گزيده سرمقاله روزنامههاي صبح امروز
کد خبر: ۱۱۰۷۲۳
| | 3804 بازدید
جمهوري اسلامي
زلزله در اركان اتحاديه اروپا سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
بسم الله الرحمن الرحيم
بحرانهاي پي در پي و نفسگير، آينده تاريكي را در برابر اتحاديه اروپا ترسيم و نگرانيهاي فراواني را براي برنامهريزان و افكار عمومي فراهم كرده است.
آنچه تا اين اواخر به عنوان بزرگترين نقطه قوت اتحاديه اروپا شناخته ميشد و ساير كشورهاي اروپايي را براي پيوستن به اين اتحاديه وسوسه كرد، اكنون جاذبههاي هميشگي خود را از دست داده است.
الگوهاي رفاه اجتماعي و برقراري سياستهاي عام المنفعه در پرتو بحرانهاي مالي - اقتصادي در كشورهاي اروپايي به تدريج رنگ باخته و مشخصاً به علت بالا رفتن ميزان قرضههاي ملي، شرايطي به وجود آمده است كه دولت ها ناچار به در پيش گرفتن رياضت اقتصادي و اجراي سياستهاي سخت گيرانه بمنظور صرفه جويي در هزينههاي عمومي و كاستن از بار خدمات رفاهي شدهاند كه آثار و تبعات فوري آن در سطح زندگي جامعه بويژه اقشار آسيب پذير، به شدت محسوس و ملموس بوده است.
اعتراضات خياباني بويژه در يونان و حتي فرانسه و ايتاليا نشانگر حساسيت و بلكه وخامت اوضاع كنوني اروپا است كه آنرا تا سرحد «شكنندگي» به پيش برده است.
در اين زمينه تصميمات كشورهاي اروپايي در قبال مسائل مشترك، عموماً يكسان نبوده و همين امر به تضاد و تقابل بيشتر و جبهه بنديهاي جديد درون ساختار اتحاديه منجر شده است.
از ميان 27 كشور عضو اتحاديه اروپا، تاكنون فقط 16 كشور به «حوزه يورو» پيوستهاند و علائم نگراني درون و بيرون «حوزه يورو» نسبت به ثبات در تصميم گيريها و موفقيت آميز بودن سياستهاي جبراني و ترميمي بيشتر شده و به ابراز ترديد آشكاري منجر گرديده كه به نوبه خود شهامت دراتخاذ سياست هاي جديد و مشترك، جاي خود را به نوعي محافظه كاري و پنهانكاري باهدف «فاصله گرفتن از تصميمات مشترك» و تلاش جداگانه براي نجات انفرادي اقتصادي هر كشور داده است.
آنچه در اين ميان اهميت بيشتري دارد ، «مولفههاي اثرگذار بيروني» براي تشديد بحران، دامن زدن به مسائل گذشته و احياي فضاي تنش و ترديد درون ساختار اتحاديه اروپا است كه مشخصاً از جانب آمريكا و انگليس و اخيراً فرانسه، نوعي بدبيني و عدم اعتماد نسبت به آلمان اعمال ميشود كه به تدريج با وضوح بيشتري قابل رديابي است.
كيهان
بن بست ديپلماسي! يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم حسام الدين برومند است كه در آن مي خوانيد:
طي چند روز اخير رسانه هاي غربي اخباري را درباره آمريكا منتشر و بازتاب دادند كه گويي به يكباره سياست هاي باج خواهانه و چپاولگرانه واشنگتن به يك ديپلماسي معطوف به اخلاق و انسانيت چرخش استراتژيك و اساسي داشته است!
سه، چهار روز پيش بود كه كمك مالي آمريكا به پاكستان در صدر اخبار رسانه هاي غربي قرار گرفت و با آب و تاب فراوان به اين مسئله پرداخته شد كه در جريان سفر هيلاري كلينتون وزير امور خارجه آمريكا به پاكستان، واشنگتن 500 ميليون دلار به اسلام آباد كمك مالي كرده است.
در جزييات اين خبر، خبرگزاري آلمان اين كمك مالي را بخشي از بسته 7.5 ميليارد دلاري دانست كه سال گذشته توسط كنگره آمريكا به تصويب رسيد.
مقامات آمريكايي هم هدف از اين كمك مالي را «مبارزه با تروريسم» ادعا كردند! از سوي ديگر؛ دو روز قبل نيز خبري در حمايت آمريكا از افغانستان منتشر شد.
شبكه خبري بي بي سي با اعلام اين خبر كه واشنگتن بدهي دولت هاي پيشين افغانستان به آمريكا را بخشيده است نوشت كه كابل از پرداخت 108ميليون دلار به واشنگتن معاف گرديده است.
«كارل آيكنبري» سفير آمريكا در كابل هم هدف از اين به اصطلاح بخشش مالي واشنگتن به كابل را در راستاي حمايت از افغانستان براي مبارزه با فقر ارزيابي و توصيف كرد!
اگر چه ارقام 500 و 108ميليون دلار در مقايسه با هزينه هاي هنگفت آمريكا در خاورميانه، رقم درخور توجهي نيست ولي پرسش آن است كه چرا اين به اصطلاح ولخرجي را كابوهاي وحشي آمريكايي با اهدافي نظير مبارزه با تروريسم و يا مبارزه با فقر توجيه كرده اند! البته اين تعجب و شگفتي به اين خاطر نيست كه آمريكايي ها براي اغراض جاه طلبانه و نيات شوم و افزون طلبانه خود به گفتمان هايي نظير مبارزه با تروريسم يا مبارزه با فقر متوسل شده اند چون اين همواره مشي و مرام آمريكايي ها بخصوص طي سال هاي اخير بوده است.
از باب نمونه و تنها نمونه ، مي توان به ريشه و عقبه گفتمان مبارزه با تروريسم آمريكايي ها اشاره كرد. همگان به ياد دارند كه آمريكايي ها پس از حادثه 11 سپتامبر 2001- 20شهريور 1380- جنگ با افغانستان را به بهانه نابودي تروريست ها يعني طالبان و القاعده كليد زدند و امروز پس از 9 سال اشغالگري در اين كشور هيچ اتفاقي رخ نداده است و كماكان روند فعاليت هاي تروريستي ادامه دارد.
بنابراين تعجب و شگفتي به اين علت است كه چرا در شرايط و اوضاع و احوالي كه افكار عمومي دنيا به سياست هاي مغرضانه و چپاولگرانه واشنگتن پي برده است مقامات آمريكايي با ژست ديپلماسي بار ديگر سخن از مبارزه با تروريسم به ميان آورده اند؟!
براي درك اين نكته كه چرا واشنگتن بار ديگر در شرايط كنوني جامه دلسوزي و كمك بر تن ديپلماسي پرمكر و فريب خود كرده است بايد نيم نگاهي به شرايط سياسي آمريكا در داخل اين كشور و در منطقه داشت.
