پس از 35 سال دوستي؛ متهم:مقتول جواب خوبي ام را نداد
ديروز دادگاه كيفري استان تهران شاهد محاكمه يك متهم به قتل ديگر بود. در جلسه امروز اظهارات مردي كه ميگويد بر اثر شليك غيرعمدي گلوله دوست قديمي خود را كشته است از سوي فرزند مقتول رد شد.
به گزارش تهران امروز، صبح 26 شهريور 1388ماموران كلانتري 123 نياوران با شنيدن صداي شليك گلولهاي در نزديكي كلانتري به سمت محل تيراندازي دويدند.آنها با رسيدن به خودرو زانتيايي كه گوشه خيابان پارك شده بود متوجه درگيري دو مرد داخل آن شدند.روي صندلي جلوي ماشين هم جنازه خونين مردي ميانسال افتاده بود.
هر دو مرد بازداشت شده و به كلانتري انتقال پيدا كردند در حاليكه مرد جوانتر با خشم تمام ميگفت كه مقتول پدر اوست كه توسط ديگر مرد دستگير شده به قتل رسيده است: اين مرد ( علي) دوست قديمي پدرم است. او روز حادثه به قصد اخاذي وارد ماشين ما شد و به پدرم گفت بايد 100ميليون تومان به من پول بدهي اما وقتي پدرم حاضر به آن كار نشد اسلحه را روي سينه پدرم گذاشت و چكاند.
اما علي ادعاهاي اين جوان را رد كرد: دروغ ميگويد. من قصد گرفتن پول زور از مقتول را نداشتم بلكه ميخواستم 50 ميليون توماني را كه طلب داشتم
را از او بگيرم.به همين خاطر هم با مقتول درگير شدم.
با تشكيل قرار مجرميت براي متهم ، پرونده وي با صدور قرار كيفرخواست روانه دادگاه كيفري استان تهران شد و اين فرد امروز در شعبه 71 اين دادگاه محاكمه شد.
نماينده دادستان در ابتداي جلسه با خواندن كيفرخواست گفت: طبق شواهد و مدارك موجود علي( متهم ) مرجم است و بايد به خاطر جرم خود مجازات شود.
سپس اولياي دم به جايگاه آمده و به اتفاق خواستار صدور حكم قصاص براي متهم شدند. وكيل مقتول هم با حضور در جايگاه مدعي شد متهم در نامه اي كه از زندان براي خانواده مقتول نوشته است آنها را تهديد كرده كه اگررضايت ندهند تا او از زندان بيرون بيايد سرنوشت بدي در انتظار آنهاست.
قاضي دادگاه از علي خواست در جايگاه حاضر شده و دفاعيات خود را مطرح كند: من قصد قتل محمد حسين(مقتول) را نداشتم.من فقط ميخواستم او را بترسانم.مقتول 35 سال پيشميخواست ازدواج كند و به شدت به پول احتياج داشت. من وضع مالي ام خوب بود تجارت ميكردم و ثروت زيادي در دست وبالم بود.150 هزار تومان كه به پول آنزمان مبلغ زيادي بود را به او دادم. محمد حسين با اين پول هم ازدواج كرد، هم يك مغازه آهن فروشي راه انداخت ووضعش خوب شد.اما روزگار با من سر ناسازگاري گذاشت و دنيا به من پشت كرد.چندي بعد من هم متاهل شدم اما خدا دو فرزند به من داد كه هر دو معلول بودند.به مرور ورق برگشت و وضع مالي من رو به نابودي گذاشت.
من در اين شرايط توقع داشتم او به من كمك كند و همانطوري كه من در روزگار بي كسي دست او را گرفته بودم اين بار او كمك كند و مرا از اين وضعيت خارج كند اما انتظارم برآورده نشد و از دست او خيلي ناراحت شدم. يكروز پيش او آمدم و گفتم آن 150 هزار توماني را كه 35 سال پيش به تو دادم را با توجه به نرخ تورم به من برگردان. با احتساب تورم او بايد 50 ميليون تومان به من ميداد.
او پذيرفت اما بعد از چندي منكر اصل ماجرا شد و گفت اصلا پولي به من ندادهاي كه آنرا به تو برگردانم.مدتي صبر كردم اما او بر اين قضيه پافشاريميكرد كه پولي از من نگرفته است تا اينكه يكروز كه ديگر داشتم زير فشار زندگي خردميشدم تصميم گرفتم با تهديد پولم را از محمد حسين بگيرم.كلتي از قديم در خانه مان بود كه از پدرم به ارث رسيده بود. آنرا برداشته و همراه خودم بردم.
درخانه محمد حسين كه رفتم، به همراه پسرش سوار ماشين شديم. داخل ماشين بحثمان شد. او گفت به كلانتري محل ميرويم تا مشكلمان آنجا حل شود.اسلحه را درآورده و به سمت او گرفتم كه يكمرتبه با هم درگير شديم و گلوله شليك شد.من قصد كشتن او را نداشتم آنها بايد رضايت بدهند و 50 ميليون تومان پولي را هم كه از مقتول ميخواستم را هم بايد به من برگردانند.
اما اين ادعاها از سوي پسر مقتول رد شد: او از پدرم پول زور ميخواست؛ پدرم به او گفت اگر مدركي داري ارائه بده تا پولت را برگردانم؛ تو پولي به من نداده اي كه حالاميخواهي. ولي او مدركي نداشت. او پدرم را از قصد كشت. اسلحه را سمت او گرفته و شليك كرد.
دادگاه پس از شنيدن حرفهاي طرفين، وارد شور شد تا حكم اين پرونده را صادر كند.


