گزيده سرمقاله روزنامههاي صبح امروز
کد خبر: ۱۰۷۴۴۵
| | 3580 بازدید
تهران امروز
«تحريم و ضدتحريم» عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز به قلم سيدجواد سيدپور است كه در آن ميخوانيد:
حدود 30 سال پيش، بيست و پنجم مهرماه 59، نخستوزير وقت ايران محمدعلي رجايي براي حضور در سازمان ملل به نيويورك سفر كرده و در آنجا با «كورت والدهايم» دبيركل سازمان ملل ملاقات ميكند. «والدهايم» در آن جلسه از «تحريم و انزواي» ايران سخن ميگويد و از سوي نخستوزير ايران پاسخ ميشنود: «انزواي ما در اصل با دولتهايي است كه منافع چپاولگرانه در ايران داشتند، با اقمار آنها هم همينطور، ما به اين نتيجه رسيدهايم كه تا ساختن يك ايران مستقل و مترقي و آزاد در رابطه با معيارهاي انقلاب اين انزوا تاحدودي اجتنابناپذير است.» از آن زمان تاكنون مواجهه غرب با انقلاب ايران همواره با همين روش و با همين سبك بوده و هنوز هم از همان ادبيات و از همان شيوه براي محدود كردن انقلاب ايران بهره ميبرند.
موضوع تحريم يا انزواي ايران كه اين روزها در رسانههاي مخالف نظام مدام «پمپاژ» ميشود، مسئله 30 ساله انقلاب است و به امروز و ديروز هم ارتباط ندارد. اكنون به لحاظ تقويمي بيش از 11 هزار روز است كه از پيروزي انقلاب ايران ميگذرد و در اين بين ايران تنها كمتر از 270 روز و در همان اوايل انقلاب، مورد تحريم آمريكا و همپيمانانش قرار نگرفته و در تمام اين مدت ايران مورد تحريم بوده است.
كدام عقلانيت سياسي ميپذيرد سياستي كه 30 سال بر ملتي روا شد و نتيجه نداد، همچنان پابرجا بماند؟ آيا سياستمداران آمريكايي تاكنون انديشيدهاند كه چرا در اين 30 سال نتوانستند به نتيجه برسند؟ آيا همين يك دليل تاريخي براي باطل بودن روش و اقدامشان بر عليه منافع ملي يك كشور كفايت نميكند؟ اين ديگر شعار نيست بلكه واقعيت است كه ساختار نظام اقتصادي ايران با تحريم عجين شده و به يك همزيستي مسالمتآميز رسيده و هيچ كارشناسي نميتواند قدرت ايران را در مواجهه با اين «جنگ اقتصادي» ناديده بگيرد و از كنار آن به راحتي عبور كند.
سادهترين پيام چنين قدرتي اين است كه غرب و آمريكا بايد بپذيرند كه عصر «ديكته كردن» سياستهاي جهاني و منطقهاي گذشته و نميشود يك ملت بزرگ و آزاده را «ديكتهپذير» كرد.به دليل همين توهم قدرت تكصدايي است كه دولت ايالاتمتحده همواره بزرگترين سهم را در كاربرد سياست تحريم اقتصادي بر كل كشورهاي جهان داشته است. بهطوري كه در دوره 1918 تا 1990 دولت آمريكا مسئول 77 مورد از كل 115 تحريم اقتصادي جهان، يعني 67 درصد كل تحريمها بود، اما در دوره 1990 تا 1999 سهم آمريكا در كل تحريمهاي اقتصادي جهان به 92 درصد افزايش يافت. تنها در دوره اول رياستجمهوري بيل كلينتون، دولت آمريكا 61 تحريم اقتصادي (جزئي يا كلي) را عليه 35 كشور جهان با جمعيتي بالغ بر 2.3 ميليارد نفر يعني حدود 42 درصد كل جمعيت جهان تا آنزمان را به اجرا گذاشت.
رسالت
«برائت از افراطيون»عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمد مهدي انصاري است كه در آن ميخوانيد:
هر چند پس از دو رويداد تاريخي و تعيين کننده9 دي و22 بهمن، فضاي ملتهب و غبارآلود سياسي ناشي از مسائل فتنه آلود سال گذشته به محاق رفت و اراده شوم و ماهيت فتنه گران سيه روي و سياسيون ساده انديش بر همگان هويدا گشت، اما طي چند هفته اخير شاهد پس لرزه هاي همان فتنه تلخ و البته درهم شکسته اي هستيم که متاسفانه به صورت افراط گري و تندروي در رفتارها و موضع گيري هاي بعضي افراد و خواص بروز و ظهور يافته است.
