صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

گزيده سرمقاله‌ روزنامه‌هاي صبح امروز

کد خبر: ۱۱۱۸۰۴
| |
3540 بازدید
ابتكار

«نگاه "ايران مداري" به جهان» عنوان نگاه ويژه روزنامه ابتكار به قلم محمدعلي وکيلي است كه در آن مي خوانيد:
پايه‌هاي سياست خارجي هر کشور را ديپلماسي عمومي و رسمي تشکيل مي‌دهد ديپلماسي رسمي عبارت است از نقش و تکنيکهاي که ديپلمات و مجموعه دستگاه خارجي و حاکمان يک کشور بکار مي‌برند اما ديپلماسي عمومي در حقيقت به مجموعه توانمندي‌ها، تاريخ و در يک کلام به فرهنگ يک ملت بر مي‌گردد.

ديپلماسي عمومي نقش مشروعيت بخشي و موتور محرکه براي ديپلماسي رسمي هر کشور است يکي از پيامد‌هاي جهاني سازي و تبديل جهان به دهکده واحد؛ تقويت نقش ديپلماسي عمومي در سياست خارجي کشورها است بنابراين بي دليل نيست که در سده‌هاي اخير اروپاييان سرچشمه‌هاي سياست خارجي خود را در ارزشهاي فرهنگي ديگر کشورها جستجو کردند.

دولت هاي اروپايي براي گسترش حوزه نفوذ خود از مبلغين و ميسونرهاي مذهبي؛ بهره جسته و با تاسيس پايگاه‌هاي مذهبي، موسسات علمي پژوهشي، مدارس و بيمارستان ها به تلاش گسترده‌اي براي تغيير باورهاي فرهنگي ديگر کشورها دست يازيدند به تعبير ديگر سياستمدار غربي تلاش داشت که تصميم گيري بين المللي خود را با ارزش هاي مردم آن کشور در هم آميزد اما برغم پيشرفت چشمگير دنياي ارتباطات و سهولت امکان دسترسي به محيط داخلي ديگر کشورها و فراهم آمدن زمينه شناخت دقيق تر نسبت به باور‌ها، عادات و فرهنگ کشورها؛حدود سي سال است که آنچه غرب در تعامل با ايران انتخاب کرده است مبتني بر مولفه خواست مردم نبوده و همين هم عامل شکست مجموعه سياست‌هاي غرب در قبال ايران مي‌باشد.

مردم ايران اگر چه تابع منابع فرهنگي متفاوتي هستند و اين تفاوت منابع گاهي رفتارهاي متناقضي را باعث شده است اما جوهر فرهنگي مشترکي وجود دارد که کاستي منابع متعدد را جبران مي‌کند بي توجهي غربي‌ها به ويژگي‌هاي مشترک فرهنگي ايرانيان همواره آنان را در رويکرد تقابل کيش و مات کرده است يکي از ويژگيهاي مهم فرهنگي ايرانيان در مقايسه با ديگر فرهنگ ها؛ احساس غرور و روحيه برتري آنان نسبت به ديگران است ايرانيان به عنوان حاملان سر بلند فرهنگ باستاني، در خود احساس عميقي از برتري نسبت به ديگران مي‌کنند متمايز بودن نژاد و فرهنگ ايراني نه تنها براي بيگانگان بلکه براي خود ايرانيان يک واقعيت پذيرفته شده است و در يک کلام نگاه ايران به جهان (ايران مداري) است.

ويژگي ديگر ايرانيان نگاه بد بينانه به همراه توهم توطئه نسبت به سياست‌هاي ديگر کشور‌ها است اين ويژگي محصول رفتار تاريخي کشورهاي بزرگ چون بريتانيا، آمريکا و روسيه در قبال ايران مي‌باشد بدبيني ايراني نسبت به انگليس آنچنان عميق است که در محاوره‌هاي روزانه و به شکل عاميانه بکار مي‌رود. کار، کار انگليس است، دست دائي جان ناپلئون پشت همه وقايع است و حتي دامنه بد بيني مردم نسبت به انگليسي‌ها گاهي دامن سياست‌هاي داخلي را هم مي‌گيرد.
رفتار غير صادقانه روسها و فراز و فرود آنان و استفاده ابزاري از برگ‌هاي ايران در صحنه بين الملل اين کشور را در زمره انگليس قرار داده است و مردم اکنون همان داوري که در خصوص انگليسي‌ها و عدم اعتماد به آنان دارند نسبت به روسيه هم پيدا کرده اند.

