خانمها ميتوانند بيماريها را 70درصد كاهش دهند!
کد خبر: ۱۱۰۳۰۵
| | 2089 بازدید
اشاره: به گفته رئيس اداره قلب و عروق وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي، بيش از 70 درصد عوامل كنترل بيماريها در جامعه در دستان خانمهاست و با نوان قادرند با مديريت صحيح تغذيه در خانواده موجبات سلامت خود و ساير اعضاي خانواده را ميزان به 70 درصد فراهم آورند.
به گزارش رسالت، دكتر فخرالسادات امامي كه متخصص پزشكي اجتماعي است در اين گفتوگو پيرامون رشته پزشكي اجتماعي و كاركرد آن در جامعه توضيحات مبسوطي داده است. وي معتقد است كه همه پزشكان بايد با ديدي جامعه نگر به درمان بپردازند و زماني كه يك پزشك باديد جامعه نگر به بيماران و بيماريها مينگرد، ديگر تنها اقدام درماني برايش راضي كننده نيست.
به گفته دكتر امامي، خانمها ده سال ديرتر از آقايان به بيماريهاي قلبي و عروقي (به دليل شرايط هورموني) دچار ميشوند.
وي خاطر نشان ميسازد كه سرانه مصرف نمك در كشور ما 8 تا 12 گرم در روز است. در حالي كه بايد كمتر از 5 گرم در روز باشد و چنانچه سرانه مصرف نمك در كشور كاهش يابد، كمك زيادي به كنترل بيماري فشار خون در جامعه ميشود. رئيس اداره قلب و عروق وزارت بهداشت ميگويد: براي تثبيت و بهبود وضعيت سلامت جامعه، اصلاح شيوه زندگي به ميزان 70 درصد تاثيرگذار است. وي معتقد به سرمايهگذاري بر روي كاهش عوامل خطر در بروز بيماريهاست.
خانم دكتر امامي شما متخصص پزشكي اجتماعي هستيد لطفا در ابتدا كمي در خصوص اين رشته برايمان توضيح دهيد؟
رشته پزشكي اجتماعي ديد جامعه نگري به پزشك ميدهد كه فقط بيمار را نبيند بلكه فرد بيمار را در متن جامعه ببيند. به او اين "ديد" را ميدهد كه در روند كاهش بيماريها اقداماتي كه به نظر ميرسد انجام بدهد، نه صرفا درمان فردي كه به او مراجعه كرده است! به عنوان مثال: ديد جامعه نگر به اين معناست كه اگر پزشك يك بيمار داراي بيماري واگير را ويزيت ميكند حتما اطرافيان و خانواده درجه يك او را از نظر آن بيماري بررسي كند (در صورتي كه قبلا بررسي نشده باشند و يا دستورات لازم را براي اينكه بقيه دچار بيماري نشوند به فرد و يا همراهش بدهد.) اين حد ساله آن است. در حد پيشرفته زماني است كه پزشك، در جامعه كوچكتر مديريت سلامت ميكند. خدماتي را ارائه ميدهد تا بيماريهايي كه فكر ميكند بيشترين شيوع را دارد از تعدادشان كاسته شود و جامعه به سمت سلامتي حركت كند. به عنوان مثال: برنامه كشوري واكسيناسيون كه از بدو تولد وجود دارد و هفت سالگي كامل مي شود و بعد از آن فرد،يادآورش را در سنين مختلف ميزند، در حقيقت يك برنامه اجتماعي است. يكسري از اقداماتي كه قبل از ازدواج در زمينه بهداشتي و سلامتي انجام ميدهند در حقيقت برنامههاي سلامتي فرد است. كه اينها بايد با برنامهريزي جلو برود تا اثر پيشگيرانه در بروز بيماري داشته باشد.
