گزيده سرمقاله روزنامههاي صبح امروز
کد خبر: ۱۰۸۸۲۵
| | 4598 بازدید
كيهان
«هر سخن جايي و هر نكته...» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم سعدالله زارعي است كه در آن مي خوانيد:
ادعاي دلسوزي نسبت به دين و استوانه هاي ديني از سوي كساني كه در دوره مسئوليت خود باب جسارت به دين و اصول و استوانه هاي آن را گشودند قطعا نمي تواند قابل قبول بوده و «دلسوزانه» تلقي شود كما اينكه ابراز نگراني نسبت به «آينده كشور» از سوي كساني كه در دوره مسئوليت خود منافع و امنيت ملي را قرباني «اعتمادسازي» اين يا آن قدرت سلطه گر خارجي كردند نيز «خيرخواهانه» نمي باشد البته در عين حال در هر زماني كه عليه دين، اصول و استوانه هاي آن جفايي صورت گيرد و يا مخاطراتي براي حال و يا آينده كشور وجود داشته باشد، بر هر انسان دلسوز و خيرخواهي روا و بلكه واجب است كه واكنش نشان بدهد.
در خصوص اين موضوع نكته ها و گفتني هايي وجود دارد:
1- در عرصه اداره كشور، كم و بيش به «رخدادها»يي برمي خوريم كه وقتي آنها را با آموزه هاي ديني يا ملي، مورد سنجش قرار مي دهيم، دچار تشويش خاطر شده و در خود به نوعي احساس وظيفه مي كنيم كه «واكنش» نشان دهيم.
اين يك وضعيت كاملا طبيعي است و كسي نمي تواند و نبايد چنين واكنش هايي را نادرست و تحت تاثير اين يا آن جريان سياسي معرفي نمايد.
نمونه چنين واكنش هايي را مي توان در «ابراز نارضايتي از اظهارنظر خاص يك مقام مسئول در باب حجاب» يا ابرازنظرهاي متفاوت درباره تعطيلي دو روزه اخير و مسائلي از اين دست ملاحظه كرد.
اما در عين حال وقتي ما مي بينيم يك جريان شناخته شده و شديدا آلوده كه با اشاره بيروني كشور را به آتش كشيد و همه مقدسات ديني را براي نيل به هدف خائنانه زيرپا گذاشت از اين «واكنش هاي طبيعي» حداكثر بهره برداري را نه براي اصلاح كجي ها بلكه براي زير سؤال بردن اساس يك حركت مبتني بر دين گرايي دنبال مي كند و هر روز اين واكنش ها را در رسانه هاي خود برجسته سازي مي نمايد، حتما بايد در نوع واكنش، حجم واكنش، زمان واكنش و محل واكنش تامل نماييم.
اين به هيچ وجه به معناي ناديده گرفتن يك كجي از جبهه خودي نيست از قضا معمولا كساني كه كارگرداني اين كجي ها را در دست دارند مربوط به جبهه خودي نيستند.
رسالت
«مسئوليت ها در انتخابات آينده» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمد کاظم انبارلويي است كه در آن مي خوانيد:
شوراي نگهبان، مصوبه مجلس در مورد تجميع انتخابات رياست جمهوري با شوراها را تائيد کرد. با تمديد 2 ساله شوراهاي سوم، انتخابات رياست جمهوري و شوراهاي اسلامي با هم برگزار خواهد شد.
اولين انتخابات پيش رو انتخابات مجلس شوراي اسلامي خواهد بود. اصولگرايان در تازه ترين تجربه خود به استقبال انتخابات مجلس خواهند رفت. مجلس نهم سومين تجربه قانونگذاري از سوي اصولگرايان پس از افول جريان موسوم به اصلاح طلبي است.
جريان موسوم به اصلاح طلبي در مجلس ششم به دليل خروج از حاکميت که بعدها به صورت خروج بر حاکميت نمود پيدا کرد شانس خود را در جلب آراي مردم در مجلس هفتم از دست داد و مردم مجلس هفتم و هشتم را به اصولگرايان سپردند. اکنون سئوال اين است که آيا مردم مجلس نهم را هم به اصولگرايان خواهند سپرد؟
اصولگرايان طي يک دهه گذشته تصويري از کارآمدي و نيز همگرايي خود را در عرصه سياسي به نمايش گذاشتند و اين کارآمدي و همگرايي مورد اقبال مردم قرار گرفت.
بي ترديد اگر روند کار آمدي و همگرايي تداوم داشته باشد، اقبال مردم نيز تداوم پيدا خواهد کرد. اصولگرايان طي يک سال گذشته يک دوره نبرد نرم دشمن عليه نظام و انقلاب را با موفقيت پشت سر گذاشتند و غرب را از دستيابي به هدف هاي شوم خود نااميد کردند.
اما سايه پس لرزه هاي اين نبرد هنوز در فضاي سياسي کشور حس مي شود. شکي نيست دشمن، اصولگرايان را يکپارچه و متحد پشت سر نظام و رهبري نمي خواهند. لذا برنامه هايي براي اختلاف افکني بين اضلاع اصولگرايي دارند.