رابطه ايران با کشور‌هاي عربي تابع نوع نگاه تاريخي ايرانيان به اعراب بوده است اگر چه انقلاب اسلامي تلاش کرد با دميدن روح اسلامي در روابط و اينکه اسلام تنها عامل وحدت بخش بحساب آيد اما وقايعي چون جنگ هشت ساله عراق عليه ايران، فاجعه مکه،حمايت همه جانبه شوراي همکاري خليج فارس از عراق و ادعاهاي امارات در خصوص جزاير سه گانه همه وهمه باعث گرديده است تا فرهنگ سياسي مردم در خصوص اعراب از قاعده برتري تاريخي و نژادي و فرهنگي نشآت گيرد.


وطن امروز

«شکست بزرگ ملک عبدالله در سفر به سوريه و لبنان» عنوان يادداشت روز روزنامه وطن امروز به قلم هادي مجيدي است كه در آن مي خوانيد:
نشست سه‌جانبه بيروت با حضور ملک عبدالله پادشاه عربستان و رؤساي جمهوري سوريه و لبنان روز شنبه به پايان رسيد. حال بايد ديد چه اهدافي براي ملک عبدالله در سفر به لبنان پيش‌بيني شده بود و اين سفر چه کارکردي را براي ملک عبدالله داشته است.

بخشي از اين سناريو بايد با همکاري و حمايت کشورهاي عربي همپيمان آمريکا اجرا شود. از آنجايي که سيدحسن نصرالله همواره با تکيه بر هوشمندي و اطلاعات دقيق در زمان مناسب وارد موضوعات مي‌شود و اين کار بارها از سوي وي تکرار شده است ، حدود 2 هفته پيش او اقدام به يک سخنراني و درباره گزارش دادگاه حريري اعلام موضع کرد و اين منطق را که مستندات دادگاه و کساني که به عنوان شاهد معرفي شده‌اند، ساختگي بوده و با دلايل ساختگي قصد نابودي مقاومت را دارند و... به جهانيان و مردم لبنان اعلام كرد.

در واقع حزب ‌الله با اين اظهارات يک اقدام پيشدستانه سياسي را انجام داد و اين مساله موجب شد که برنامه‌ريزي‌هاي آمريکايي- اسرائيلي و عربي چنان که انتظار مي‌رفت به پيش نرود و اساس گزارش دادگاه با خدشه مواجه شود. در اين ميان نقش ملک عبدالله اين بود که قبل از صدور گزارش«بگمار» سفري به بيروت داشته باشد و جريان 14 مارس و حکومت حريري را با حمايت خود قوام و انرژي کافي ببخشد تا هنگامي که گزارش منتشر شد حکومت و جريان 14 مارس بتواند در مقابل حزب‌الله بايستد و از وجاهت و مشروعيت کافي نيز برخوردار باشد، لذا در وهله اول نقش عربستان به عنوان اسپانسر و حمايت‌کننده جريان حکومت و 14 مارس مقابل حزب‌الله و جريان مقاومت تعريف شده بود اما اقدام پيشدستانه سيدحسن نصرالله موجب شد که اين وضع بهم بريزد و آشفتگي و دستپاچگي را در مواضع افراد 14 مارس و حاميان آنها به وجود بياورد لذا چيزي که امروز در مواضع عربستان و مقامات کشورهاي عربي سازشکار يا 14 مارس مشاهده مي‌شود، اين است که از حزب‌الله مي‌خواهند سکوت پيشه کند زيرا هنوز گزارشي منتشر نشده، دادگاه داراي وجاهت قانوني است و مشروعيت کافي دارد و بدون دليل کسي را متهم نمي‌کند و...
در واقع سعي مي‌کنند چارچوب‌هاي اوليه پذيرش حکم دادگاه را مهيا کنند اما فشار و اعتباري که سخنان سيدحسن نصرالله داشته است، موجب شده که اين مسير با يک شوک مواجه شود. سفر اخير ملک عبدالله در واقع ناشي از اين دستپاچگي و فضاي آشفته و شوکي است که به سناريوي طراحي شده وارد شده است.


