گزيده سرمقاله روزنامههاي صبح امروز
کد خبر: ۱۰۶۷۰۷
| | 2482 بازدید
كيهان
«عوامل تاخير در فرآيند حقوقي عراق» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم سعدالله زارعي است كه در آن ميخوانيد:
فرآيند سياسي در عراق دچار نوعي ركود شده و برخلاف آنچه در روند حقوقي ديده شده، تشكيل پارلمان بعد از برگزاري اولين جلسه به تعويق افتاده است قانون اساسي عراق مي گويد حداكثر يك ماه پس از تشكيل اولين جلسه پارلمان جديد بايد روساي قوا و نخست وزير تعيين شوند اينك دو هفته از اولين جلسه پارلمان گذشته است ولي از جلسه دوم خبري نيست بر اين اساس بعضي از چهره هاي سياسي عراق در تفسيري كه چندان با متن قانون اساسي عراق همخوان نيست گفته اند منظور از اولين جلسه پارلمان، اولين جلسه اي است كه در آن شاكله پارلمان - هيئت رئيسه - بسته مي شود. در خصوص روند موجود نكاتي وجود دارد.
1- فراكسيون العراقيه كماكان بر به دست گرفتن پست رياست جمهوري يا نخست وزيري عراق تاكيد دارد و سه كشور عرب همسايه عراق از اين خواسته پشتيباني مي كنند و حال آنكه كردها روي تداوم رياست خود بر قوه مجريه تاكيد دارند محور العراقيه - عربستان و... به خوبي مي دانند كه فروگذاشتن از سهم كردها در يكي از دو پست رياست جمهوري و نخست وزيري روي توافق كردها با شيعيان در پست نخست وزيري اثر مي گذارد و امكان انتخاب نخست وزير از ميان كانديداهاي ليست بزرگتر - ليست مشترك شيعيان - با دشواري جدي مواجه مي كند. هدف نهايي آنان اين است كه فرمول هر عراقي يك راي و اثر گذاري بر ساختار سياسي براساس آراء بيشتر را منتفي كرده و قاعده اكثريت و اقليت را بهم بزنند. اگر اين اتفاق بيفتد ساختار سياسي عراق و قانون اساسي اين كشور به حالت تعليق درمي آيند.
2- تصميم گيري درباره پست هاي مهم - كه شامل حدود 180 پست مي شود - حتما بايد توأم با حفظ حضور همه اقوام در ساختار حقوقي باشد بر اين اساس هر طايفه بايد رضايت و موافقت طايفه ديگر را كسب كند بعنوان مثال كردها و شيعيان اگر رضايت فراكسيون اهل سنت - العراقيه - را بدست نياورند در اداره استان هاي داراي اكثريت سني - الانبار، صلاح الدين و نينوا - دچار مشكل شده و بخش عمده اي از وقت 4 ساله آنان صرف حل مسائل اين طايفه مي شود. از سوي ديگر بعضي از اقدامات در عراق نيازمند تصويب بيش از دو سوم نمايندگان مجلس مي باشد با اين وصف و با اين محدوديت، فراكسيون العراقيه مطالبات خود را بالا برده و امكان حصول توافق را با دشواري مواجه كرده است.
رئيس فراكسيون 91 نفره العراقيه در آخرين اظهارنظر اعلام كرد كه هركس نخست وزير شود بايد پست هاي ارشد امنيتي و نظامي را به العراقيه بسپارد و حال آنكه دوام مديريت نخست وزير بر قوه مجريه در عراق مستلزم داشتن اختيار حوزه امنيتي و انتظامي است. امروز امنيت مهمترين نياز عراق و اولين مسئوليت و ماموريت دولت به حساب مي آيد.
مردم سالاري
«تجمع براي يک مصوبه» عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم کورش شرفشاهي است كه در آن ميخوانيد:
مدتهاست باب توهين و افترا باز شده و برخي به خودشان اجازه مي دهند هر آن چيزي را که مي خواهند بر زبان آورند که آخرين نمونه آن، تجمع مقابل مجلس شوراي اسلا مي در اعتراض به مصوبه مرتبط با دانشگاه ها بود. در اين تجمع جملا ت و کلماتي بر زبان تجمع کنندگان جاري شد که به صورت مستقيم مرکز قانونگذاري کشور را نشانه گرفته و اتهامات عجيب و غريبي را به نمايندگان مردم به ويژه هيات رئيسه نسبت داد; اتهاماتي که لا زم است ريشه يابي و مشخص شود از سوي چه کساني برنامه ريزي، هدايت و اجرا شد.