آيا شما با انگيزه قبلي اين رشته را انتخاب كرديد؟
من دوره عمومي را در دانشگاه اصفهان گذراندم. زماني كه در دانشگاه اصفهان دوران تمريني و انترني را ميگذراندم اكثر اساتيد ما با ديد جامعه نگر تدريس ميكردند، يعني در تمرينهايي كه با اساتيد داشتيم وقتي با مريض مواجه ميشديم، شروع ميكردند به برشمردن عوامل متعدد اجتماعي، خانوادگي و ... كه منجر به بروز اين بيماري شده است. من فكر مي كنم پزشكي اجتماعي يا جامعه نگر يك نگرش است قبل از اينكه يك رشته علمي باشد يك باور است و فرد وقتي اين باور را در درون خود ببيند و يا پيدا كند ديگر تنها مريض ديدن و اقدام درماني انجام دادن راضيش نميكند.
پس علاقهمند به اين رشته بوديد؟
بله، من عليرغم مشكلات زيادي كه در اين رشته متحمل شدم به آن علاقهمندم. چون جزء دومين گروهي بودم كه براي تخصص اين رشته وارد دانشگاه علوم پزشكي ايران ميشدم.
به هر حال هر رشتهاي كه تازه ايجاد ميشود يكسري مسائل خاص خودش را دارد. از اولويتهاي آموزشي، تدوين منابعي كه بايد يادگيرندگان آن رشته طي كنند، امتحانات بوردو بقيه مشكلات مسلما در گروههاي اول بيشتر ديده ميشود. بعد از فارغالتحصيل شدن حتي براي توجيه اينكه جايگاه اين رشته در نظام سلامت كجاست و چه خدماتي بايد ارائه بدهد آن هم در سيستمي كه زماني حتي نگرشش وجود نداشته است خيلي مشكل بود.
عليرغم همه مشكلاتي كه تحمل كردم ولي الان هم در 50 سالگي اگر قرار باشد دوباره رشتهاي را انتخاب كنم همين رشته را انتخاب ميكنم چون به آن علاقه دارم.
به عنوان رئيس اداره قلب و عروق وزارت كشور به عنوان يك خانم مدير با چه مشكلاتي مواجه هستيد؟
خوشبختانه در نظام سلامت جو مديريت خانمها مهيا و آماده است. زيرا در زمان تحصيل اين شرايط فراهم شده است و بعد از فارغالتحصيلي جايگاه هر فرد مشخص است، با توجه به اينكه رشتههاي تخصصي متفاوت است همكاران به سلايق و دانش هم احترام ميگذارند و بحث زن و مرد اصلا مطرح نيست. از آنجا كه جو ما بيشتر علمي است، اين جور مسائل را نداريم و رقابتي بين خانمها و آقايان وجود ندارد. مشكل يك مدير زن در سيستم سلامت فقط مشكلاتي است كه اكثر خانمهاي شاغل دارند. خانمها به هر حال بنا به رسالت مادري و همسري و كارهايي كه در خانه بايد به آن بپردازند بايد سختيها را تحمل كنند. اين مشكلات را من هم داشتم. به خاطر ميآورم سال دوم رشته پزشكي بودم كه ازدواج كردم و بچه داشتم، امتحان ميدادم، كشيك داشتم، بعد از فارغالتحصيلي طرحم شروع شد. به هر حال مسائل عديدهاي را در خصوص بچه، خانواده و... از نزديك لمس كردم ولي وقتي در خانواده همكاري وجود داشته باشد ميتوان آنها را تحمل كرد و اگر عشقي پشت اين كار باشد كه انشاءالله خدمتي مورد قبول حق به جامعه ارائه بدهيم. اين نگرش مشكلات را آسانتر مي كند.