متاسفانه گاهي گفتگو بين اضلاع اصولگرايي مورد وقفه قرار مي گيرد و گاهي هم ادبياتي بر گفتگوها حاکم مي شود که هر انسان هوشمندي مي تواند حس کند که دشمن با فريب و نيرنگ در روند گفتگوها در دستيابي به همگرايي اخلال مي کند.
آرمان
«تصور ژئوپليتيک آمريکا؛ ماهيت و پيامدها» عنوان سرمقاله روزنامه آرمان به قلم کاظم سجادپور است كه در آن مي خوانيد:
آمريکا چه برداشت و تصورى از موقعيت خود در جهان دارد؟ اين پرسش که حول مفهوم تصور ژئوپليتيک (Geopolitical Imagination) شکل مىگيرد، روشنکننده خطوط فکرى و عملياتى سياست خارجى اين کشور به عنوان يکى از اصلىترين بازيگران سياست بينالمللى است.
شناسايى ماهيت تصور ژئوپليتيک آمريکا با هژمونى آن پيوند خورده و خود يکى از مبانى توليد چالشهاى بزرگ رفتار بينالمللى واشنگتن است.
«ديويد کالئو» David Calleo، استاد برجسته سياست خارجى و رئيس دانشکده مطالعات پيشرفته روابط بينالملل دانشگاه «جان هاپکينز» در کتاب جديدالانتشار خود با عنوان «حماقت قدرت: خيالپردازى آمريکا در مورد جهان تکقطبى»، (Follies of Power: America’s Unipolar Fantasy ) در بحثى نسبتاً جامع اظهار مىدارد که آمريکا تصور ژئوپليتيکى جهان تکقطبى را داشته و اين تصور ژئوپليتيکى، ريشهدار و در ذهنيت نخبگان سياست خارجى آمريکا جا افتاده است.
براساس اين تصور، آمريکا در محور و مرکز جهان تکقطبى، و هژمون مسلط در آن است. کالئو زمينه اين تصور ژئوپليتيک را عمدتاً در تحولات دهههاى ابتدايى و ميانى قرن بيستم جستوجو مىکند.
تحولاتى که با مطرح شدن قطب شرق و قدرت نظامى شوروى و نظام جنگ سرد، خيالپردازانه بودن اين تصور ژئوپليتيک را به چالش جدى کشيد اما بعد از فروپاشى شوروى، تصور ژئوپليتيک جهان تکقطبى بر ذهنيت استراتژيک نخبگان آمريکايى سايه افکند، به گونهاى که اوباما در کابينهاش از حضور جهان تکقطبى سخن نمىگويد ، آنچه که او با عنوان «لحظه آمريکايى پايان نيافته است» از آن ياد مىکند و تأکيد پىدرپى او بر «رهبرى آمريکا»، چيزى جز تداوم تصور ژئوپليتيک فوقالذکر نيست.
شيوه دستيابى به رهبرى جهانى آمريکا در دورانهاى مختلف، ممکن است با يکديگر متفاوت باشد، اما اصل مفهوم، از پايدارى خاصى برخوردار است.
تهران امروز
«آينده اصلاحطلبان چالشها و تنشها» عنوان يادداشت روز روزنامه تهران امروز به قلم حسامالدين كاوه است كه در آن مي خوانيد:
تحولات اخير در عرصه سياست بسياري از پرسشهاي بيپاسخ را جواب داد و بسياري از پرسشهاي تازه را در اذهان و افكار عمومي مطرح ساخت كه هنوز پاسخهاي درخوري نيافتهاند.
در جريان انتخابات رياستجمهوري دهم و تحولات و التهابات پس از آن طيفي كه ذيل عنوان اصلاحطلبان شناخته ميشد، با چالشها و تنشهايي سخت روبهرو شد.
بخش عمدهاي از اين چالشها و تنشها نخست به مفهوم گسترده و تقريبا مرزناپذير اصلاحطلبي بازميگشت و بخشي ديگر به پارادوكسهايي كه اصلاحطلبان، خود براي خويش و سرنوشت و آينده سياسي خود و جريان اصلاحطلبي بهوجود آورده بودند.
شايد در زمان رياستجمهوري سيدمحمد خاتمي، طيف اصلاحطلبان حدود و ثغوري داشت كه براساس ارزشهايي مانند پذيرفتن قانون اساسي، انقلاب اسلامي، نظام مبتني بر ولايت فقيه و... تعريف و تحديد و مشخص و معين ميشد اما در پي آن و هر چه به دوره دوم رياستجمهوري سيدمحمد خاتمي نزديك ميشديم، تعريفها و ارزشها ، مبهمتر و بازيگران و كنشگراني كه در طيف اصلاحطلبي با تجديدنظرطلبي در آرا و انديشههاي پيشين خويش، تعابير و تعاريف تجديدنظرطلبانهاي از اصلاحطلبي ارائه ميدادند، بيشتر و پرشمارتر ميشدند.