«اخلاق سياسي» و «تقواي سياسي» در جامعه اسلامي حکم مي کند انسان هاي دور انديش و عقلاي قوم براي سرکوب هميشگي فتنه و کور کردن زمينه هاي آن از مرزهاي تقوا و ديانت خارج نشده و «سياست و سياست ورزي» را در نظام اسلامي آن گونه که بايد «عين ديانت» ما باشد، پيشه خود سازند.
ديانت ما نيز آن گونه که در سيره نبوي و در مشي علوي نمود يافته، مملو از اخلاق و گذشت و بزرگ منشي است. رفتار و کردار امام راحل و لحظه لحظه بيست سال رهبري عالمانه و مجاهدانه جانشين بر حق ايشان نيز همين منوال را به اثبات رسانده که مديريت و سياست ورزي در جمهوري اسلامي ايران بايد منطبق بر اصول ديني و ارزش هاي اخلاقي و موازين انساني باشد. در اين رويکرد خروج از اين اصول مساوي خواهد بود با خودپرستي ها و دنيا دوستي ها و ساير لغزش هايي که در وادي پيچيده قدرت و سياست اجتناب ناپذيرند.
مدتي است فضاي مبتني بر تند خويي و بداخلاقي و افراط کاري بر برخي مناسبات سياسي و جناحي کشور و در بين گروهي از نخبگان سياسي حاکم گشته که مظاهري چون انگ زني، شکاف و شقاق ميان افراد و جريانات و تشديد واگرايي ها و... را در پي داشته است. به نام تبيين فتنه و يا براي پاسداشت حريم ولايت و يا براي دفاع از ملت و با دستاويز قرار دادن عناويني از اين دست، به همه چيز و همه کس حمله مي شود! طوري افراد را بمباران تبليغاتي مي کنند که اساسا از حيز انتفاع خارج شوند! انواع و اقسام بر چسب ها به افراد الصاق مي شود که البته بسياري از اينها دون شان نظام اسلامي است.
برخي کينه ها و لجاجت هاي گروهي و شخصي حتي بر روابط قواي سه گانه اثر گذار مي شود و تعامل آن را تحت الشعاع قرار مي دهد. نکته اينجاست که اين افراط گري ها وتند خويي ها از سوي افرادي است که با صبغه صادقانه و نيت مومنانه به ميدان نيامده اند و براي مقاصد خاص سياسي و دنيوي اين چنين بر تنور التهاب و افراط مي دمند. اينها غافلند از اينکه شعله هاي آتش تنور افراط بسيار سهمگين و فتنه آفرين است.
ابتكار
«سال سرنوشت ساز براي نفت ايران» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار است كه در آن ميخوانيد:
بررسي وضعيت بازار نفت حکايت از حساس بودن تصميمهاي نفتي ايران دارد. چرا که در صورت کوچکترين درصد اشتباه در تصميم گيريهاي نفتي،ايران نقش خود را به عنوان صادرکننده نفت بزودي از دست خواهد داد.
برخي از موسسات بين المللي انرژي در جهان بر نقش تاثيرگذار ايران در بازار سالهاي آتي نفت ميگويند و برخي با تحليل وضعيت سرمايه گذاري و سياستهاي اجرايي در صنعت نفت ايران بر حذف اين کشور از جمع صادرکنندگان نفت اصرار دارند.اما نکته مشترک در تمام اين پيش بينيها، نقش تاثيرگذار سياستهاي اجرايي در صنعت نفت ايران طي 5 سال آينده است.چرا که تمام اين موسسات تاکيد دارند 5 سال آينده براي نفت ايران بسيار سرنوشت ساز خواهد بود و در صورت درصدي اشتباه در نحوه سرمايه گذاري، تزريق مناسب گاز به ميادين، توسعه به موقع ميادين و ... صادرکننده بودن ايران به رويايي دست نيافتني بدل خواهد شد.