اگر بخواهيم اين حرکت را مورد بررسي قرار دهيم در 2 حوزه قابل بررسي خواهد بود. اول از نگاه جامعه و مردمي است که از مقابل مجلس مي گذشتند و با شنيدن آن شعارها از خود مي پرسيدند آيا نمايندگان مردم به راستي مصداق اين شعارها هستند و اگر نيستند چرا کسي به آنها واکنش نشان نمي دهد؟
هنگامي که براي برگزاري تجمع و راهپيمايي هايي همچون روز جهاني کارگر بايد از وزارت کشور مجوز گرفت، شعارها را هماهنگ و محل تجمع را مشخص کرد و پس از همه اين موارد اجازه برگزاري راهپيمايي هم داده نمي شود، چرا و چگونه عده اي مقابل مرکز قانونگذاري کشور حاضر مي شوند و هر آنچه مي خواهند مي گويند آيا اين افراد مجوز قانوني براي اين تجمع داشته اند و اگر پاسخ مثبت است چه نهادي متولي صدور اين اجازه بوده و آنها از چه مرجعي درخواست مجوز کرده اند؟
اما نکته بعد بحث شخصيت مجلس است که بايد هيات رئيسه پيگير آن باشد تا پس از اين هيچ کس به خود اجازه ندهد به خاطر آن که يک مصوبه به ذائقه عده اي خوش نيامده، چنين کارناوالي به راه بيندازند اين مي تواند فتح بابي شود براي ساير گروه ها و جناح ها که اگر هر مصوبه اي را نپذيرفتند يا به مذاقشان خوش نيامد به هر ترفندي به مرکز تصميم گيري کشور اهانت کنند.
نکته مهمتر آن است که اين تجمع کنندگان چگونه به خودشان اجازه مي دهند با يک مصوبه مخالفت کنند؟فراموش نکنيم که مصوبه مورد اعتراض، با راي بالا يي تصويب شد بنابراين نظر اکثريت جامعه از طريق نمايندگان مردم اعمال شده است و در صورت وجود هرگونه اشکالي، مرجعي همچون شوراي نگهبان مشخص شده تا در صورت مغايرت مصوبات با شرع و قانون، از تاييد آن جلوگيري به عمل آيد. حال چرا بايد عده اي به خود اجازه دهند که خودشان را نماينده اکثريت جامعه بدانند؟
رسالت
«حمايت از قوه قضائيه» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم صالح اسکندري است كه در آن ميخوانيد:
نظام قضائي در کشورهاي مختلف، تلفيقي از سيستم هاي ساختاري و حقوقي است که در تعامل نظام مند با يکديگر بستر هاي لازم را براي تحقق عدالت، پيشرفت کشور و رضايت مندي شهروندان فراهم مي کند. حمايت ساختار هاي مختلف از سيستم قضائي مايه تسهيل و تسريع در تبديل درون داد مطالبات حقوقي مردم و نيازهاي عمومي جامعه به برونداد رضايت شهروندان و عدالت گستري در کشور است.
نظام قضائي ايران پس از پيروزي انقلاب اسلامي پيشرفت هاي شايان توجهي داشته و امروز به يمن التزام نظري و عملي به سيستم حقوقي اسلام جزء مترقي ترين نظام هاي قضائي به حساب مي آيد. پايه و اساس مردمسالاري ديني عدالت گستري و “ليقوم الناس بالقسط” است. در اين نظام ساختار قضائي جايگاه تعيين کننده و حياتي دارد.
بر اين اساس حمايت از قوه قضائيه توسط ساختارهاي ديگر نظير قوه مقننه و مجريه نه يک امر تشريفاتي بلکه رسالت اصلي دولتمردان و قانونگذاران کشور است. همه قوا بايد کمک کنند که زمينه هاي لازم براي تحقق عدالت در کشور فراهم گردد. مقام معظم رهبري دوشنبه در ديدار رئيس و مسئولان قوه قضائيه فرمودند: “همه دستگاه هاي کشور از قوه قضائيه حمايت کنند تا قوه قضائيه بتواند در اين ميدان، بدون نظر عمل کند.”هر چند هنوز مدت زمان زيادي از مديريت آيت الله آملي لاريجاني قاضي القضات جوان و فاضل کشور نمي گذرد اما ايشان در اين مدت کوتاه سرمنشاء تحولات و اقدامات اميد بخشي در اين قوه بوده است. آيت الله لاريجاني طي اين مدت کوتاه تلاش کرده است که زمينه را براي تعامل نظام مند با ساير قوا فراهم کند و امروز نوبت حمايت قواي مقننه و مجريه است.
