گزيده سرمقاله روزنامههاي صبح امروز
کد خبر: ۱۰۷۶۷۹
| | 3197 بازدید
جام جم
«تهديد تركيه به قطع روابط با رژيم صهيونيستي» عنوان يادداشت روز روزنامه جام جم به قلم رحيم محمدي است كه در آن ميخوانيد:
احمد داوود اوغلو، وزير امور خارجه تركيه گفت: در صورتي كه اسرائيل از حمله به كاروان امدادرساني به مردم غزه عذرخواهي نكند، آنكارا اقدام به قطع روابط ديپلماتيك خود با تل آويو خواهد كرد. اين جمله در واقع پاسخ تركيه به اظهارات اخير بنيامين نتانياهو، نخستوزير افراطي رژيم صهيونيستي است كه گفته بود اين رژيم هرگز از تركيه عذرخواهي نميكند و به كشتهشدگان ناوگان آزادي غزه نيز غرامتي نخواهد پرداخت.
روزنامه حريت، چاپ آنكارا ديروز نوشتوزير خارجه تركيه يكشنبه شب گذشته هنگام بازگشت از قرقيزستان به آنكارا اظهار كرد: اسرائيل يا بايد عذرخواهي كند يا به نتايج كميته تحقيق بينالمللي تن دهد و آن را بپذيرد. داوود اوغلو تاكيد كرد كه اين كشور حريم هوايي خود را روي همه پروازهاي نظامي اسرائيل بسته است و احتمال دارد اين تصميم به همه پروازهاي غير نظامي نيز تعميم داده شود.
تركيه هفته گذشته حريم هوايي خود را روي 2 هواپيماي نظامي رژيم صهيونيستي بست. اين تصميم در پي تيره شدن روابط آنكارا ـ تلآويو و بخصوص پس از حمله وحشيانه نيروهاي رژيم صهيونيستي به كاروان حامل كمكهاي انساندوستانه به غزه گرفته شد. در اين حمله 9 تبعه تركيه كشته و شماري زخمي شدند و تركيه در نخستين واكنش، سفير خود را از اسرائيل فراخواند.
تيره شدن روابط آنكارا ـ تلآويو دولت باراك اوباما را به تكاپو انداخت و وي در حاشيه اجلاس گروه 20 در كانادا، ضمن سخناني به رجب طيب اردوغان هشدار داد. در همان زمان ناگهان از پرده برون افتاد كه يك وزير تركيه با يك وزير صهيونيستي به صورت محرمانه ديدار كردهاند. ديدار مذكور كه در اثر فشارهاي آمريكا حاصل شده بود، اين گمان را پديد آورد كه روابط تركيه و رژيم صهيونيستي روبه بهبودي گذاشته است. اما برخي از تحليلگران براين باور بودند كه چنين ديدارهايي نميتواند روابط تركيه را با اسرائيل ترميم كند و اين روابط در آينده شاهد تنشهاي بيشتري خواهد بود.
كيهان
«بازي با مرزها» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم مهدي محمدي است كه در آن ميخوانيد:
اواخر سال گذشته يعني زماني كه حركت هاي خياباني جريان فتنه آرام آرام فروكش كرد و به اصطلاح فضاي امنيتي پايان يافت، روشن بود كه طراحان فتنه تلاش خواهند كرد آنچه را كه از كف خيابان جمع شده به درون سيستم سياسي منتقل كنند. در زمستان 88 حتي طرف هاي خارجي هم فهميده بودند كه بايد از خيابان هاي تهران قطع اميد كنند و اميدوار باشند كه درون نظام واقعه اي شكل بگيرد. يك منبع غربي همان ايام در جمله اي كه مي توان آن را به عنوان يك كلمه قصار به ياد نگهداشت، نوشت: «آنچه درون حكومت ايران مي گذرد، از آنچه كف خيابان هاي تهران مي گذرد بسيار مهم تر است».
اين وضعيت بويژه زماني جدي تر شد كه آنچه پيش از اين موج دوم فتنه ناميده ايم يعني تلاش موسوي، كروبي و خاتمي براي حركت به سمت طبقه محروم، تبديل شدن به سخنگوي آنها و نهايتا به خيابان كشاندن آنها در فرصت هاي معين، شكست خورد. در روزهاي 11 و 12 ارديبهشت (روز كارگر و روز معلم) معلوم شد كه جريان فتنه طبقه متوسط را از دست داده اما طبقه محروم را به دست نياورده است، و فتنه به جاي اينكه به تعبير يكي از پرده نشينان اصلاح طلب از شمال تهران به جنوب آن منتقل شود در همان شمال شهر مرده است.
اين نوشته بنا ندارد بحث هاي مفصل قبلي در مورد چرايي از دست رفتن سرمايه اجتماعي فتنه در زماني كوتاه را تكرار كند، بلكه غرض اين است كه سوال كنيم اكنون آيا همه چيز تمام شده يا اينكه دوران هاي دشوارتر و حساس تري در پيش است؟ هرگونه پاسخ به اين سوال را بايد از تاكيد بر اين واقعيت آغاز كرد كه مجموعه افرادي كه در سال 88 سران فتنه خوانده مي شدند اكنون ديگر به لحاظ سياسي موجوداتي مرده و تمام شده محسوب مي شوند كه كاري بيش از صدور بيانيه و ملاقات هاي ملال آور با جمع هاي ثابت از آنها ساخته نيست و همه اميد و آرزويشان اين است كه به نحوي حتي اگر شده با دست زدن به انتحار سياسي در سرخط خبرها قرار بگيرند. در واقع جريان فتنه اكنون فقط داراي نوعي حيات رسانه اي است كه آن هم جز بازتوليد مداوم و صدها باره يك سري گزاره هاي نخ نما شده محتوايي ندارد. بنابراين طبيعي است كه فرض كنيم از چنين موجوداتي نمي توان انتظار «طراحي سياسي» داشت و طراحي جديد هم اگر وجود داشته باشد در جاي ديگري -يعني همان جايي كه فتنه 88 را در سطح كلان طراحي كرد- در حال شكل گيري است.
اكنون مجموعه اي از اطلاعات وجود دارد كه نشان مي دهد به واقع طراحي هاي جديدي در كار است. اگر بخواهيم مجموعه آنچه را كه اكنون در ذهن كانون هاي بيروني اداره كننده جريان فتنه مي گذرد و آنها را با واسطه هايي به عنوان «دستور العمل» به داخل منتقل مي كنند در يك جمله خلاصه كنيم اينطور مي شود گفت كه استفاده از «ظرفيت هاي درون نظام» براي ايجاد تنش هاي سياسي و جلوگيري از استقرار كامل آرامش در كشور اصلي ترين دستور كار اين كانون هاست.
تحليل خفته در پس اين طراحي جديد اين است كه تنها در شرايطي كه اختلاف هاي دروني در ميان نهاد هاي مختلف نظام از حدود طبيعي فراتر برود و اختلاف نظرها تبديل به مخاصمه شود، فضا براي موثر شدن اقدامات بيروني در حال انجام براي احياي فتنه فراهم خواهد شد، در غير اين صورت و در شرايطي كه فضاي سياسي در داخل ايران كنترل شده باشد و همه چيز حتي اختلافات «در مجراي طبيعي» خود قرار داشته باشد (و حل و فصل شود)، آن وقت هيچ اميدي نيست كه «شارژ هاي بيروني» افاقه اي بكند.
سياست روز
«هشدار عليه تخريب و نفاق» عنوان سرمقالهِ روزنامه سياست روز به قلم محمد صفري است كه در ان ميخوانيد:
مدتي است فضاي نفاق، تخريب و بياخلاقي، فضاي سياسي کشور را تحتالشعاع قرار داده است.
اين که چه کسي و يا چه جرياني از اين فضا سود ميبرد و اين سود در جهت پياده کردن چه اهدافي دنبال ميشود از نکات مهم و اساسي جريانشناسي تخريب و نفاق است.
پس از انتخابات رياست جمهوري دوره دهم جرياني شکل گرفت که در حدود يکسال است که فضاي اعتراضي را به فضاي فتنه و نفاق سوق داده است. اين فضا، با رهنمودها، توصيهها و تبيين آن توسط رهبر فرزانه انقلاب فروکش کرد.
اما اکنون شاهد نوع ديگري از ايجاد و تاسيس اين فضا از سوي برخي جريانها، تفکرات و اشخاص هستيم.بر آنها که پس از انتخابات فضاي نفاق و تخريب را ايجاد کردند حرجي نيست.
اما اکنون شاهد آن هستيم که جريانها و تفکراتي به ايجاد اين فضاي آلوده دامن ميزنند که اتفاقا حرجي هست.
قرآن کريم در بيش از 300 آيه شريفه به افشاگري فعاليتهاي تخريبي نفاقافکنان پرداخته است.
در اين زمينه اگر اطلاعرساني صحيح صورت گيرد، دستاويزهايي چون اظهارنظرات تخريبي، ترور شخصيت دروغپردازي و شايعهسازي نفاقافكنان کارآيي خود را از دست خواهد داد.
ابتكار
«امارات؛ اجراي قطعنامهها يا هم آوايي با غرب»عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار است كه در آن ميخوانيد:
آنچه منابع اماراتي در فاصله کوتاهي از تصويب قطعنامه 1929 شوراي امنيت درخصوص تحريم ايران در مورد فعاليت شرکتهاي تجاري مرتبط با ايران در امارات اعلام کردند قبل از هر چيزي هماهنگي با غرب در جهت ايجاد نوعي فضاي رواني عليه جمهوري اسلاميايران پس از تصوب قطعنامه مذکور قلمداد ميشود.
آمريکا براي ترغيب کشورها به پيوستن به تحريمهاي سازمان ملل عليه ايران نياز به فضا سازي رواني دارد و متاسفانه اماراتي ثابت کردند که همواره براي ايجاد فضاي بينالمللي عليه کشورمان آمادگي داشتهاند. اقدامات امارات در دوسال اخيرعليه منافع شرکتها و اتباع و گردشگران و مسافران ايراني بسيار فراتر از موارد پيش بيني شده در قطعنامههاي سابق بوده است.