آرمان

«بي تقوايي سياسي» سرمقاله روزنامه آرمان به قلم محمد غروي عضو جامعه مدرسين حوزه علميه قم است كه در آن مي خوانيد:
بايد توجه داشت کشور ما و جهان اسلام در موقعيت خطيري قرار دارد و توطئه‌هاي غرب نسبت به جهان اسلام و ايران که ام القراي جهان اسلام است، به اشکال مختلف خود را نشان مي‌دهد.مسئله تحريم و به دنبال آن تهديدهاي نظامي و برخي فشار‌هاي بين المللي نويد خوبي ارزيابي نمي‌شود. به نظر مي‌رسد در اين شرايط آنچه کشور به آن نياز دارد استقامت و پافشاري بر حقوق حقه ملت است.

چرا که در اين زمينه عقب‌نشيني حد‌ي ندارد و اگر دشمن به اين نتيجه برسد که راهکار خوبي انتخاب کرده، ديگر حقي براي ما قايل نمي‌شود.البته اين استقامت و پافشاري بايد توام با ديپلماسي فعال در سطح منطقه و جهان و با تدبير باشد. اظهارنظرها بايد کنترل و حساب شده باشد.

گاهي اوقات ممکن است اظهارنظرها مصرف داخلي داشته باشند ولي ممکن است دشمن را در مقاصد شوم اش راهنما و براي کشور و نظام آسيبي در پي داشته باشد.
مسئله دوم که بايد در اين شرايط خطير به آن توجه داشت وحدت داخلي و پرهيز از گسترش فضاي تهمت، دروغ و افتراء است. در شرايط فعلي هيچ عنصري همانند وحدت بين نيروهاي طرفدار انقلاب با سليقه‌هاي مختلف نمي‌تواند نقش بازدارندگي را ايفا کند.

اگر دانسته و ندانسته به وحدت و يکپارچگي داخلي آسيبي برسد، مطمئنم در اين کارزار بين المللي کشور و نظام آسيب خواهد ديد لذا امروز خودداري از دامن زدن به فضاي تهمت و افترا وظيفه همه است و بايد اختلافات داخلي را به حداقل ممکن رسانده و نگذاشت به کدورت سياسي مبدل شود.
اختلاف سليقه لازمه جامعه پويا است ولي نبايد به رودررويي سياسي انجاميده و سبب رواج بازار شايعه، دروغ و افتراء شود.

متاسفانه برخي رسانه‌ها فتنه انگيزي مي‌کنند. حتي برخي نيروهاي طرفدار ولي از نوع افراطي دوستداران نظام را متهم به موارد مختلف کرده و تلاش مي‌کنند آنان را در نيروگاه غيرخودي ببينند.کساني که دانسته و ندانسته به هر نحوي موجب گسترش و استمرار فضاي تهمت و افتراء شوند و نيروهاي طرفدار نظام را متهم، دوستداران را معاند و عليه نيروهاي خودي در اردوگاه دشمن سنگر بگيرند حتما بايد در رفتار خود تجدد نظر کنند.

در شرايط فعلي مهم اين است نيروهاي طرفدار نظام و رهبري وحدت خود را حفظ کنند. البته از نيروهاي اصولگرا اين انتظار بيشتر است. متاسفانه برخي افراطيون اصولگرا خوب عمل نکرده و نمي‌کنند.

ان شاء الله اين افراد مصالح نظام و ملت را بر هواهاي نفساني خود ترجيح داده و هر چه بيشتر سعي کنند نيروهاي خودي و طرفدار نظام را حفظ و نگذارند ديگران از نيروهاي خودي استفاده و حتي اگر استفاده کردند طوري رفتار نکنند تا زاويه انحراف شان بيشتر شود.مسئولان که در صف اول جامعه قرار دارند نيز نبايد مطالب را سطحي ديده و شرايط را موضعي بنگرند.

راجع به اظهارنظرها حقيقت اين است که بايد تقواي الهي مد نظر قرار گيرد. تمامي اظهارنظرها راجع به اشخاص، افتراء‌ها و نقل قول‌هاي غير‌مستند در پيشگاه خداوند حسابرسي مي‌شود. لطمه هايي که از اين اظهارنظرها به حيثيت و آبروي شخصيت‌ها و افراد وارد مي‌آيد، آثار سوء اجتماعي آن همگي مورد سوال پروردگار قرار مي‌گيرد بنابراين اولا همه بايد تلاش داشته باشند تا در چهارچوب حرف زده و دچار افراط و تفريط نشوند و اگر قصوري مي‌بينند در حدي که به کسي ظلمي نشود، اظهارنظر کنند.


