شاهدان ادعاي بی گناهی متهم به قتل را رد كردند
جسد مختار وقتي پيدا شد كه رهگذراني كه حوالي يك قنات متروكه در حال رفتو آمد بودند، پي به بوي بدي بردند كه از داخل يكي از چاهها مشام را مي آزرد. آنها با توجه به شدت اين بو با پليس تماس گرفته و احتمال مرگ يك نفر داخل اين چاه را به ماموران گزارش دادند.
به گزارش تهران امروز، پليس در محل حاضر و ساعتي بعد يك ماشين آتش نشاني هم د رمحل حاضر شده و ماموران آن با طناب به اعماق چاه رفتند.دقايقي بعد جسد سوخته و فاسد شده جواني كه به سختي چهرهاش قابل شناسايي بود از چاه بيرون كشيده شد.
جنازه به پزشكي قانوني انتقال پيدا كرده و تلاش براي يافتن هويت آن آغاز شد . طولي نكشيد كه گزارشي مبني بر گم شدن فردي به نام محمود به اداره آگاهي مخابره و با خانواده اين فرد تماس گرفته شد. پدر محمود با حضور بالاي سر جسد سوخته پسر 20 ساله خود را شناسايي و شيوني از سر درد كشيد.
در حالي كه گزارش پزشكي قانوني حكايت از به قتل رسيدن محمود بر اثر اصابت ضربات مكرر چاقو بر بدن وي داشت پدر مقتول به كارآگاهان گفت كه قاتل پسرش را مي شناسد: مختار فرزندم را كشته است، او پسر خواهرم است و اعتياد شديد دارد هميشه مي ترسيدم او كاري دست ما بدهد.
پيرو اين ادعا تحقيق از مختار شروع شد اما چون مدركي عليه او وجود نداشت. وي بازداشت نشد.
چند روزي گذشت تا اينكه پرس و جوي ماموران از دوستان مختار مشخص كرد او روز جنايت با مقتول قرار ملاقات داشته و اين موضوع را هم به آنها گفته است.در ضمن دوستان مختار او را در آن روز به همراه مقتول ديده اند. به همين خاطر مختار بازداشت شده و به اداره آگاهي منتقل شد: من پسر عمه ام را نكشتم، من اصلا محمود را آن روز نديدم.
اما شهادت دوستان مختار و ضد و نقيض هاي فراواني كه در حرف هاي او بود باعث صدور قرار كيفرخواست براي وي شد.
مختار امروز در دادگاه كيفري استان تهران حاضر و محاكمه شد.
در ابتداي جلسه نماينده دادستان با خواندن كيفرخواست گفت: دادسرا معتقد است مختار قاتل پسردايي اش است. او روز جنايت به خاطر معامله كردن مخدر شيشه سر قرار با مقتول حاضر شده بوده است.مختار اختلاف مالي مهمي با محمود داشته در ضمن دقايقي قبل از قرار قمه خود را به چاقو تيز كني برده و از صاحب آن خواسته آن را تيز كند.
سپس پدر و مادر مقتول در جايگاه حاضر شده و براي متهم تقاضاي قصاص كردند.
مادر مقتول گفت: روز حادثه محمود به خانه آمد و از من خواست شام مفصلي درست كنم چون نامزد و خانواده نامزدش را به شام دعوت كرده است در آشپزخانه مشغول تدارك غذا بودم كه از من ساك خواست، ساكش پاره بود، آن را به او دادم ولي گفتم پاره است، گفت عيب ندارد، خواست از خانه خارج شود پرسيدم كجا مي روي كه گفت نيم ساعته برميگردم، كار دارم و تا مهمانها آمدند، خودم را مي رسانم.مهمانها آمدند اما از آن به بعد ديگر موبايل محمود خاموش بود شب به خانه نيامد ،گفتم شايد به خانه نامزدش رفته تا از بابت نبودنش در مهماني امشب از او دلجويي كند اما فردا صبح خيلي نگران شدم چرا كه همكارش در منزل ما آمد و سراغ او را گرفت : محمود امروز هم سر كار نيامده، ما نگرانش شديم او 20 ميليون تومان پول همراهش بوده است.پسرم ناظر خريد شركتش بود و گاهي وقتها تا 300ميليلون تومان پول هم همراه خود به خانه مي آورد و فرداي آن روز آن را به رييس شركت تحويل مي داد.
پدر مقتول هم گفت: آن روز با تحقيق از چند آژانس تاكسي سرويس فهميدم كه مختار سر قرار با پسرم حاضر شده است. چون مختار معتاد هم بود من به شدت به او مشكوك شده و او را به پليس معرفي كردم.نفر بعدي مختار بود كه در دفاع از خود در جايگاه حضور يافت: من نمي دانم چه كسي محمود را كشته است. محمود پنج كيلو مخدر شيشه از قاچاقچيها خريده بود و مقداري از آن را هم من برايش فروخته بودم. روز حادثه به من زنگ زد و گفت مي خواهد با مواد فروشان تسويه مالي كند . 600هزار توماني هم از من ميخواست كه به من گفت آن را برايش بياورم.به من گفت قمه ات را هم بياور من هم دادم آن را تيز كردند و با خودم بردم .سر قرار رفتم محمود با ساكي پاره آمده بود از من خواست بروم ساكي نو بخرم در ضمن به من گفت به فلان پارك برو و اين مقدار شيشه ر ا برايم بخر. من هم به آن پارك رفتم و ديگر هم از محمود خبري ندارم. شايد مواد فروش ها او را كشته باشند من بيگناهم.من پولي همراه محمود نديدم.بعد از شنيدن حرفهاي متهم دادگاه وارد شور شد تا راي اين پرونده را صادر كند.