تعبير درستتر در مورد اين اقدامات رفتار ايذايي است و نه اجراي تعهدات بينالمللي در قبال قطعنامهها. همين روحيه اماراتيها باعث شده تا آنها همواره فراتر از قطعنامههاي سازمان ملل در مورد ايران عمل کنند.
در تحليل اين رفتار اماراتيها بايد گفت کشورهاي عربي حاشيه جنوبي خليج فارس عموما و امارات متحده عربي خصوصا در سياست خارجي خود با يک پارادوکس مهم روبرو بوده اند. يک سوي اين معادله تعهدات ناشي از روابط استراتژيک و امنيتي و نظاميبا غرب است و سوي ديگر آن الزامات همسايگي و همجواري با کشور بزرگ و تاثير گذاري مثل ايران، که هدف سياستهاي ايذايي و خصمانه غرب بوده است. اين کشورها هنوز نتوانسته اند درمورد اين معادله در سياست خارجي خود به ثبات و توازن برسند.
البته برخي از کشورها نسبت به اين الزامات همسايگي توجه بيشتري دارند و برخي همانند امارات گهگاه فراموش ميکنند که در پس گرد و غباري که ممکن است چند سال بر فضاي دوجانبه حاکم باشد قرار است اين کشورها براي قرنها در همسايگي يکديگربه سر ببرند.
امارات در طي سه دهه گذشته در اجلاسهاي بين المللي و منطقهاي حداکثر تلاش امکانات خود را به کارگرفت تا در قضيه حاکميت غيرقابل انکار ايران بر جزاير ايراني خليج فارس خدشه وارد کند. اين اقدامات عليرغم همه هزينههاي سنگيني که اماراتيها پرداخته اند به جايي نرسيده و نخواهد رسيد.
رفتار کشورهاي ديگري در همين مجموعه شوراي همکاري خليج فارس که شايد اقتصاد کوچک تري از امارات داشته باشند نشان ميدهد که همه آن چه مقامات اماراتي انجام ميدهند ناشي از فشارهاي غرب نيست. برخي از اين اقدامات داوطلبانه و مشتاقانه از سوي حکام ابوظبي صورت ميگيرد.
درهمين فضاي چند هفتهاي پس از تصويب قطعنامه شاهد بوديم که در حالي که امارات فعاليت شرکتهاي ايراني را محدود و تحريم کرد، کشورعربي ديگري در منطقه اجلاس کميسيون مشترک با ايران را برگزار کرد.
وطن امروز
«ترکيه بر سر دوراهي»عنوان يادداشت روز روزنامه وطن امروز به قلم سعدالله زارعي است كه در آن ميخوانيد:
درباره روابط رژيم صهيونيستي و ترکيه بايد اشاره کرد که اين روابط داراي ديرينهاي 60 ساله است. دولت ترکيه در سال 1949 در رديف نخستين کشورهاي اسلامي بود که موجوديت رژيم صهيونيستي را به رسميت شناخت و در همان موقع با توجه به جايگاه ترکيه در ماجراي امپراتوري عثماني، اقدام لائيکهاي ترکيه واکنش شديدي را در جهان اسلام برانگيخت و موجب يأس ملتهاي مسلمان از ترکيه شد.
اقدام آن روز ترکيه در به رسميت شناختن رژيم صهيونيستي تاثير عمدهاي در موجوديت اين رژيم نامشروع در خاورميانه داشت. پس از آن لائيکهاي ترکيه که مناصب مهم احزاب، مجلس، ارتش، دستگاه قضا و مطبوعات ترکيه را در اختيار داشتند نقشهاي مهمي را در عاديسازي موجوديت رژيم صهيونيستي ايفا کردند و در 60 سال گذشته اين ارتباط بين لائيکهاي ترکيه و دولت غاصب صهيونيستي به صورت استراتژيک و راهبردي باقي مانده است.
با روي کار آمدن اسلامگراها تداوم رابطه آنکارا و تلآويو زير سوال رفت و با ابهام مواجه شد. با ابهام در روابط ترکيه – اسرائيل، رژيم صهيونيستي، که موجوديت خود را به ميزان بسيار زيادي مرهون ترکيه و سپس مصر ميدانست بشدت وحشتزده شد و درباره تداوم اين رابطه از سوي اسرائيليها تاکيدات زيادي صورت گرفت. هرگاه يک مقام اسرائيلي نظير آويگدور ليبرمن، اظهارات تندي را عليه ترکيه انجام ميداد بقيه صهيونيستها با نگاه به استراتژيک بودن رابطه تلآويو- آنکارا به او اندرز داده و وي را از هرگونه اظهارنظر منع ميکردند. در عين حال رابطه دولت ترکيه با رژيم صهيونيستي در دوره اسلامگرايان يک ميراث ريشهدار است که از لائيکها به اسلامگرايان رسيد.
رابطه ترکيه و اسرائيل با عضويت ترکيه در اتحاديه اروپايي گره خورده است. با توجه به نگاه استراتژيک ترکها به عضويت در اتحاديه اروپايي، تداوم اين رابطه و در عين حال الزام اسلامگرايي در ترکيه مبني بر قطع رابطه با رژيم صهيونيستي به صورت يک پارادوکس براي جريان اسلامگرايي درآمده است. اسلامگراها راهحل اين مساله را در کاهش تدريجي رابطه و تبديل آن از حالت استراتژيک و راهبردي به يک رابطه کاملا معمولي و کم اثر ميبينند.
اين فرآيند براي نخبگان ترکيه قابل فهم است اما در متن مردم ترکيه که بشدت از ايده محو اسرائيل حمايت ميکنند قابل قبول نيست لذا مساله قطع يا تداوم رابطه براي دولت اسلامگراي رجب طيب اردوغان به صورت يک مساله و دردسر درآمده تا جايي که گفته ميشود حفظ اکثريت حزب عدالت و توسعه در پارلمان ترکيه و در نتيجه تداوم حيات دولت اسلامگراي اردوغان به ميزان زيادي بستگي به مديريت اردوغان در حل و فصل اين پارادوکس در ترکيه دارد. بسياري از کارشناسان وضعيت متناقض حفظ يا قطع رابطه با رژيم صهيونيستي را براي اردوغان امري اساسي ارزيابي کردهاند. اين در حالي است که وضع فعلي و حمله اسرائيل به کشتي ترکيهاي مرمره 2 سوال توامان فراروي دولت اردوغان قرار داد.
يک سوال از سوي لائيکها، ارتش و اعضاي حزب حاکم مطرح بود که چرا اردوغان شهروندان ترکيه را با اعزام به سواحل غزه در معرض حمله اسرائيل قرار داده و يک سوال ديگر که از سوي مردم و اسلامگرايان براي اردوغان مطرح شده اين است که چرا ترکيه تاکنون اقدام تاثيرگذار و جدياي انجام نداده و از خون هموطنانش دفاع نکرده است.
مردم سالاري
«وحدت رمز عبور از موانع»عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم علي ودايع است كه در آن ميخوانيد:
لبنان که از آن با نام عروس خاورميانه ياد مي کنند همواره در نگاه مردم اين منطقه به دليل تعاملا ت و برخوردهاي خاص فکري مورد توجه بوده است اما با فوت علا مه فضل الله بازهم گاه ها به لبنان معطوف شده است اما نوع نگاه به لبنان با دفعات قبل تفاوت دارد.
گرچه وي همواره به عنوان يکي از سرسخت ترين دشمنان رژيم صهيونيستي و ايالا ت متحده در بيروت به شمار مي رفت اما عمده فعاليت هاي وي به زمان جنگ هاي داخلي لبنان باز مي گردد.
در آن برهه زماني سرنوشت ساز،امام موسي صدر با درک وضعيت لبنان و استضعافي که شيعيان رادچار کرده بود; شروع به سازماندهي مسلمانان کرد و با نوع نگاه خاص به روابط اجتماعي، جان تازه اي به پيکر مسلمانان و شيعيان دميد اما بايک تفاوت بزرگ با رهبران ديگر:وي يک روشنفکر ديني بود و تعامل و گفتمان را سرلوحه روابط خود با آنهايي که دچار تنش بودند قرار داد.
پس از ربوده شدن وي درليبي مسووليت رهبري اين موج برعهده علا مه فضل الله قرار گرفت.گروهي از روحانيون وسران فکري گروه هاي مختلف گرد هم جمع شدند که خواستار وحدت درجامعه لبنان و احترام به يکديگر بودند. وحدت از مفاهيمي است که فهم آن در نگاه اول آسان است ولي همواره عوامل داخلي و خارجي باعث شده است تا اين مقوله در کشورهاي عمدتا مسلمان به فراموشي سپرده شود يا گرد خاطره، آن را بگيرد. منظور از وحدت مفهومي است از همه اقشار و گروه هاي جامعه.بي شک در آن روزهاي سخت و خونين لبنان افرادي در گروه هاي مختلف بودند که درخواست وحدت براي حفظ کيان مملکت داشتند و تحمل حرف مخالف را لا زمه حفظ يکپارچگي لبنان قلمداد مي کردند.
در لبنان آن روز افرادي که زيرپرچم قوات لبناني (فالا نژها) مي جنگيدند از انديشه هاي وحدت طلبانه خشمگين بودند; اما امروز لبنان با به ثمر نشستن انديشه هاي ديروز امام موسي صدر،بادارابودن فرقه ها و طوائف گوناگون توانسته به نوعي از وحدت و دموکراسي دست يابد;گرچه دست هاي تفرقه افکن ديروز که با عوامل بيگانه ارتباط دارند همچنان به اختلا فات دامن مي زنند.
در ايران اسلا مي اگر به سخنان وسلوک اجتماعي- سياسي امام خميني (ره) دقت کنيم خواهيم ديد که از نظر ايشان وحدت يک توصيه اخلا قي و يک ارزش صرفا فرهنگي نيست;بلکه راهبردي است کاربردي براي قدرتمند شدن جامعه اي که مشکلا ت عديده اي در کمين آن است. افراد وگروه هاي سودجو از تفرقه حداکثر بهره را مي برند. در لبنان امروز امثال سميرجعجع از تفرقه،منافع خود را تامين مي کنند.