دنياي اقتصاد

«صندوق ارزي ايرانيان؛ فرصت‌ها و تهديدها» سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم عليرضا كديور است كه در آن مي خوانيد:
نخستين صندوق سرمايه‌گذاري ارزي ايرانيان امروز به‌صورت رسمي با حضور رييس‌جمهور در حاشيه همايش ايرانيان مقيم خارج از كشور رونمايي مي‌شود.

اين صندوق كه در ابتدا با نام صندوق سرمايه‌گذاري ارزي ايرانيان مقيم خارج از كشور نامگذاري شده بود، به درستي در ادامه با حذف بخش «مقيم خارج از كشور» مي‌تواند دايره سرمايه‌گذاران بالقوه خود را گسترش دهد. اين صندوق كه سرمايه‌گذاران آن ملزم به واريز وجوه خود به صورت يورويي هستند، در حال حاضر در مرحله شناسايي هيات‌امنا (موسسان اوليه) قرار دارد.

بر اين اساس هريك از سرمايه‌گذاران داخلي (اعم از نهادها، سازمان‌ها، صندوق‌ها، بنگاه‌ها و...) مي‌توانند با تعهد يك ميليون يورو (13 ميليارد ريال) پس از جذب حداقل 75 ميليون يورو (975 ميليارد ريال) از سوي ساير سرمايه‌گذاران داخلي و خارجي، نسبت به واريز مبلغ تعهد شده اقدام كنند. مزيت سرمايه‌گذاران داخلي كه در حال حاضر تعهد واريز يك ميليون يورو را مي‌كنند، حضور در هيات‌امنا و مشاركت در انتخاب اركان صندوق از جمله متولي، مدير و مدير ثبت صندوق است.
اين صندوق در شرايطي در حال راه‌اندازي است كه تاكنون صندوق سرمايه‌گذاري خارجي ثبت شده در داخل ايران وجود نداشته و تنها دو صندوق سرمايه‌گذاري كه در خارج از كشور ثبت شده‌اند، وجوه سرمايه‌گذاران خارجي را با تبديل به ريال در بورس تهران سرمايه‌گذاري مي‌كردند.
به هر روي اين صندوق در صورت موفقيت در جذب 75 ميليون يورو وجوه سرمايه‌گذاران خارجي و اجراي تعهد 25 ميليون يورويي سرمايه‌گذاران داخلي، مي‌تواند فعاليت خود را آغاز كند.


رسالت

«مشروطه، عرصه عبرت آموزي» سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمدمهدي انصاري است كه در آن مي خوانيد:
در جايي خوانده بودم تاريخ هرگز قضاوت نمي کند بلکه گستره خود را پيش پاي ما مي گذارد تا آن را بشکافيم و رويدادهاي نهفته را بيرون بکشيم. اين ماييم که قضاوت مي کنيم. اين ماييم که سبب قضاوت درست و نادرست مي شويم.

اين ماييم که با چشم تنگ و فهم ناقص فقط نقطه کوچکي را مي بينيم و يا با ديده باز و درک صحيح پهنه وسيع تري را مي نگريم تا حقيقت چه باشد. عبرت در دل تاريخ است، ذات تاريخ و گذشت زمان،  پختگي و عبرت آموزي است. بايد به پديده هاي تاريخي با نگاهي جديد و عميق نگريست. عبرت يعني رفتن از سطح به عمق و با اين ديد مي توان عبرت هاي فراواني از مشروطه فرا گرفت.

چنانچه رويدادهاي تاريخي و اجتماعي معاصر را در رابطه با يکديگر بررسي نماييم به نتايج بهتر و معنادارتري خواهيم رسيد: در ربيع الاول1268  هجري قمري ميرزا تقي خان اميرکبير به دستور ناصرالدين شاه در حمام باغ فين کاشان به شهادت مي رسد.
46 سال پس از اين حادثه تلخ يعني در سال 1314 هجري ناصر الدين شاه باگلوله يکي از فرزندان رشيد ملت يعني ميرزا رضاي کرماني به قتل مي رسد و سرانجام در سال 1324 هجري برابر با مرداد 1285 خورشيدي (يعني 56  سال بعد از شهادت اميرکبير) حاصل مبارزات ملت ايران با امضاي فرمان مشروطيت به بار مي نشيند... و اين يعني ثمر دادن مبارزات يک ملت در مواجهه با استبداد و طاغوت.