طرح يک سويه مطالبات عدالت محور و دراز کردن غير منصفانه انگشت اتهام به سوي قوه قضائيه هيچ مشکلي را از مشکلات کشور حل نمي کند. امروز قوه قضائيه در مبارزه با مفاسد دانه درشت ها تحت فشار قرار دارد. در بحبوحه نبرد نرم علي رغم عملکرد قانونمند و مدارامحور اين قوه در برخورد با معترضان اما دشمن سعي در مشوه جلوه دادن اين قوه دارد.
در چنين شرايطي دولت ومجلس بايد تمام قد از قوه قضائيه حمايت کنند.
بايسته هاي انتظام اقتصادي و ريشه کن کردن منابع و منافذ فساد در هر کشوري ذيل استراتژي مقابله با فساد و در انضمام با تعامل نظام مند و حمايت محور ساير ساختارها و دستگاه ها از قوه قضائيه صورتبندي مي شود و عملکرد تنظيمي نظام سياسي را در مقابل انواع ويروسها بيمه مي کند. اين استراتژي ممکن است در چين بسيار سخت و يا شايد بي رحمانه در انگلستان قانوني و در روسيه همراه با مدارا يا بي سياستي باشد. اما نوعا اعتقاد بر اين است که حاکميت در مقام تنظيم الگوي رفتار مقابله با فساد خود نبايد تسامح به خرج دهد و برخورد با مفاسد اقتصادي بايد قاطعانه و در عين حال عادلانه باشد.
جمهوري اسلامي
«راه حل اختلافات برنامه پنجم»عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
لايحه برنامه پنجم توسعه كشور در كميسيون تلفيق مجلس شوراي اسلامي بررسي و بازبيني شد و نمايندگان هم در صحن علني كليات آن را تصويب كردند.
گذشته از حرف و حديثهايي كه بر سر تأخير در ارائه اين لايحه از سوي دولت به مجلس شوراي اسلامي در گرفت و به تعويق اجراي اين برنامه تا نيمه دوم سال جاري منجر شد، به نظر ميرسد تغييراتي كه نمايندگان مجلس در لايحه پيشنهادي دولت اعمال كرده اند، چندان مطلوب دولت نيست تا حدي كه در برخي موارد به قهر نمايندگان دولت از كميسيونهاي مجلس انجاميده است.
از سوي ديگر آن چنان كه از سخنان نمايندگان مجلس بر ميآيد، لايحه تقديمي دولت حتي پس از تغييرات اعمال شده در آن توسط كميسيونها باز هم رضايت كامل و خرسندي نمايندگان را به دنبال نداشته است چرا كه مجلس از ابتدا هم روش دولت را در تنظيم لايحه برنامه نپسنديده بود.
حال با در نظر گرفتن اين فعل و انفعالات، شايد مناسب باشد اگر اين سئوال را به عنوان پرسشي كليدي از نخبگان، كارشناسان و مسئولان سابق و فعلي بپرسيم كه براستي ريشه و علت اين همه اختلاف نظر و تفاوت ديدگاه در بخشها و لايحههاي مختلف حكومت در مورد برنامههاي توسعهاي كشور چيست؟
چگونه است كه در بررسي برنامه بسيار مهمي همچون برنامه پنجم توسعه كه قرار است دومين گام از چهار گام اساسي كشور براي نيل به اهداف سند چشم انداز 20 ساله جمهوري اسلامي باشد، اينقدر دچار اختلاف نظر و تباين ديدگاهها هستيم؟
سياست روز
«سناريويي تازه عليه برنامه هستهاي ايران»عنوان سرمقاله روزنامه سياست روز به قلم محمد صفري است كه در آن ميخوانيد:
موضوع هستهاي جمهوري اسلامي ايران ابعاد تازهاي پيدا کرده است. فعاليتهاي صلحآميز هستهاي ايران که سالهاست بر سر آن از سوي غرب و آمريکا مناقشه ايجاد شده است، براساس بازرسيهاي متعدد بازرسين آژانس صلحآميز بوده و درصدد دستيابي به سلاح هستهاي نيست، نکته جالب توجه اين که جامعه اطلاعاتي آمريکا در زمان رياست جمهوري بوش در گزارشي اعلام کرده بود که ايران برنامه ساخت سلاح هستهاي ندارد و حتي مواد لازم براي ساخت يک بمب هستهاي را نيز ندارد واگر قصد آن را داشته باشد زودتر از سال 2015 نميتواند به آن دست پيدا کند.