البته وضعيت عرضه و تقاضا نيز در سالهاي اينده قطعا بر سياستهاي ايران تاثيرگذار خواهد بود که شايد بررسي وضعيت بازار نفت طي سالهاي آينده بتواند در راستاي رسيدن به هدف بازيگر نقش اول شدن در بازار نفت موثر باشد.
تلاش براي بازيگر اصلي بودن در اين ميان هر يک از موسسات تحقيقاتي بين المللي معتبر از وضعيت بازار نفت طي سالهاي آتي پيش بيني خاص خود را دارند که البته اين پيش بينيها در دوحالت خوشبينانه و بدبينانه تعريف شده است.پيش بيني خوشبينانه با رشد اقتصاد جهاني و پشت سر گذاشتن بحران مالي جهاني همراه است و بدبينانه آن در ادامه روند فعلي و بدتر شدن اوضاع مالي جهان خلاصه شده است.
اما در تمام اين پيش بينيها اگرچه اعداد و رقمي متفاوت از عرضه و تقاضا در بازار مطرح ميشود اما در يک مساله نظري واحد ديده ميشود و آن کاهش تقاضاي نفت در سالهاي آتي است.
مردم سالاري
«تهديد يا فرصت» عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم دکتر رضا جلالي است كه در آن ميخوانيد:
اوباما رئيس جمهور آمريکا در هفته اي که گذشت با امضاي خود بر تحريم فراگير ايران به ادعاي خود قلب برنامه اي هسته اي ايران را هدف قرار داد و اتحاديه اروپا نيز از آن حمايت کرد. در پي چهارمين تحريم ضد ايراني از سوي شوراي امنيت، مجلس سناي آمريکا از 100 عضو با 99 راي و مجلس نمايندگان (کنگره آمريکا) با 408 راي به تحريم فراگير هسته اي ايران راي مثبت دادند و اوبا ما نيز با امضاي خود مهر تاييدي بر اين آرا زد.
نگارنده اين سطور در 8 سال گذشته در دوران حاکميت اصلا ح طلبان در سلسله يادداشت ها و سرمقاله هاي روزنامه مردم سالا ري تحت عناوين دست يابي ايران به انرژي اتمي، رهايي از بن بست يا تداوم تهديد در تذکرات مکتوبي به دولتمردان وقت جمهوري اسلا مي ايران اخطار کرد که اگر فرصت هاي مغتنم راجع به پرونده جنجالي هسته اي ايران را قدر ندانيم، به مرور زمان تبديل به تهديدات فراگير عليه منافع ايران خواهد بود.
اکنون که هنوز فصلي از دهمين بازنگري NPT، معاهده منع گسترش سلا ح هاي هسته اي و تسليحا ت غير متعارف از طرف نمايندگان سياسي، دستگاه هاي ديپلماسي جهان در مقر دائمي سازمانملل متحد، سپري نشده است، ...
ضرباهنگ معکوس از دست رفتن برخي فرصت هاي مغتنمي موجب شد تا بار ديگر ائتلا ف 1+5 با ميدان داري دستگاه سياست خارجي آمريکا بر طبل قلدرمابي بکوبد.اکنون نوک فلش دارندگان حق وتو فشار خويش را بر روي مردم حق طلب و عدالتجوي ايران اسلا مي متمرکز کرده اند.لذا همگان بايستي توجه خاص خويش را بر حفظ عزت و کرامت انساني و اسلا مي مردم شريف ايران متمرکز کنيم و در مقابل تهديدات قدرت هاي زورمدار غربي به منظور حفظ منافع ملي جمهوري اسلا مي بازيرکي و هوشياري مصداق حديث شريف مولا ي متقيان حضرت علي(ع) باشيم که فرمودند: (المومن کيس) مومن زيرک و باهوش است.
مگر نمي توان اختلا فات داخلي را در شرا يط تهديدهاي بيگانگان به فراموشي سپرد.
كيهان
«آيا انقلاب فرزندان خود را مي خورد؟!» عنوان يادداشت روز روزناممه كيهان به قلم حسين شريعتمداري است كه در آن ميخوانيد:
1- صبح ديروز خبرنگار هفته نامه آمريكايي «نيويوركر» كه براي مصاحبه به كيهان آمده بود، با اشاره به سوابق انقلابي برخي از عوامل فتنه - يا به قول او چالش-88 و طرد آنها از صحنه نظام جمهوري اسلامي ايران، پرسيد؛ آيا نبايد با فرانتس فانون هم عقيده بود كه مي گفت؛ «انقلاب ها فرزندان خود را مي بلعند»؟! و توضيح داد در گفت وگو با يكي از طرفداران مطرح و شناخته شده «جنبش سبز»!! متوجه شده است كه آنها چنين عقيده اي دارند!