مسئوليتي كه در وزارت بهداشت تحت عنوان رئيس اداره قلب و عروق بر عهده داريد چه ارتباطي با تخصص شما دارد؟
در چند سال اخير ما افزايش شديدي در اندازه و بعد بيماريهاي غير واگير در كشور داشتيم. بيماريهاي غير واگير از جمله: ديابت، فشارخون بالا، چاقي و... بيماريهاي قلبي و عروقي كه در كنارش سكته قلبي و مغزي هم وجود دارد. نگرشي امروزه ميگويد: براي اينكه شما بار بيماريهاي غير واگيردار را در جامعه كم كنيد و به حداقل برسانيد بايد روي عوامل خطر بيماريهاي غيرواگير دقت كنيد و براي كنترل آن اقدام كنيد! كنترل و برنامهريزي براي كاهش عوامل خطر بيماريها كار متخصص پزشكي اجتماعي است. بخش زيادي از اين مداخلات نيازمند حمايتهاي اجتماعي و قانوني است البته براي راهبردهاي اساسي در جامعه يك متخصص داخلي، بيمار قلبي را درمان ميكند و توصيههايي را به او ميكند و نهايتا فرد رضايتمند و با حال عمومي خوبي بر ميگردد اما اگر قرار باشد، در جامعه روند بروز سكتههاي قلبي را كاهش بدهيم بايد چه بكنيم؟! اگر قرار باشد چهار عامل مقابله با خطرهاي اساسي را كه يكي) فعاليتهاي فيزيكي، دو) تغذيه مناسب براي پيشگيري از چاقي، سه) ترك دخانيات، چهار) كاهش استرسهاي زندگي شهرنشيني است را كاهش دهيم چه بايد بكنيم؟!
كارپزشك اجتماعي است كه عوامل خطرساز وراه مقابله با آن را در جامعه تحليل كند؟
من فكر ميكنم پزشكي اجتماعي، روي عوامل خطري مداخله ميكند كه مساعد كننده بيماريهاي قلبي و عروقي و بروز بيماريهاي متابوليك و غدد و بروز فشار خون بالاو... است.
بايد بدانيد چاقي هم سوء تغذيه محسوب ميشود. متاسفانه در گروه دانش آموزان عارضه چاقي با شيوع بالا به وجود آمده است و اگر امروز به فكر چاقي دانش آموزان از نظر قانوني و آموزشي و مداخلهاي به منظور بهبود تغذيه جامعه نباشيم، درآينده بار زيادي از بيماريهاي قلبي و ديابت و فشار خون بالا به سيستم سلامت تحميل ميشود. ما تا كي بايد به درمان بپردازيم؟! الان وقت آن رسيده كه با اقدامات پيشگيري تلاش كنيم مقدار بروز را كاهش بدهيم.
آيا آماري در دست داريد كه وضعيت قلب و عروق مردم ايران را نشان بدهد؟
ببينيد آمار سكتههاي قلبي دقيق نيست چون ممكن است نحوه گزارشگري با دقت نبوده باشد اما وقتي ميگوييم مرگ ناشي از سكتهها، دومين علت مرگ و مير در جامعه است و بيماريهاي قلبي و عروقي را جز اولين علل ذكر كردند، نشان ميدهد كه بايد به عوامل ايجاد كننده اين نوع بيماريها فكر كنيم. به سيگار و به مصرف زياد چربيها و مصرف زياد نمك و تغذيه نامناسب و كم تحركي فكر كنيم. البته يك سري دستگاههاي ورزشي در پاركها و مكانهاي عمومي نصب شده است با كمك شهرداريها و توجهي كه وزارت كشور داشته است اما در كنار اينها، آيا كارشناسي آموزش ديده داريم. كارشناسي داريم كه به فرد 50 ساله بگويد: چه حركاتي را بكن و چقدر مهم است كه درست آنها را انجام بدهي!
اينها نكاتي است كه بايد در سطح جامعه به آن پرداخته شود. تحقيقات نشان داده اگر تمام انرژي و منابع كشور را صرف درمان كنيم بيشتر از 25 درصد وضعيت سلامت جامعه را نميتوانيم تحت كنترل داشته باشيم. 75 درصد بقيه شيوه زندگي است. تا بر روي شيوه زندگي كار نكنيم اثر بخشي لازم در 25 درصدي هم كه خرج ميكنيم نداريم. فكر كنيد! ما تمام پولهايمان را در اقدامات 25 درصدي ميريزيم و باز اين چاه پر نميشود و همچنان تعداد بيماران رو به افزايش است ولي اگر بياييم عوامل خطر را كاهش بدهيم ميتوانيم بسيار موثر عمل كنيم. اگر بتوانيم مصرف سرانه نمك را به كمتر از 5 گرم در روز برسانيم توانستهايم در كنترل بيماريهاي فشار خون در جامعه كمك زيادي بكنيم. الان متوسط مصرف نمك در كشور، 8 تا 12 گرم است و اين مقدار بسيار بالاست.