مردمسالاري
دولت و مصوبات مجلس عنوان سرمقاله روزنامه مردمسالاري به قلم سيد عليرضا کريمي است كه در آن مي خوانيد:
چندي پيش به دليل عدم ارسال مصوبات قوه مجريه به قوه مقننه، دولت و مجلس اصولگرا وارد مناقشه تازهاي شدند.سرپيچي آشکار دولت از اصل 138 قانون اساسي در حالي به مدت نا معلوم صورت گرفت که رسانه هاي حامي يا بهتر بگويم شيفته دولت تلاش داشتند که دولت را از اين اقدام غير قانوني تبرئه کنند.
موضوع از آن جا آشکار شد که دو تن از نمايندگان در جلسه علني مجلس طي تذکري شفاهي نسبت به در تعارض بودن بر خي مصوبات دولت با مصوبات مجلس تذکر دادند و خواستار پاسخگويي هيئت رئيسه در اين خصوص شده بودند اما سردمداران مجلس در پاسخ به اين اخطار ها افشا کردند که نزديک به دو ماه است که مصوبات دولت تقديم هيئت ريسه نمي شود و به مجلس نمي آيد.
پس از اين تذکرات معاون پارلماني نهاد رياست جمهوري اين قصور دولت را در اظهاراتي گنگ و پر ابهام به خاطر يک مشکل «دو ماهه» دانست و قول بر طرف شدن آن را داد اما وعده آقاي معاون اجرا نشد تا جايي که حتي برخي چهره هاي حامي دولت در مجلس مجبور شدند در برابر بي قانوني آشکار دولت واکنش نشان داده و علي رغم ميل باطني خود آن را نادرست بدانند.
هر چند که در ميان اين اعتراضات حتي احتمال طرح سوال از احمدي نژاد مطرح شد اما نبايد با توجه به تجارب مجالس اصولگرا آن را جدي گرفت! کما اين که در برخي موضوعات مهم تر اصولگرايان اهالي بهارستان مماشات و کوتاه آمدن در برابر دولت احمدي نژاد را به پافشاري بر قانون و حق مسلم خود ترجيح دادند.
پس از اين اعتراضات ميرتاج الديني نماينده حامي دولت ديروز در مجلس و معاون پارلماني دولت در اين روزها مدعي شد که مصوبات دولت به مانند روال گذشته به مجلس مي رود. اين در شرايطي بود که همزمان با اين اظهارات شهاب الدين صدر نائب رئيس مجلس ضمن تکذيب اظهارات آقاي معاون بيان داشت که همچنان مصوبات دولت به مجلس نمي آيد.
در اين مناقشه ميان دولت و مجلس در حالي که رسانه هاي مستقل و منصف حق را به خانه ملت دادند اما برخي رسانه ها که پيش از اين عملکردشان مقابل نهاد مردمي مجلس منفي بوده و در پرونده شان پشتيباني از تجمع غير قانوني مقابل مجلس و هتک حرمت به نمايندگان ثبت شده وانمود کردند که دولت در اين مناقشه عمل خلاف قانون انجام نداده است.
برخي از آنان مجبور شدند در اين خصوص چنان با شيفتگي عمل کردند که با گاف هاي عجيب و غريبي به تبرئه دولت و سيا ه نمايي عليه مجلس بپردازند. يکي ازاين رسانه ها چندي پيش در گزارشي نسبتا مفصل با توجه به اين خبر که هيات رئيسه مجلس نتايج بررسي و تطبيق مجلس درباره دو مصوبه و آيين نامه اجرايي دولت پرداخته است ، نتيجه گيري کرده بود بنابراين ادعاها در مورد بي قانوني دولت در اين مورد نادرست بوده و قوه
رسالت
پارلمان در معادلات قدرت دنيا عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم دکتر حشمت الله فلاحت پيشه رئيس شوراي اجرايي بين المجالس مجلس شوراي اسلامي است كه در آن مي خوانيد:
ابتکار اتحاديه بين المجالس در گردهم آوردن روساي مجالس دنيا حول موضوع «نقش پارلمان ها در دنياي بحراني امروز» منجر به حضور کم سابقه عالي ترين مقامات قانونگذاري کشورهاي دنيا در چند سال اخير شد. اين اجلاس در محل سازمان ملل متحد در ژنو برگزار شد و وجه مشخصه آن جستجوي همکاري هاي بيشتر ميان اتحاديه پارلمان هاي دنيا و سازمان ملل متحد بود.
هرچند که هنوز اين سئوال به طور جدي مطرح است که آيا پارلمان ها مي توانند از نقشي تاثيرگذار در سياست خارجي کشور خود و به تبع آن در معادلات سياست و قدرت دنيا برخوردار باشند؟
هيئت ايراني که به رياست آقاي لاريجاني در اجلاس ژنو شرکت کرده بود، چند موضوع ذيل را به عنوان هدف اصلي شرکت در اجلاس سوم سران در دستور کار قرار داد:
1- سخنراني رئيس مجلس ايران در روز افتتاحيه و بيان مواضع نسبت به مسائل بين المللي، منطقه اي، سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران و قطعنامه پاياني
2- مذاکرات در حاشيه اجلاس با ديگر هيئت هاي پارلماني
3- ملاقات با بان کي مون دبير کل سازمان ملل متحد
4- حضور فعال در مباحث مربوط به تغيير و اصلاح ساختار اساسنامه بين المجالس با توجه به حساسيت هاي موجود مبني بر امکان منفعل ساختن اين اتحاديه در قبال تصميمات فرا اتحاديه اي.
تهران امروز
مگر پول مترو چقدر ميشود؟ عنوان يادداشت روز روزنامه تهران امروز به قلم سيدجواد سادات رضوي است كه در آن مي خوانيد:
بدون شك يكي از اتفاقات نادري كه در كشور رخ داده، حواشي عجيب اختصاص دو ميليارد دلار از حساب ذخيره ارزي براي توسعه مترو تهران است. براساس مصوبه مجلس شوراي اسلامي كه اكنون قانون رسمي كشور شده، دولت موظف است از محل حساب ذخيره ارزي دو ميليارد دلار به توسعه شبكه مترو تهران و حومه اختصاص دهد اما دولت تن به اين كار نميدهد و استدلال ميكند كه نميتواند چنين پولي را بدهد زيرا اساسا هم «اعتقادي به مترو ندارد» و هم «موجودي حساب چنين اجازهاي را نميدهد.»
اينكه دولت اعتقادي به مترو نداشته باشد چيز عجيبي نيست ولي نميتواند در برابر قانون از اعتقاد يا عدم اعتقاد سخن بگويد.
شايد دولت قانوني را نپسندد ولي نبايد مانع اجراي آن شود ضمن آنكه به لحاظ اعتبار و موجودي حساب ذخيره ارزي نيز اين استدلال موجه نيست زيرا در بدترين پيشبينيها موجودي حساب ذخيره ارزي بايد بيش از اين ارقام باشد.
بودجه دولت در سال جاري 368 هزار ميليارد تومان يا به تعبيري 368 ميليارد دلار است در اين ميان بودجه دو ميليارد دلاري مترو تنها 54 صدم درصد از كل بودجه كشور را شامل ميشود ، به معناي ديگر رقم اختصاصي به مترو تهران حتي يك درصد بودجه كل كشور هم نميشود، آيا دولت براي همين سهم ناچيز هم پول ندارد؟
از طرف ديگر روز گذشته رئيس ستاد مديريت حملونقل و مصرف سوخت از طرح 10 هزار ميليارد توماني يا به تعبيري 10ميليارد دلاري دولت براي توسعه مترو تهران و كلانشهرها خبر داد در حالي كه هنوز مصوبه دو ميليارد دلاري مجلس براي توسعه مترو تهران معطل مانده و معاون پارلماني دولت از اجرا نشدن آن خبر ميدهد.