مشروطيت طي يک دهه با انحراف و شکست مواجه مي شود و شيخ فضل الله مشروطه مشروعه خواه بر سر دار مي شود 1288 (شمسي) و پس از اين رويداد يعني 69 سال بعد پيروزي نهايي ملت رقم مي خورد.

البته هرچند هر ساله در ايام سالگرد پيروزي انقلاب مشروطيت حسرت و افسوس بر اذهان جامعه ايراني سايه مي افکند و حالت مشترکي با ايرانيان زمان مشروطه که شاهد شکست مشروطه بودند پيدا مي شود اما چون باز تاريخ را با تاريخ مرور مي کنيم مي بينيم که رويدادهاي تلخ پيشين لازمه وقايع بعدي بوده اند و به خاطر پيروزي هاي بعدي است که مي توان سختي هايشان را تحمل کرد زيرا بررسي رويدادهاي تاريخي نياز به تجزيه و تحليل و بررسي تطبيقي دارد.

بايسته و شايسته اين است که با شناخت علل و عوامل مستحدثه دلايل انحطاط يا توفيق را يافت و به عنوان عبرت از آن درس گرفت. بررسي انقلاب مشروطه نيز مشمول همين قاعده است علاوه بر آن با استفاده از تجربيات به دست آمده بايد وضعيت موجود را با بصيرت و هوشمندي آسيب شناسي کرد تا از تکرار حوادث تلخ تر جلوگيري شود.


كيهان

«آنجا چه خبر است؟!» يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم حسين شريعتمداري است كه در آن مي خوانيد:
از چندماه قبل كه زمزمه برپايي اين همايش آغاز شد به آساني قابل پيش بيني بود كه تحت پوشش و نام جذاب «همايش بزرگ ايرانيان خارج از كشور» چه آشي قرار است پخته شود و چه كساني اين ديگ را دور از چشم رئيس جمهور محترم و تنها با سوءاستفاده از نام و جايگاه -و متاسفانه اعتماد غيرقابل توجيه - ايشان، روي اجاق گذاشته اند!

دو سال پيش نيز همايشي با همين نام و همين عنوان برپا شده بود و گردش كار و نتايج آن مي توانست نشانه هاي هشداردهنده اي درباره دومين نمونه آن باشد، يعني همايشي كه از امروز صبح در تهران برپا مي شود و نزديك به 1200تن از ايرانيان مقيم خارج كشور براي شركت در آن دعوت شده اند.

برخي از گزارش ها و اخباري كه درباره همايش 11مرداد 89 به كيهان مي رسيد، نه فقط تأسف آور، بلكه سوال برانگيز و نگران كننده بود و از احتمال بروز رخدادي ناخوشايند حكايت مي كرد.
اخباري از مقدمه چيني ها، زمينه سازي ها، هزينه هاي چندده ميلياردتوماني و بي حساب و كتاب، رايزني هاي داخلي و خارجي، تهديدها و تشويق ها، هويت برخي از ايرانيان دعوت شده، سوابق سوء و شناخته شده چند تن از دست اندركاران اصلي همايش، صدور دستور العمل ها و امريه ها خطاب به اين دستگاه دولتي و آن مركز امنيتي كه مبادا... و خبرهاي مشابه ديگر ، اين ترديد را پديد مي آورد كه ماجرا فراتر از «ناپختگي» و «ندانم كاري» باشد و خداي نخواسته كاسه اي زير نيم كاسه باشد!