مصرف نمك در دراز مدت باعث بروز بيماري فشار خون ميشود؟
بله، مصرف نمك و مصرف دخانيات در دراز مدت و ميان مدت باعث افزايش ريسك بيماريهاي قلبي و عروقي ميشوند و لازم است كه روي آن فكر كنيم.
آيا خانمها به دليل لطافت روحي بيشتري كه دارند بيشتر به بيماريهاي قلبي و عروقي در قياس با آقايان مبتلا ميشوند؟
از نظر علمي متوسط سن مواجهه با سكته قلبي و بيماريهاي قلبي و عروقي در خانمها و آقايان 10 سال تفاوت دارد.
خانمها ده سال ديرتر مبتلا ميشوند؟
بله. به دليل شرايط هورمونيشان سن متوسط بروز سكته در خانمها و آقايان ده سال تفاوت دارد اما اگر از نظر ميزان استرس بسنجيم ميتوانيم بگوييم اگر خانمها استرس بيشتري داشته باشند مثل خانمهاي شاغل و.... ممكن است مواجهه آنها بيشتر باشد. اختصاصات زندگي شهري كه استرس يكي از آنهاست ميتواند تاثير زيادي در بروز سكتههاي قلبي داشته باشد و در اين راستا، طرز زندگي مناسب و آموزش ديدن مهارتهاي زندگي كمك كننده است.
از آنجا كه تغذيه خانواده و سبد خريد خانه معمولا با مديريت خانمها انجام ميشود در مورد نقش «زنان» در كنترل بيماريهاي غير واگير در جامعه توضيح دهيد؟
بله همان طور كه اشاره كرديد، نقش زنان در كنترل بيماريهاي غيرواگير بسيار پر رنگ است. نقش خانمها در تعيين سبد غذايي خانواده خيلي مهم است. خانمها هستند كه تصميم ميگيرند، نوشيدني خانه چه باشد، غذاي خانه چه باشد، آيا غذاي خانه فستفود و غذاهاي چرب باشد يا غذاي سالم؟ مديريت دفعات مصرف ميوه جات و سبزيجات در خانه و ميزان سرانه مصرف نمك در خانه با خانمهاست. بايد به خانمها بگوييم شما با دستان پر توان خودتان ميتوانيد سلامت را در خانواده تضمين كنيد. كاري كه شما براي كودكان ميكنيد با نظارت بر خوراكشان و... واقعا اثر بخش است.
من فكر ميكنم بيش از 70 درصد عوامل كنترل خطر بيماريها در جامعه در دستان خانمهاست.
الان موقعيت رشته «پزشكي اجتماعي» را در جامعه چگونه ارزيابي ميكنيد؟
يادم ميآيد زماني كه براي تشكيل گروه اختصاصي "پزشكي اجتماعي" اقدام كرديم، اين جمعيت براي اينكه ثبت بشود به حد نصاب نميرسيد چون متخصصين در شهرستانها پراكنده و تعداد محدودي در تهران بودند. الان الحمدالله بيش از 14، 15 سال است كه انجمن "پزشكي اجتماعي" فعال شده و در حال تكميل مستندات خود است. در برنامهريزيهاي نظام سلامت حرف خود را ميزند و تا حالا هم موفق بوده است. اما ميخواهم روي نكتهاي در دانشگاهها تاكيد كنم. اين رشته در گروه پزشكي اجتماعي دانشگاهها سوق دادن دانشجويان به سمت آموزش جامعهنگر است و اين رسالت بسيار سنگين است. حس من اين است كه كمي كمرنگ است. البته در خيلي از دانشگاهها نگرش جامعهنگر از قديم وجود داشته و الان هم با قوت دنبال ميشود مثل اصفهان و شيراز. اينها قبل از رشته پزشكي اجتماعي اين نگرش را دارا بوده و در برنامههاي آموزشي خود آن را داشتند ولي در بعضي از دانشگاهها ميبينيم كه اين گروه فقط جنبه آكادميك دارد. اين گروه بايد تمام تلاش خود را بكند كه آموزش دانشجوي پزشكي قبل از فارغالتحصيلي مبتني بر مسائل و مشكلات جامعه باشد.