رسالت
«جامعتين و نگاه به آينده اصولگرايي»عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم صالح اسکندري است كه در آن ميخوانيد:
1 - پيران دنيا ديده، سدي براي گفتگو نمي سازند و در سياست قائل به جمع باوري و پل زدن بين منافع مختلف هستند آنچه امروز جامعتين در خشت خام مي بينند جوانان اصولگرا در آينه نمي بينند. پند پيران بهتر از عمر دراز/ زانکه ايشانند خود در عين راز شهر قم طي روزهاي اخير شاهد نشست هاي مهم اما بي جار و جنجالي بود که حکايت از آينده نگري و دورانديشي فحول روحانيت در صيانت از دستاوردهاي اصولگرايي داشت. ديدار اخير جامعه روحانيت مبارز و جامعه مدرسين حوزه علميه قم روند رو به رشدي براي تحکيم همگرايي در بين اصولگرايان و تعميق وحدت ملي بود. حضور همزمان آيت الله مهدوي کني و آيت الله يزدي در يک جلسه نشان داد که جامعتين حساب ويژه اي براي آينده اصولگرايي در کشور قائل است و برنامه ريزي هاي مدوني براي مفصل بندي گفتماني و نهادمندي تغيير و تحولات در چارچوب رقابت هاي سياسي دارد.
2 - روحانيت که ميراث دار مجاهدت ها و بصيرت هاي علما و فقهاي بزرگي همچون ميرزاي شيرازي، شيخ فضل الله و از همه پر رنگ تر حضرت امام خميني(ره) است به نيکي دريافته يکي از توطئه هاي آشکار دشمن ايجاد نقار، شکاف و اختلاف افکني در يکپارچگي علما، روحانيون و مراجع است. جنس موضع گيري ها و بصيرت علما در فتنه اخير نشان داد که رشد و بلوغ سياسي و اجتماعي حوزه هاي علميه طي سه جنبش مشروطه، ملي شدن صنعت نفت و انقلاب اسلامي به حدي رسيده که اجازه نمي دهد روحانيت از يک سوراخ چند بار گزيده شود.
3 - دشمن از قبل انتخابات تا به امروز تمام تلاش خود را معطوف اين موضوع کرده است تا در صورت بندي نهايي خود در جنگ نرم در انضمام با پروژه تفرقه افکني بين روحانيت، (نقش بي نقشي) به روحانيت القا نمايد و مانع از نقش آفريني موثر پيران اصولگراي ديگر در معادلات سياسي کشور گردد. در حالي که جامعتين با هوشياري قبل و بعد از انتخابات اقدام به روشنگري و موضع گيري هاي شفاف نمود و امروز به منظور نقش آفريني موثر در بين اصولگرايان در اولين گام، اصل روانسازي همگرايي جريان اصولگرايي بر مبناي گفتگو هاي مستمر را در دستور کار خود قرار داده است. تشکيل يک کميته مشترک براي پيگيري منويات متوافق، محصول تعاملات و رايزني هاي جامعتين در نشست اخير بود. بديهي است از آنجا که امروز اصولگرايان در راس قوا حضور دارند آثار وجودي اين گفتگو ها در بازتنظيم مناسبات قوا و وحدت در حاکميت ظهور و بروز مي يابد.
4 - تلاشهاي جامعتين منطبق بر منويات و انتظارات مقام معظم رهبري از جريانات سياسي تاثير گذار و گروه هاي مرجع صورت مي پذيرد که معظم له در ديدار هاي اخير بارها بر آن تاکيد نموده اند. ايشان در ديدار اعضاي بسيجي هيئت علمي دانشگاه ها فرمودند: “اتحاد و يکپارچگي در درون و نيز تزريق اتحاد به مجموعه جامعه. برادران، خواهران، عزيزان! امروز کشور به اتحاد کلمه خيلي نيازمند است. بنده مخالفم با سخني و حرکتي و نوشتاري که - حتي اگر با انگيزه درست و با انگيزه صادقانه است - موجب شقاق و شکاف مي شود؛ بنده موافق نيستم. اگر کسي نظر من را مي خواهد بداند، نظر من اين است که عرض کردم. ما بايستي انسجام را ايجاد کنيم. ما بايستي تلائم را در مجموعه اين ظرفيت عظيم به وجود بياوريم.”معظم له طي يک سال اخير روند تعميق وحدت در جامعه را با درايت پيگيري نموده و کار را در يک بستر طبيعي پيش برده اند. امروز وقت آن رسيده که گروه هاي مرجع مثل جامعتين وارد فاز نقش آفريني موثر شوند.
جمهوري اسلامي
«منشأ اصلي بن بست سياسي عراق» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
هفته آينده، مهلت مقرر براي تشكيل جلسه مجلس جديد عراق جهت تعيين رئيسجمهور و رياست مجلس به پايان ميرسد درحالي كه اختلافات عميق ميان گروههاي سياسي اين كشور همچنان ادامه دارد و بن بست تشكيل دولت جديد پس از گذشت نزديك به چهار ماه از انتخابات، همچنان لاينحل مانده است.
دو روز پيش آيتالله سيستاني بار ديگر بر تسريع در تشكيل دولت تاكيد كرد و از جناحهاي سياسي خواست براساس مفاد قانون اساسي به يك ديد مشترك برسند. آيتالله سيستاني بار ديگر نسبت به تبعات تأخير در تشكيل دولت هشدار داد.
روز جمعه نيز سيد عمار حكيم رئيس مجلس اعلاي اسلامي عراق از گروههاي سياسي خواست در راه تشكيل دولت جديد از خود انعطاف نشان دهند.
23 تير ماه، يعني چهارشنبه هفته آينده مهلت قانوني براي تشكيل جلسه رسمي مجلس عراق و تعيين رئيس مجلس، رئيسجمهور و دو معاون وي به پايان ميرسد و مجلس موظف است در آن جلسه بدون هيچ تأخيري به اين وظيفه قانوني خود عمل كند.
مهمترين مانع بر سر اتحاد و تشكيل دولت جديد، اختلاف نظر گروهها در تعيين نخستوزير است. اين اختلاف از يكسو ميان گروه "العراقيه" و ائتلاف "اتحاد ملي" است و از سوي ديگر، در درون ائتلاف (اتحاد ملي) نيز كه اخيراً از بهم پيوستن دو جناح شيعي "دولت قانون" به رهبري نوري مالكي و "ائتلاف ملي" به رهبري سيد عمار حكيم ايجاد شده است نيز درباره معرفي نخستوزير اختلاف وجود دارد.
گروه العراقيه با تكيه بر نتيجه انتخابات و كسب 91 كرسي در مجلس، كه دو كرسي بالاتر از "دولت قانون" ميباشد مدعي است حق تشكيل دولت را دارد. اين گروه كه در جريان انتخابات از حمايتهاي گسترده مالي و سياسي خارجي به ويژه آمريكا و عربستان برخوردار بود اكنون نيز با استفاده از اين حمايتها درصدد است حرف خود را به كرسي بنشاند.
تهران امروز
«چه كسي از سرنوشت اصل 44 خبر دارد؟» عنوان سرمقاله وزنامه تهران امروز به قلم سيدجواد ساداترضوي است كه در آن ميخوانيد:
از خرداد سال 84 كه سياستهاي كلي اصل44 قانون اساسي توسط رهبر معظم انقلاب به سران قوا ابلاغ شد بيش از پنج سال ميگذرد. در اين مدت كه به اندازه يك برنامه توسعه پنجساله زمانبرده دولت و ساير متوليان اقداماتي در جهت تحقق اين اصل انجام دادهاند ولي متاسفانه هيچ گزارش متقن و دقيقي از سوي دستاندركاران و مجريان درباره نحوه اجرا، كيفيت واگذاريها، ميزان دستيابي به اهداف مطروحه در سياستهاي ابلاغي و ارزيابي بنگاهها پس از واگذاريها منتشر نشده و كارشناسان و افكار عمومي از آن اطلاع مناسبي ندارند.
در واقع از چند و چون بزرگترين روند و فرآيند خصوصيسازي در كشور كه بايد باعث افزايش حضور فعالان واقعي اقتصادي و بهبود نسبي توزيع درآمد در كشور ميشد، چندان خبر روشن و واضحي در دست نيست. اگر چه كارشناسان و صاحبنظران به روش و نحوه واگذاري شركتها انتقادات جدي و اساسي وارد كردهاند ولي فقدان يك ارزيابي كلي از فرآيند طي شده تاكنون خود يكي از آسيبهاي جدي اين جريان است. دولت بايد پاسخگو باشد و اين حداقل انتظار افكار عمومي و فعالان اقتصادي است تا بتوانند ارزيابي مشخصي از اين مسئله مهم ملي داشته باشند و براي آينده برنامهريزي كنند.
اما صرفنظر از اين مطلب و گزارشي كه دولت بايد منتشر كند رهبر معظم انقلاب در ابلاغ سياستهاي اصل 44 قانون اساسي مطالباتي داشتند كه بهنظر ميرسد هنوز تا تحقق آن فاصله قابل توجهي وجود داشته باشد. مقام معظم رهبري در تاريخ 30/ 11 /85 و در ديدار مسئولان اقتصادي و دستاندركاران اجراي اصل 44 قانون اساسي خلاصه سياستهاي ابلاغي را اينگونه بيان فرمودند:
«آزاد شدن دولت از فعاليتهاي اقتصادي غيرضرور، باز شدن راه براي حضور حقيقي سرمايهگذار در عرصه اقتصاد كشور، تكيه بر تعاون - شركتهاي تعاوني – و چتر گسترده شركتهاي تعاوني بر روي اقشار ضعيف مردم، پرداختن دولت به آداب و قواعد نقش حاكميتي، سياستگذاريهاي اجرايي و ايفاي نقش حاكميتي و صرف چگونگي مصرف درآمدهاي ناشي از اين واگذاري در بخشهاي ذكر شده و بعد، الزامات دولت در امر واگذاري».
اما فضاي كلي اقتصاد كشور و جريان واگذاري بنگاههاي دولتي تصور درستي از تحقق اين برنامه به دست نميدهد. متاسفانه در جريان واگذاريها سهم بخش شبهدولتي بيش از آنچيزي شده كه تصور ميشد و گاه از يك بخش دولتي به شركتهاي وابسته به دولت يا شبهدولت واگذار شده كه با اصل و روح اين سياستها فاصلهاي آشكار دارد. در اين بين البته فرصتطلبان و «قانوندانان قانونشكني» نيز پيدا شدند كه با خريد كارخانهها و فروش اموال آن به ميلياردها آلاف و الوف رسيدند و كارگران را بيكار و زمينها و ماشينآلات را به حراج گذاشتند.