دست آخر كار اصلاحطلبان بدانجا كشيد كه پس از برگزاري انتخابات دوره دهم رياستجمهوري اصلاحطلبي به برج بابلي تبديل شد كه سازندگان آن دچار نفرين شده بودند.
مشتركات آنان كمتر از پيش و اختلافات آنان بيش از پيش شد. اصلاحطبان كه هنوز به انقلاب و نظام اسلامي باور دارند با يك پارادوكس روبهرو هستند ؛ پارادوكس افزوده شدن شمار ورشكستگان سياسي كه در بسياري از موارد مهر و انگ وابستگي نيز بر پيشاني آنها خورده، در اردوي ناهمگون و نامنظم اصلاحطلبي.
خراسان
«آقاي استاندار، هنوز فرصت باقي است»، عنوان يادداشت روز روزنامه خراسان به قلم محمدسعيداحديان است كه در آن مي خوانيد:
خبرهاي رسيده از نحوه هزينه کرد 177ميليارد تومان بودجه مربوط به مصوبه سفر رئيس جمهور، نگراني هايي جدي ايجاد کرده است در اولين يادداشت مورخ 14/4/89 نوشتيم که اين بودجه با توجه به ضرورت ها و نيازها، بايد بر اساس تصميم نمايندگان مجلس در اجلاس پايتخت معنوي ايران و همچنين مصوبه کارگروه فرهنگي دولت در سفر به مشهد- که هر دو در 8/8/88 صورت گرفته است- با محوريت توسعه و تعميق زيارت و توسعه فرهنگ رضوي هزينه شودو هزينه آن در ديگر برنامه هاي فرهنگي که از رديف هاي مشخصي در بودجه سالانه برخوردارهستند- که اين بودجه ها امسال حدود دو برابر شده است - نه تنها اشتباه است بلکه با مصوبه دولت و دلايل موافقت نمايندگان با تصويب اين بودجه مغايرت دارد.
همچنين در يادداشت دوم مورخ 16/4/89 توضيح داديم که براي تصميم گيري درست در هزينه اين بودجه بايد براي مشهد بعنوان پايتخت معنوي ايران چشم اندازي دست يافتني تصوير کرد تا هم با افقي بلندتر و اراده اي قوي تر براي رسيدن به موقعيتي در شان پايتخت معنوي ايران به توسعه مشهد بپردازيم و هم تمام توان ، امکانات و منابع مالي را در جهتي برنامه ريزي شده هدايت و متمرکز کنيم، استدلال هايي نيز ارائه کرديم که براساس آن مشهد بايد در افق چشم اندازخود به «نماد تمدن سازي انقلاب اسلامي ايران» تبديل شود چرا که اولا تمايز اصلي تمدن انقلاب اسلامي با تمدن غرب برعنصر معنويت با محوريت فرهنگ غيرقابل تفکيک ايراني اسلامي متمرکز است و مشهد به دليل بارگاه منور رضوي بهترين شهر در ايران براي نمادسازي اين عنصر است ضمن آنکه در حاشيه ، آرامگاه فردوسي نيز نماد روشني از فرهنگ ايراني محسوب مي شود ثانيا حضور ده ها ميليون زائر شيعه و ظرفيت پذيرش ميليون ها گردشگر از سراسر جهان امکاني منحصر به فرد براي نشر «ارزش هاي» تمدن انقلاب اسلامي در کشور و سراسر دنيا است و ثالثا ويژگي هاي اقليمي ، تاريخي، فرهنگي و بافت آماده ساخت اطراف حرم بهترين امکان عملي براي اين نمادسازي است. براي اينکه تصويرکلي ارائه شده از چشم انداز مشهد غيراجرايي تلقي نشود وعده داديم پيشنهادهاي اجرايي خود را براي هزينه کرد بودجه مصوب در جهت رسيدن به چشم انداز «مشهد، نماد تمدن سازي انقلاب اسلامي» ارائه کنيم.
اولين گام: استاندار در درجه اول و نمايندگان مجلس و مسئولين عالي استان در درجه بعد بايد باور داشته باشند رسيدن به چشم اندازي که در آن پايتخت معنوي ايران از چنان شوکت و عظمتي برخوردار است که اقتدار تمدن انقلاب اسلامي به رخ جهانيان کشيده شده و ارزش هاي آن از اين طريق نشر پيدا کند، نه تنها دست يافتني بلکه وظيفه ديني، ملي و انقلابي است.
جمهوري اسلامي
«فرهنگ اعتدال در مصرف» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن مي خوانيد:
بسم الله الرحمن الرحيم
هفته گذشته رهبر معظم انقلاب، سياستهاي كلي اصلاح الگوي مصرف را كه در مجمع تشخيص مصلحت نظام تصويب شده بود، پس از تأييد براي اجرا به قواي سه گانه ابلاغ كردند. در اين ابلاغيه، پيشگامي دولت، شركتهاي دولتي و نهادهاي عمومي در رعايت الگوي مصرف و نيز ترويج فرهنگ مصرف بهينه و مقابله با اسراف، تجمل گرايي و مصرف كالاهاي خارجي مورد تأكيد قرار گرفته است.