متشكرم.
به گزارش رسالت، دكتر فخرالسادات امامي كه متخصص پزشكي اجتماعي است در اين گفتوگو پيرامون رشته پزشكي اجتماعي و كاركرد آن در جامعه توضيحات مبسوطي داده است. وي معتقد است كه همه پزشكان بايد با ديدي جامعه نگر به درمان بپردازند و زماني كه يك پزشك باديد جامعه نگر به بيماران و بيماريها مينگرد، ديگر تنها اقدام درماني برايش راضي كننده نيست.
به گفته دكتر امامي، خانمها ده سال ديرتر از آقايان به بيماريهاي قلبي و عروقي (به دليل شرايط هورموني) دچار ميشوند.
وي خاطر نشان ميسازد كه سرانه مصرف نمك در كشور ما 8 تا 12 گرم در روز است. در حالي كه بايد كمتر از 5 گرم در روز باشد و چنانچه سرانه مصرف نمك در كشور كاهش يابد، كمك زيادي به كنترل بيماري فشار خون در جامعه ميشود. رئيس اداره قلب و عروق وزارت بهداشت ميگويد: براي تثبيت و بهبود وضعيت سلامت جامعه، اصلاح شيوه زندگي به ميزان 70 درصد تاثيرگذار است. وي معتقد به سرمايهگذاري بر روي كاهش عوامل خطر در بروز بيماريهاست.
خانم دكتر امامي شما متخصص پزشكي اجتماعي هستيد لطفا در ابتدا كمي در خصوص اين رشته برايمان توضيح دهيد؟رشته پزشكي اجتماعي ديد جامعه نگري به پزشك ميدهد كه فقط بيمار را نبيند بلكه فرد بيمار را در متن جامعه ببيند. به او اين "ديد" را ميدهد كه در روند كاهش بيماريها اقداماتي كه به نظر ميرسد انجام بدهد، نه صرفا درمان فردي كه به او مراجعه كرده است! به عنوان مثال: ديد جامعه نگر به اين معناست كه اگر پزشك يك بيمار داراي بيماري واگير را ويزيت ميكند حتما اطرافيان و خانواده درجه يك او را از نظر آن بيماري بررسي كند (در صورتي كه قبلا بررسي نشده باشند و يا دستورات لازم را براي اينكه بقيه دچار بيماري نشوند به فرد و يا همراهش بدهد.) اين حد ساله آن است. در حد پيشرفته زماني است كه پزشك، در جامعه كوچكتر مديريت سلامت ميكند. خدماتي را ارائه ميدهد تا بيماريهايي كه فكر ميكند بيشترين شيوع را دارد از تعدادشان كاسته شود و جامعه به سمت سلامتي حركت كند. به عنوان مثال: برنامه كشوري واكسيناسيون كه از بدو تولد وجود دارد و هفت سالگي كامل مي شود و بعد از آن فرد،يادآورش را در سنين مختلف ميزند، در حقيقت يك برنامه اجتماعي است. يكسري از اقداماتي كه قبل از ازدواج در زمينه بهداشتي و سلامتي انجام ميدهند در حقيقت برنامههاي سلامتي فرد است. كه اينها بايد با برنامهريزي جلو برود تا اثر پيشگيرانه در بروز بيماري داشته باشد.
آيا شما با انگيزه قبلي اين رشته را انتخاب كرديد؟
من دوره عمومي را در دانشگاه اصفهان گذراندم. زماني كه در دانشگاه اصفهان دوران تمريني و انترني را ميگذراندم اكثر اساتيد ما با ديد جامعه نگر تدريس ميكردند، يعني در تمرينهايي كه با اساتيد داشتيم وقتي با مريض مواجه ميشديم، شروع ميكردند به برشمردن عوامل متعدد اجتماعي، خانوادگي و ... كه منجر به بروز اين بيماري شده است. من فكر مي كنم پزشكي اجتماعي يا جامعه نگر يك نگرش است قبل از اينكه يك رشته علمي باشد يك باور است و فرد وقتي اين باور را در درون خود ببيند و يا پيدا كند ديگر تنها مريض ديدن و اقدام درماني انجام دادن راضيش نميكند.