در اين صورت اين سوال پيشميآيد كه اگر ادعاي دولت مبني بر نبود بودجه براي اجراي قانون مجلس صحت دارد پس چگونه دولت مردان از طرح پنج برابري مصوبه مجلس سخن مي گويند. چنين رويه متناقضي قطعا نميتواند نتيجه يك تعامل مناسب باشد.
آرمان
ديروز و امروز احزاب در ايران عنوان سرمقاله روزنامه آرمان به قلم محمد عليخاني است كه در آن مي خوانيد:
تاريخ فعاليت هاي حزبي در ايران به سال هاي پاياني عصر ناصري باز مي گردد و گويي گسترش آن در گرو ترور ناصرالدين شاه بود.تروري که در سال هاي پس از آن ، فضاي سياسي کشور را با ظهور انواع و اقسام احزاب مواجه نمود.
احزابي متاثر از آموزههاي ايدئو لوژيک چپ گرايان قفقازي و يا انقلابيون فرانسوي و آلماني ، گروه هايي که غايت آنها در مبارزه خلاصه مي شد.يک روز در راه مشروطه و روز ديگر براي هدفي ديگر.
احزاب ايراني متاخر باتوجه به ساختارهاي بسته سياسي در ايران وتحت تاثير ادبيات چپ ، سنتي ويژه رابنيان نهادند که گويي حزب برپايه مبارزه مستمر بانظام مستقر ، بهره گيري از روديکردي خشن ، توسل به ادبيات خاص ، فعاليت در چارچوب قالب هاي بسته هاي حزبي و... معنا مي يابد.
درپي سقوط پهلوي اول ، احزابي متاثراز تفکراتي ديگر با رويکرد ملي که ازآموزه هاي ليبرالي ومذهبي تقريبا يکساني برخوردار بودند مجال بروز ومعرفي هر چه بيشتر خود را يافتند.عدم توسل به خشونت وتوجه به بسيج نيروهاي اجتماعي در لايه هاي مختلف از منش اين احزاب بود.
رويکردهاي حزبي درسالهاي بعد تحت تاثير واقعه کودتاو قيام ناتمام 15 خرداد شکلي مخفي وماهيتي مبتني بر مبارزه مسلحانه يافت وتحت تاثير هرچه بيشتر رهيافت هاي مارکسيستي وچپ به حرکت خود ادامه داد.
اين احزاب به دلايل ويژگي هاي خاص خود بيشتر در ميان دانشگاهيان با اقبال نسبي مواجه بودند اما هيچگاه نتوانستند باتودههاي مردم ارتباط برقرار کنند.
عليرغم تمام دستاوردهاي سالهاي ابتدايي انقلاب ، به نظر مي رسدماحصل تمام آن تنش ها چيزي جز شکل گيري خاطره اي ناگوار ازاين احزاب درذهن مردم نبوده، اتفاقي که نه به واسطه ناپسند بودن ذاتي ، احزاب بلکه به دليل رويکردهاي احزاب ايراني پديد آمد ودر ذهن بخشي از جامعه هم ماندگار شد.
حزب جمهوري وهياتهاي موتلفه تشکل ها واحزابي بودند که دراين برهه از زمان به فعاليت پرداختند.حزب جمهوري در واقع فرزند نيازهاي مقطع خويش براي تشکل بخشي به انقلابيون مسلمان دربرابر احزاب اپوزيسيون بود ، حزبي که شامل تفکرات و گرايشهاي مختلف انقلابيون مسلمان بودو آنچنان که مشاهده کرديم با رفع ضرورتهاي ابتدائي اين حزب نيز منحل شد.
آفرينش
تخريب محيط زيست ظلم به آيندگان سرمقاله امروز روزنامه آفرينش به قلم علي رمضاني است كه در آن مي خوانيد:
شايد بتوان ايرانيان را از جمله اولين ملت هاي جهان دانست که به اهميت محيط زيست توجه داشته اند و در آن راه گام هاي زيادي برداشته اند با وجود اين اکنون تنها کافي است نگاهي به وضعيت محيط زيست کشور مان در مقايسه با ديگر کشور ها و تخريب گسترده و چند بعدي آن داشته باشيم.
کسب رتبه دهم ايران در بين کشورهاي جهان از نظر تخريب محيط زيست يکي از نمونه هاي اين واقعيت تاسف بار است که در کنار مقولاتي چون قرار گرفتن ايران جزو 11 کشور نخست منتشرکننده گاز دي اکسيدکربن، سرعت بالاي تخريب جنگل ها و مراتع ؛ فرسايش خاک شش برابري ميانگين جهاني در ايران ، بالا بودن ضايعات محيط زيست شهري صنعتي و طبيعي ، آلودگي هاي مزمن زباله هاي پنهان وآشکار ، آلودگي شيميايي ، رسوب گذاري سنگين و نيز خشک شدن تدريجي رودخانه ها، شکار بي رويه حيوانات وخطر بالاي انقراض گونه هاي مختلف ، نابودي تالابهاي بين المللي و ده ها نمونه ديگر از نشانه هايي است که زنگ هاي هشدار را براي آينده محيط زيست ايران به صدا درآورده است.
هشدار هايي که در صورت تداوم رويکردهاي فعلي به اين مسئله بنيادين براي حيات بشري نه تنها بر زندگي موجودات زنده تاثيري ناگوار ميگذارد بلکه بر حيات آينده انساني نيز در کشور تاثيرات منفي فراواني خواهد داشت.
درکشورهاي درحال توسعه وپيشرفته معمولا نخستين بخشي که در مسير توسعه لطمه مي بيند محيط زيست طبيعي آن است که به سرعت دستخوش صدمات جبران ناپذيري مي شود در اين حال بايد به ياد داشت که در واقع توسعه اي که برپايه نابودي منابع محيط زيستي باشد توسعه پايدار نيست و عملا ديري نمي پايد که پيامد ها و تبعات ناگوار آن که از دست دادن ذخاير و بنيان هاي ارزشمند طبيعي است نمود پيدا مي کند همين امر موجب شده است تا از چند دهه قبل کشور ها وسازمان هاي بين المللي تلاشي دوچندان در راه جلوگيري از تخريب بيرويه زيست بوم بشر به کار برد تلاش هايي که هر چند در بسياري از کشور ها با موفقيت هاي زيادي همراه بوده است اما به نظر ميرسد در کشور ما با اينکه عضو بسياري از پروتکل هاي بين المللي و مورد توجه قوانين اساسي و مدني بوده نگاه به اين مقوله با جديت مطرح نبوده است و شواهد و آمار کنوني چه از سوي مراجع بين المللي و چه از سوي منابع داخلي حکايت از فاصله بسيار زياد کشور ما تا کشور هاي پيشرو در اين زمينه است.