اما به تازگي رئيس سازمان جاسوسي آمريکا «سيا» اعلام کرده است که ايران در دو سال آينده به دو بمب هستهاي دست خواهد يافت.
در شرايط کنوني و با توجه به روند سياستهاي خصمانه و تحريمهايي که از سوي غرب و آمريکا به طور يکجانبه عليه ايران صورت ميگيرد، اعلام چنين خبري نشان دهنده آغاز سناريويي تازه از سوي آمريکا نسبت به پرونده هستهاي جمهوري اسلامي ايران است.
غرب و آمريکا به خوبي ميدانند که تکنولوژي هستهاي، يک تکنولوژي بسيار پيچيده و حساسي است و با توجه به اين که طبق قوانين آژانس کشورهاي دارنده فناوري هستهاي ملزم به همکاري با ديگر کشورهاي عضو براي دستيابي به فناوري صلحآميز هستهاي هستند، اما تاکنون در اين زمينه هيچ کمکي به جمهوري اسلامي ايران نشده است و هر چه به دست آمده براساس علوم بومي و داخلي بوده است.
اين ادعاي تازه «سيا» در اين مقطع قابل تامل است، بايد گفت که آمريکا در موضوع هستهاي ايران يک گام ديگر را برداشت و پا را فراتر نهاد تا از اين طريق و براساس اطلاعات دروغي که منتشر ميکند سمت و سوي افکار عمومي جهان را به موضوع هستهاي ايران معطوف سازد، آن هم از جنس نگراني! ايجاد نگراني در افکار عمومي مردم جهان با استفاده از غول رسانهاي که در اختيار دارند سناريوي تازهاي است که در حال شکلگيري است.
آفرينش
«نگاه ديپلماسي محور در سياست خارجي»عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش است كه در آن ميخوانيد:
با تصويب قطعنامه 1929 در شوراي امنيت سازمان ملل متحد دور ديگري از تحريم هاي بين المللي بر ضد ايران آغاز شد دوري که هر چند از سوي محافل غربي هوشمندانه و هدفمندانه لقب گرفت اما تحريم هاي چندگانه و يک جانبه بعدي نشان دهنده تشديد فشارها برضد تهران و محکم تر کردن دايره تحريم ها برضد ايران بود در واقع چنانچه با نگاهي نشانه شناسي به تحريم هاي جديد يک جانبه توسط ايالات متحده امريکا،چند جانبه توسط اتحاديه اروپا و يک جانبه توسط استراليا و احتمالا کانادا بنگريم در مي يابيم که فراتر از هدف اعلام شده بازگرداندن ايران به ميز مذاکره در واقع تحريم هاي جديد بين المللي،چند جانبه و يک جانبه دايره فشارها را برضد ايران گسترده تر کرده است علاوه بر اين گفته هاي مقامات تل آويو و سخنان اخير رئيس سازمان سيا درباره احتمال دستيابي ايران به سلاح هسته اي تا سال 2012 اختلافات مقامات اروپايي و واکنش اجلاس رهبران هشت کشور صنعتي جهان همه و همه بيانگر افزايش تلاش ها در راستاي تشديد تحريم ها و اعمال فشار بر ايران است.
در اين بين اکنون کشورما در شرايط ويژه و منحصر به فردي قرار گرفته است شرايطي که با ادبيات قطعنامه 1929 (که مشابه ادبيات قطعنامه هاي تصويبي عليه عراق در زمان صدام است)مي بايد توجه بيشتر دستگاه سياست خارجي باشد چه اينکه درک شرايط نوين بين المللي و واقع بيني سياسي و در کنار نگاهي عقلاني به راهبردها و استراتژي هاي و واکنش تهران در مقابل تحريم هاي جديد سازمان ملل و کشورهاي غربي امري است که به نظر ضروري مي رسد در اين بين اتخاذ رويکردي ديپلماسي محور از سوي دستگاه سياست خارجي بايد با تاکيد بيشتري مورد توجه باشد.