ابلاغ اين سياست، مسئوليتهاي خطيري را در زمينه برنامه ريزي و اجرا متوجه سازمانهاي دولتي، نهادهاي عمومي و قاطبه مردم در جهت اصلاح فرهنگ مصرف و نهادينه كردن آن ميكند و رسانهها را نيز در قبال ترويج و تشويق مردم و بهينه سازي مصرف مكلف به اجراي راهكارهايي مينمايد كه بدين لحاظ توجه به ابلاغيه مهم رهبري از جنبههاي مختلف قابل تأمل است.
1 - موقعيت زماني - كساني كه از نزديك دستي بر آتش داشته و بر عمق كينه توزيهاي استكبار عليه انقلاب اسلامي وقوف دارند، به خوبي ميدانند كه شرايط كشور در زمينه نياز به اصلاح الگوي مصرف كاملاً قابل درك است. از اوج دوران تحريم در جنگ تحميلي كه بگذريم، كشور در هيچ موقعيت زماني اينچنين در شرايط تحريم بويژه تحريمهاي حاملهاي انرژي نبوده است.
تحريم فروش فرآوردههاي نفتي، جلوگيري از ايجاد ظرفيتهاي جديد توليد انرژي، تحريم فروش قطعات مورد نياز نيروگاهها، كاهش منابع تامين و توزيع آب كشاورزي و مصرفي و مواردي از اين قبيل، به شدت موقعيت كنوني را حساس و خطير ساخته و حركت به سمت اتكاي هرچه بيشتر به منابع حاصل از توان داخلي و افزايش بهره وري ملي با تاكيد بر اصلاح الگوي مصرف را پر اولويتتر نموده است.
واقعيت اينست كه در شرايطي قرار گرفتهايم كه بايد هرچه سريعتر براي گذر از اين موقعيت كمربندها را محكم ببنديم و خود را براي بهينه سازي شيوه مصرف، تشويق توليد داخلي و جلوگيري از واردات بي رويه و لجام گسيخته كالاهاي غيرضرور آماده كنيم.
2 - الزامات برنامه ريزي - همانگونه كه ابلاغيه رهبري درباره سياستهاي كلي اصلاح الگوي مصرف تصريح دارد، لزوم برنامه ريزي سريع دولت و دستگاههاي اجرايي براي اصلاح ساختارها و هدايت و نظارت آن و اتخاذ رويكرد نتيجه گرا و غيرشعاري بيش از پيش احساس ميشود.
دنياي اقتصاد
«آيا اصلاح نرخ ارز فقط به نفع صادرکنندگان است؟» سرمقاله امروز روزنامه دنياي اقتصاد به قلم دكتر فرخ قبادي است كه در آن مي خوانيد:
سياست تثبيت نرخ ارز در شرايط تورم دورقمي و تاثير مخرب آن در عرصههاي مختلف اقتصاد، شايد بيش ازاندازه مورد بحث و اظهار نظر قرار گرفته باشد.با اين همه، به نظر ميرسد که درباره پيامدهاي اين سياست، به ويژه تاثير خسارت بار آن بر توليد داخلي و سطح اشتغال، هنوز ابهاماتي وجود دارد. بي ترديد همه ميپذيرند که ارزاني نرخ ارز، صادرکنندگان غيرنفتي کشور را در مقابل رقباي خود به شدت تضعيف کرده است.
اما اين واقعيت که ارزاني غيرواقعي نرخ ارز، به توليد و اشتغال کشور نيز لطمه جدي زده است و افزايش نرخ ارز شرايط توليدکنندگان داخلي را هم بهبود ميبخشد، ظاهرا مورد پذيرش همگان نيست. سخنان رييس کل بانک مرکزي در جلسه صبحانه اتاق تهران، اين نکته را به روشني منعکس ميسازد.
رياست محترم بانک مرکزي، در پاسخ به کساني که خواستار افزايش نرخ ارز بودند، گفتهاند: «اگر قيمت ارز را افزايش دهيم، فقط براي صادركنندگان خوب است؛ چرا كه با افزايش قيمت ارز، مواد اوليه گرانتر وارد كشور ميشود و در نتيجه صادرات هم به سمت افزايش قيمت ميرود کهاين گونه قدرت رقابت از دست ميرود و دور تسلسل افزايش قيمتها آغاز ميشود.»