پاسخ اين سؤال مراجعه به يك «معيار» بود، معياري منطقي و خالي از ابهام كه در قالب پرسشي از ايشان مطرح گرديد و آن پرسش اين كه؛ كداميك از دو سوي ماجرا بر آموزه هاي انقلاب اصرار مي ورزيدند و كداميك نسخه اي ديگر و متفاوت با ارزش هاي انقلاب در دست گرفته و به ميدان آورده بودند؟ جان لي آندرسن كه خبرنگاري كهنه كار است و كتاب «زندگي انقلابي چه گوارا» از وي به فارسي ترجمه شده است گفت؛ انكار نمي كنم كه طرفداران جنبش سبز(!) و رهبران آنها ديدگاهي متفاوت و در پاره اي از موارد، متضاد با ديدگاه اعلام شده امام خميني]ره[ را دنبال مي كردند و آيت الله خامنه اي روي نظرات امام خميني تاكيد مي ورزيد. به ايشان گفته شد؛ اگرچه نظر فرانتس فانون درباره سرنوشت برخي از انقلاب ها، نظير انقلاب الجزاير و يا شماري از جنبش هاي به ثمر نشسته مردمي صحت دارد ولي در ايران اسلامي، انقلاب فرزندان خود را نخورده و نمي خورد، بلكه فرزندان ناخلف انقلاب و يا منافقان نفوذ كرده در آن را تصفيه مي كند و كنار مي گذارد.
2- اين روزها برخي از عوامل فتنه كه در سال هاي نه چندان دور، اردونشين انقلاب اسلامي و نظام برخاسته از آن بوده اند و در پي خروج از بستر اسلام و انقلاب و ايفاي نقش ستون پنجم دشمن، از سوي توده هاي عظيم مردم طرد شده اند، ترجيع بند «انقلاب فرزندان خود را مي خورد»! بر زبان و قلم گرفته و ساز فريب ديگري را ساز كرده اند. اين ساز بدصدا در حالي نواخته مي شود كه تعدادي از فتنه گران، اگرچه در گذشته با تظاهر به انقلابي گري و يا به واقع، در شمار وفاداران اسلام و انقلاب شمارش مي شده اند ولي در جريان فتنه 88 نه فقط از بستر انقلاب بيرون رفته اند، بلكه آشكارا با دشنه هاي آخته و پنهان كرده در آستين نفاق و به نمايندگي بي پرده و بي نقاب از سوي مثلث آمريكا، اسرائيل و انگليس، عليه اسلام، انقلاب، نظام، امام (ره) و مردم مظلوم و نجيب وطن خويش شوريده اند، كه بهتر است گفته شود عليه مردم وطن قبلي خويش، زيرا وطن كنوني آنها بدون كمترين ترديدي، واشنگتن، لندن و تل آويو است.
وطن امروز
«سرمشقي براي مديران مياني» عنوان يادداشت روز روزنامه وطن امروز به قلم امير حسين شريفي است كه در آن ميخوانيد:
1- اصليترين نکتهاي که پس از نشست صميمانه دستاندرکاران رسانه ملي با رهبر معظم انقلاب براي من جالب توجه بود اشراف کامل ايشان بر حوزه فرهنگ و بويژه مجموعهسازي در مديوم تلويزيوني بود. ايشان با دقت و توجه کامل پيرامون جزئيترين مراحل برنامهسازي از توليد تا مونتاژ مواردي را متذکر شدند که اين نقطهنظرات براي ما برنامهسازان بسيار روشنگر و گرهگشاست. يکي از مهمترين اين موارد هم لزوم انتقاد سازنده به جاي نق زدن بود؛ رهنمودي که پايبندي به آن در مسير توليد برنامههاي تلويزيوني ميتواند بسيار راهگشا باشد.