اين دفعه اما، زبان به كام گرفتيم و قلم به نيام كشيديم تا مانند هميشه، اولين صدا را به اعتراض بلند نكرده باشيم و منتظر مانديم كه فلان مسئول حقوقي، فلان حافظ منافع ملي، فلان مركز اطلاعاتي و امنيتي، فلان مسئول سياست خارجي و... صدايي به اعتراض بلند كند و به عنوان ابتدايي ترين وظيفه قانوني خود از برخي پلشتي هاي آشكار در برپايي اين همايش جلوگيري كند و يا اگر احياناً با صدور دستور العمل و امريه اي از اعتراض منع شده است! دست كم در مقابل برخي پرسش هاي جدي و نگران كننده اي كه درباره اين همايش و مسائل پيراموني آن پديد آمده است، پاسخي ارائه كند، ولي متأسفانه- و همانگونه كه حدس مي زديم- از آناني كه انتظار مي رفت صدايي شنيده نشد و از آنجا كه به قول امام راحلمان(ره)، صاحبان قلم- از جمله مطبوعات- هم درباره آنچه مي نويسند مسئولند و هم درباره آنچه بايد بنويسند و نمي نويسند، چاره اي جز پرداختن به ماجرا باقي نماند.

گفتني است اخبار رسيده حكايت از آن دارد كه برخي از دست اندركاران برپايي همايش، تعدادي را مأمور پاسخگويي به اعتراض و انتقاد احتمالي كيهان كرده اند. گويي پيشا پيش مي دانسته اند آنچه در پي انجام آن هستند به يقين با اعتراض كيهان روبرو مي شود! و از سوي ديگر طي دو هفته اخير، برخي از مسئولان در تماس با كيهان به گونه اي غيرمنتظره، شرح مفصلي از آثار مثبت و مشعشع «همايش ايرانيان خارج از كشور» ارائه كرده بودند! كه ظاهراً با هدف پيشگيري از اعتراض بود.


تهران امروز

«تحريم‌ها فقط فرصت‌‌سوز نيستند» عنوان يادداشت روز روزنامه تهران امروز به قلم مجتبي امين‌پور است كه در آن مي خوانيد:
اين روزها موضوع تحريم‌هاي اقتصادي، مالي و تكنولوژيك ايران و نيز تحريم‌هاي اضافي و مستقل، سرخط بسياري از رسانه‌هاي غربي را تشكيل مي‌دهد. اين دسته از اخبار بيش از آنكه بيانگر واقعيت موجود باشند، بيشتر با هدف اثرگذاري‌هاي رواني تهيه و تنظيم مي‌شوند.
اگر در دوران استعمار قديم، ميسيونرهاي مذهبي پيشاپيش لژيون‌هاي استعماري حركت مي‌كردند، در عصر كنوني، رسانه‌ها پيش از ارتش‌ها وارد ميدان مي‌شوند.

به عبارت ديگر آنچه را كه رسانه‌ها توليد مي‌كنند «واقعيت» رخ داده است و اگر حادثه‌اي در عالم واقع رخ دهد اما رسانه‌ها آن را پوشش ندهند، گويي چنين حادثه‌اي هرگز رخ نداده است. مبتني بر همين منطق است كه خبرهاي تحريم با هدف اثرگذاري بر اراده مديران و تصميم‌گيران ايراني و تاثيرگذاري بر افكار عمومي توليد و بازتوليد مي‌شوند.

تحريم‌ها اما سمت و سوي ديگري نيز دارند كه بيش از خبرهاي تبليغاتي رسانه‌اي غرب، واقعيت دارند. تبديل شدن توانايي‌هاي نهفته و از قوه به فعل رسيدن استعدادها و امكاناتي كه در كشور وجود دارد، اگر سرعت و شتاب بيشتري يافته، بر اثر نيروي پيش‌رانشي بوده كه تحريم‌ها ايجاد كرده‌اند.
مروري بر خبرهاي رسانه‌هاي كشور بازتاب دهنده همين واقعيت است. دست‌كم دورنماي يك جهش تكنولوژيك، صنعتي، اقتصادي و حتي مالي به خوبي احساس مي‌شود.


آفرينش

«نشاط در جامعه» سرمقاله روزنامه آفرينش به قلم حميدرضا عسگري است كه در آن مي خوانيد:
مهمترين شاخصه هاي يک جامعه با نشاط را مي توان در افزايش روحيه شادابي، اميدواري، اعتماد اجتماعي، نشاط فردي و جسماني دانست.کارشناسان اجتماعي معتقدند افزايش مشارکت مردم در حوزه هاي مختلف سياسي، فرهنگي، اجتماعي، افزايش کيفيت زندگي فردي وخانوادگي و بهره وري در محيط هاي شغلي از مهمترين عوامل افزايش نشاط در جامعه مي باشد.