آنچه مشخص است وضعيت فعلي محيط زيست کشور نه تنها باعث نگراني است بلکه بر روي زندگي نسل هاي آينده کشور زيان بار است در اين راستا قبل از هر امري بايد با نگاهي آسيب شناسانه و ژرف در پي راهکار هايي عملي براي حل مشکلات فعلي برآمد در اين ميان اگر قرار است کاري جدي ، به دور از شعار و تبليغات صرف و تنها به منظور نجات واقعي و حقيقي محيط زيست در کشور صورت بگيرد ، پرداختن به راهکارهايي همچون ارتقاي سطح آگاهي هاي عمومي زيست محيطي شهروندان، عزم ملي و کشوري، بالا بردن حفاظت مطلوب دولتي ، داشتن قوانين مناسبي و اصلاح پاره اي از قوانين و به روز کردن آنها ، استفاده از مجريان کارآمد و بهره برداري خردمندانه و آينده نگرانه در راه توسعه کشور از منابع طبيعي متناسب با پتانسيل حفظ منابع و اعمال و اجراي قوانين محيط زيستي مي تواند از روند تخريب گسترده محيط زيست کشور بکاهد امري که در پرتو آينده نگري بيشتر مي تواند به حفظ منابع ملي بيانجامد.
ابتكار
هيچ راهي به جز مذاکره نيست عنوان نگاه ويژه روزنامه ابتكار به قلم سيد صادق خرازي است كه در آن مي خوانيد:
موضوع ايران اين روزها مهمترين موضوع مباحثات محافل سياسي و تصميم ساز اروپا و امريکا است. چندمسئله بهانه جدي اين کشورها براي اعمال تحريمها و تهديدات جديد گشته است که هرکدام در جاي خود قابل بحث است.
فارغ از اين که آيا سياست خارجي جمهوري اسلامي ميتوانست هوشمندتر از اين رفتار کند و يا اينکه خوش باوري نسبت به تعهدات روسيه و چين و يا حتي برزيل و ترکيه ميتوانست جمهوري اسلامي را در اين ايام با مسائل بين المللي به گونه ديگري روبرو سازد موضوع اين مقال نيست.
اما ذکر چند نکته ضروري است .نخست همه گروهها و احزاب سياسي که در منظومه حاميان دولت و يا معارضان و مخالفان دولت دهم در حيات سياسي جمهوري اسلامي حضور دارند با همه وجود از کيان و ازهمه هستي نظام جمهوري اسلامي فارغ از اين که چه دولتي با چه منطق و رفتار وهنجاري حکمراني ميکند با فهم ودرک واقعي از مفهوم هويت ملي از اصل و کليت نظام و رهبريحمايت و تا سر حد وجود استقامت خواهد کرد.
اين نکته مهم و بارز که در برابر دشمنان خارجي حفظ وحدت و اطاعت از رهبري امري ضروري و مبرهن است بر هيچ انسان فطن و زيرک يپوشيده نيست.
ايران امروز با چند پديده و چند واقعيت در عرصه دوستان و دشمنان ولابيهاي نامبارک اعم از صهيونيزم و نئوکانهاي اروپايي و امريکايي و حتي اعراب فرصت طلب و مخالفين آگاه و ناآگاه روبروست و متاسفانه کشورهاي عرب منطقه که بيشترين کمک را به تروريسم القاعده و طالبان کردند و همچنين متهم رديف اول واقعه يازده سپتامبر بودهاند با فرار به جلو در پي القاي نکته جديدي از تهديد در منطقه با وارونه جلوه قرار دادن واقعيتها در پي ايجاد بحران در منطقه و تشويق قدرتهاي فرامنطقهاي به حضور در منطقه و همنوايي با اسرائيل بر خلاف منافع امت اسلامي و حتي هميت عربي گامهايي برداشتهاند که در زنجيره خيانت اسلاف گذشته ايشان در مواجه با استعمار و صهيونيزم ارزيابي ميشود و متاسفانه امکانات ارزي و مرزي کشورشان در خدمت دشمن و خصم ايران واقع شده است که در جايي دگر بدان خواهيم پرداخت.
دنياي اقتصاد
بخش خصوصي و گفتگو با مردم سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم محمدصادق جنان صفت است كه در آن مي خوانيد:
ميلياردها دلار سرمايهگذاري تاريخي دولتهاي ايران در دهههاي گذشته در برق ، آب ، گاز ، نفت ، پتروشيمي ، ماشينسازي ، فولاد ، مس ، خودرو ، كشت و صنعت ، سد ، جاده ، فرودگاه ، بندر و غيره ...
... در شروع كار دولت نهم با ابلاغيههاي مربوط به سياستهاي اصل 44 با هدف تغيير نقش دولت از تصديگري و بنگاهداري به نهاد سياستگذار مواجه شد.
به اين ترتيب و بر اساس قانون، مديران دولتي بايد به مرور نقش و سهم خود را در اقتصاد و كسبوكار و معيشت شهروندان ايراني به نهادهاي غيردولتي واگذار كنند.
در اين شرايط بود و هست كه روساي اتاقهاي بازرگاني ايران، تهران و مراكز استانها و شهرستانها بايد به مردان پراهميتتر و سرنوشتسازي تبديل شوند كه نقش رهبري و به سرانجام رساندن اين جابهجايي قدرت را با كارآمدي و تعادل ايفا كرده و تحت نظر داشته باشند.
در حال حاضر ، محمد نهاونديان به عنوان «رييس اتاق بازرگاني و صنايع و معادن ايران» پرچمدار گروه بزرگي از صنعتگران ، بازرگانان، معدنكاران و صاحبان بنگاههاي اقتصادي خصوصي است و در فرآيند عبور دادن اقتصاد دولتي به اقتصاد خصوصي نقش برجستهاي دارد.
رييس پارلمان بخش خصوصي ايران با كدام ابزار و با چه ميزان نيروي فكري و مادي بايد نقش اول در عبور دادن اقتصاد در اختيار ديوانسالاران به بخش خصوصي را ايفا كند؟ به نظر ميرسد، كارآمدترين و موثرترين ابزار و اهرم قدرت در اختيار وي و روساي اتاقهاي بازرگاني و صنايع و معادن تهران و ساير اتاقها چيزي جز علم و دانش و فعاليت همه سويه كارشناسي نيست.
واقعيت و تجربه جامعه بشري نشان داده است، هر فرد و گروهي كه به سلاح دانش و علم و ابزارها و نيروهاي كارشناسي مجهز باشد در بلندمدت بر دشواريها استيلا يافته و پيروز خواهد شد.
گفتههاي رييس اتاق ايران در گفتگو با «دنياي اقتصاد» نشان ميدهد كه اين اقتصاددان تحصيلكرده در يكي از بهترين دانشگاههاي دنيا، نكته ياد شده را به خوبي درك كرده است و كارآيي و اثرگذاري دانش اقتصاد را به خوبي ميشناسد.
بخش خصوصي ايران اگر تمايل به اين عبور دارد و به اين نتيجه رسيده است كه تفويض قدرت اقتصادي در سطح تصديگري و بنگاهداري از دولت به نفع شهروندان و رشد پايدار اقتصاد ملي است، بايد خود را به دانش اقتصاد تجهيز كند.