2- در کنار رهنمودهاي رهبر انقلاب، اتفاق ديگري که نميتوان از کنار آن بيتوجه عبور کرد منش صميمانه ايشان در پايان نشست در برخورد با هنرمندان بود؛ رفتاري که شخص بنده را بشدت تحتتاثير قرار داد و اين نشست را براي من تبديل به ديداري فراموشنشدني کرد. اين تعامل و سعهصدر در شنيدن بيواسطه صحبتهاي هنرمندان اتفاقي است که در هيچ جاي جهان عين و مانند ندارد و واقعا بايد به آن باليد.
3- از ديگر نکات قابل بيان درباره اين ديدار، تأثيرگذاري آن بر همکاران و هنرمندان حاضر بود. دوستان و همکاران پس از پايان نشست بشدت تحتتاثير نگاه باز و عميق ايشان در مسائل مرتبط با حوزه فرهنگ و برنامهسازي بودند. بهعنوان نمونه نکتهاي که ايشان درباره ادبيات به کار رفته در مجموعههاي تاريخي موردتوجه قرار دادند در نوع خود نکتهاي قابل تأمل بود. بهگونهاي که اگر از اين پس در نگارش فيلمنامهها به جاي ادبيات ثقيل گذشتگان، ادبيات فارسي روان امروز جايگزين شود، تحولي قابل توجه را در برقراري ارتباط ميان مخاطبان و اين قبيل مجموعهها شاهد خواهيم بود.
4- درباره ميزان انطباق عملکرد مديران با ديدگاههاي رهبر انقلاب، من معتقدم ديدگاههاي ايشان نظراتي کاملا روشن و راهگشاست و اميدوارم مديران هم اين ديدگاهها را سرمشق برنامههاي خود قرار دهند. مسؤولاني که دستاندرکار توليد مجموعههاي تلويزيوني و ثبت فيلمنامه و نظارت بر آنها هستند ميتوانند خطمشي خود را با توجه به اين ديدگاهها ترسيم کنند و اجازه دهند ما برنامهسازان در برنامههاي توليدي انتقاد سازنده را بگنجانيم.
جمهوري اسلامي
«منشأ اصلي بن بست سياسي عراق»عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد؛هفته آينده، مهلت مقرر براي تشكيل جلسه مجلس جديد عراق جهت تعيين رئيسجمهور و رياست مجلس به پايان ميرسد درحالي كه اختلافات عميق ميان گروههاي سياسي اين كشور همچنان ادامه دارد و بن بست تشكيل دولت جديد پس از گذشت نزديك به چهار ماه از انتخابات، همچنان لاينحل مانده است.
دو روز پيش آيتالله سيستاني بار ديگر بر تسريع در تشكيل دولت تاكيد كرد و از جناحهاي سياسي خواست براساس مفاد قانون اساسي به يك ديد مشترك برسند. آيتالله سيستاني بار ديگر نسبت به تبعات تأخير در تشكيل دولت هشدار داد.
روز جمعه نيز سيد عمار حكيم رئيس مجلس اعلاي اسلامي عراق از گروههاي سياسي خواست در راه تشكيل دولت جديد از خود انعطاف نشان دهند.
23 تير ماه، يعني چهارشنبه هفته آينده مهلت قانوني براي تشكيل جلسه رسمي مجلس عراق و تعيين رئيس مجلس، رئيسجمهور و دو معاون وي به پايان ميرسد و مجلس موظف است در آن جلسه بدون هيچ تأخيري به اين وظيفه قانوني خود عمل كند.
مهمترين مانع بر سر اتحاد و تشكيل دولت جديد، اختلاف نظر گروهها در تعيين نخستوزير است. اين اختلاف از يكسو ميان گروه "العراقيه" و ائتلاف "اتحاد ملي" است و از سوي ديگر، در درون ائتلاف (اتحاد ملي) نيز كه اخيراً از بهم پيوستن دو جناح شيعي "دولت قانون" به رهبري نوري مالكي و "ائتلاف ملي" به رهبري سيد عمار حكيم ايجاد شده است نيز درباره معرفي نخستوزير اختلاف وجود دارد.
گروه العراقيه با تكيه بر نتيجه انتخابات و كسب 91 كرسي در مجلس، كه دو كرسي بالاتر از "دولت قانون" ميباشد مدعي است حق تشكيل دولت را دارد. اين گروه كه در جريان انتخابات از حمايتهاي گسترده مالي و سياسي خارجي به ويژه آمريكا و عربستان برخوردار بود اكنون نيز با استفاده از اين حمايتها درصدد است حرف خود را به كرسي بنشاند.
