مهاجمان ناكام تيمهای ملي
تهران امروز؛ اميل هسكي كه يكي از دلايل ناكامي انگليس در جامجهاني 2010 معرفي شد هفته گذشته تصميم به خداحافظي با پيراهن تيمملي گرفت تا از شر انتقادات و حاشيهها رها شود. او در تيم ملي انگليس اصلا نتوانست آنطور كه انتظار ميرفت تاثيرگذار باشد و در طول 11 سال حضور در تيم ملي و انجام 62 بازي تنها هفت گل به ثمر رساند. با اين حال با توجه به مشكل سهشيرها در خط حمله و كمبود بازيكن اين مهاجم قدرتي و جنگنده مورد توجه اكثر مربيان سالهاي اخير انگليس بود و حتي در جامجهاني نيز يكي از بازيكنان اصلي كاپلو بود.
هسكي اگرچه در موقعيتسازي و ايجاد فضا براي ديگر بازيكنان تيمش بسيار موفق عمل ميكند اما در گلزني چندان با استعداد نيست و ناكامياش در جامجهاني باعث شد تا خداحافظي از تيم ملي را ترجيح بدهد. البته در طول سالهاي اخير او تنها مهاجم مليپوشي نيست كه چنين وضعيتي دارد و در ساير تيمهاي ملي بزرگ همچون ايتاليا و آلمان نيز بازيكناني بودهاند كه باوجود انجام بازيهاي نسبتا زياد در تيمملي، آمار خوبي در گلزني ندارند.
ماريو گومز(آلمان): او در يورو 2008 عملكرد بسيار بدي داشت و آنقدر موقعيت از دست داد كه هواداران از او به عنوان يك مثال براي مهاجمي ضعيف استفاده ميكردند. اگر چه گومز در تيمهاي باشگاهي خود بسيار خوب كار ميكرد اما نمايش او در تيم ملي نااميدكننده بود. مهاجم بايرن مونيخ در 38 بازي خود براي ژرمنها تنها 12 گل به ثمر رساند كه چهار مورد آن در ديدار دوستانه سال گذشته برابر امارات بود كه با پيروزي 7 بر 2 آلمان به پايان رسيد. او در هر 3.1 مسابقه يك گل زده است.
جيانلوكا ويالي(ايتاليا): او بيشتر به خاطر موهاي تراشيدهاش به ياد آورده ميشود. ويالي يك مهاجم انفجاري بود كه زوج موفقي با روبرتو مانچيني در سمپدوريا و فابريتزيو راوانلي در يوونتوس تشكيل داده بود. با اين حال او با پيراهن آتزوري به سختي موفق به گلزني ميشد. البته نمايش او براي ستارههايي چون روبرتو باجو و توتو اسكيلاچي بسيار تاثيرگذار بود. جالب اينكه ويالي در جامجهاني 1994 هوادار برزيل بود. بازيكن سابق چلسي در 59 بازي ملي خود 16 بار دروازه رقبا را گشود و در هر 3.7 بازي يك گل زده است.
فرانچسكو توتي(ايتاليا): به طور حتم توتي يكي از بهترينهاي ايتاليا در طول دهه گذشته بود. اسطوره رميها در شهر خود بسيار محبوب است و نماد باشگاه محسوب ميشود اما ساير ايتالياييها چندان هوادار او نيستند، شايد مهمترين دليل آن آمار ضعيف گلزنياش با پيراهن لاجورديپوشان باشد. توتي در رتبه ششم بهترين گلزنان تاريخ سري A قرار دارد اما اين آمار را نتوانسته با آتزوري نيز كسب كند. در تورنمنتهاي بزرگ نيز با دردسرهاي زيادي روبهرو شده كه اخراج در جامجهاني 2002 و درگيري با كريستين پولسن در يورو 2004 مهمترين آنها بود. توتي در 58 بازي ملي خود تنها 9 گل به ثمر رساند كه كه ميانگين يك گل در هر 6.4 مسابقه نميتواند براي اين مهاجم بزرگ مناسب باشد.