زلزله در اركان اتحاديه اروپا سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
بسم الله الرحمن الرحيم
بحرانهاي پي در پي و نفسگير، آينده تاريكي را در برابر اتحاديه اروپا ترسيم و نگرانيهاي فراواني را براي برنامهريزان و افكار عمومي فراهم كرده است.
آنچه تا اين اواخر به عنوان بزرگترين نقطه قوت اتحاديه اروپا شناخته ميشد و ساير كشورهاي اروپايي را براي پيوستن به اين اتحاديه وسوسه كرد، اكنون جاذبههاي هميشگي خود را از دست داده است.
الگوهاي رفاه اجتماعي و برقراري سياستهاي عام المنفعه در پرتو بحرانهاي مالي - اقتصادي در كشورهاي اروپايي به تدريج رنگ باخته و مشخصاً به علت بالا رفتن ميزان قرضههاي ملي، شرايطي به وجود آمده است كه دولت ها ناچار به در پيش گرفتن رياضت اقتصادي و اجراي سياستهاي سخت گيرانه بمنظور صرفه جويي در هزينههاي عمومي و كاستن از بار خدمات رفاهي شدهاند كه آثار و تبعات فوري آن در سطح زندگي جامعه بويژه اقشار آسيب پذير، به شدت محسوس و ملموس بوده است.
اعتراضات خياباني بويژه در يونان و حتي فرانسه و ايتاليا نشانگر حساسيت و بلكه وخامت اوضاع كنوني اروپا است كه آنرا تا سرحد «شكنندگي» به پيش برده است.
در اين زمينه تصميمات كشورهاي اروپايي در قبال مسائل مشترك، عموماً يكسان نبوده و همين امر به تضاد و تقابل بيشتر و جبهه بنديهاي جديد درون ساختار اتحاديه منجر شده است.
از ميان 27 كشور عضو اتحاديه اروپا، تاكنون فقط 16 كشور به «حوزه يورو» پيوستهاند و علائم نگراني درون و بيرون «حوزه يورو» نسبت به ثبات در تصميم گيريها و موفقيت آميز بودن سياستهاي جبراني و ترميمي بيشتر شده و به ابراز ترديد آشكاري منجر گرديده كه به نوبه خود شهامت دراتخاذ سياست هاي جديد و مشترك، جاي خود را به نوعي محافظه كاري و پنهانكاري باهدف «فاصله گرفتن از تصميمات مشترك» و تلاش جداگانه براي نجات انفرادي اقتصادي هر كشور داده است.
آنچه در اين ميان اهميت بيشتري دارد ، «مولفههاي اثرگذار بيروني» براي تشديد بحران، دامن زدن به مسائل گذشته و احياي فضاي تنش و ترديد درون ساختار اتحاديه اروپا است كه مشخصاً از جانب آمريكا و انگليس و اخيراً فرانسه، نوعي بدبيني و عدم اعتماد نسبت به آلمان اعمال ميشود كه به تدريج با وضوح بيشتري قابل رديابي است.
كيهان
بن بست ديپلماسي! يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم حسام الدين برومند است كه در آن مي خوانيد:
طي چند روز اخير رسانه هاي غربي اخباري را درباره آمريكا منتشر و بازتاب دادند كه گويي به يكباره سياست هاي باج خواهانه و چپاولگرانه واشنگتن به يك ديپلماسي معطوف به اخلاق و انسانيت چرخش استراتژيك و اساسي داشته است!
سه، چهار روز پيش بود كه كمك مالي آمريكا به پاكستان در صدر اخبار رسانه هاي غربي قرار گرفت و با آب و تاب فراوان به اين مسئله پرداخته شد كه در جريان سفر هيلاري كلينتون وزير امور خارجه آمريكا به پاكستان، واشنگتن 500 ميليون دلار به اسلام آباد كمك مالي كرده است.
در جزييات اين خبر، خبرگزاري آلمان اين كمك مالي را بخشي از بسته 7.5 ميليارد دلاري دانست كه سال گذشته توسط كنگره آمريكا به تصويب رسيد.
مقامات آمريكايي هم هدف از اين كمك مالي را «مبارزه با تروريسم» ادعا كردند! از سوي ديگر؛ دو روز قبل نيز خبري در حمايت آمريكا از افغانستان منتشر شد.
شبكه خبري بي بي سي با اعلام اين خبر كه واشنگتن بدهي دولت هاي پيشين افغانستان به آمريكا را بخشيده است نوشت كه كابل از پرداخت 108ميليون دلار به واشنگتن معاف گرديده است.
«كارل آيكنبري» سفير آمريكا در كابل هم هدف از اين به اصطلاح بخشش مالي واشنگتن به كابل را در راستاي حمايت از افغانستان براي مبارزه با فقر ارزيابي و توصيف كرد!
اگر چه ارقام 500 و 108ميليون دلار در مقايسه با هزينه هاي هنگفت آمريكا در خاورميانه، رقم درخور توجهي نيست ولي پرسش آن است كه چرا اين به اصطلاح ولخرجي را كابوهاي وحشي آمريكايي با اهدافي نظير مبارزه با تروريسم و يا مبارزه با فقر توجيه كرده اند! البته اين تعجب و شگفتي به اين خاطر نيست كه آمريكايي ها براي اغراض جاه طلبانه و نيات شوم و افزون طلبانه خود به گفتمان هايي نظير مبارزه با تروريسم يا مبارزه با فقر متوسل شده اند چون اين همواره مشي و مرام آمريكايي ها بخصوص طي سال هاي اخير بوده است.
از باب نمونه و تنها نمونه ، مي توان به ريشه و عقبه گفتمان مبارزه با تروريسم آمريكايي ها اشاره كرد. همگان به ياد دارند كه آمريكايي ها پس از حادثه 11 سپتامبر 2001- 20شهريور 1380- جنگ با افغانستان را به بهانه نابودي تروريست ها يعني طالبان و القاعده كليد زدند و امروز پس از 9 سال اشغالگري در اين كشور هيچ اتفاقي رخ نداده است و كماكان روند فعاليت هاي تروريستي ادامه دارد.
بنابراين تعجب و شگفتي به اين علت است كه چرا در شرايط و اوضاع و احوالي كه افكار عمومي دنيا به سياست هاي مغرضانه و چپاولگرانه واشنگتن پي برده است مقامات آمريكايي با ژست ديپلماسي بار ديگر سخن از مبارزه با تروريسم به ميان آورده اند؟!
براي درك اين نكته كه چرا واشنگتن بار ديگر در شرايط كنوني جامه دلسوزي و كمك بر تن ديپلماسي پرمكر و فريب خود كرده است بايد نيم نگاهي به شرايط سياسي آمريكا در داخل اين كشور و در منطقه داشت.
مردمسالاري
دولت و مصوبات مجلس عنوان سرمقاله روزنامه مردمسالاري به قلم سيد عليرضا کريمي است كه در آن مي خوانيد:
چندي پيش به دليل عدم ارسال مصوبات قوه مجريه به قوه مقننه، دولت و مجلس اصولگرا وارد مناقشه تازهاي شدند.سرپيچي آشکار دولت از اصل 138 قانون اساسي در حالي به مدت نا معلوم صورت گرفت که رسانه هاي حامي يا بهتر بگويم شيفته دولت تلاش داشتند که دولت را از اين اقدام غير قانوني تبرئه کنند.
