آيا قطبي به «اتريش» رفته است؟!
قدس؛ 1 ) سرانجام پس از مدتها کش و قوس، تيم ملي کشورمان براي برپايي يک اردوي آماده سازي راهي اتريش شد. زمان نامناسب اين مسافرت کاري، در کنار ابهام پيرامون بازدهي آن در شرايط کنوني که ماه ها تا جام ملتهاي آسيا زمان باقي مانده، باعث اعتراض و ناخرسندي برخي از مديران باشگاه ها شده است.
از همه جالب تر اما، حکايت جواد نکونام و مسعود شجاعي است؛ دو بازيکن فراخوانده شده به اردوي تيم ملي که ترجيح داده اند اين کاروان را در سفر اتريش همراهي نکنند! از شجاعي خبر چنداني در دست نيست، اما نکونام براي مذاکره با يوناني ها به اين کشور سفر کرده و بدين ترتيب به وضوح معلوم مي شود نظم و برنامه ريزي در اين قبيل اردوهاي ورزشي در کشورمان، تا چه اندازه مي تواند تابع سليقه گرايي باشد!
اردوي عجيب و غريب اتريش اين روزها در قاره سبز جريان دارد، اما حرف و حديثها حتي يک لحظه هم اين تيم و بويژه سرمربي پر حاشيه اش را رها نمي کند. هيچ دور از ذهن نيست اگر در بازگشت کاروان ايران به کشورمان، منتقدان اين بار در اتريش بودن قطبي را موردشک و ترديد قرار بدهند و موج تازه اي از پرسش ها را به ميان بکشند. به هر حال بايد پذيرفت براي مردي که از «سکه» و «بليت باطله جام جهاني» به عنوان اسناد حضورش در آفريقاي جنوبي ياد مي کند، هيچ کار غيرممکني نيست که در اردوي اتريش هم راهي اتريش نشده باشد!
2 ) همکاري فوتبال ايران با افشين قطبي، هر روز وارد ابعاد تازه تري مي شود. بي گمان مي توان ادعا کرد هيچ زمان ديگري مثل اين چند ماه اخير نگاه ها به سرمربي تيم ملي وهم آلود و مبهم نبوده است. در شرايطي که پيش از اين، کارآمدي و توانايي هاي آقاي امپراتور به طور جدي به چالش کشيده مي شد، حالا سلب اعتماد عمومي از او باعث شده هر حرتکش با انبوهي از تحليل و تفسيرها و شک و گمان ها همراه باشد. ما روز به روز به جام ملتهاي آسيا نزديک تر مي شويم، اما به همين اندازه مدام ترديدها درباره سرمربي تيم ملي کشورمان افزايش پيدا مي کند.
طي همين چند هفته اخير، او از سويي به حضور نيافتن در آفريقاي جنوبي متهم شده که البته فاکتوري 40 هزار يورويي مبني بر حضورش در جام جهاني به فدراسيون فوتبال ارائه شده است و از سويي ديگر، با اين پرسش جدي مواجه شده که چرا نام برخي از بازيکنان فوتبال ايران را در فهرست مدعوين تيم ملي گنجاند، باعث افزايش بهاي آنها در فصل نقل و انتقالات شد و سپس بدون حتي يک جلسه تمرين، نام آنها را خط زد. نگاه ها به قطبي هر روز سنگين تر و سؤال برانگيزتر از گذشته مي شود و اين در شرايط کنوني خبر خوبي براي فوتبال ايران نيست.
3 ) شايد شرايط نا بسامان کنوني افشين قطبي روي نيمکت تيم ملي ايران، به نوعي وضعيت متزلزل ريمون دومنک فرانسوي و يا حتي مارادوناي مربي، قبل از آغاز جام جهاني را در اذهان تداعي کند. درباره هر دو مربي در محافل انتقادي و رسانه اي فوتبال در فرانسه و آرژانتين شک و ترديدهاي فراواني وجود داشت و بسياري بر اين باور بودند که آنها با توجه به شرايط موجود، از پس هدايت مناسب تيم ملي بر نخواهند آمد و چنين هم شد، در شرايطي که دل بوسکه، يواخيم لو و اسکار تابارز با پشتوانه اي قدرتمند از اعتماد عمومي و شفافيت کاري راهي آفريقاي جنوبي شدند و موفق ترين مربيان جام نوزدهم لقب گرفتند، نامهاي بزرگي مثل دونگا، مارادونا، دومنک و ليپي از پس ترديدهاي جامعه بر نيامدند تا هر يک شکستي تلخ را تجربه کنند.
پر واضح است گماردن يک سرمربي مطمئن و قابل اعتماد بر مسند کار در تيم ملي، مي تواند مجموعه فوتبال ملي را با موجي از انرژي مثبت و اميد به آينده راهي مسابقات گوناگون کند و اين، درست همان چيزي است که ما فعلاً نداريم. تلخ است، اما بايد پذيرفت که ديوار بي اعتمادي بين جامعه و افشين قطبي تا آنجا بالا رفته است که اکنون بخشي از مسؤولان و بدنه جامعه، حتي در مورد مقصد مسافرت او نيز حاضر نيستند حرفهايش را بدون سند و مدرک بپذيرند. با اين همه ترديد آيا، دورنماي فوتبال ما با افشين قطبي روشن است؟ مردي که هر روز گزينه اي تازه تر براي جانشيني اش مطرح مي شود...
4 ) بله؛ قطبي از فرودگاه ايران راهي اتريش شد و کل کاروان تيم ملي هم اين بار او را در اين سفر همراهي مي کردند. حالا شايد منتقدان آقاي «دل شير» نتوانند در اتريش بودنش را مثل در آفريقا به سربردنش زير سؤال ببرند و او را مجبور کنند مدارکي مثل بليت پاره و بدون نام جام جهاني براي اثبات ادعايش رو کند، اما آنچه مسلم است، اينکه بعيد است اين کوه ترديد، اجازه عاقبت به خيري به فوتبال ملي را بدهد.