در اين راستا سياست خارجي دولت مي بايد با توجه به منافع ملي و مصالح کشور با تدوين سناريوهاي متعددي بايد مانع از افزايش فشارهاي چندگانه بين المللي و يک جانبه شود امري که در شرايط فعلي به نظر مي رسد سياستي گريز ناپذير است، در مقابل اين رويکرد آنچه مشخص است واشنگتن و تل آويو در يک ماهه اخير کوشيده اند با يارگيري منطقه اي و بين المللي از يک سو دامنه تحريم ها برضد تهران را افزايش دهند و از سوي ديگر با اعطاي امتيازهاي بيشتري همراهي بيشتر مسکو و پکن را عليه برنامه ي هسته اي ايران متمرکزتر کنند و اين واقعيت نگران کننده حکايت از لزوم بکار گرفتن سياست ديپلماسي محور و گفتگو با کشورهاي عضو شوراي امنيت سازمان ملل از يک سو و قدرت هاي منطقه اي است چه اينکه بايد به ديپلماسي فرصت داد و با پرهيز از رويکردهاي واکنشي و گاه شعاري باعث سوء استفاده کشورهايي نظير اسرائيل را در افزايش تلاشها برضد ايران نشد.
در اين راستا بايد توجه داشت که تحريم هاي جديد اتحاديه اروپا که بخش صنعت نفت و گاز کشور را نيز هدف قرارداده در کنار عدم بکاربستن استراتژي مدون و پراگماتيست و عملگرا از سوي تهران مي تواند با گزينه هايي همچون تشديد تحريم ها برضد کشورمان بيانجامد گزينه هايي که بي شک بر منافع ملي و اقتصادي کشور تاثيرات افزون تري خواهد گذاشت.
قدس
«ديپلماسي آگاهانه قطر و همگرايي کشورهاي اسلامي»عنوان سرمقاله روزنامه قدس به قلم غلامرضا قلندريان است كه در آن ميخوانيد:
دولت قطر در نشست کميته پيگيري فعاليت هسته اي مخالف پيمان منع انتشار سلاحهاي هسته اي، با هشدار در خصوص تهديد رژيم صهيونيستي، خواستار همراهي کشورهاي عربي درباره خطرات هسته اي اين رژيم شد.
هرچند جامعه جهاني راجع به وجود سلاحهاي هسته اي در رژيم صهيونيستي اتفاق نظر دارد، ولي به دليل مواضع مبهم و متناقض سران اشغالگر قدس و انتشار گزارشهاي برخي از مقامهاي دولتي کشورها همسو با ديدگاه هاي اسرائيل نامشروع، از موضعگيري شفاف در اين زمينه امتناع مي ورزيدند. گزارشهاي غيررسمي سيا در دهه 1980 نشان مي داد تعداد سلاحهاي اتمي رژيم صهيونيستي از سال 1974 تا اوايل دهه 1980 ، بين 10 تا 20 سلاح بوده است؛ ولي اطلاعاتي که «مردخاي وانونو» در سال 1986 منتشر نمود، تصريح مي کرد که تل آويو بين 100 تا 200 سلاح اتمي در اختيار دارد. با اين همه، اطلاعاتي که در سالهاي ما بين هزاره دوم ميلادي توسط فدراسيون دانشمندان آمريکايي منتشر شد، نشان مي دهد اسرائيليها بين 75 تا 400 کلاهک اتمي دارند.
اسرائيل از امضاي پيمان منع گسترش هسته اي ( NPT ) سرباز زده است. اين به دليل سياست اين حکومت در قبال موضع مبهم در مورد وضعيت هسته اي اوست و اين گونه، دست خودش را براي آينده باز گذاشته است.
وجود سلاحهاي هسته اي اين رژيم نامشروع با توجه به مواضع ضد بشري و غيرانساني آنها در سالهاي اخير از جمله جنگ 33 روزه، حمله به غزه و محاصره 3 ساله اين باريکه، جلوه بيشتري يافت. حمله به ناوگان آزادي و تأکيد بر ممانعت از ورود کشتيهاي کمک رسان به محاصره شدگان، جايگاه اين رژيم را با داشتن بيش از حدود 400 کلاهک هسته اي و عضويت نداشتن در «ان پي تي»حساسيت بيشتري بخشيده است.
نگاه دوگانه مقامهاي واشنگتن سبب نگرانيهاي دولتمردان عرب گرديده و آنها با وجود جهت گيريهاي جانبدارانه واشنگتن از رژيم صهيونيستي، بي ثباتي خاورميانه را اجتناب ناپذير مي دانند، به گونه اي که هيلاري کلينتون، وزير خارجه آمريکا به کشورهاي شرکت کننده در نشست بازنگري « NPT » پيشنهاد «خاورميانه بدون سلاح اتمي» را ارائه داد و بدون آنکه از رژيم اسرائيل نامي ببرد، شفاف سازي در برنامه اتمي را به ايران پيشنهاد نمود. اين در حالي است که بيش از ده ها بار از مقامهاي آمريکايي شنيده ايم ايران تاکنون به سلاح اتمي دست پيدا نکرده و اسرائيل صدها کلاهک اتمي را در زرادخانه هاي خود دارد.