اين همه در حالي اتفاق افتاده است كه از اجراي اين سياستها مثل هر روش و نسخه اقتصادي مهم ديگري دو هدف مدنظر بود اول: «افزايش ثروت ملي» و دوم: «توزيع عادلانه و رفع محروميت در درون جامعه اسلامي.»
آفرينش
«نگاه اعراب به تحريم هاي ضد ايران» عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش به قلم علي رمضاني است كه در آن ميخوانيد:
دو کشور در جهان هستند که لياقت موجوديت ندارند يکي اسرائيل و ديگري ايران. سخنان فوق چندي پيش به نقل از ملک عبدالله پادشاه عربستان در رسانه ها منتشرشد. سخناني که هرچند توسط مقامات رياض تکذيب شد اما شماري از مقامات فرانسوي صحت آن را تاييد کردند. در واقع سخنان ملک عبدالله در کنار سخنان پيشين وليعهد امارات متحده عربي در مقايسه ايران با اسرائيل حکايت از دور ديگري از همراهي هاي کشورهاي عربي با غرب برضد تهران است.
در چندهفته گذشته و با تصويب فصلنامه 1929 برضد ايران در شوراي امنيت و راي ممتنع لبنان به آن هرچند بسياري در داخل کشور از راي ممتنع لبنان به تحريم ها اظهارتعجب کردند اما اگر به کلام برخي مقامات اتحاديه عرب نگاهي داشته باشيم در واقع راي دولت لبنان و دولت سعدحريري در واقع راي اتحاديه عرب بود.
در اين حال در واقع در دو هفته گذشته با افزايش تحريم هاي چندجانبه و يک جانبه امريکا، اروپا و ساير کشورها برضد ايران به نظرمي رسد اکنون سه نوع نگرش در ميان کشورهاي عربي نسبت به همراهي، مخالفت يا بي طرفي نسبت به تحريم و فشارها برضد ايران وجوددارد از يک سو کشورهاي همانند سوريه و عراق که در واقع متحدان تهران به شمار مي روند آشکارا با تحريم و فشار برضد ايران مخالف هستند در اين بين هرچند شمار زيادي از کشورهاي اتحاديه عرب به نظرمي رسد موضعي بي طرفانه در قبال فشار و تحريم ها برضد ايران در پي گرفته يا مي گيرند اما آنچه مهم و اساسي مي نمايد رويکرد دسته سوم کشورهاي اتحاديه عرب است.
کشورهايي که در واقع هرچند مي کوشند با اتخاذ رويکردهايي ديپلماتيک چندان مواضع اصلي خود را در رابطه با موافقت با تحريم ها و فشارها برضد ايران آشکار نسازند اما تحرکات سياسي پنهان و پيداي آنان و گاه سخنان انتشار يافته آنان در رسانه ها گوياي همگرايي و همراهي بيشتر اين طيف با غرب برضد ايران است.
جهان صنعت
«چرا انضباط نداريم؟» عنوان سرمقاله روزنامه جهان صنعت به قلم حميدرضا طهماسبيپور است كه در آن ميخوانيد:
مرداد دو سال پيش بود که با ممنوع شدن انتشار انواع چکپول توسط بانکها، انتشار اين مهمان نامبارک اقتصاد ايران به انحصار بانک مرکزي درآمد. اين اقدام بانک مرکزي که در راستاي تامين ابزار مطمئن مبادله ميان مردم بود در آن زمان اقدامي خوب تلقي ميشد اما با اين وجود هم مسکني بود بر زخميکاري!
چراکه با بررسي ساده ميتوان دريافت که اين روش از ريشه معيوب است و اکنون اين نظام پولي در هيچ جاي دنيا ديگر پذيرفته نيست.
هرچند با حضور محمود بهمني در ساختمان فيروزهاي هم اين رويکرد از ريشه رد نشد اما نشانههاي مخالفت رييس کل بانک مرکزي به مرور عيان شد تا معلوم شود وي نيز با انتشار چکپول موافق نيست.
با مرور گفتههاي مسوولان، شايد بتوان حذف سه صفر از پول ملي و انتشار اسکناسهاي درشتتر را از جمله برنامههاي دامنهداري دانست که دولت از طريق بانک مرکزي به دنبال اجراي آن است اما با اين وجود بايد از مسوولان نظام پولي و مالي کشور پرسيد که چرا براي ايجاد انضباط پولي تاکنون اقدامي ريشهاي و زيرساختي صورت نداده و به نقد کارشناسان پاسخي منطقي ندادهاند؟
بايد بپذيريم که سردرگميهاي اقتصادي اين روزها در قالب يکي از محورهاي هفتگانه طرح تحول اقتصادي کشور خود را نشان داده و حتي به بانک مرکزي هم رسيده که باعث شده تمرکز بر اصول مهم ديگر فراموش يا از اولويت خارج شود. چرا اين روزها از موضوع مهم انضباط پولي کمتر ياد شده و هرچه پرسيده ميشود به هدفمندي يارانهها برميگردد!
اگر برنامهاي براي اصلاح ساختار معيوب نظام پولي و مالي ايران وجود دارد، چرا کسي نميگويد که برنامه دقيق براي مهار فشار صدور چکپولها چيست و چرا ايران تنها کشور منتشرکننده چکپول در دنياست؟
دنياي اقتصاد
«تورم و ذخاير ارزي بانك مركزي»عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم
مهران دبيرسپهري است كه در آن ميخوانيد:
در خبرها داشتيم كه بانك مركزي با اعطاي 12 ميليارد دلار تسهيلات به بخش صنعت موافقت كرده است (دنياي اقتصاد 13/4/1389).
به نظر ميرسد قرار است اين وامها از ذخاير ارزي بانك مركزي تامين اعتبار شود؛ ذخايري كه يك بار در گذشته با قيمتي بالاتر از قيمت بازاري آن توسط بانك مركزي خريداري شده است و اثر تورمي آن را مردم چشيدهاند. دليل آنكه ادعا ميشود بانك مركزي اين ارزها را گران خريداري كرده، آن است كه اگر قرار بود اين ارزها در بازار به فروش برسد، ريال بسيار كمتري عايد فروشنده ميشد؛ زيرا افزايش عرضه، قيمت را كاهش ميدهد. البته منظور اين نيست كه بايد اين عمل را انجام و نرخ ارز را كاهش داد، بلكه اصولا سياست ارزي كشور بايد به گونهاي باشد كه تا حد امكان از تبديل ارز به ريال جلوگيري شود و ارزهاي نفتي يا ذخيره شود يا صرف خريدهاي ارزي از خارج از كشور گردد؛ البته كالاهايي كه واردات آن به توليدكنندگان داخلي آسيبي نرساند.
مثلا تصور كنيد كه كشور چين تصميم بگيرد تنها نيمي از ذخاير ارزي خود را (2/1 تريليون دلار) وارد بازار كرده و به يوآن تبديل كند. نتيجه اين عمل چيست؟ پاسخ روشن است. اگر اين تبديل در بازار انجام گيرد، موجب كاهش شديد قيمت ارز و ابتلاي اين كشور به بيماري هلندي خواهد شد كه نتيجه آن نابودي اقتصاد چين است و اگر هم اين تبديل در بانك مركزي چين انجام شود، در اثر يك ابر تورم، اقتصاد چين نابود خواهد شد. البته اين كاري است كه به صورت تدريجي سالها است كه در كشور انجام ميشود و اقتصاد ما، هم از مضرات بيماري هلندي و هم از مضرات تورم رنج برده و ميبرد. به همين دليل، اين كشور به يك منطقه مصرفي تبديل شده كه توليد در آن بسيار مشكل است.
اما تاثير اين وام 12 ميليارد دلاري بر نرخ تورم چگونه خواهد بود؟ پاسخ اين سوال به روش مصرف آن بستگي دارد.
1 - اگر وام گيرنده، ارز را در بازار داخلي به ريال تبديل سپس آن را مصرف كند، اولا باعث يك اثر تورمي از ناحيه تقاضا ميشود و ثانيا باعث يك اثر تورمي ديگر ناشي از افزايش عرضه پول ملي از سوي بانك مركزي خواهد شد؛ زيرا نرخ ارز در ايران به صورت شناور مديريت شده تعيين ميشود و بانك مركزي مجبور خواهد شد براي جلوگيري از كاهش قيمت ارز، مجددا اين ارزها را خريداري نمايد. مگر آنكه دولت از تبديل بخشي از ارزهاي خود به ريال صرفنظر نمايد كه در اين صورت اثر تورمي دوم، بيشتر از حد معمول حادث نخواهد شد.
2 - اگر وام گيرنده، ارز را صرف واردات كند در اين صورت يك اثر موقت ضد تورمي خواهد داشت؛ ضمن آنكه اين امكان وجود دارد كه توليدكنندگان داخلي در اثر تشديد بيماري هلندي از واردات مزبور متضرر شوند.
3 - اگر در حالت دوم بيماري هلندي تشديد شود، نرخ تورم بلند مدت در اثر افزايش قيمت مسكن افزايش خواهد يافت.
نتيجه آنكه با احتمال زياد، ميليونها ايراني توليد كننده بايد متضرر شوند مگر آنكه با يك دقت وسواسگونه، اين 12 ميليارد دلار صرف واردات كالاهايي شود كه در داخل در حال توليد نباشد يا كالاي جايگزين براي توليدات داخلي نباشد. مثلا فرض كنيد يك ميوه ناشناخته به نام x وارد كشور ميشود و وارد كننده مدعي است واردات اين ميوه، آسيبي به توليدكننده داخلي نميزند؛ زيرا اصلا در داخل توليد نميشود؛ اما غافل از آنكه مصرف كننده ايراني براي خريد ميوه x لازم است بخشي از پولي را كه مثلا صرف خريد سيب ميكرده به اين ميوه جديد اختصاص دهد؛ به عبارت ديگر باغدار ايراني در نهايت از واردات ميوه x متضرر خواهد شد.