آرمان
«فوتبال و سياست» عنوان سرمقاله روزنامه آرمان به قلم جاويد قربان اوغلي است كه در آن ميخوانيد:
مسئله فوتبال غير از ماهيت وزشياش، خود به خود ماهيتي سياسي هم دارد. مسابقات فوتبال که بين کشورها در تورنومنتهاي مختلف اروپايي، اسيايي، جهاني و المپيک برگزار ميشود، خود به خود ابعاد سياسي هم پبدا ميکند، مخصوصا چنانچه پيشينه و موضوعي سياسي هم بين کشورهايي که با هم بازي ميکنند وجود داشته باشد. به طور مثال ميتوان به بازي ايران امريکا در جام جهاني 1998 فرانسه اشاره کرد. بازي ايران و امريکا به عنوان دو کشوري که سياستهاي متقابل و رودررو دارند و در حالت ستيز سياسي با همديگر هستند واقعا در کانون توجه دنيا قرار گرفت چه از طرف آنها و چه از طرف ما. پيروزي ما بر امريکا موجي از شادي را در اردوگاه طرفداران ايران و يا مخالفين امريکا ايجاد کرد.
کره شمالي مثال ديگري است که ميشود به آن اشاره کرد. اين کشور تلاش زيادي انجام داد که بتواند يکي از تورنمنتهاي بزرگ اعم از جام جهاني يا المپيک را ميزباني کند ولي به دلايلي سياسي چنين اتفاقي روي نداد و در حقيقت چنين امکاني را به آنها نداند. موضوع بعدي که ابعاد ورزشى دارد ولى لزوما در دايره فوتبال هم نيست استفاده از ورزش در پيشبرد اهداف ديپلماتيک است.
سياستى که آمريکايىها در دوران جنگ سرد در قبال چين به کار بردند که بعدها به ديپلماسي پينگ پنگ معروف شد. اين مثالها نشان دهنده تاثيرات متقابل ورزش و سياست بر همديگر است. نکته ديگر در روابط متقابل ورزش و سياست؛ اعتبار و جايگاه کشورها در جهان با استفاده از تورنمنتهاى ورزشى است. براى هر کشورى برخورداري از يک جايگاه برجسته در صحنه بينالمللي يکي از مولفههاي اصلي سياست خارجي است.
براي کشوري که ميخواهد در جهان به عنوان کشوري تاثيرگذار، نقش آفرين و کشوري که در سياستهاي جهاني جايگاهي برايش تعريف شود و يا نقشي را ايفا کند مطرح شود، به دست آوردن اين مولفه مي تواند اعتبار آن کشور را در دنيا ارتقا بخشد، قدرت چانهزني آن کشور را بالا برد و آن کشور را هم تراز و هم وزن کشورهاي مطرح دنيا کند. اين موضوع در مورد همه اين کشورها صدق ميکند و فرقي هم نميکند که آفريقايي، آسيايي يا امريکاي جنوبي يا کشورهاي خاورميانه باشند.
آفرينش
«اينترنت، فرصتي براي رشد» عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش به قلم علي رمضاني است كه در آن ميخوانيد:
اينترنت را مي توان جام جم هزاره جديد ناميد . جام جمي که امروزه پيوندي ناگسستني با اقتصاد،سياست ،فرهنگ و بطور کلي تمام شئونات زندگي بشري يافته و کشورها مي کوشند تا در پرتو بکارگيري مناسب تر از آن به اهداف مختلف خود دست يابند. در اين راستا در واقع اينترنت نقش بنيادين و اساسي در توسعه و پيشرفت هر کشوري دارد.
همين اهميت بنيادين است که باعث شده است امروزه کشورهاي در حال توسعه، عقب مانده و پيشرفته روز به روز توجه جدي تري به فرصت هاي استفاده از اينترنت داشته باشند و در کنار آن با کاهش هزينه ها،کاهش ترافيک ،صرفه جويي در وقت و زمان، توجهي اساسي به مباحثي همچون تجارت الکترونيک ،آموزشي الکترونيک، دولت الکترونيک و ده ها مقوله ي ديگر از اين دست داشته باشند.