موضوع از آن جا آشکار شد که دو تن از نمايندگان در جلسه علني مجلس طي تذکري شفاهي نسبت به در تعارض بودن بر خي مصوبات دولت با مصوبات مجلس تذکر دادند و خواستار پاسخگويي هيئت رئيسه در اين خصوص شده بودند اما سردمداران مجلس در پاسخ به اين اخطار ها افشا کردند که نزديک به دو ماه است که مصوبات دولت تقديم هيئت ريسه نمي شود و به مجلس نمي آيد.
پس از اين تذکرات معاون پارلماني نهاد رياست جمهوري اين قصور دولت را در اظهاراتي گنگ و پر ابهام به خاطر يک مشکل «دو ماهه» دانست و قول بر طرف شدن آن را داد اما وعده آقاي معاون اجرا نشد تا جايي که حتي برخي چهره هاي حامي دولت در مجلس مجبور شدند در برابر بي قانوني آشکار دولت واکنش نشان داده و علي رغم ميل باطني خود آن را نادرست بدانند.
هر چند که در ميان اين اعتراضات حتي احتمال طرح سوال از احمدي نژاد مطرح شد اما نبايد با توجه به تجارب مجالس اصولگرا آن را جدي گرفت! کما اين که در برخي موضوعات مهم تر اصولگرايان اهالي بهارستان مماشات و کوتاه آمدن در برابر دولت احمدي نژاد را به پافشاري بر قانون و حق مسلم خود ترجيح دادند.
پس از اين اعتراضات ميرتاج الديني نماينده حامي دولت ديروز در مجلس و معاون پارلماني دولت در اين روزها مدعي شد که مصوبات دولت به مانند روال گذشته به مجلس مي رود. اين در شرايطي بود که همزمان با اين اظهارات شهاب الدين صدر نائب رئيس مجلس ضمن تکذيب اظهارات آقاي معاون بيان داشت که همچنان مصوبات دولت به مجلس نمي آيد.
در اين مناقشه ميان دولت و مجلس در حالي که رسانه هاي مستقل و منصف حق را به خانه ملت دادند اما برخي رسانه ها که پيش از اين عملکردشان مقابل نهاد مردمي مجلس منفي بوده و در پرونده شان پشتيباني از تجمع غير قانوني مقابل مجلس و هتک حرمت به نمايندگان ثبت شده وانمود کردند که دولت در اين مناقشه عمل خلاف قانون انجام نداده است.
برخي از آنان مجبور شدند در اين خصوص چنان با شيفتگي عمل کردند که با گاف هاي عجيب و غريبي به تبرئه دولت و سيا ه نمايي عليه مجلس بپردازند. يکي ازاين رسانه ها چندي پيش در گزارشي نسبتا مفصل با توجه به اين خبر که هيات رئيسه مجلس نتايج بررسي و تطبيق مجلس درباره دو مصوبه و آيين نامه اجرايي دولت پرداخته است ، نتيجه گيري کرده بود بنابراين ادعاها در مورد بي قانوني دولت در اين مورد نادرست بوده و قوه
رسالت
پارلمان در معادلات قدرت دنيا عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم دکتر حشمت الله فلاحت پيشه رئيس شوراي اجرايي بين المجالس مجلس شوراي اسلامي است كه در آن مي خوانيد:
ابتکار اتحاديه بين المجالس در گردهم آوردن روساي مجالس دنيا حول موضوع «نقش پارلمان ها در دنياي بحراني امروز» منجر به حضور کم سابقه عالي ترين مقامات قانونگذاري کشورهاي دنيا در چند سال اخير شد. اين اجلاس در محل سازمان ملل متحد در ژنو برگزار شد و وجه مشخصه آن جستجوي همکاري هاي بيشتر ميان اتحاديه پارلمان هاي دنيا و سازمان ملل متحد بود.
هرچند که هنوز اين سئوال به طور جدي مطرح است که آيا پارلمان ها مي توانند از نقشي تاثيرگذار در سياست خارجي کشور خود و به تبع آن در معادلات سياست و قدرت دنيا برخوردار باشند؟
هيئت ايراني که به رياست آقاي لاريجاني در اجلاس ژنو شرکت کرده بود، چند موضوع ذيل را به عنوان هدف اصلي شرکت در اجلاس سوم سران در دستور کار قرار داد:
1- سخنراني رئيس مجلس ايران در روز افتتاحيه و بيان مواضع نسبت به مسائل بين المللي، منطقه اي، سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران و قطعنامه پاياني
2- مذاکرات در حاشيه اجلاس با ديگر هيئت هاي پارلماني
3- ملاقات با بان کي مون دبير کل سازمان ملل متحد
4- حضور فعال در مباحث مربوط به تغيير و اصلاح ساختار اساسنامه بين المجالس با توجه به حساسيت هاي موجود مبني بر امکان منفعل ساختن اين اتحاديه در قبال تصميمات فرا اتحاديه اي.
تهران امروز
مگر پول مترو چقدر ميشود؟ عنوان يادداشت روز روزنامه تهران امروز به قلم سيدجواد سادات رضوي است كه در آن مي خوانيد:
بدون شك يكي از اتفاقات نادري كه در كشور رخ داده، حواشي عجيب اختصاص دو ميليارد دلار از حساب ذخيره ارزي براي توسعه مترو تهران است. براساس مصوبه مجلس شوراي اسلامي كه اكنون قانون رسمي كشور شده، دولت موظف است از محل حساب ذخيره ارزي دو ميليارد دلار به توسعه شبكه مترو تهران و حومه اختصاص دهد اما دولت تن به اين كار نميدهد و استدلال ميكند كه نميتواند چنين پولي را بدهد زيرا اساسا هم «اعتقادي به مترو ندارد» و هم «موجودي حساب چنين اجازهاي را نميدهد.»
اينكه دولت اعتقادي به مترو نداشته باشد چيز عجيبي نيست ولي نميتواند در برابر قانون از اعتقاد يا عدم اعتقاد سخن بگويد.
شايد دولت قانوني را نپسندد ولي نبايد مانع اجراي آن شود ضمن آنكه به لحاظ اعتبار و موجودي حساب ذخيره ارزي نيز اين استدلال موجه نيست زيرا در بدترين پيشبينيها موجودي حساب ذخيره ارزي بايد بيش از اين ارقام باشد.
بودجه دولت در سال جاري 368 هزار ميليارد تومان يا به تعبيري 368 ميليارد دلار است در اين ميان بودجه دو ميليارد دلاري مترو تنها 54 صدم درصد از كل بودجه كشور را شامل ميشود ، به معناي ديگر رقم اختصاصي به مترو تهران حتي يك درصد بودجه كل كشور هم نميشود، آيا دولت براي همين سهم ناچيز هم پول ندارد؟
از طرف ديگر روز گذشته رئيس ستاد مديريت حملونقل و مصرف سوخت از طرح 10 هزار ميليارد توماني يا به تعبيري 10ميليارد دلاري دولت براي توسعه مترو تهران و كلانشهرها خبر داد در حالي كه هنوز مصوبه دو ميليارد دلاري مجلس براي توسعه مترو تهران معطل مانده و معاون پارلماني دولت از اجرا نشدن آن خبر ميدهد.