آرمان
«تحليلي بر شروط تهران براي تداوم مذاکرات هستهاي» عنوان يادداشت روز روزنامه آرمان به قلم افشار سليماني است كه در آن ميخوانيد:
رئيس دولت دهم جمهوري اسلاميايران روز دوشنبه 7 تيرماه 1389 طي مصاحبهاي که با حضور خبرنگاران داخلي و خارجي انجام داد به برخي سوالات خبرنگاران پيرامون مسائل داخلي و خارجي کشور پاسخ داد. بخشي از سوالات و پاسخها به مسئله فعاليتهاي هستهاي ايران و واکنشهاي اخير بينالمللي نسبت به آن و چگونگي عکس العملهاي آتي تهران در برابر اقدامات و تحرکات و مواضع برخي کشورها و نهادهاي بينالمللي معطوف بود . ايشان در صحبتهاي خود گفت: در حالى که مقامات آمريکايى در حال القاى اين موضوع بودند که بگويند طرف ايرانى حاضر به گفتوگو نيست، اما در جريان مذاکره با مسائلى مواجه شدند(امضاي بيانيه سه جانبه تهران در خصوص مبادله اورانيوم با سوخت 20 در صدي ) که انتظار آن را نداشتند. در واقع بيانيه تهران به خواست اوباما تهيه شد.
( اولين بار اين عبارت از زبان احمد داود اوغلو وزير خارجه ترکيه زماني مطرح شد که آمريکا با بي اعتنائي به بيانيه تهران تلاش نمود قطعنامه 1929 شوراي امنيت را به تصويب برساند.) اما به جاى استقبال از آن به سمت صدور قطعنامه رفتند و پس از صدور قطعنامه مجددا گفتند ما خواهان گفتوگو هستيم.ما اسم اين کار را بىاخلاقى مىگذاريم.
جهان صنعت
«بخش صنعت و معدن را دريابيد»عنوان سرمقاله روزنامه جهان صنعت به قلم کرامت جهانگرد است كه در ان ميخوانيد:
روز صنعت و معدن نزديک است. دهم تيرماه براساس مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي روز صنعت و معدن ناميده شده است.
اختصاص اين روز فرصت مناسبي است که به مهمترين موتور محرکه اقتصاد يعني بخش صنعت و معدن نگاهي انديشمندانه شود چرا که اين بخش به عنوان عامل مولد اشتغال پايدار در افزايش توليد ناخالص ملي و در آمد سرانه نقش بسزايي دارد.
سختکوشان عرصه صنعت ومعدن نه تنها امروز و ديروز که از 15 هزار سال قبل از ميلاد در ايران افتخار ميآفريدند، روزگاري که در اروپا انسانهاي ناندرتال يا کرومانيون زندگي ميکردند و اکنون افتخار اروپا به پدر خواندن آنهاست در ايران آهن و مفرغ توليد ميشد وصنايعي از مس ديده شده و سفالگري نيز حرفه هر خانواري بوده است. براساس سنگهاي قيمتي بهدست آمده از کوههاي زاگرس وسکههاي مکشوفه از جايجاي ايران مشخص ميشود توليد و صنعت جزو جوهره اين مردمان بوده است.
امروزه نيز ايران به لحاظ معادن بسيار غني است. از معادن نفت و گاز که بگذريم، معادن سنگهاي زينتي و فلزات در ايران فراوان بوده تا جاييکه نزديک است از رقباي اروپايي نيز پيشي بگيرد. اميدواريم اين کوشش آنها در جهت حرکت به سوي آرمانهاي بلند يک ايراني آباد را نشانه رود و چشمانداز ايران 1404بسيار زودتر از آن اتفاق بيفتد. انتخاب يک روز مانند 10تيرماه به عنوان روز صنعت و معدن اهميت دادن به اين قشر خاص از جامعه اسلامي است.
