي گيرد.لذا به طور طبيعي تا حدي شاهد افزايش قيمت ها خواهيم بود.
اما در اين ميان برخي افراد سودجو و فرصت طلب با توجه به ميزان تقاضاي مردم با کاهش عرضه کالا در بازار باعث افزايش تساعدي قيمت ها مي شوند. در اين ميان افراد کم بضاعت و ضعيف با توجه به نياز بيشتر خانوارها به اقلام خوراکي در ماه رمضان به علت نداشتن قدرت خريد در اين ماه دچار مشکل مي شوند.
افزايش قيمت مرغ، گوشت، برنج، حبوبات و .... در آستانه ماه رمضان مردم را با مشکلات فراواني رو به رو مي کند. در اين ماه نياز روزه داران به اقلامي همچون گوشت و مرغ و مواد پروتئيني افزايش پيدا مي کند. لذا به جهت گراني قيمت ها خانواده ها باکاهش قدرت خريد مواجه مي شوند و متعاقبا افراد خانواده با تحليل قواي جسماني به علت روزه داري نياز بيشتري به مواد پروتئيني و تقويت قواي جسماني خواهند داشت که در چنين موقعيت هايي نقش دولت و حضور آن در جهت تنظيم وثبات بازار بسيار موثر است. لذا در جهت رفاه حال مردم جامعه دولت به سياست هاي کنترلي بازار روي مي آورد.
واردات کالاهاي پر مصرف همچون گوشت و مرغ و برنج از سوي دولت يکي از راههاي کنترل بازار مي باشد . و با ورود کالاهاي وارداتي در بازار نرخ قيمت ها ثابت نمي شود ولي حداقل از روند سعودي آن کاسته مي شود. ديگر امري که در اين زمينه مي تواند موثر باشد ايجاديک سيستم نظارتي و بازرسي از واحدهاي صنفي مي باشد تا با اشراف داشتن به نحوه فروش و عملکرد فروشندگان از افزايش ناگهاني قيمت ها جلوگيري به عمل آيد.
هر ساله در آستانه ماه رمضان دولت اعلام مي کند که با حضور در بازار موجبات ثبات قيمت ها را فراهم خواهد کرد و تا آخر ماه مبارک با تنظيم بازار از نوسان قيمت ها جلوگيري خواهد کرد. اما متاسفانه با شروع ماه رمضان شاهد افزايش نسبي قيمت ها هستيم . به نظر مي رسد علت اين افزايش قيمت ها به دو دليل عمده اتفاق افتاده و پيش مي آيد. يکي عدم نظارت و حضور کافي دولت در عرصه توزيع و فروش کالاها مي باشد.
و ديگري که مهم تر به نظر مي رسد حضور برخي افراد سودجو مي باشد که با ايجاد اختلال در نحوه عرضه و تقاضا باعث برهم خوردن تعادل بازار مي شوند. در اينجا ديگر حضور دولت نمي تواند تاثير گذار باشد بلکه عدم رعايت انصاف و انسانيت از سوي اين افراد باعث فشار و ايجاد مشکل براي قشر ضعيف جامعه مي شود. به نظر مي رسد با همکاري فروشندگان و دولت و رعايت حال مردم درجهت تامين نيازهايشان در ماه رمضان موجبات رضايت اقشار جامعه فراهم آيد. و مسلما با خشنودي مردم در اين ماه مبارک رضايت خداوند هم شامل حال همه ما خواهد شد.
جهان صنعت
«جزاير مستقل آمار»عنوان سرمقاله روزنامه جهان صنعت به قلم پويا نعمتاللهي است كه در آن ميخوانيد:
در خبرها آمده بود که از اين به بعد مرکز آمار بهعنوان مرجع رسمي اعلامکننده نرخ تورم معرفي شده است.
صرفنظر از تبعات و چرايي اين تصميم، اساسا بهترين شيوه اطلاعرساني خصوصا در رابطه با تورم آن است که منبع اصلي ارايه آمارهاي اقتصادي کلان بايد مستقل از دولت باشد.
اين استقلال البته به مثابه وجود جزاير مستقل و تصميمگيري و فرآيندهاي ناهمگون اجرايي در حوزه اقتصاد کشور نيست بلکه بيشتر ناظر بر کارکرد مبتني بر دانش اقتصاد و استقلالعمل بدون واهمه از دولت است.
بهعنوان نمودي از زيرپا گذاشتن اين استقلال بايد به مقوله استقلالعمل بانک مرکزي اشاره کرد. در 20 سال اخير چنين ماهيتي از کارکرد بانک مرکزي را شاهد نبودهايم. بانک مرکزي در واقع ابزاري بوده که سوءمديريت کلان کشور را در عرصه اقتصاد توجيه کرده و در مواقع نياز، کارکردهاي مختلفي را از خود نشان داده است. البته ماهيت اين بانک هم چيزي جز ارايه همين کارکردها نيست اما مشکل اينجاست که اين منظومه سياستگذاريها هرگز قادر نبوده که برآيند موثري از کنشها و واکنشهاي بازار و فعالان اقتصادي را برانگيزد تا امکان حصول به سطوح تعادلي (يا حداقل نزديکترين و ممکنترين سطح مطلوب) فراهم آيد.