«تهديد تركيه به قطع روابط با رژيم صهيونيستي» عنوان يادداشت روز روزنامه جام جم به قلم رحيم محمدي است كه در آن ميخوانيد:
احمد داوود اوغلو، وزير امور خارجه تركيه گفت: در صورتي كه اسرائيل از حمله به كاروان امدادرساني به مردم غزه عذرخواهي نكند، آنكارا اقدام به قطع روابط ديپلماتيك خود با تل آويو خواهد كرد. اين جمله در واقع پاسخ تركيه به اظهارات اخير بنيامين نتانياهو، نخستوزير افراطي رژيم صهيونيستي است كه گفته بود اين رژيم هرگز از تركيه عذرخواهي نميكند و به كشتهشدگان ناوگان آزادي غزه نيز غرامتي نخواهد پرداخت.
روزنامه حريت، چاپ آنكارا ديروز نوشتوزير خارجه تركيه يكشنبه شب گذشته هنگام بازگشت از قرقيزستان به آنكارا اظهار كرد: اسرائيل يا بايد عذرخواهي كند يا به نتايج كميته تحقيق بينالمللي تن دهد و آن را بپذيرد. داوود اوغلو تاكيد كرد كه اين كشور حريم هوايي خود را روي همه پروازهاي نظامي اسرائيل بسته است و احتمال دارد اين تصميم به همه پروازهاي غير نظامي نيز تعميم داده شود.
تركيه هفته گذشته حريم هوايي خود را روي 2 هواپيماي نظامي رژيم صهيونيستي بست. اين تصميم در پي تيره شدن روابط آنكارا ـ تلآويو و بخصوص پس از حمله وحشيانه نيروهاي رژيم صهيونيستي به كاروان حامل كمكهاي انساندوستانه به غزه گرفته شد. در اين حمله 9 تبعه تركيه كشته و شماري زخمي شدند و تركيه در نخستين واكنش، سفير خود را از اسرائيل فراخواند.
تيره شدن روابط آنكارا ـ تلآويو دولت باراك اوباما را به تكاپو انداخت و وي در حاشيه اجلاس گروه 20 در كانادا، ضمن سخناني به رجب طيب اردوغان هشدار داد. در همان زمان ناگهان از پرده برون افتاد كه يك وزير تركيه با يك وزير صهيونيستي به صورت محرمانه ديدار كردهاند. ديدار مذكور كه در اثر فشارهاي آمريكا حاصل شده بود، اين گمان را پديد آورد كه روابط تركيه و رژيم صهيونيستي روبه بهبودي گذاشته است. اما برخي از تحليلگران براين باور بودند كه چنين ديدارهايي نميتواند روابط تركيه را با اسرائيل ترميم كند و اين روابط در آينده شاهد تنشهاي بيشتري خواهد بود.
كيهان
«بازي با مرزها» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم مهدي محمدي است كه در آن ميخوانيد:
اواخر سال گذشته يعني زماني كه حركت هاي خياباني جريان فتنه آرام آرام فروكش كرد و به اصطلاح فضاي امنيتي پايان يافت، روشن بود كه طراحان فتنه تلاش خواهند كرد آنچه را كه از كف خيابان جمع شده به درون سيستم سياسي منتقل كنند. در زمستان 88 حتي طرف هاي خارجي هم فهميده بودند كه بايد از خيابان هاي تهران قطع اميد كنند و اميدوار باشند كه درون نظام واقعه اي شكل بگيرد. يك منبع غربي همان ايام در جمله اي كه مي توان آن را به عنوان يك كلمه قصار به ياد نگهداشت، نوشت: «آنچه درون حكومت ايران مي گذرد، از آنچه كف خيابان هاي تهران مي گذرد بسيار مهم تر است».
اين وضعيت بويژه زماني جدي تر شد كه آنچه پيش از اين موج دوم فتنه ناميده ايم يعني تلاش موسوي، كروبي و خاتمي براي حركت به سمت طبقه محروم، تبديل شدن به سخنگوي آنها و نهايتا به خيابان كشاندن آنها در فرصت هاي معين، شكست خورد. در روزهاي 11 و 12 ارديبهشت (روز كارگر و روز معلم) معلوم شد كه جريان فتنه طبقه متوسط را از دست داده اما طبقه محروم را به دست نياورده است، و فتنه به جاي اينكه به تعبير يكي از پرده نشينان اصلاح طلب از شمال تهران به جنوب آن منتقل شود در همان شمال شهر مرده است.
اين نوشته بنا ندارد بحث هاي مفصل قبلي در مورد چرايي از دست رفتن سرمايه اجتماعي فتنه در زماني كوتاه را تكرار كند، بلكه غرض اين است كه سوال كنيم اكنون آيا همه چيز تمام شده يا اينكه دوران هاي دشوارتر و حساس تري در پيش است؟ هرگونه پاسخ به اين سوال را بايد از تاكيد بر اين واقعيت آغاز كرد كه مجموعه افرادي كه در سال 88 سران فتنه خوانده مي شدند اكنون ديگر به لحاظ سياسي موجوداتي مرده و تمام شده محسوب مي شوند كه كاري بيش از صدور بيانيه و ملاقات هاي ملال آور با جمع هاي ثابت از آنها ساخته نيست و همه اميد و آرزويشان اين است كه به نحوي حتي اگر شده با دست زدن به انتحار سياسي در سرخط خبرها قرار بگيرند. در واقع جريان فتنه اكنون فقط داراي نوعي حيات رسانه اي است كه آن هم جز بازتوليد مداوم و صدها باره يك سري گزاره هاي نخ نما شده محتوايي ندارد. بنابراين طبيعي است كه فرض كنيم از چنين موجوداتي نمي توان انتظار «طراحي سياسي» داشت و طراحي جديد هم اگر وجود داشته باشد در جاي ديگري -يعني همان جايي كه فتنه 88 را در سطح كلان طراحي كرد- در حال شكل گيري است.
اكنون مجموعه اي از اطلاعات وجود دارد كه نشان مي دهد به واقع طراحي هاي جديدي در كار است. اگر بخواهيم مجموعه آنچه را كه اكنون در ذهن كانون هاي بيروني اداره كننده جريان فتنه مي گذرد و آنها را با واسطه هايي به عنوان «دستور العمل» به داخل منتقل مي كنند در يك جمله خلاصه كنيم اينطور مي شود گفت كه استفاده از «ظرفيت هاي درون نظام» براي ايجاد تنش هاي سياسي و جلوگيري از استقرار كامل آرامش در كشور اصلي ترين دستور كار اين كانون هاست.
تحليل خفته در پس اين طراحي جديد اين است كه تنها در شرايطي كه اختلاف هاي دروني در ميان نهاد هاي مختلف نظام از حدود طبيعي فراتر برود و اختلاف نظرها تبديل به مخاصمه شود، فضا براي موثر شدن اقدامات بيروني در حال انجام براي احياي فتنه فراهم خواهد شد، در غير اين صورت و در شرايطي كه فضاي سياسي در داخل ايران كنترل شده باشد و همه چيز حتي اختلافات «در مجراي طبيعي» خود قرار داشته باشد (و حل و فصل شود)، آن وقت هيچ اميدي نيست كه «شارژ هاي بيروني» افاقه اي بكند.
سياست روز
«هشدار عليه تخريب و نفاق» عنوان سرمقالهِ روزنامه سياست روز به قلم محمد صفري است كه در ان ميخوانيد:
مدتي است فضاي نفاق، تخريب و بياخلاقي، فضاي سياسي کشور را تحتالشعاع قرار داده است.
اين که چه کسي و يا چه جرياني از اين فضا سود ميبرد و اين سود در جهت پياده کردن چه اهدافي دنبال ميشود از نکات مهم و اساسي جريانشناسي تخريب و نفاق است.
پس از انتخابات رياست جمهوري دوره دهم جرياني شکل گرفت که در حدود يکسال است که فضاي اعتراضي را به فضاي فتنه و نفاق سوق داده است. اين فضا، با رهنمودها، توصيهها و تبيين آن توسط رهبر فرزانه انقلاب فروکش کرد.
اما اکنون شاهد نوع ديگري از ايجاد و تاسيس اين فضا از سوي برخي جريانها، تفکرات و اشخاص هستيم.بر آنها که پس از انتخابات فضاي نفاق و تخريب را ايجاد کردند حرجي نيست.
اما اکنون شاهد آن هستيم که جريانها و تفکراتي به ايجاد اين فضاي آلوده دامن ميزنند که اتفاقا حرجي هست.
قرآن کريم در بيش از 300 آيه شريفه به افشاگري فعاليتهاي تخريبي نفاقافکنان پرداخته است.
در اين زمينه اگر اطلاعرساني صحيح صورت گيرد، دستاويزهايي چون اظهارنظرات تخريبي، ترور شخصيت دروغپردازي و شايعهسازي نفاقافكنان کارآيي خود را از دست خواهد داد.
ابتكار
«امارات؛ اجراي قطعنامهها يا هم آوايي با غرب»عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار است كه در آن ميخوانيد:
آنچه منابع اماراتي در فاصله کوتاهي از تصويب قطعنامه 1929 شوراي امنيت درخصوص تحريم ايران در مورد فعاليت شرکتهاي تجاري مرتبط با ايران در امارات اعلام کردند قبل از هر چيزي هماهنگي با غرب در جهت ايجاد نوعي فضاي رواني عليه جمهوري اسلاميايران پس از تصوب قطعنامه مذکور قلمداد ميشود.
آمريکا براي ترغيب کشورها به پيوستن به تحريمهاي سازمان ملل عليه ايران نياز به فضا سازي رواني دارد و متاسفانه اماراتي ثابت کردند که همواره براي ايجاد فضاي بينالمللي عليه کشورمان آمادگي داشتهاند. اقدامات امارات در دوسال اخيرعليه منافع شرکتها و اتباع و گردشگران و مسافران ايراني بسيار فراتر از موارد پيش بيني شده در قطعنامههاي سابق بوده است.
تعبير درستتر در مورد اين اقدامات رفتار ايذايي است و نه اجراي تعهدات بينالمللي در قبال قطعنامهها. همين روحيه اماراتيها باعث شده تا آنها همواره فراتر از قطعنامههاي سازمان ملل در مورد ايران عمل کنند.