پس علاقهمند به اين رشته بوديد؟
بله، من عليرغم مشكلات زيادي كه در اين رشته متحمل شدم به آن علاقهمندم. چون جزء دومين گروهي بودم كه براي تخصص اين رشته وارد دانشگاه علوم پزشكي ايران ميشدم.
به هر حال هر رشتهاي كه تازه ايجاد ميشود يكسري مسائل خاص خودش را دارد. از اولويتهاي آموزشي، تدوين منابعي كه بايد يادگيرندگان آن رشته طي كنند، امتحانات بوردو بقيه مشكلات مسلما در گروههاي اول بيشتر ديده ميشود. بعد از فارغالتحصيل شدن حتي براي توجيه اينكه جايگاه اين رشته در نظام سلامت كجاست و چه خدماتي بايد ارائه بدهد آن هم در سيستمي كه زماني حتي نگرشش وجود نداشته است خيلي مشكل بود.
عليرغم همه مشكلاتي كه تحمل كردم ولي الان هم در 50 سالگي اگر قرار باشد دوباره رشتهاي را انتخاب كنم همين رشته را انتخاب ميكنم چون به آن علاقه دارم.
به عنوان رئيس اداره قلب و عروق وزارت كشور به عنوان يك خانم مدير با چه مشكلاتي مواجه هستيد؟
خوشبختانه در نظام سلامت جو مديريت خانمها مهيا و آماده است. زيرا در زمان تحصيل اين شرايط فراهم شده است و بعد از فارغالتحصيلي جايگاه هر فرد مشخص است، با توجه به اينكه رشتههاي تخصصي متفاوت است همكاران به سلايق و دانش هم احترام ميگذارند و بحث زن و مرد اصلا مطرح نيست. از آنجا كه جو ما بيشتر علمي است، اين جور مسائل را نداريم و رقابتي بين خانمها و آقايان وجود ندارد. مشكل يك مدير زن در سيستم سلامت فقط مشكلاتي است كه اكثر خانمهاي شاغل دارند. خانمها به هر حال بنا به رسالت مادري و همسري و كارهايي كه در خانه بايد به آن بپردازند بايد سختيها را تحمل كنند. اين مشكلات را من هم داشتم. به خاطر ميآورم سال دوم رشته پزشكي بودم كه ازدواج كردم و بچه داشتم، امتحان ميدادم، كشيك داشتم، بعد از فارغالتحصيلي طرحم شروع شد. به هر حال مسائل عديدهاي را در خصوص بچه، خانواده و... از نزديك لمس كردم ولي وقتي در خانواده همكاري وجود داشته باشد ميتوان آنها را تحمل كرد و اگر عشقي پشت اين كار باشد كه انشاءالله خدمتي مورد قبول حق به جامعه ارائه بدهيم. اين نگرش مشكلات را آسانتر مي كند.
مسئوليتي كه در وزارت بهداشت تحت عنوان رئيس اداره قلب و عروق بر عهده داريد چه ارتباطي با تخصص شما دارد؟
در چند سال اخير ما افزايش شديدي در اندازه و بعد بيماريهاي غير واگير در كشور داشتيم. بيماريهاي غير واگير از جمله: ديابت، فشارخون بالا، چاقي و... بيماريهاي قلبي و عروقي كه در كنارش سكته قلبي و مغزي هم وجود دارد. نگرشي امروزه ميگويد: براي اينكه شما بار بيماريهاي غير واگيردار را در جامعه كم كنيد و به حداقل برسانيد بايد روي عوامل خطر بيماريهاي غيرواگير دقت كنيد و براي كنترل آن اقدام كنيد! كنترل و برنامهريزي براي كاهش عوامل خطر بيماريها كار متخصص پزشكي اجتماعي است. بخش زيادي از اين مداخلات نيازمند حمايتهاي اجتماعي و قانوني است البته براي راهبردهاي اساسي در جامعه يك متخصص داخلي، بيمار قلبي را درمان ميكند و توصيههايي را به او ميكند و نهايتا فرد رضايتمند و با حال عمومي خوبي بر ميگردد اما اگر قرار باشد، در جامعه روند بروز سكتههاي قلبي را كاهش بدهيم بايد چه بكنيم؟! اگر قرار باشد چهار عامل مقابله با خطرهاي اساسي را كه يكي) فعاليتهاي فيزيكي، دو) تغذيه مناسب براي پيشگيري از چاقي، سه) ترك دخانيات، چهار) كاهش استرسهاي زندگي شهرنشيني است را كاهش دهيم چه بايد بكنيم؟!