ايشان افزودند: «ما 21 ميليارد دلار صادرات و 58 ميليارد دلار واردات داريم. حتي اگر فرض كنيم كه با افزايش نرخ ارز از صادرات سود ميبريم، آيا منطقي است كه به خاطر 21 ميليارد دلار سود، 58 ميليارد ضرر کنيم؟»(1)
«هر سخن جايي و هر نكته...» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم سعدالله زارعي است كه در آن مي خوانيد:
ادعاي دلسوزي نسبت به دين و استوانه هاي ديني از سوي كساني كه در دوره مسئوليت خود باب جسارت به دين و اصول و استوانه هاي آن را گشودند قطعا نمي تواند قابل قبول بوده و «دلسوزانه» تلقي شود كما اينكه ابراز نگراني نسبت به «آينده كشور» از سوي كساني كه در دوره مسئوليت خود منافع و امنيت ملي را قرباني «اعتمادسازي» اين يا آن قدرت سلطه گر خارجي كردند نيز «خيرخواهانه» نمي باشد البته در عين حال در هر زماني كه عليه دين، اصول و استوانه هاي آن جفايي صورت گيرد و يا مخاطراتي براي حال و يا آينده كشور وجود داشته باشد، بر هر انسان دلسوز و خيرخواهي روا و بلكه واجب است كه واكنش نشان بدهد.
در خصوص اين موضوع نكته ها و گفتني هايي وجود دارد:
1- در عرصه اداره كشور، كم و بيش به «رخدادها»يي برمي خوريم كه وقتي آنها را با آموزه هاي ديني يا ملي، مورد سنجش قرار مي دهيم، دچار تشويش خاطر شده و در خود به نوعي احساس وظيفه مي كنيم كه «واكنش» نشان دهيم.
اين يك وضعيت كاملا طبيعي است و كسي نمي تواند و نبايد چنين واكنش هايي را نادرست و تحت تاثير اين يا آن جريان سياسي معرفي نمايد.
نمونه چنين واكنش هايي را مي توان در «ابراز نارضايتي از اظهارنظر خاص يك مقام مسئول در باب حجاب» يا ابرازنظرهاي متفاوت درباره تعطيلي دو روزه اخير و مسائلي از اين دست ملاحظه كرد.
اما در عين حال وقتي ما مي بينيم يك جريان شناخته شده و شديدا آلوده كه با اشاره بيروني كشور را به آتش كشيد و همه مقدسات ديني را براي نيل به هدف خائنانه زيرپا گذاشت از اين «واكنش هاي طبيعي» حداكثر بهره برداري را نه براي اصلاح كجي ها بلكه براي زير سؤال بردن اساس يك حركت مبتني بر دين گرايي دنبال مي كند و هر روز اين واكنش ها را در رسانه هاي خود برجسته سازي مي نمايد، حتما بايد در نوع واكنش، حجم واكنش، زمان واكنش و محل واكنش تامل نماييم.
اين به هيچ وجه به معناي ناديده گرفتن يك كجي از جبهه خودي نيست از قضا معمولا كساني كه كارگرداني اين كجي ها را در دست دارند مربوط به جبهه خودي نيستند.
رسالت
«مسئوليت ها در انتخابات آينده» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمد کاظم انبارلويي است كه در آن مي خوانيد:
شوراي نگهبان، مصوبه مجلس در مورد تجميع انتخابات رياست جمهوري با شوراها را تائيد کرد. با تمديد 2 ساله شوراهاي سوم، انتخابات رياست جمهوري و شوراهاي اسلامي با هم برگزار خواهد شد.
اولين انتخابات پيش رو انتخابات مجلس شوراي اسلامي خواهد بود. اصولگرايان در تازه ترين تجربه خود به استقبال انتخابات مجلس خواهند رفت. مجلس نهم سومين تجربه قانونگذاري از سوي اصولگرايان پس از افول جريان موسوم به اصلاح طلبي است.
جريان موسوم به اصلاح طلبي در مجلس ششم به دليل خروج از حاکميت که بعدها به صورت خروج بر حاکميت نمود پيدا کرد شانس خود را در جلب آراي مردم در مجلس هفتم از دست داد و مردم مجلس هفتم و هشتم را به اصولگرايان سپردند. اکنون سئوال اين است که آيا مردم مجلس نهم را هم به اصولگرايان خواهند سپرد؟
اصولگرايان طي يک دهه گذشته تصويري از کارآمدي و نيز همگرايي خود را در عرصه سياسي به نمايش گذاشتند و اين کارآمدي و همگرايي مورد اقبال مردم قرار گرفت.
بي ترديد اگر روند کار آمدي و همگرايي تداوم داشته باشد، اقبال مردم نيز تداوم پيدا خواهد کرد. اصولگرايان طي يک سال گذشته يک دوره نبرد نرم دشمن عليه نظام و انقلاب را با موفقيت پشت سر گذاشتند و غرب را از دستيابي به هدف هاي شوم خود نااميد کردند.
اما سايه پس لرزه هاي اين نبرد هنوز در فضاي سياسي کشور حس مي شود. شکي نيست دشمن، اصولگرايان را يکپارچه و متحد پشت سر نظام و رهبري نمي خواهند. لذا برنامه هايي براي اختلاف افکني بين اضلاع اصولگرايي دارند.