در تحليل اين رفتار اماراتيها بايد گفت کشورهاي عربي حاشيه جنوبي خليج فارس عموما و امارات متحده عربي خصوصا در سياست خارجي خود با يک پارادوکس مهم روبرو بوده اند. يک سوي اين معادله تعهدات ناشي از روابط استراتژيک و امنيتي و نظاميبا غرب است و سوي ديگر آن الزامات همسايگي و همجواري با کشور بزرگ و تاثير گذاري مثل ايران، که هدف سياستهاي ايذايي و خصمانه غرب بوده است. اين کشورها هنوز نتوانسته اند درمورد اين معادله در سياست خارجي خود به ثبات و توازن برسند.
البته برخي از کشورها نسبت به اين الزامات همسايگي توجه بيشتري دارند و برخي همانند امارات گهگاه فراموش ميکنند که در پس گرد و غباري که ممکن است چند سال بر فضاي دوجانبه حاکم باشد قرار است اين کشورها براي قرنها در همسايگي يکديگربه سر ببرند.
امارات در طي سه دهه گذشته در اجلاسهاي بين المللي و منطقهاي حداکثر تلاش امکانات خود را به کارگرفت تا در قضيه حاکميت غيرقابل انکار ايران بر جزاير ايراني خليج فارس خدشه وارد کند. اين اقدامات عليرغم همه هزينههاي سنگيني که اماراتيها پرداخته اند به جايي نرسيده و نخواهد رسيد.
رفتار کشورهاي ديگري در همين مجموعه شوراي همکاري خليج فارس که شايد اقتصاد کوچک تري از امارات داشته باشند نشان ميدهد که همه آن چه مقامات اماراتي انجام ميدهند ناشي از فشارهاي غرب نيست. برخي از اين اقدامات داوطلبانه و مشتاقانه از سوي حکام ابوظبي صورت ميگيرد.
درهمين فضاي چند هفتهاي پس از تصويب قطعنامه شاهد بوديم که در حالي که امارات فعاليت شرکتهاي ايراني را محدود و تحريم کرد، کشورعربي ديگري در منطقه اجلاس کميسيون مشترک با ايران را برگزار کرد.
وطن امروز
«ترکيه بر سر دوراهي»عنوان يادداشت روز روزنامه وطن امروز به قلم سعدالله زارعي است كه در آن ميخوانيد:
درباره روابط رژيم صهيونيستي و ترکيه بايد اشاره کرد که اين روابط داراي ديرينهاي 60 ساله است. دولت ترکيه در سال 1949 در رديف نخستين کشورهاي اسلامي بود که موجوديت رژيم صهيونيستي را به رسميت شناخت و در همان موقع با توجه به جايگاه ترکيه در ماجراي امپراتوري عثماني، اقدام لائيکهاي ترکيه واکنش شديدي را در جهان اسلام برانگيخت و موجب يأس ملتهاي مسلمان از ترکيه شد.
اقدام آن روز ترکيه در به رسميت شناختن رژيم صهيونيستي تاثير عمدهاي در موجوديت اين رژيم نامشروع در خاورميانه داشت. پس از آن لائيکهاي ترکيه که مناصب مهم احزاب، مجلس، ارتش، دستگاه قضا و مطبوعات ترکيه را در اختيار داشتند نقشهاي مهمي را در عاديسازي موجوديت رژيم صهيونيستي ايفا کردند و در 60 سال گذشته اين ارتباط بين لائيکهاي ترکيه و دولت غاصب صهيونيستي به صورت استراتژيک و راهبردي باقي مانده است.
با روي کار آمدن اسلامگراها تداوم رابطه آنکارا و تلآويو زير سوال رفت و با ابهام مواجه شد. با ابهام در روابط ترکيه – اسرائيل، رژيم صهيونيستي، که موجوديت خود را به ميزان بسيار زيادي مرهون ترکيه و سپس مصر ميدانست بشدت وحشتزده شد و درباره تداوم اين رابطه از سوي اسرائيليها تاکيدات زيادي صورت گرفت. هرگاه يک مقام اسرائيلي نظير آويگدور ليبرمن، اظهارات تندي را عليه ترکيه انجام ميداد بقيه صهيونيستها با نگاه به استراتژيک بودن رابطه تلآويو- آنکارا به او اندرز داده و وي را از هرگونه اظهارنظر منع ميکردند. در عين حال رابطه دولت ترکيه با رژيم صهيونيستي در دوره اسلامگرايان يک ميراث ريشهدار است که از لائيکها به اسلامگرايان رسيد.
رابطه ترکيه و اسرائيل با عضويت ترکيه در اتحاديه اروپايي گره خورده است. با توجه به نگاه استراتژيک ترکها به عضويت در اتحاديه اروپايي، تداوم اين رابطه و در عين حال الزام اسلامگرايي در ترکيه مبني بر قطع رابطه با رژيم صهيونيستي به صورت يک پارادوکس براي جريان اسلامگرايي درآمده است. اسلامگراها راهحل اين مساله را در کاهش تدريجي رابطه و تبديل آن از حالت استراتژيک و راهبردي به يک رابطه کاملا معمولي و کم اثر ميبينند.
اين فرآيند براي نخبگان ترکيه قابل فهم است اما در متن مردم ترکيه که بشدت از ايده محو اسرائيل حمايت ميکنند قابل قبول نيست لذا مساله قطع يا تداوم رابطه براي دولت اسلامگراي رجب طيب اردوغان به صورت يک مساله و دردسر درآمده تا جايي که گفته ميشود حفظ اکثريت حزب عدالت و توسعه در پارلمان ترکيه و در نتيجه تداوم حيات دولت اسلامگراي اردوغان به ميزان زيادي بستگي به مديريت اردوغان در حل و فصل اين پارادوکس در ترکيه دارد. بسياري از کارشناسان وضعيت متناقض حفظ يا قطع رابطه با رژيم صهيونيستي را براي اردوغان امري اساسي ارزيابي کردهاند. اين در حالي است که وضع فعلي و حمله اسرائيل به کشتي ترکيهاي مرمره 2 سوال توامان فراروي دولت اردوغان قرار داد.
يک سوال از سوي لائيکها، ارتش و اعضاي حزب حاکم مطرح بود که چرا اردوغان شهروندان ترکيه را با اعزام به سواحل غزه در معرض حمله اسرائيل قرار داده و يک سوال ديگر که از سوي مردم و اسلامگرايان براي اردوغان مطرح شده اين است که چرا ترکيه تاکنون اقدام تاثيرگذار و جدياي انجام نداده و از خون هموطنانش دفاع نکرده است.
مردم سالاري
«وحدت رمز عبور از موانع»عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم علي ودايع است كه در آن ميخوانيد:
لبنان که از آن با نام عروس خاورميانه ياد مي کنند همواره در نگاه مردم اين منطقه به دليل تعاملا ت و برخوردهاي خاص فکري مورد توجه بوده است اما با فوت علا مه فضل الله بازهم گاه ها به لبنان معطوف شده است اما نوع نگاه به لبنان با دفعات قبل تفاوت دارد.
گرچه وي همواره به عنوان يکي از سرسخت ترين دشمنان رژيم صهيونيستي و ايالا ت متحده در بيروت به شمار مي رفت اما عمده فعاليت هاي وي به زمان جنگ هاي داخلي لبنان باز مي گردد.
در آن برهه زماني سرنوشت ساز،امام موسي صدر با درک وضعيت لبنان و استضعافي که شيعيان رادچار کرده بود; شروع به سازماندهي مسلمانان کرد و با نوع نگاه خاص به روابط اجتماعي، جان تازه اي به پيکر مسلمانان و شيعيان دميد اما بايک تفاوت بزرگ با رهبران ديگر:وي يک روشنفکر ديني بود و تعامل و گفتمان را سرلوحه روابط خود با آنهايي که دچار تنش بودند قرار داد.
پس از ربوده شدن وي درليبي مسووليت رهبري اين موج برعهده علا مه فضل الله قرار گرفت.گروهي از روحانيون وسران فکري گروه هاي مختلف گرد هم جمع شدند که خواستار وحدت درجامعه لبنان و احترام به يکديگر بودند. وحدت از مفاهيمي است که فهم آن در نگاه اول آسان است ولي همواره عوامل داخلي و خارجي باعث شده است تا اين مقوله در کشورهاي عمدتا مسلمان به فراموشي سپرده شود يا گرد خاطره، آن را بگيرد. منظور از وحدت مفهومي است از همه اقشار و گروه هاي جامعه.بي شک در آن روزهاي سخت و خونين لبنان افرادي در گروه هاي مختلف بودند که درخواست وحدت براي حفظ کيان مملکت داشتند و تحمل حرف مخالف را لا زمه حفظ يکپارچگي لبنان قلمداد مي کردند.
در لبنان آن روز افرادي که زيرپرچم قوات لبناني (فالا نژها) مي جنگيدند از انديشه هاي وحدت طلبانه خشمگين بودند; اما امروز لبنان با به ثمر نشستن انديشه هاي ديروز امام موسي صدر،بادارابودن فرقه ها و طوائف گوناگون توانسته به نوعي از وحدت و دموکراسي دست يابد;گرچه دست هاي تفرقه افکن ديروز که با عوامل بيگانه ارتباط دارند همچنان به اختلا فات دامن مي زنند.
در ايران اسلا مي اگر به سخنان وسلوک اجتماعي- سياسي امام خميني (ره) دقت کنيم خواهيم ديد که از نظر ايشان وحدت يک توصيه اخلا قي و يک ارزش صرفا فرهنگي نيست;بلکه راهبردي است کاربردي براي قدرتمند شدن جامعه اي که مشکلا ت عديده اي در کمين آن است. افراد وگروه هاي سودجو از تفرقه حداکثر بهره را مي برند. در لبنان امروز امثال سميرجعجع از تفرقه،منافع خود را تامين مي کنند.