در اين صورت اين سوال پيشميآيد كه اگر ادعاي دولت مبني بر نبود بودجه براي اجراي قانون مجلس صحت دارد پس چگونه دولت مردان از طرح پنج برابري مصوبه مجلس سخن مي گويند. چنين رويه متناقضي قطعا نميتواند نتيجه يك تعامل مناسب باشد.
آرمان
ديروز و امروز احزاب در ايران عنوان سرمقاله روزنامه آرمان به قلم محمد عليخاني است كه در آن مي خوانيد:
تاريخ فعاليت هاي حزبي در ايران به سال هاي پاياني عصر ناصري باز مي گردد و گويي گسترش آن در گرو ترور ناصرالدين شاه بود.تروري که در سال هاي پس از آن ، فضاي سياسي کشور را با ظهور انواع و اقسام احزاب مواجه نمود.
احزابي متاثر از آموزههاي ايدئو لوژيک چپ گرايان قفقازي و يا انقلابيون فرانسوي و آلماني ، گروه هايي که غايت آنها در مبارزه خلاصه مي شد.يک روز در راه مشروطه و روز ديگر براي هدفي ديگر.
احزاب ايراني متاخر باتوجه به ساختارهاي بسته سياسي در ايران وتحت تاثير ادبيات چپ ، سنتي ويژه رابنيان نهادند که گويي حزب برپايه مبارزه مستمر بانظام مستقر ، بهره گيري از روديکردي خشن ، توسل به ادبيات خاص ، فعاليت در چارچوب قالب هاي بسته هاي حزبي و... معنا مي يابد.
درپي سقوط پهلوي اول ، احزابي متاثراز تفکراتي ديگر با رويکرد ملي که ازآموزه هاي ليبرالي ومذهبي تقريبا يکساني برخوردار بودند مجال بروز ومعرفي هر چه بيشتر خود را يافتند.عدم توسل به خشونت وتوجه به بسيج نيروهاي اجتماعي در لايه هاي مختلف از منش اين احزاب بود.
رويکردهاي حزبي درسالهاي بعد تحت تاثير واقعه کودتاو قيام ناتمام 15 خرداد شکلي مخفي وماهيتي مبتني بر مبارزه مسلحانه يافت وتحت تاثير هرچه بيشتر رهيافت هاي مارکسيستي وچپ به حرکت خود ادامه داد.
اين احزاب به دلايل ويژگي هاي خاص خود بيشتر در ميان دانشگاهيان با اقبال نسبي مواجه بودند اما هيچگاه نتوانستند باتودههاي مردم ارتباط برقرار کنند.
عليرغم تمام دستاوردهاي سالهاي ابتدايي انقلاب ، به نظر مي رسدماحصل تمام آن تنش ها چيزي جز شکل گيري خاطره اي ناگوار ازاين احزاب درذهن مردم نبوده، اتفاقي که نه به واسطه ناپسند بودن ذاتي ، احزاب بلکه به دليل رويکردهاي احزاب ايراني پديد آمد ودر ذهن بخشي از جامعه هم ماندگار شد.
حزب جمهوري وهياتهاي موتلفه تشکل ها واحزابي بودند که دراين برهه از زمان به فعاليت پرداختند.حزب جمهوري در واقع فرزند نيازهاي مقطع خويش براي تشکل بخشي به انقلابيون مسلمان دربرابر احزاب اپوزيسيون بود ، حزبي که شامل تفکرات و گرايشهاي مختلف انقلابيون مسلمان بودو آنچنان که مشاهده کرديم با رفع ضرورتهاي ابتدائي اين حزب نيز منحل شد.
آفرينش
تخريب محيط زيست ظلم به آيندگان سرمقاله امروز روزنامه آفرينش به قلم علي رمضاني است كه در آن مي خوانيد:
شايد بتوان ايرانيان را از جمله اولين ملت هاي جهان دانست که به اهميت محيط زيست توجه داشته اند و در آن راه گام هاي زيادي برداشته اند با وجود اين اکنون تنها کافي است نگاهي به وضعيت محيط زيست کشور مان در مقايسه با ديگر کشور ها و تخريب گسترده و چند بعدي آن داشته باشيم.
کسب رتبه دهم ايران در بين کشورهاي جهان از نظر تخريب محيط زيست يکي از نمونه هاي اين واقعيت تاسف بار است که در کنار مقولاتي چون قرار گرفتن ايران جزو 11 کشور نخست منتشرکننده گاز دي اکسيدکربن، سرعت بالاي تخريب جنگل ها و مراتع ؛ فرسايش خاک شش برابري ميانگين جهاني در ايران ، بالا بودن ضايعات محيط زيست شهري صنعتي و طبيعي ، آلودگي هاي مزمن زباله هاي پنهان وآشکار ، آلودگي شيميايي ، رسوب گذاري سنگين و نيز خشک شدن تدريجي رودخانه ها، شکار بي رويه حيوانات وخطر بالاي انقراض گونه هاي مختلف ، نابودي تالابهاي بين المللي و ده ها نمونه ديگر از نشانه هايي است که زنگ هاي هشدار را براي آينده محيط زيست ايران به صدا درآورده است.
هشدار هايي که در صورت تداوم رويکردهاي فعلي به اين مسئله بنيادين براي حيات بشري نه تنها بر زندگي موجودات زنده تاثيري ناگوار ميگذارد بلکه بر حيات آينده انساني نيز در کشور تاثيرات منفي فراواني خواهد داشت.
درکشورهاي درحال توسعه وپيشرفته معمولا نخستين بخشي که در مسير توسعه لطمه مي بيند محيط زيست طبيعي آن است که به سرعت دستخوش صدمات جبران ناپذيري مي شود در اين حال بايد به ياد داشت که در واقع توسعه اي که برپايه نابودي منابع محيط زيستي باشد توسعه پايدار نيست و عملا ديري نمي پايد که پيامد ها و تبعات ناگوار آن که از دست دادن ذخاير و بنيان هاي ارزشمند طبيعي است نمود پيدا مي کند همين امر موجب شده است تا از چند دهه قبل کشور ها وسازمان هاي بين المللي تلاشي دوچندان در راه جلوگيري از تخريب بيرويه زيست بوم بشر به کار برد تلاش هايي که هر چند در بسياري از کشور ها با موفقيت هاي زيادي همراه بوده است اما به نظر ميرسد در کشور ما با اينکه عضو بسياري از پروتکل هاي بين المللي و مورد توجه قوانين اساسي و مدني بوده نگاه به اين مقوله با جديت مطرح نبوده است و شواهد و آمار کنوني چه از سوي مراجع بين المللي و چه از سوي منابع داخلي حکايت از فاصله بسيار زياد کشور ما تا کشور هاي پيشرو در اين زمينه است.