مفهوم شادکامي يا رضايت از زندگي معيار مهمي در زمينه هاي اقتصادي و اجتماعي مي باشد.درفرايند دستيابي به توسعه پايدار، نشاط فردي واجتماعي نقش مهمي دارد.
زمينه دست يابي به توسعه و پيشرفت در يک کشور به انواع منابع ثروت بستگي دارد.از جمله ثروتمند بودن آن کشور در زمينه منابع طبيعي همچون نفت،گاز، معادن و... همچنين نيروي انساني ماهر مي باشد که زمينه ساز ايجاد رضايت از زندگي و نشاط روحي در جامعه مي شوند. و با افزايش رضايت از زندگي و اميد به آينده افراد در جهت پيشرفت وضعيت خود و جامعه با تمام وجود تلاش مي کنند.

کشور ما به لحاظ دارا بودن از منابع طبيعي از جمله کشورهاي ثروتمند تلقي مي شود و از نظر نيروي انساني ماهر ومتخصص نيز اگر ثروتمند نباشيم فقير هم نيستيم ولي در مورد ميزان نشاط و رضايت مردم از زندگي و اميد به آينده  موقعيت مناسبي نداريم. طبق برخي آمارهاي اعلام شده حدود 11 ميليون به نوعي افسرده هستند.
جديدترين گزارش محققان انگليسي و هلندي در مورد رتبه بندي شادترين مردم دنيا مي گويد ايرانيان از نظر شادي و نشاط در رتبه 96 در جهان هستند.

مهمترين مسئله اي که بهداشت رواني افراد جامعه ما را تهديد مي کند عدم آرامش و آسايش فکري و رواني و اجتماعي در جامعه مي باشد. اين مسئله به شکل هاي مختلفي جلوه مي کند.
از نگراني هاي خانواده ها براي سلامتي فرزندان و ديگر اعضا گرفته تا تنفر و خشمي که سال هاي سال براي مردم در قالب دشمنان داخلي و خارجي ايجاد شده است.


جمهوري اسلامي

«شكست اجلاس بيروت» سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن مي خوانيد:
بسم الله الرحمن الرحيم
انتشار سخنان بشار اسد، رئيس‌جمهور سوريه، در ديدار با ملك عبدالله پادشاه عربستان، اعلام غيررسمي شكست اجلاس بيروت است. روزنامه لبناني الاخبار نوشت: بشار اسد به ملك‌عبدالله گفته است: درصورتي كه دادگاه بين‌المللي ترور رفيق حريري، حزب الله لبنان را محكوم كند، علاوه بر حزب الله، دولت سوريه نيز با آن مخالفت خواهد كرد. اسد افزوده است: نقش اين دادگاه يافتن مسببان اين ترور بود، درحالي كه حكم كنوني دادگاه ضربه به نيروهاي مقاومت حزب الله و كشورهايي است كه در اردوگاه حاميان آمريكا حضور ندارند.

وي گفت:«سوريه اجازه تضعيف نيروهاي مقاومت حزب الله را نخواهد داد چرا كه اين خط قرمزي است كه نمي‌توان از آن گذشت».
قبل از برگزاري اجلاس سه جانبه بيروت، مقامات آمريكائي به بشار اسد پيام داده بودند به اظهارات ملك عبدالله با دقت گوش كند. اين پيام، نشان مي‌دهد اولاً محتواي اجلاس بيروت براي آمريكا بسيار اهميت دارد و ثانياً آمريكا درصدد وارد آوردن فشار بر كشورهاي عربي از جمله سوريه براي تأمين اهداف نامشروع رژيم صهيونيستي است.

اين اجلاس سه جانبه، در چارچوب تحولات سالهاي اخير و بحرانهاي گذشته مي‌تواند معني و مفهوم خاصي داشته باشد و قاعدتاً از روند حوادث سالهاي اخير لبنان و منطقه جدا شدني نيست بدين ترتيب سئوال اصلي اينست كه سير تحولات منتهي به اين اجلاس و روند مذاكرات اين اجلاس در جهت تحقق چه اهدافي بوده است؟
براي درك شرايط امروز لبنان لازم است چند نكته اساسي را در قلمرو تحولات داخلي اين كشور با در نظر گرفتن نقش عوامل پيراموني با دقت مدنظر قرار دهيم. لبنان از سال 1354 درگير يك جنگ داخلي شد. در سال 1361 ارتش صهيونيستي سه چهارم خاك لبنان را اشغال كرد و فالانژهاي لبنان را به قدرت رسانيد.