رسالت
«جامعتين و نگاه به آينده اصولگرايي»عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم صالح اسکندري است كه در آن ميخوانيد:
1 - پيران دنيا ديده، سدي براي گفتگو نمي سازند و در سياست قائل به جمع باوري و پل زدن بين منافع مختلف هستند آنچه امروز جامعتين در خشت خام مي بينند جوانان اصولگرا در آينه نمي بينند. پند پيران بهتر از عمر دراز/ زانکه ايشانند خود در عين راز شهر قم طي روزهاي اخير شاهد نشست هاي مهم اما بي جار و جنجالي بود که حکايت از آينده نگري و دورانديشي فحول روحانيت در صيانت از دستاوردهاي اصولگرايي داشت. ديدار اخير جامعه روحانيت مبارز و جامعه مدرسين حوزه علميه قم روند رو به رشدي براي تحکيم همگرايي در بين اصولگرايان و تعميق وحدت ملي بود. حضور همزمان آيت الله مهدوي کني و آيت الله يزدي در يک جلسه نشان داد که جامعتين حساب ويژه اي براي آينده اصولگرايي در کشور قائل است و برنامه ريزي هاي مدوني براي مفصل بندي گفتماني و نهادمندي تغيير و تحولات در چارچوب رقابت هاي سياسي دارد.
2 - روحانيت که ميراث دار مجاهدت ها و بصيرت هاي علما و فقهاي بزرگي همچون ميرزاي شيرازي، شيخ فضل الله و از همه پر رنگ تر حضرت امام خميني(ره) است به نيکي دريافته يکي از توطئه هاي آشکار دشمن ايجاد نقار، شکاف و اختلاف افکني در يکپارچگي علما، روحانيون و مراجع است. جنس موضع گيري ها و بصيرت علما در فتنه اخير نشان داد که رشد و بلوغ سياسي و اجتماعي حوزه هاي علميه طي سه جنبش مشروطه، ملي شدن صنعت نفت و انقلاب اسلامي به حدي رسيده که اجازه نمي دهد روحانيت از يک سوراخ چند بار گزيده شود.
3 - دشمن از قبل انتخابات تا به امروز تمام تلاش خود را معطوف اين موضوع کرده است تا در صورت بندي نهايي خود در جنگ نرم در انضمام با پروژه تفرقه افکني بين روحانيت، (نقش بي نقشي) به روحانيت القا نمايد و مانع از نقش آفريني موثر پيران اصولگراي ديگر در معادلات سياسي کشور گردد. در حالي که جامعتين با هوشياري قبل و بعد از انتخابات اقدام به روشنگري و موضع گيري هاي شفاف نمود و امروز به منظور نقش آفريني موثر در بين اصولگرايان در اولين گام، اصل روانسازي همگرايي جريان اصولگرايي بر مبناي گفتگو هاي مستمر را در دستور کار خود قرار داده است. تشکيل يک کميته مشترک براي پيگيري منويات متوافق، محصول تعاملات و رايزني هاي جامعتين در نشست اخير بود. بديهي است از آنجا که امروز اصولگرايان در راس قوا حضور دارند آثار وجودي اين گفتگو ها در بازتنظيم مناسبات قوا و وحدت در حاکميت ظهور و بروز مي يابد.
4 - تلاشهاي جامعتين منطبق بر منويات و انتظارات مقام معظم رهبري از جريانات سياسي تاثير گذار و گروه هاي مرجع صورت مي پذيرد که معظم له در ديدار هاي اخير بارها بر آن تاکيد نموده اند. ايشان در ديدار اعضاي بسيجي هيئت علمي دانشگاه ها فرمودند: “اتحاد و يکپارچگي در درون و نيز تزريق اتحاد به مجموعه جامعه. برادران، خواهران، عزيزان! امروز کشور به اتحاد کلمه خيلي نيازمند است. بنده مخالفم با سخني و حرکتي و نوشتاري که - حتي اگر با انگيزه درست و با انگيزه صادقانه است - موجب شقاق و شکاف مي شود؛ بنده موافق نيستم. اگر کسي نظر من را مي خواهد بداند، نظر من اين است که عرض کردم. ما بايستي انسجام را ايجاد کنيم. ما بايستي تلائم را در مجموعه اين ظرفيت عظيم به وجود بياوريم.”معظم له طي يک سال اخير روند تعميق وحدت در جامعه را با درايت پيگيري نموده و کار را در يک بستر طبيعي پيش برده اند. امروز وقت آن رسيده که گروه هاي مرجع مثل جامعتين وارد فاز نقش آفريني موثر شوند.
جمهوري اسلامي
«منشأ اصلي بن بست سياسي عراق» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
هفته آينده، مهلت مقرر براي تشكيل جلسه مجلس جديد عراق جهت تعيين رئيسجمهور و رياست مجلس به پايان ميرسد درحالي كه اختلافات عميق ميان گروههاي سياسي اين كشور همچنان ادامه دارد و بن بست تشكيل دولت جديد پس از گذشت نزديك به چهار ماه از انتخابات، همچنان لاينحل مانده است.
دو روز پيش آيتالله سيستاني بار ديگر بر تسريع در تشكيل دولت تاكيد كرد و از جناحهاي سياسي خواست براساس مفاد قانون اساسي به يك ديد مشترك برسند. آيتالله سيستاني بار ديگر نسبت به تبعات تأخير در تشكيل دولت هشدار داد.
روز جمعه نيز سيد عمار حكيم رئيس مجلس اعلاي اسلامي عراق از گروههاي سياسي خواست در راه تشكيل دولت جديد از خود انعطاف نشان دهند.
23 تير ماه، يعني چهارشنبه هفته آينده مهلت قانوني براي تشكيل جلسه رسمي مجلس عراق و تعيين رئيس مجلس، رئيسجمهور و دو معاون وي به پايان ميرسد و مجلس موظف است در آن جلسه بدون هيچ تأخيري به اين وظيفه قانوني خود عمل كند.
مهمترين مانع بر سر اتحاد و تشكيل دولت جديد، اختلاف نظر گروهها در تعيين نخستوزير است. اين اختلاف از يكسو ميان گروه "العراقيه" و ائتلاف "اتحاد ملي" است و از سوي ديگر، در درون ائتلاف (اتحاد ملي) نيز كه اخيراً از بهم پيوستن دو جناح شيعي "دولت قانون" به رهبري نوري مالكي و "ائتلاف ملي" به رهبري سيد عمار حكيم ايجاد شده است نيز درباره معرفي نخستوزير اختلاف وجود دارد.
گروه العراقيه با تكيه بر نتيجه انتخابات و كسب 91 كرسي در مجلس، كه دو كرسي بالاتر از "دولت قانون" ميباشد مدعي است حق تشكيل دولت را دارد. اين گروه كه در جريان انتخابات از حمايتهاي گسترده مالي و سياسي خارجي به ويژه آمريكا و عربستان برخوردار بود اكنون نيز با استفاده از اين حمايتها درصدد است حرف خود را به كرسي بنشاند.
تهران امروز
«چه كسي از سرنوشت اصل 44 خبر دارد؟» عنوان سرمقاله وزنامه تهران امروز به قلم سيدجواد ساداترضوي است كه در آن ميخوانيد:
از خرداد سال 84 كه سياستهاي كلي اصل44 قانون اساسي توسط رهبر معظم انقلاب به سران قوا ابلاغ شد بيش از پنج سال ميگذرد. در اين مدت كه به اندازه يك برنامه توسعه پنجساله زمانبرده دولت و ساير متوليان اقداماتي در جهت تحقق اين اصل انجام دادهاند ولي متاسفانه هيچ گزارش متقن و دقيقي از سوي دستاندركاران و مجريان درباره نحوه اجرا، كيفيت واگذاريها، ميزان دستيابي به اهداف مطروحه در سياستهاي ابلاغي و ارزيابي بنگاهها پس از واگذاريها منتشر نشده و كارشناسان و افكار عمومي از آن اطلاع مناسبي ندارند.
در واقع از چند و چون بزرگترين روند و فرآيند خصوصيسازي در كشور كه بايد باعث افزايش حضور فعالان واقعي اقتصادي و بهبود نسبي توزيع درآمد در كشور ميشد، چندان خبر روشن و واضحي در دست نيست. اگر چه كارشناسان و صاحبنظران به روش و نحوه واگذاري شركتها انتقادات جدي و اساسي وارد كردهاند ولي فقدان يك ارزيابي كلي از فرآيند طي شده تاكنون خود يكي از آسيبهاي جدي اين جريان است. دولت بايد پاسخگو باشد و اين حداقل انتظار افكار عمومي و فعالان اقتصادي است تا بتوانند ارزيابي مشخصي از اين مسئله مهم ملي داشته باشند و براي آينده برنامهريزي كنند.
اما صرفنظر از اين مطلب و گزارشي كه دولت بايد منتشر كند رهبر معظم انقلاب در ابلاغ سياستهاي اصل 44 قانون اساسي مطالباتي داشتند كه بهنظر ميرسد هنوز تا تحقق آن فاصله قابل توجهي وجود داشته باشد. مقام معظم رهبري در تاريخ 30/ 11 /85 و در ديدار مسئولان اقتصادي و دستاندركاران اجراي اصل 44 قانون اساسي خلاصه سياستهاي ابلاغي را اينگونه بيان فرمودند:
«آزاد شدن دولت از فعاليتهاي اقتصادي غيرضرور، باز شدن راه براي حضور حقيقي سرمايهگذار در عرصه اقتصاد كشور، تكيه بر تعاون - شركتهاي تعاوني – و چتر گسترده شركتهاي تعاوني بر روي اقشار ضعيف مردم، پرداختن دولت به آداب و قواعد نقش حاكميتي، سياستگذاريهاي اجرايي و ايفاي نقش حاكميتي و صرف چگونگي مصرف درآمدهاي ناشي از اين واگذاري در بخشهاي ذكر شده و بعد، الزامات دولت در امر واگذاري».
اما فضاي كلي اقتصاد كشور و جريان واگذاري بنگاههاي دولتي تصور درستي از تحقق اين برنامه به دست نميدهد. متاسفانه در جريان واگذاريها سهم بخش شبهدولتي بيش از آنچيزي شده كه تصور ميشد و گاه از يك بخش دولتي به شركتهاي وابسته به دولت يا شبهدولت واگذار شده كه با اصل و روح اين سياستها فاصلهاي آشكار دارد. در اين بين البته فرصتطلبان و «قانوندانان قانونشكني» نيز پيدا شدند كه با خريد كارخانهها و فروش اموال آن به ميلياردها آلاف و الوف رسيدند و كارگران را بيكار و زمينها و ماشينآلات را به حراج گذاشتند.