آنچه مشخص است وضعيت فعلي محيط زيست کشور نه تنها باعث نگراني است بلکه بر روي زندگي نسل هاي آينده کشور زيان بار است در اين راستا قبل از هر امري بايد با نگاهي آسيب شناسانه و ژرف در پي راهکار هايي عملي براي حل مشکلات فعلي برآمد در اين ميان اگر قرار است کاري جدي ، به دور از شعار و تبليغات صرف و تنها به منظور نجات واقعي و حقيقي محيط زيست در کشور صورت بگيرد ، پرداختن به راهکارهايي همچون ارتقاي سطح آگاهي هاي عمومي زيست محيطي شهروندان، عزم ملي و کشوري، بالا بردن حفاظت مطلوب دولتي ، داشتن قوانين مناسبي و اصلاح پاره اي از قوانين و به روز کردن آنها ، استفاده از مجريان کارآمد و بهره برداري خردمندانه و آينده نگرانه در راه توسعه کشور از منابع طبيعي متناسب با پتانسيل حفظ منابع و اعمال و اجراي قوانين محيط زيستي مي تواند از روند تخريب گسترده محيط زيست کشور بکاهد امري که در پرتو آينده نگري بيشتر مي تواند به حفظ منابع ملي بيانجامد.
ابتكار
هيچ راهي به جز مذاکره نيست عنوان نگاه ويژه روزنامه ابتكار به قلم سيد صادق خرازي است كه در آن مي خوانيد:
موضوع ايران اين روزها مهمترين موضوع مباحثات محافل سياسي و تصميم ساز اروپا و امريکا است. چندمسئله بهانه جدي اين کشورها براي اعمال تحريمها و تهديدات جديد گشته است که هرکدام در جاي خود قابل بحث است.
فارغ از اين که آيا سياست خارجي جمهوري اسلامي ميتوانست هوشمندتر از اين رفتار کند و يا اينکه خوش باوري نسبت به تعهدات روسيه و چين و يا حتي برزيل و ترکيه ميتوانست جمهوري اسلامي را در اين ايام با مسائل بين المللي به گونه ديگري روبرو سازد موضوع اين مقال نيست.
اما ذکر چند نکته ضروري است .نخست همه گروهها و احزاب سياسي که در منظومه حاميان دولت و يا معارضان و مخالفان دولت دهم در حيات سياسي جمهوري اسلامي حضور دارند با همه وجود از کيان و ازهمه هستي نظام جمهوري اسلامي فارغ از اين که چه دولتي با چه منطق و رفتار وهنجاري حکمراني ميکند با فهم ودرک واقعي از مفهوم هويت ملي از اصل و کليت نظام و رهبريحمايت و تا سر حد وجود استقامت خواهد کرد.
اين نکته مهم و بارز که در برابر دشمنان خارجي حفظ وحدت و اطاعت از رهبري امري ضروري و مبرهن است بر هيچ انسان فطن و زيرک يپوشيده نيست.
ايران امروز با چند پديده و چند واقعيت در عرصه دوستان و دشمنان ولابيهاي نامبارک اعم از صهيونيزم و نئوکانهاي اروپايي و امريکايي و حتي اعراب فرصت طلب و مخالفين آگاه و ناآگاه روبروست و متاسفانه کشورهاي عرب منطقه که بيشترين کمک را به تروريسم القاعده و طالبان کردند و همچنين متهم رديف اول واقعه يازده سپتامبر بودهاند با فرار به جلو در پي القاي نکته جديدي از تهديد در منطقه با وارونه جلوه قرار دادن واقعيتها در پي ايجاد بحران در منطقه و تشويق قدرتهاي فرامنطقهاي به حضور در منطقه و همنوايي با اسرائيل بر خلاف منافع امت اسلامي و حتي هميت عربي گامهايي برداشتهاند که در زنجيره خيانت اسلاف گذشته ايشان در مواجه با استعمار و صهيونيزم ارزيابي ميشود و متاسفانه امکانات ارزي و مرزي کشورشان در خدمت دشمن و خصم ايران واقع شده است که در جايي دگر بدان خواهيم پرداخت.
دنياي اقتصاد
بخش خصوصي و گفتگو با مردم سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم محمدصادق جنان صفت است كه در آن مي خوانيد:
ميلياردها دلار سرمايهگذاري تاريخي دولتهاي ايران در دهههاي گذشته در برق ، آب ، گاز ، نفت ، پتروشيمي ، ماشينسازي ، فولاد ، مس ، خودرو ، كشت و صنعت ، سد ، جاده ، فرودگاه ، بندر و غيره ...
... در شروع كار دولت نهم با ابلاغيههاي مربوط به سياستهاي اصل 44 با هدف تغيير نقش دولت از تصديگري و بنگاهداري به نهاد سياستگذار مواجه شد.
به اين ترتيب و بر اساس قانون، مديران دولتي بايد به مرور نقش و سهم خود را در اقتصاد و كسبوكار و معيشت شهروندان ايراني به نهادهاي غيردولتي واگذار كنند.
در اين شرايط بود و هست كه روساي اتاقهاي بازرگاني ايران، تهران و مراكز استانها و شهرستانها بايد به مردان پراهميتتر و سرنوشتسازي تبديل شوند كه نقش رهبري و به سرانجام رساندن اين جابهجايي قدرت را با كارآمدي و تعادل ايفا كرده و تحت نظر داشته باشند.
در حال حاضر ، محمد نهاونديان به عنوان «رييس اتاق بازرگاني و صنايع و معادن ايران» پرچمدار گروه بزرگي از صنعتگران ، بازرگانان، معدنكاران و صاحبان بنگاههاي اقتصادي خصوصي است و در فرآيند عبور دادن اقتصاد دولتي به اقتصاد خصوصي نقش برجستهاي دارد.
رييس پارلمان بخش خصوصي ايران با كدام ابزار و با چه ميزان نيروي فكري و مادي بايد نقش اول در عبور دادن اقتصاد در اختيار ديوانسالاران به بخش خصوصي را ايفا كند؟ به نظر ميرسد، كارآمدترين و موثرترين ابزار و اهرم قدرت در اختيار وي و روساي اتاقهاي بازرگاني و صنايع و معادن تهران و ساير اتاقها چيزي جز علم و دانش و فعاليت همه سويه كارشناسي نيست.
واقعيت و تجربه جامعه بشري نشان داده است، هر فرد و گروهي كه به سلاح دانش و علم و ابزارها و نيروهاي كارشناسي مجهز باشد در بلندمدت بر دشواريها استيلا يافته و پيروز خواهد شد.
گفتههاي رييس اتاق ايران در گفتگو با «دنياي اقتصاد» نشان ميدهد كه اين اقتصاددان تحصيلكرده در يكي از بهترين دانشگاههاي دنيا، نكته ياد شده را به خوبي درك كرده است و كارآيي و اثرگذاري دانش اقتصاد را به خوبي ميشناسد.
بخش خصوصي ايران اگر تمايل به اين عبور دارد و به اين نتيجه رسيده است كه تفويض قدرت اقتصادي در سطح تصديگري و بنگاهداري از دولت به نفع شهروندان و رشد پايدار اقتصاد ملي است، بايد خود را به دانش اقتصاد تجهيز كند.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