براي مثال سياستهاي مالي مورد نظر دولت مانند عقبنشيني از افزايش مالياتها و يا تندادن به کسر بودجه (احتمالا با هدف افزايش تقاضاي موثر) يا مثلا رويآوردن به شيوههاي مالي مدرنتري نظير ماليات بر ارزش افزوده و يا کاهش هزينههاي تصديگري در قالب کاهش هزينه و بودجه شرکتهاي دولتي (با هدف کاهش فشارهاي تورمي)، صرفا در شرايطي ميتواند به تاثير دلخواه برسد که تغييرات حسابشدهاي هم در حجم پول در اقتصاد پديد آيد.
براي مثال در سياست کسري بودجه (که عمدتا جهت مبارزه با رکودهاي سالانه و جلوگيري از گسترش بيکاري به آن متوسل ميشوند) دولت اقدام به کاهش مالياتها يا افزايش مخارج خود ميکند اما اين کسري بودجه بايد از طريق استقراض از مردم و بخش خصوصي (بخوانيد که از طريق اوراق مشارکت دولتي و شبهدولتي به عامليت بانکها) تامين شود. دولت بهنوبه خود از توان خريد مردم و بخش خصوصي ميکاهد و اين کاهش بهاندازهاي است که بر تقاضاي دولت افزوده ميشود.اما اين کسري ميتواند از طريق استقراض از بانک مرکزي (چاپ پول) هم تامين شود که در مقايسه با روش قبلي اثر بسيار گستردهتري دارد.
دنياي اقتصاد
«پيرامون انتقالكاركنان دولت»عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم علي سرزعيم است كه در آن ميخوانيد:
مصوبه اخير هيات دولت مبني بر انتقال 40 درصد كاركنان دولت طي مدت كوتاه تابستان نگرانيهاي زيادي را در ميان كارمندان دولت به وجود آورده است.
جابهجايي يكي از والدين ناگزير جابهجاييهايي را براي ديگر اعضاي خانواده به دنبال دارد كه به سادگي حل كردن آنها ميسر نيست. مضاف بر اينكه ممكن است شهرهاي مقصد نيز لزوما امكانات لازم براي پذيرش سازمانهاي اداري جديد را در اختيار نداشته باشند. ارائه تسهيلات مالي براي چنين جابهجاييهايي در حجمي قابل توجه لزوما براي دولت امكانپذير نيست.
آنچه كه در پس همه اين الزامها وجود دارد، مصلحت كوچك كردن شهر بزرگ تهران است كه به شكل غيرعادي رشد و گسترش يافته است. گسترش غيرعادي شهر تهران در خلال زمان صورت گرفته كه نشان از وجود سازوكارهايي اقتصادي دارد كه طول زمان اثر خود را گذاشته است. توزيع متمركز ثروت و تصميمگيريهاي سياسي در مركز، تاسيس نهادهاي مختلفي چون دانشگاهها و مراكز اداري-فرهنگي و اقتصاد مقياس در شهر بزرگي چون تهران به روشني زمينههاي گسترش بيرويه اين شهر را به وجود آوردهاند. حال اگر قرار است كه اين معضل مهار گردد، بايد در مكانيزمهاي يادشده تجديد نظر صورت گيرد.
انتقال پايتخت و مراكز دولتي يكي از اقداماتي است كه ميتواند به كاهش اين مشكل منجر شود؛ اما اين كار ميبايست با تدبير صورت گيرد. يك راهحل شناختهشده اين است كه اصولا پايتخت از تهران به شهري از شهرهاي موجود يا شهري اساسا جديد منتقل گردد. نكته مهم و قابل توجه اين است كه انجام اين كار بزرگ در دوران ركوردزني قيمت نفت شدني است و قابل دفاع نيز هست. در دوران وفور درآمدهاي نفتي كه اقتصاد دچار بيماري هلندي ميشود؛ يعني بازده فعاليت بخش غيرقابل مبادله از جمله ساختمان و مسكن نسبت به بخش قابل مبادله مثل صنعت بالا ميرود، دولت ميتواند همزمان با سرمايهگذاري در عرضه اين قبيل كالاها اثرات منفي ورود ارز زياد را به اقتصاد مهار كند.
عرضه زياد كالاهاي غيرقابل مبادله ميتواند به شكل ايجاد يك شهر كاملا مدرن و جديد به عنوان پايتخت صورت گيرد. به اين ترتيب با يك تير دو نشان زده ميشود. هم مشكل بيماري هلندي مهار ميگردد و هم معضل انتقال پايتخت منتفي ميشود.اگر دولت تمايلي به اجراي اين پيشنهاد نداشته باشد و نخواهد منتظر فرصت طلايي ديگري شود، ميتواند از الگوي ديگري كه در برخي كشورها وجود دارد استفاده كند و آن توزيع و پخش نهادهاي دولتي در مناطق مختلف كشور است. به عنوان مثال، نهادهاي قوه قضائيه ميتواند در يك استان، تشكيلات وزارت نفت در استاني ديگر و تشكيلات وزارت راه در استاني سوم مستقر باشد.
اين الگو هزينه ارتباط و تعامل ميان دستگاههاي دولتي را افزايش ميدهد؛ اما حسن آن در اين است كه از تمركز نهاد دولت در يك شهر جلوگيري ميكند. در اين وضعيت بايد چيدمان وزارتخانهها به نحوي باشد كه حداقل هزينه ارتباطات را موجب شود. در اين حالت اعزام بيتامل و خودسرانه سازمانهاي مختلف مربوط به وزارتخانهها به شهرهاي گوناگون توجيهي ندارد، بلكه اين كار با هماهنگي و برنامهريزي صورت ميگيرد؛ مضاف بر اينكه كل تشكيلات منتقل ميشود و نه تنها 40 درصد تشكيلات دولت.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