كارپزشك اجتماعي است كه عوامل خطرساز وراه مقابله با آن را در جامعه تحليل كند؟
من فكر ميكنم پزشكي اجتماعي، روي عوامل خطري مداخله ميكند كه مساعد كننده بيماريهاي قلبي و عروقي و بروز بيماريهاي متابوليك و غدد و بروز فشار خون بالاو... است.
بايد بدانيد چاقي هم سوء تغذيه محسوب ميشود. متاسفانه در گروه دانش آموزان عارضه چاقي با شيوع بالا به وجود آمده است و اگر امروز به فكر چاقي دانش آموزان از نظر قانوني و آموزشي و مداخلهاي به منظور بهبود تغذيه جامعه نباشيم، درآينده بار زيادي از بيماريهاي قلبي و ديابت و فشار خون بالا به سيستم سلامت تحميل ميشود. ما تا كي بايد به درمان بپردازيم؟! الان وقت آن رسيده كه با اقدامات پيشگيري تلاش كنيم مقدار بروز را كاهش بدهيم.
آيا آماري در دست داريد كه وضعيت قلب و عروق مردم ايران را نشان بدهد؟
ببينيد آمار سكتههاي قلبي دقيق نيست چون ممكن است نحوه گزارشگري با دقت نبوده باشد اما وقتي ميگوييم مرگ ناشي از سكتهها، دومين علت مرگ و مير در جامعه است و بيماريهاي قلبي و عروقي را جز اولين علل ذكر كردند، نشان ميدهد كه بايد به عوامل ايجاد كننده اين نوع بيماريها فكر كنيم. به سيگار و به مصرف زياد چربيها و مصرف زياد نمك و تغذيه نامناسب و كم تحركي فكر كنيم. البته يك سري دستگاههاي ورزشي در پاركها و مكانهاي عمومي نصب شده است با كمك شهرداريها و توجهي كه وزارت كشور داشته است اما در كنار اينها، آيا كارشناسي آموزش ديده داريم. كارشناسي داريم كه به فرد 50 ساله بگويد: چه حركاتي را بكن و چقدر مهم است كه درست آنها را انجام بدهي!
اينها نكاتي است كه بايد در سطح جامعه به آن پرداخته شود. تحقيقات نشان داده اگر تمام انرژي و منابع كشور را صرف درمان كنيم بيشتر از 25 درصد وضعيت سلامت جامعه را نميتوانيم تحت كنترل داشته باشيم. 75 درصد بقيه شيوه زندگي است. تا بر روي شيوه زندگي كار نكنيم اثر بخشي لازم در 25 درصدي هم كه خرج ميكنيم نداريم. فكر كنيد! ما تمام پولهايمان را در اقدامات 25 درصدي ميريزيم و باز اين چاه پر نميشود و همچنان تعداد بيماران رو به افزايش است ولي اگر بياييم عوامل خطر را كاهش بدهيم ميتوانيم بسيار موثر عمل كنيم. اگر بتوانيم مصرف سرانه نمك را به كمتر از 5 گرم در روز برسانيم توانستهايم در كنترل بيماريهاي فشار خون در جامعه كمك زيادي بكنيم. الان متوسط مصرف نمك در كشور، 8 تا 12 گرم است و اين مقدار بسيار بالاست.