متاسفانه گاهي گفتگو بين اضلاع اصولگرايي مورد وقفه قرار مي گيرد و گاهي هم ادبياتي بر گفتگوها حاکم مي شود که هر انسان هوشمندي مي تواند حس کند که دشمن با فريب و نيرنگ در روند گفتگوها در دستيابي به همگرايي اخلال مي کند.
آرمان
«تصور ژئوپليتيک آمريکا؛ ماهيت و پيامدها» عنوان سرمقاله روزنامه آرمان به قلم کاظم سجادپور است كه در آن مي خوانيد:
آمريکا چه برداشت و تصورى از موقعيت خود در جهان دارد؟ اين پرسش که حول مفهوم تصور ژئوپليتيک (Geopolitical Imagination) شکل مىگيرد، روشنکننده خطوط فکرى و عملياتى سياست خارجى اين کشور به عنوان يکى از اصلىترين بازيگران سياست بينالمللى است.
شناسايى ماهيت تصور ژئوپليتيک آمريکا با هژمونى آن پيوند خورده و خود يکى از مبانى توليد چالشهاى بزرگ رفتار بينالمللى واشنگتن است.
«ديويد کالئو» David Calleo، استاد برجسته سياست خارجى و رئيس دانشکده مطالعات پيشرفته روابط بينالملل دانشگاه «جان هاپکينز» در کتاب جديدالانتشار خود با عنوان «حماقت قدرت: خيالپردازى آمريکا در مورد جهان تکقطبى»، (Follies of Power: America’s Unipolar Fantasy ) در بحثى نسبتاً جامع اظهار مىدارد که آمريکا تصور ژئوپليتيکى جهان تکقطبى را داشته و اين تصور ژئوپليتيکى، ريشهدار و در ذهنيت نخبگان سياست خارجى آمريکا جا افتاده است.
براساس اين تصور، آمريکا در محور و مرکز جهان تکقطبى، و هژمون مسلط در آن است. کالئو زمينه اين تصور ژئوپليتيک را عمدتاً در تحولات دهههاى ابتدايى و ميانى قرن بيستم جستوجو مىکند.
تحولاتى که با مطرح شدن قطب شرق و قدرت نظامى شوروى و نظام جنگ سرد، خيالپردازانه بودن اين تصور ژئوپليتيک را به چالش جدى کشيد اما بعد از فروپاشى شوروى، تصور ژئوپليتيک جهان تکقطبى بر ذهنيت استراتژيک نخبگان آمريکايى سايه افکند، به گونهاى که اوباما در کابينهاش از حضور جهان تکقطبى سخن نمىگويد ، آنچه که او با عنوان «لحظه آمريکايى پايان نيافته است» از آن ياد مىکند و تأکيد پىدرپى او بر «رهبرى آمريکا»، چيزى جز تداوم تصور ژئوپليتيک فوقالذکر نيست.
شيوه دستيابى به رهبرى جهانى آمريکا در دورانهاى مختلف، ممکن است با يکديگر متفاوت باشد، اما اصل مفهوم، از پايدارى خاصى برخوردار است.
تهران امروز
«آينده اصلاحطلبان چالشها و تنشها» عنوان يادداشت روز روزنامه تهران امروز به قلم حسامالدين كاوه است كه در آن مي خوانيد:
تحولات اخير در عرصه سياست بسياري از پرسشهاي بيپاسخ را جواب داد و بسياري از پرسشهاي تازه را در اذهان و افكار عمومي مطرح ساخت كه هنوز پاسخهاي درخوري نيافتهاند.
در جريان انتخابات رياستجمهوري دهم و تحولات و التهابات پس از آن طيفي كه ذيل عنوان اصلاحطلبان شناخته ميشد، با چالشها و تنشهايي سخت روبهرو شد.
بخش عمدهاي از اين چالشها و تنشها نخست به مفهوم گسترده و تقريبا مرزناپذير اصلاحطلبي بازميگشت و بخشي ديگر به پارادوكسهايي كه اصلاحطلبان، خود براي خويش و سرنوشت و آينده سياسي خود و جريان اصلاحطلبي بهوجود آورده بودند.
شايد در زمان رياستجمهوري سيدمحمد خاتمي، طيف اصلاحطلبان حدود و ثغوري داشت كه براساس ارزشهايي مانند پذيرفتن قانون اساسي، انقلاب اسلامي، نظام مبتني بر ولايت فقيه و... تعريف و تحديد و مشخص و معين ميشد اما در پي آن و هر چه به دوره دوم رياستجمهوري سيدمحمد خاتمي نزديك ميشديم، تعريفها و ارزشها ، مبهمتر و بازيگران و كنشگراني كه در طيف اصلاحطلبي با تجديدنظرطلبي در آرا و انديشههاي پيشين خويش، تعابير و تعاريف تجديدنظرطلبانهاي از اصلاحطلبي ارائه ميدادند، بيشتر و پرشمارتر ميشدند.