«عوامل تاخير در فرآيند حقوقي عراق» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم سعدالله زارعي است كه در آن ميخوانيد:
فرآيند سياسي در عراق دچار نوعي ركود شده و برخلاف آنچه در روند حقوقي ديده شده، تشكيل پارلمان بعد از برگزاري اولين جلسه به تعويق افتاده است قانون اساسي عراق مي گويد حداكثر يك ماه پس از تشكيل اولين جلسه پارلمان جديد بايد روساي قوا و نخست وزير تعيين شوند اينك دو هفته از اولين جلسه پارلمان گذشته است ولي از جلسه دوم خبري نيست بر اين اساس بعضي از چهره هاي سياسي عراق در تفسيري كه چندان با متن قانون اساسي عراق همخوان نيست گفته اند منظور از اولين جلسه پارلمان، اولين جلسه اي است كه در آن شاكله پارلمان - هيئت رئيسه - بسته مي شود. در خصوص روند موجود نكاتي وجود دارد.
1- فراكسيون العراقيه كماكان بر به دست گرفتن پست رياست جمهوري يا نخست وزيري عراق تاكيد دارد و سه كشور عرب همسايه عراق از اين خواسته پشتيباني مي كنند و حال آنكه كردها روي تداوم رياست خود بر قوه مجريه تاكيد دارند محور العراقيه - عربستان و... به خوبي مي دانند كه فروگذاشتن از سهم كردها در يكي از دو پست رياست جمهوري و نخست وزيري روي توافق كردها با شيعيان در پست نخست وزيري اثر مي گذارد و امكان انتخاب نخست وزير از ميان كانديداهاي ليست بزرگتر - ليست مشترك شيعيان - با دشواري جدي مواجه مي كند. هدف نهايي آنان اين است كه فرمول هر عراقي يك راي و اثر گذاري بر ساختار سياسي براساس آراء بيشتر را منتفي كرده و قاعده اكثريت و اقليت را بهم بزنند. اگر اين اتفاق بيفتد ساختار سياسي عراق و قانون اساسي اين كشور به حالت تعليق درمي آيند.
2- تصميم گيري درباره پست هاي مهم - كه شامل حدود 180 پست مي شود - حتما بايد توأم با حفظ حضور همه اقوام در ساختار حقوقي باشد بر اين اساس هر طايفه بايد رضايت و موافقت طايفه ديگر را كسب كند بعنوان مثال كردها و شيعيان اگر رضايت فراكسيون اهل سنت - العراقيه - را بدست نياورند در اداره استان هاي داراي اكثريت سني - الانبار، صلاح الدين و نينوا - دچار مشكل شده و بخش عمده اي از وقت 4 ساله آنان صرف حل مسائل اين طايفه مي شود. از سوي ديگر بعضي از اقدامات در عراق نيازمند تصويب بيش از دو سوم نمايندگان مجلس مي باشد با اين وصف و با اين محدوديت، فراكسيون العراقيه مطالبات خود را بالا برده و امكان حصول توافق را با دشواري مواجه كرده است.
رئيس فراكسيون 91 نفره العراقيه در آخرين اظهارنظر اعلام كرد كه هركس نخست وزير شود بايد پست هاي ارشد امنيتي و نظامي را به العراقيه بسپارد و حال آنكه دوام مديريت نخست وزير بر قوه مجريه در عراق مستلزم داشتن اختيار حوزه امنيتي و انتظامي است. امروز امنيت مهمترين نياز عراق و اولين مسئوليت و ماموريت دولت به حساب مي آيد.
مردم سالاري
«تجمع براي يک مصوبه» عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم کورش شرفشاهي است كه در آن ميخوانيد:
مدتهاست باب توهين و افترا باز شده و برخي به خودشان اجازه مي دهند هر آن چيزي را که مي خواهند بر زبان آورند که آخرين نمونه آن، تجمع مقابل مجلس شوراي اسلا مي در اعتراض به مصوبه مرتبط با دانشگاه ها بود. در اين تجمع جملا ت و کلماتي بر زبان تجمع کنندگان جاري شد که به صورت مستقيم مرکز قانونگذاري کشور را نشانه گرفته و اتهامات عجيب و غريبي را به نمايندگان مردم به ويژه هيات رئيسه نسبت داد; اتهاماتي که لا زم است ريشه يابي و مشخص شود از سوي چه کساني برنامه ريزي، هدايت و اجرا شد.