كريستوف دوگاري(فرانسه): مهاجمي كه تبليغات زيادي روي او شد اما نتوانست انتظارات را برآورده كرده و عملكرد ضعيفي داشت. او در سه كشور مختلف و با پيراهن تيمهايي چون بارسلونا، مارسي و بيرمنگام نااميدكننده ظاهر شد و حتي در عرصه باشگاهي نيز توفيق چنداني نداشت. دوگاري در سال 2003 در پنج مسابقه براي فرانسويها پنج گل به ثمر رساند اما اين تنها يك حادثه بود و در 15 بازي بعدي خود تنها يك بار موفق به گلزني شد. باوجوديكه او يكي از ضعيفترين بازيكنان فرانسه بود اما در كمال تعجب براي جامجهاني 1998 و يورو 2000 از سوي مربيان تيم ملي دعوت شد و جالب اينكه در هر دو تورنمنت خروسها قهرمان شدند. عدهاي دوستي نزديك او با زيدان را دليل اصلي حضورش در تركيب آبيها ميدانستند. او در 55 بازي ملي هشت گل زد.
جرارد آساموآ(آلمان): مهاجم سالهاي گذشته شالكه نخستين بازيكن سياهپوستي بود كه پيراهن تيم ملي آلمان را بر تن كرد و در سال 2001 نيز نخستين گلش را براي اين تيم به ثمر رساند. اين مهاجم غناييالاصل كه مانند هسكي بيشتر جنگنده بود پس از آن در 42 بازي تنها پنج بار ديگر موفق به گلزني شد تا يك مهاجم ناموفق در تيم ملي باشد. حتي انتقال به سنتپائولي نيز نتوانست او را به فرم مطلوب نزديك كند. زدن يك گل در هر 7.2 مسابقه اصلا آمار خوبي براي يك مهاجم مليپوش نيست.
زيگفرد هلد(آلمان غربي): او تقريبا در تمام بازيهاي ملياش از ابتدا در تركيب ژرمنها به ميدان رفت اما تنها به تعداد انگشتان يك دست دروازه رقبا را گشود. او تا آستانه كسب عناوين زيادي پيش رفت اما در جامجهاني 1966 به مقام دوم و در جامجهاني 1970 در سكوي سوم رقابتها ايستاد. در بوندسليگا نيز در سالهاي 1966 و 1967 در آستانه رسيدن به قهرماني ناكام شد. البته در سال 1966 جام برندگان جام اروپا را به دست آورد تا كمي از ناكاميهايش جبران شود. او 41 بازي ملي براي آلمان غربي انجام داد.
اميل هسكي(انگليس): او براي انگليس هيچگاه نتوانست يك مهاجم هدف كامل باشد و بارها هواداران اين تيم را نااميد كرد. مصدوميت مايكل اوون و نبود مهاجم بزرگ در تركيب تيم ملي انگليس در سالهاي اخير باعث شد او 62 بازي ملي براي سهشيرها انجام داد و خوششانس بود كه در پيروزي تاريخي 5 بر يك انگليس برابر آلمان در سال 2001 گل پنجم تيمش در برلين را به ثمر رساند و نامش در سرود معروف هواداران انگليسي قرار گرفت.
روبرتو مانچيني(ايتاليا): واقعا يكي از مستعدترين مهاجمان ايتاليا در سالهاي گذشته چرا در اين فهرست حضور دارد؟ البته او هم در تيم ملي واقعا ضعيف كار كرده و دور از انتظار ظاهر شده بود. مانچو يكي از بهترين گلزنان سري A در طول سالهاي متمادي بود اما در آتزوري اوضاع به گونهاي ديگر رقم ميخورد. او هم مانند ويالي در سال 1994 به وسيله آريگو ساچي از تيم ملي كنار گذاشته شد و ديگر به تيم ملي دعوت نشد. او در 36 بازي ملي خود تنها چهار گل زد و آمار عجيب يك گل در هر 9 بازي را برجاي گذاشت.