دست آخر كار اصلاحطلبان بدانجا كشيد كه پس از برگزاري انتخابات دوره دهم رياستجمهوري اصلاحطلبي به برج بابلي تبديل شد كه سازندگان آن دچار نفرين شده بودند.
مشتركات آنان كمتر از پيش و اختلافات آنان بيش از پيش شد. اصلاحطبان كه هنوز به انقلاب و نظام اسلامي باور دارند با يك پارادوكس روبهرو هستند ؛ پارادوكس افزوده شدن شمار ورشكستگان سياسي كه در بسياري از موارد مهر و انگ وابستگي نيز بر پيشاني آنها خورده، در اردوي ناهمگون و نامنظم اصلاحطلبي.
خراسان
«آقاي استاندار، هنوز فرصت باقي است»، عنوان يادداشت روز روزنامه خراسان به قلم محمدسعيداحديان است كه در آن مي خوانيد:
خبرهاي رسيده از نحوه هزينه کرد 177ميليارد تومان بودجه مربوط به مصوبه سفر رئيس جمهور، نگراني هايي جدي ايجاد کرده است در اولين يادداشت مورخ 14/4/89 نوشتيم که اين بودجه با توجه به ضرورت ها و نيازها، بايد بر اساس تصميم نمايندگان مجلس در اجلاس پايتخت معنوي ايران و همچنين مصوبه کارگروه فرهنگي دولت در سفر به مشهد- که هر دو در 8/8/88 صورت گرفته است- با محوريت توسعه و تعميق زيارت و توسعه فرهنگ رضوي هزينه شودو هزينه آن در ديگر برنامه هاي فرهنگي که از رديف هاي مشخصي در بودجه سالانه برخوردارهستند- که اين بودجه ها امسال حدود دو برابر شده است - نه تنها اشتباه است بلکه با مصوبه دولت و دلايل موافقت نمايندگان با تصويب اين بودجه مغايرت دارد.
همچنين در يادداشت دوم مورخ 16/4/89 توضيح داديم که براي تصميم گيري درست در هزينه اين بودجه بايد براي مشهد بعنوان پايتخت معنوي ايران چشم اندازي دست يافتني تصوير کرد تا هم با افقي بلندتر و اراده اي قوي تر براي رسيدن به موقعيتي در شان پايتخت معنوي ايران به توسعه مشهد بپردازيم و هم تمام توان ، امکانات و منابع مالي را در جهتي برنامه ريزي شده هدايت و متمرکز کنيم، استدلال هايي نيز ارائه کرديم که براساس آن مشهد بايد در افق چشم اندازخود به «نماد تمدن سازي انقلاب اسلامي ايران» تبديل شود چرا که اولا تمايز اصلي تمدن انقلاب اسلامي با تمدن غرب برعنصر معنويت با محوريت فرهنگ غيرقابل تفکيک ايراني اسلامي متمرکز است و مشهد به دليل بارگاه منور رضوي بهترين شهر در ايران براي نمادسازي اين عنصر است ضمن آنکه در حاشيه ، آرامگاه فردوسي نيز نماد روشني از فرهنگ ايراني محسوب مي شود ثانيا حضور ده ها ميليون زائر شيعه و ظرفيت پذيرش ميليون ها گردشگر از سراسر جهان امکاني منحصر به فرد براي نشر «ارزش هاي» تمدن انقلاب اسلامي در کشور و سراسر دنيا است و ثالثا ويژگي هاي اقليمي ، تاريخي، فرهنگي و بافت آماده ساخت اطراف حرم بهترين امکان عملي براي اين نمادسازي است. براي اينکه تصويرکلي ارائه شده از چشم انداز مشهد غيراجرايي تلقي نشود وعده داديم پيشنهادهاي اجرايي خود را براي هزينه کرد بودجه مصوب در جهت رسيدن به چشم انداز «مشهد، نماد تمدن سازي انقلاب اسلامي» ارائه کنيم.
اولين گام: استاندار در درجه اول و نمايندگان مجلس و مسئولين عالي استان در درجه بعد بايد باور داشته باشند رسيدن به چشم اندازي که در آن پايتخت معنوي ايران از چنان شوکت و عظمتي برخوردار است که اقتدار تمدن انقلاب اسلامي به رخ جهانيان کشيده شده و ارزش هاي آن از اين طريق نشر پيدا کند، نه تنها دست يافتني بلکه وظيفه ديني، ملي و انقلابي است.
جمهوري اسلامي
«فرهنگ اعتدال در مصرف» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن مي خوانيد:
بسم الله الرحمن الرحيم
هفته گذشته رهبر معظم انقلاب، سياستهاي كلي اصلاح الگوي مصرف را كه در مجمع تشخيص مصلحت نظام تصويب شده بود، پس از تأييد براي اجرا به قواي سه گانه ابلاغ كردند. در اين ابلاغيه، پيشگامي دولت، شركتهاي دولتي و نهادهاي عمومي در رعايت الگوي مصرف و نيز ترويج فرهنگ مصرف بهينه و مقابله با اسراف، تجمل گرايي و مصرف كالاهاي خارجي مورد تأكيد قرار گرفته است.