نيروهاي مداخله گر چند مليتي ارتشهاي ناتو براي تثبيت اهداف و برنامه‌هاي رژيم صهيونيستي در لبنان مستقر شدند ولي نتوانستند مأموريت‌هاي خود را به انجام برسانند و از لبنان گريختند.
حزب الله لبنان به مبارزه با اشغالگران پرداخت و ارتش صهيونيستي را وادار به خروج از لبنان كرد. در واقع لبنان تنها كشور عرب محسوب مي‌شود كه توانسته صهيونيستهاي اشغالگر را به خروج يكطرفه وادار كند و اين از افتخارات هميشگي لبنان است كه به نام مقاومت اسلامي به ثبت رسيده است.


مردمسالاري

«مصوبات ناگفتني» سرمقاله روزنامه مردمسالاري به قلم کورش شرفشاهي است كه در آن مي خوانيد:
مدتي است قانون گريزي به قانون نانوشته تبديل شده و به جاي آن که قانون را اجرا کنيم به دنبال راهکاري هستيم تا اجراي قانون را به تاخير انداخته يا سليقه اي اجرا کنيم. يکي از مواردي که اجراي قانون را ارزشمند مي کند الزام به پاسخگويي و جايگاه ناظر و نظارت است.

قانون اساسي براي هر يک از  دستگاه ها و ارگان ها وظايفي تعريف کرده که ملزم به اجرا هستند و هر گاه که در اجرا کوتاهي يا کم کاري صورت پذيرد ابزار نظارتي، متخلفان را وادار به پاسخگويي مي کند. اما مدتي است که دولت حاضر نمي شود آن چه را در قانون به صورت شفاف آمده  اجرايي کند.
قوانيني همچون بيمه کارگران ساختماني را اجرا نمي کند و يا معلوم نيست چه زماني لا يحه هدفمند کردن يارانه ها اجرايي مي شود.

نکته مهم بعدي مصوبات هيات وزيران است که دولت موظف است اين مصوبات را براي آن که از نظر قانوني مشکلي نداشته باشد به مجلس شوراي اسلا مي ارايه دهد اما اين اتفاق  مهم رخ نمي دهد تا اين که يک بار نمايندگان مردم در خانه ملت صدايشان در ميآيد که چرا نشسته ايد ، ... دولت بيش از 2 ما است مصوباتش را به مجلس ارايه نمي دهد و دولت هم لا به لاي قوانين را بالا  و پايين مي کند تا دستاويزاين تاخير را برگردن فلا ن بند قانون بياويزد و اما در اين بين چند نکته مطرح مي شود; اول اين که مگر دولت چه ايرادي در مصوباتش دارد که حاضر نيست به صورت شفاف و سر موعد به مجلس ارايه دهد، آن هم دولتي که قانون را به سليقه خودش اجرا مي کند و مجلس را وادار به تعامل کرده است؟نکته دوم ايراد مجلس است که چرا بايد 2 ماه از اين تخلف آشکار بگذرد سپس تعدادي از نمايندگان صدايشان بلند شود و صد البته اين سوالي مهمتر است که چرا برخي از نمايندگان که دولت را مظهر عدالت مي دانند در اين مورد مهر سکوت بر لب زده اند؟

البته امکان ديگري نيز وجود دارد و آن تکيه علي لا ريجاني بر رياست اين مجلس است; مردي که در يک مقطع خاص با حکم احمدي نژاد به دبيري شوراي عالي امنيت رسيد و اکنون تمام مصوبات دولت از زير دست او مي گذرد و تا زماني که امضاي لا ريجاني پاي ابلا غيه هاي قانوني نباشد دولت قادر به اجرا نيست.البته اميدواريم دولت هرچه زودتر براي رفع اين سو» تفاهم مصوباتش را به مجلس بفرستد.

نکته ديگر احترام به مردم است که در نفس مجلس  شوراي اسلا مي تعريف شده است اما سوال اينجاست، دولتي که مدعي خادم مردم بوده است، چرا حاضر نيست قوانيني را که در راستاي اين خدمت مصوب کرده به نمايندگان مردم ارايه دهد؟
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