در اين بين کشور ما ايران نيز هر چند جز» نخستين کشورهايي بود که در منطقه خاورميانه به اهميت اينترنت پي برد اما واقعياتي نظير سرعت اينترنت و ده ها موانع حاشيه اي و جانبي آن به نظر مي رسد ايران را در چند سال اخير در جايگاه بسيار نا مناسبي در رتبه هاي جهاني سرعت اينترنت قرار داده است.
در اين راستا در تازه ترين رتبه بندي سرعت اينترنت ،ايران جايگاهي بهتر از 156 از ميان 162 کشور مورد بررسي نيافته است.جايگاهي که در واقع کشور ما را در رده هاي آخر خاورميانه و بسيار پايين تر از کشورهاي عقب مانده و آفريقايي قرار مي دهد.واقعيتي که بي شک قابل تامل بسيار است.
به راستي چرا در حالي که نسل جوان مشتاقان بيست و چند ميليوني اينترنت در کشور با مشکلاتي نظير سرعت هاي حداقلي و کيلوبايتي از اينترنت استفاده مي کنند کشورهاي همسايه ما و رقيبان منطقه اي همچون ترکيه چندين برابر از ما جلوترند و در مقياس جهاني هم سرعت اينترنت در کشورهايي نظير کره جنوبي و ژاپن 300 تا 500 برابر از کشور ما بيشتر است؟علاوه بر اين قيمت اينترنت نيز خود مساله اي ديگر است که هم چنان وجود دارد.يعني با وجود سرعت هاي بسيار پايين ،قيمت استفاده از اينترنت دهها برابر کشورهاي منطقه اي و جهاني است.قيمتي که به نگاه بسياري (با وجود اينترنت رايگان در بسياري از کشورها) ناعادلانه مي نمايد و عملا باعث ايجاد ده ها مشکل جدي اقتصادي در کشور و ده ها پيامد منفي منجمله افزايش ترافيک در شهرها مي شود.
دنياي اقتصاد
«درسهاي اقتصادي يك مسابقه» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم محمدصادق جنان صفت است كه در آن ميخوانيد:
فوتبال از ورزشهاي جذاب، هيجانانگيز و بسيار پرطرفدار است. مسابقات جام جهاني فوتبال كه هر چهار سال يك بار برگزار ميشود، نقطه اوج هيجان در اين ورزش به حساب ميآيد.
اين روزها كه مسابقات جامجهاني در آفريقاي جنوبي در حال برگزاري است، ميليونها نفر از شهروندان جهان، با هر رنگ و زبان و نژاد و با تفاوتهاي معنادار به لحاظ موقعيت شغلي و سطح درآمد، بازيها را از جعبه جادويي تماشا ميكنند. روز گذشته اكثر سايتها و خبرگزاريهاي مهم جهان، خبر حذف آرژانتين به وسيله تيم ملي فوتبال آلمان را به عنوان يك خبر مهم مخابره كرده و تفسيرهاي كارشناسان خود را مطرح كردند. شمار قابل توجهي از ايرانيان نيز در روزگذشته براي دقايقي فارغ از مسائل اقتصادي و سياسي، درباره بازي يادشده بحث و مجادله ميكردند.
جذابيت و اهميت فوقالعاده بازيهاي جامجهاني فوتبال، موجب شده است كه دولتهاي گوناگون با گرايشهاي سياسي مختلف، حضور پرقدرت در اين بازيها را جدي گرفته و سرمايهگذاري لازم را براي حضور در آن انجام ميدهند.
بررسي بازيهاي فوتبال در جامجهاني، علاوه بر مسائل ورزشي، نكات قابل توجهي از انواع مديريتها در كشورهاي گوناگون را نيز در معرض ديد ميليونها نفر از شهروندان قرار ميدهد. دقت در رويدادهاي جام جهاني فوتبال از جمله بازيهايي كه اين روزها در جريان است، ميتواند درسهايي براي مديران در حوزههاي ديگر از جمله اقتصاد داشته باشد.
شايد مقايسه نتايج بازيها با رويدادهاي اقتصادي و سياسي را نتوان يك به يك دانست و آن را همپوشاني كامل تلقي كرد، اما برخي شباهتها نيز قابل توجه است.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