ابلاغ اين سياست، مسئوليتهاي خطيري را در زمينه برنامه ريزي و اجرا متوجه سازمانهاي دولتي، نهادهاي عمومي و قاطبه مردم در جهت اصلاح فرهنگ مصرف و نهادينه كردن آن ميكند و رسانهها را نيز در قبال ترويج و تشويق مردم و بهينه سازي مصرف مكلف به اجراي راهكارهايي مينمايد كه بدين لحاظ توجه به ابلاغيه مهم رهبري از جنبههاي مختلف قابل تأمل است.
1 - موقعيت زماني - كساني كه از نزديك دستي بر آتش داشته و بر عمق كينه توزيهاي استكبار عليه انقلاب اسلامي وقوف دارند، به خوبي ميدانند كه شرايط كشور در زمينه نياز به اصلاح الگوي مصرف كاملاً قابل درك است. از اوج دوران تحريم در جنگ تحميلي كه بگذريم، كشور در هيچ موقعيت زماني اينچنين در شرايط تحريم بويژه تحريمهاي حاملهاي انرژي نبوده است.
تحريم فروش فرآوردههاي نفتي، جلوگيري از ايجاد ظرفيتهاي جديد توليد انرژي، تحريم فروش قطعات مورد نياز نيروگاهها، كاهش منابع تامين و توزيع آب كشاورزي و مصرفي و مواردي از اين قبيل، به شدت موقعيت كنوني را حساس و خطير ساخته و حركت به سمت اتكاي هرچه بيشتر به منابع حاصل از توان داخلي و افزايش بهره وري ملي با تاكيد بر اصلاح الگوي مصرف را پر اولويتتر نموده است.
واقعيت اينست كه در شرايطي قرار گرفتهايم كه بايد هرچه سريعتر براي گذر از اين موقعيت كمربندها را محكم ببنديم و خود را براي بهينه سازي شيوه مصرف، تشويق توليد داخلي و جلوگيري از واردات بي رويه و لجام گسيخته كالاهاي غيرضرور آماده كنيم.
2 - الزامات برنامه ريزي - همانگونه كه ابلاغيه رهبري درباره سياستهاي كلي اصلاح الگوي مصرف تصريح دارد، لزوم برنامه ريزي سريع دولت و دستگاههاي اجرايي براي اصلاح ساختارها و هدايت و نظارت آن و اتخاذ رويكرد نتيجه گرا و غيرشعاري بيش از پيش احساس ميشود.
دنياي اقتصاد
«آيا اصلاح نرخ ارز فقط به نفع صادرکنندگان است؟» سرمقاله امروز روزنامه دنياي اقتصاد به قلم دكتر فرخ قبادي است كه در آن مي خوانيد:
سياست تثبيت نرخ ارز در شرايط تورم دورقمي و تاثير مخرب آن در عرصههاي مختلف اقتصاد، شايد بيش ازاندازه مورد بحث و اظهار نظر قرار گرفته باشد.با اين همه، به نظر ميرسد که درباره پيامدهاي اين سياست، به ويژه تاثير خسارت بار آن بر توليد داخلي و سطح اشتغال، هنوز ابهاماتي وجود دارد. بي ترديد همه ميپذيرند که ارزاني نرخ ارز، صادرکنندگان غيرنفتي کشور را در مقابل رقباي خود به شدت تضعيف کرده است.
اما اين واقعيت که ارزاني غيرواقعي نرخ ارز، به توليد و اشتغال کشور نيز لطمه جدي زده است و افزايش نرخ ارز شرايط توليدکنندگان داخلي را هم بهبود ميبخشد، ظاهرا مورد پذيرش همگان نيست. سخنان رييس کل بانک مرکزي در جلسه صبحانه اتاق تهران، اين نکته را به روشني منعکس ميسازد.
رياست محترم بانک مرکزي، در پاسخ به کساني که خواستار افزايش نرخ ارز بودند، گفتهاند: «اگر قيمت ارز را افزايش دهيم، فقط براي صادركنندگان خوب است؛ چرا كه با افزايش قيمت ارز، مواد اوليه گرانتر وارد كشور ميشود و در نتيجه صادرات هم به سمت افزايش قيمت ميرود کهاين گونه قدرت رقابت از دست ميرود و دور تسلسل افزايش قيمتها آغاز ميشود.»
ايشان افزودند: «ما 21 ميليارد دلار صادرات و 58 ميليارد دلار واردات داريم. حتي اگر فرض كنيم كه با افزايش نرخ ارز از صادرات سود ميبريم، آيا منطقي است كه به خاطر 21 ميليارد دلار سود، 58 ميليارد ضرر کنيم؟»(1)
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