اين همه در حالي اتفاق افتاده است كه از اجراي اين سياستها مثل هر روش و نسخه اقتصادي مهم ديگري دو هدف مدنظر بود اول: «افزايش ثروت ملي» و دوم: «توزيع عادلانه و رفع محروميت در درون جامعه اسلامي.»
آفرينش
«نگاه اعراب به تحريم هاي ضد ايران» عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش به قلم علي رمضاني است كه در آن ميخوانيد:
دو کشور در جهان هستند که لياقت موجوديت ندارند يکي اسرائيل و ديگري ايران. سخنان فوق چندي پيش به نقل از ملک عبدالله پادشاه عربستان در رسانه ها منتشرشد. سخناني که هرچند توسط مقامات رياض تکذيب شد اما شماري از مقامات فرانسوي صحت آن را تاييد کردند. در واقع سخنان ملک عبدالله در کنار سخنان پيشين وليعهد امارات متحده عربي در مقايسه ايران با اسرائيل حکايت از دور ديگري از همراهي هاي کشورهاي عربي با غرب برضد تهران است.
در چندهفته گذشته و با تصويب فصلنامه 1929 برضد ايران در شوراي امنيت و راي ممتنع لبنان به آن هرچند بسياري در داخل کشور از راي ممتنع لبنان به تحريم ها اظهارتعجب کردند اما اگر به کلام برخي مقامات اتحاديه عرب نگاهي داشته باشيم در واقع راي دولت لبنان و دولت سعدحريري در واقع راي اتحاديه عرب بود.
در اين حال در واقع در دو هفته گذشته با افزايش تحريم هاي چندجانبه و يک جانبه امريکا، اروپا و ساير کشورها برضد ايران به نظرمي رسد اکنون سه نوع نگرش در ميان کشورهاي عربي نسبت به همراهي، مخالفت يا بي طرفي نسبت به تحريم و فشارها برضد ايران وجوددارد از يک سو کشورهاي همانند سوريه و عراق که در واقع متحدان تهران به شمار مي روند آشکارا با تحريم و فشار برضد ايران مخالف هستند در اين بين هرچند شمار زيادي از کشورهاي اتحاديه عرب به نظرمي رسد موضعي بي طرفانه در قبال فشار و تحريم ها برضد ايران در پي گرفته يا مي گيرند اما آنچه مهم و اساسي مي نمايد رويکرد دسته سوم کشورهاي اتحاديه عرب است.
کشورهايي که در واقع هرچند مي کوشند با اتخاذ رويکردهايي ديپلماتيک چندان مواضع اصلي خود را در رابطه با موافقت با تحريم ها و فشارها برضد ايران آشکار نسازند اما تحرکات سياسي پنهان و پيداي آنان و گاه سخنان انتشار يافته آنان در رسانه ها گوياي همگرايي و همراهي بيشتر اين طيف با غرب برضد ايران است.
جهان صنعت
«چرا انضباط نداريم؟» عنوان سرمقاله روزنامه جهان صنعت به قلم حميدرضا طهماسبيپور است كه در آن ميخوانيد:
مرداد دو سال پيش بود که با ممنوع شدن انتشار انواع چکپول توسط بانکها، انتشار اين مهمان نامبارک اقتصاد ايران به انحصار بانک مرکزي درآمد. اين اقدام بانک مرکزي که در راستاي تامين ابزار مطمئن مبادله ميان مردم بود در آن زمان اقدامي خوب تلقي ميشد اما با اين وجود هم مسکني بود بر زخميکاري!
چراکه با بررسي ساده ميتوان دريافت که اين روش از ريشه معيوب است و اکنون اين نظام پولي در هيچ جاي دنيا ديگر پذيرفته نيست.
هرچند با حضور محمود بهمني در ساختمان فيروزهاي هم اين رويکرد از ريشه رد نشد اما نشانههاي مخالفت رييس کل بانک مرکزي به مرور عيان شد تا معلوم شود وي نيز با انتشار چکپول موافق نيست.
با مرور گفتههاي مسوولان، شايد بتوان حذف سه صفر از پول ملي و انتشار اسکناسهاي درشتتر را از جمله برنامههاي دامنهداري دانست که دولت از طريق بانک مرکزي به دنبال اجراي آن است اما با اين وجود بايد از مسوولان نظام پولي و مالي کشور پرسيد که چرا براي ايجاد انضباط پولي تاکنون اقدامي ريشهاي و زيرساختي صورت نداده و به نقد کارشناسان پاسخي منطقي ندادهاند؟
بايد بپذيريم که سردرگميهاي اقتصادي اين روزها در قالب يکي از محورهاي هفتگانه طرح تحول اقتصادي کشور خود را نشان داده و حتي به بانک مرکزي هم رسيده که باعث شده تمرکز بر اصول مهم ديگر فراموش يا از اولويت خارج شود. چرا اين روزها از موضوع مهم انضباط پولي کمتر ياد شده و هرچه پرسيده ميشود به هدفمندي يارانهها برميگردد!
اگر برنامهاي براي اصلاح ساختار معيوب نظام پولي و مالي ايران وجود دارد، چرا کسي نميگويد که برنامه دقيق براي مهار فشار صدور چکپولها چيست و چرا ايران تنها کشور منتشرکننده چکپول در دنياست؟
دنياي اقتصاد
«تورم و ذخاير ارزي بانك مركزي»عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم
مهران دبيرسپهري است كه در آن ميخوانيد:
در خبرها داشتيم كه بانك مركزي با اعطاي 12 ميليارد دلار تسهيلات به بخش صنعت موافقت كرده است (دنياي اقتصاد 13/4/1389).
به نظر ميرسد قرار است اين وامها از ذخاير ارزي بانك مركزي تامين اعتبار شود؛ ذخايري كه يك بار در گذشته با قيمتي بالاتر از قيمت بازاري آن توسط بانك مركزي خريداري شده است و اثر تورمي آن را مردم چشيدهاند. دليل آنكه ادعا ميشود بانك مركزي اين ارزها را گران خريداري كرده، آن است كه اگر قرار بود اين ارزها در بازار به فروش برسد، ريال بسيار كمتري عايد فروشنده ميشد؛ زيرا افزايش عرضه، قيمت را كاهش ميدهد. البته منظور اين نيست كه بايد اين عمل را انجام و نرخ ارز را كاهش داد، بلكه اصولا سياست ارزي كشور بايد به گونهاي باشد كه تا حد امكان از تبديل ارز به ريال جلوگيري شود و ارزهاي نفتي يا ذخيره شود يا صرف خريدهاي ارزي از خارج از كشور گردد؛ البته كالاهايي كه واردات آن به توليدكنندگان داخلي آسيبي نرساند.
مثلا تصور كنيد كه كشور چين تصميم بگيرد تنها نيمي از ذخاير ارزي خود را (2/1 تريليون دلار) وارد بازار كرده و به يوآن تبديل كند. نتيجه اين عمل چيست؟ پاسخ روشن است. اگر اين تبديل در بازار انجام گيرد، موجب كاهش شديد قيمت ارز و ابتلاي اين كشور به بيماري هلندي خواهد شد كه نتيجه آن نابودي اقتصاد چين است و اگر هم اين تبديل در بانك مركزي چين انجام شود، در اثر يك ابر تورم، اقتصاد چين نابود خواهد شد. البته اين كاري است كه به صورت تدريجي سالها است كه در كشور انجام ميشود و اقتصاد ما، هم از مضرات بيماري هلندي و هم از مضرات تورم رنج برده و ميبرد. به همين دليل، اين كشور به يك منطقه مصرفي تبديل شده كه توليد در آن بسيار مشكل است.
اما تاثير اين وام 12 ميليارد دلاري بر نرخ تورم چگونه خواهد بود؟ پاسخ اين سوال به روش مصرف آن بستگي دارد.
1 - اگر وام گيرنده، ارز را در بازار داخلي به ريال تبديل سپس آن را مصرف كند، اولا باعث يك اثر تورمي از ناحيه تقاضا ميشود و ثانيا باعث يك اثر تورمي ديگر ناشي از افزايش عرضه پول ملي از سوي بانك مركزي خواهد شد؛ زيرا نرخ ارز در ايران به صورت شناور مديريت شده تعيين ميشود و بانك مركزي مجبور خواهد شد براي جلوگيري از كاهش قيمت ارز، مجددا اين ارزها را خريداري نمايد. مگر آنكه دولت از تبديل بخشي از ارزهاي خود به ريال صرفنظر نمايد كه در اين صورت اثر تورمي دوم، بيشتر از حد معمول حادث نخواهد شد.
2 - اگر وام گيرنده، ارز را صرف واردات كند در اين صورت يك اثر موقت ضد تورمي خواهد داشت؛ ضمن آنكه اين امكان وجود دارد كه توليدكنندگان داخلي در اثر تشديد بيماري هلندي از واردات مزبور متضرر شوند.
3 - اگر در حالت دوم بيماري هلندي تشديد شود، نرخ تورم بلند مدت در اثر افزايش قيمت مسكن افزايش خواهد يافت.
نتيجه آنكه با احتمال زياد، ميليونها ايراني توليد كننده بايد متضرر شوند مگر آنكه با يك دقت وسواسگونه، اين 12 ميليارد دلار صرف واردات كالاهايي شود كه در داخل در حال توليد نباشد يا كالاي جايگزين براي توليدات داخلي نباشد. مثلا فرض كنيد يك ميوه ناشناخته به نام x وارد كشور ميشود و وارد كننده مدعي است واردات اين ميوه، آسيبي به توليدكننده داخلي نميزند؛ زيرا اصلا در داخل توليد نميشود؛ اما غافل از آنكه مصرف كننده ايراني براي خريد ميوه x لازم است بخشي از پولي را كه مثلا صرف خريد سيب ميكرده به اين ميوه جديد اختصاص دهد؛ به عبارت ديگر باغدار ايراني در نهايت از واردات ميوه x متضرر خواهد شد.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


