صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

خاطره ای از نجف زاده به مناسبت روز خبرنگار

"گاهي سوژه هايتان شيطان مي شوند. وجدانتان را توجيه نکنيد!"
کد خبر: ۱۱۲۹۷۹
| |
11193 بازدید

مي گفتند از خانه فرش ايران که روبروي سفارت انگليس است يک تونل زده اند که افراد مرتبط با سفارت انگليس از آنجا به سفارت تردد مي کنند. صد جور حرف وحديث بود. به سخنگوي وزارت خارجه زنگ زدم با هم برويم انجا. گفت:"چه بلايي مي خواي سرما بياري؟!".نيامد. خودم رفتم آنجا. يک ظهر کلافه وگرم. مسوول فروشگاه نبود. جانشينش به من محبت کرد. اطمينان کرد. گفتم من از تونل تصوير بگيرم. گفت بگير. از داخل فروشگاه چهارتا پله مي خورد و تونلي در کار نبود. به دستشويي ختم مي شد. تصوير گرفتم و پلاتو دادم و آمدم بالا. حراست فروشگاه تازه داشت با مديرشان هماهنگ مي کرد. نمي دانستند من کارم را کرده ام.گفت:"ببخشيد! مي گن اجازه نداريد تصوير بگيريد. بايد هماهنگ بشه". هماهنگ بشه در ادبيات ما يعني عمرا! گفتم:"اي بابا!باشه!خداحافظ".

حراست يا دربان فروشگاه با همکارانش تا دم در آمد. شک کرده بود. گفت: "اقاي نجف زاده! نکنه تصويري چيزي گرفته باشيد. ما رو توبيخ مي کنن ها!".

تلخندي زدم و سوارماشين شدم.در راه وجدانم داشت پدرم را در مي اورد. البته من هم بيکار نبودم داشتم توجيهش مي کردم که من يک کاردارم اين ها هم کارخودشان را. فوقش نمي گذاشتند يا حواسشان جمع بود من تصوير نگيرم.

شب رسيدم خانه.حالت تهوع داشتم. از يک طرف گزارشم به شدت محتاج اين تصويرها بود و از طرفي مي گفتم حالا به من اطمينان کردند/شايد کس ديگري بود همان دم در عذرش را مي خواستند.

نکند من اين گزارش رابزنم و بعد اخراجشان کنند. توبيخشان کنند. از نان خوردن بيفتند. ديده ام که گاهي يک مصاحبه همکارانم مثلا با يک راننده اتوبوس معترض به اخراج بنده خدا ختم شده.
همسرم گفت:" خب پخش نکن! از کار بيکارش  می کننا! ."

وجدانم هم همين را مي گفت. اما پدرم درامده بود تا اين گزارش را بگيرم. با  رییس  صحبت کردم  ـ آدم فوق العاده باهوش و سالميست ـ وضع را درک کرد. گفت :"خب پخش نکنيم". (گفتم که آدم بامعرفتيست).

پخش نکردم.نوار را اصلا پاک کردم. گزارشم بيخود شد ولي وجدان سرويس شده ام از اين برزخ بيرون امد.يک نفس راحت کشيدم. ديدم پر از انرژي مثبتم. حالا از ان روزهمه اش  برايم اتفاق هاي خوب مي افتاد. شب يک گلفروش پشت چهار راه کلي صدايم کرد و تا آن طرف چهارراه دويد گل هايش را انداخت توي بغلم و قسمم داد که پول نمي خواهد.

چند روز بعد يک کلاس خبرنگاري داشتم با عنوان"سوژه يابي در خبر".اولين حرفی که  براي بچه ها زدم اين بود:

"گاهي سوژه هايتان شيطان مي شوند. وجدانتان را توجيه نکنيد!"

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