مصرف نمك در دراز مدت باعث بروز بيماري فشار خون ميشود؟
بله، مصرف نمك و مصرف دخانيات در دراز مدت و ميان مدت باعث افزايش ريسك بيماريهاي قلبي و عروقي ميشوند و لازم است كه روي آن فكر كنيم.
آيا خانمها به دليل لطافت روحي بيشتري كه دارند بيشتر به بيماريهاي قلبي و عروقي در قياس با آقايان مبتلا ميشوند؟
از نظر علمي متوسط سن مواجهه با سكته قلبي و بيماريهاي قلبي و عروقي در خانمها و آقايان 10 سال تفاوت دارد.
خانمها ده سال ديرتر مبتلا ميشوند؟
بله. به دليل شرايط هورمونيشان سن متوسط بروز سكته در خانمها و آقايان ده سال تفاوت دارد اما اگر از نظر ميزان استرس بسنجيم ميتوانيم بگوييم اگر خانمها استرس بيشتري داشته باشند مثل خانمهاي شاغل و.... ممكن است مواجهه آنها بيشتر باشد. اختصاصات زندگي شهري كه استرس يكي از آنهاست ميتواند تاثير زيادي در بروز سكتههاي قلبي داشته باشد و در اين راستا، طرز زندگي مناسب و آموزش ديدن مهارتهاي زندگي كمك كننده است.
از آنجا كه تغذيه خانواده و سبد خريد خانه معمولا با مديريت خانمها انجام ميشود در مورد نقش «زنان» در كنترل بيماريهاي غير واگير در جامعه توضيح دهيد؟
بله همان طور كه اشاره كرديد، نقش زنان در كنترل بيماريهاي غيرواگير بسيار پر رنگ است. نقش خانمها در تعيين سبد غذايي خانواده خيلي مهم است. خانمها هستند كه تصميم ميگيرند، نوشيدني خانه چه باشد، غذاي خانه چه باشد، آيا غذاي خانه فستفود و غذاهاي چرب باشد يا غذاي سالم؟ مديريت دفعات مصرف ميوه جات و سبزيجات در خانه و ميزان سرانه مصرف نمك در خانه با خانمهاست. بايد به خانمها بگوييم شما با دستان پر توان خودتان ميتوانيد سلامت را در خانواده تضمين كنيد. كاري كه شما براي كودكان ميكنيد با نظارت بر خوراكشان و... واقعا اثر بخش است.
من فكر ميكنم بيش از 70 درصد عوامل كنترل خطر بيماريها در جامعه در دستان خانمهاست.
الان موقعيت رشته «پزشكي اجتماعي» را در جامعه چگونه ارزيابي ميكنيد؟
يادم ميآيد زماني كه براي تشكيل گروه اختصاصي "پزشكي اجتماعي" اقدام كرديم، اين جمعيت براي اينكه ثبت بشود به حد نصاب نميرسيد چون متخصصين در شهرستانها پراكنده و تعداد محدودي در تهران بودند. الان الحمدالله بيش از 14، 15 سال است كه انجمن "پزشكي اجتماعي" فعال شده و در حال تكميل مستندات خود است. در برنامهريزيهاي نظام سلامت حرف خود را ميزند و تا حالا هم موفق بوده است. اما ميخواهم روي نكتهاي در دانشگاهها تاكيد كنم. اين رشته در گروه پزشكي اجتماعي دانشگاهها سوق دادن دانشجويان به سمت آموزش جامعهنگر است و اين رسالت بسيار سنگين است. حس من اين است كه كمي كمرنگ است. البته در خيلي از دانشگاهها نگرش جامعهنگر از قديم وجود داشته و الان هم با قوت دنبال ميشود مثل اصفهان و شيراز. اينها قبل از رشته پزشكي اجتماعي اين نگرش را دارا بوده و در برنامههاي آموزشي خود آن را داشتند ولي در بعضي از دانشگاهها ميبينيم كه اين گروه فقط جنبه آكادميك دارد. اين گروه بايد تمام تلاش خود را بكند كه آموزش دانشجوي پزشكي قبل از فارغالتحصيلي مبتني بر مسائل و مشكلات جامعه باشد.
متشكرم.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