اگر بخواهيم اين حرکت را مورد بررسي قرار دهيم در 2 حوزه قابل بررسي خواهد بود. اول از نگاه جامعه و مردمي است که از مقابل مجلس مي گذشتند و با شنيدن آن شعارها از خود مي پرسيدند آيا نمايندگان مردم به راستي مصداق اين شعارها هستند و اگر نيستند چرا کسي به آنها واکنش نشان نمي دهد؟
هنگامي که براي برگزاري تجمع و راهپيمايي هايي همچون روز جهاني کارگر بايد از وزارت کشور مجوز گرفت، شعارها را هماهنگ و محل تجمع را مشخص کرد و پس از همه اين موارد اجازه برگزاري راهپيمايي هم داده نمي شود، چرا و چگونه عده اي مقابل مرکز قانونگذاري کشور حاضر مي شوند و هر آنچه مي خواهند مي گويند آيا اين افراد مجوز قانوني براي اين تجمع داشته اند و اگر پاسخ مثبت است چه نهادي متولي صدور اين اجازه بوده و آنها از چه مرجعي درخواست مجوز کرده اند؟
اما نکته بعد بحث شخصيت مجلس است که بايد هيات رئيسه پيگير آن باشد تا پس از اين هيچ کس به خود اجازه ندهد به خاطر آن که يک مصوبه به ذائقه عده اي خوش نيامده، چنين کارناوالي به راه بيندازند اين مي تواند فتح بابي شود براي ساير گروه ها و جناح ها که اگر هر مصوبه اي را نپذيرفتند يا به مذاقشان خوش نيامد به هر ترفندي به مرکز تصميم گيري کشور اهانت کنند.
نکته مهمتر آن است که اين تجمع کنندگان چگونه به خودشان اجازه مي دهند با يک مصوبه مخالفت کنند؟فراموش نکنيم که مصوبه مورد اعتراض، با راي بالا يي تصويب شد بنابراين نظر اکثريت جامعه از طريق نمايندگان مردم اعمال شده است و در صورت وجود هرگونه اشکالي، مرجعي همچون شوراي نگهبان مشخص شده تا در صورت مغايرت مصوبات با شرع و قانون، از تاييد آن جلوگيري به عمل آيد. حال چرا بايد عده اي به خود اجازه دهند که خودشان را نماينده اکثريت جامعه بدانند؟
رسالت
«حمايت از قوه قضائيه» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم صالح اسکندري است كه در آن ميخوانيد:
نظام قضائي در کشورهاي مختلف، تلفيقي از سيستم هاي ساختاري و حقوقي است که در تعامل نظام مند با يکديگر بستر هاي لازم را براي تحقق عدالت، پيشرفت کشور و رضايت مندي شهروندان فراهم مي کند. حمايت ساختار هاي مختلف از سيستم قضائي مايه تسهيل و تسريع در تبديل درون داد مطالبات حقوقي مردم و نيازهاي عمومي جامعه به برونداد رضايت شهروندان و عدالت گستري در کشور است.
نظام قضائي ايران پس از پيروزي انقلاب اسلامي پيشرفت هاي شايان توجهي داشته و امروز به يمن التزام نظري و عملي به سيستم حقوقي اسلام جزء مترقي ترين نظام هاي قضائي به حساب مي آيد. پايه و اساس مردمسالاري ديني عدالت گستري و “ليقوم الناس بالقسط” است. در اين نظام ساختار قضائي جايگاه تعيين کننده و حياتي دارد.
بر اين اساس حمايت از قوه قضائيه توسط ساختارهاي ديگر نظير قوه مقننه و مجريه نه يک امر تشريفاتي بلکه رسالت اصلي دولتمردان و قانونگذاران کشور است. همه قوا بايد کمک کنند که زمينه هاي لازم براي تحقق عدالت در کشور فراهم گردد. مقام معظم رهبري دوشنبه در ديدار رئيس و مسئولان قوه قضائيه فرمودند: “همه دستگاه هاي کشور از قوه قضائيه حمايت کنند تا قوه قضائيه بتواند در اين ميدان، بدون نظر عمل کند.”هر چند هنوز مدت زمان زيادي از مديريت آيت الله آملي لاريجاني قاضي القضات جوان و فاضل کشور نمي گذرد اما ايشان در اين مدت کوتاه سرمنشاء تحولات و اقدامات اميد بخشي در اين قوه بوده است. آيت الله لاريجاني طي اين مدت کوتاه تلاش کرده است که زمينه را براي تعامل نظام مند با ساير قوا فراهم کند و امروز نوبت حمايت قواي مقننه و مجريه است.
طرح يک سويه مطالبات عدالت محور و دراز کردن غير منصفانه انگشت اتهام به سوي قوه قضائيه هيچ مشکلي را از مشکلات کشور حل نمي کند. امروز قوه قضائيه در مبارزه با مفاسد دانه درشت ها تحت فشار قرار دارد. در بحبوحه نبرد نرم علي رغم عملکرد قانونمند و مدارامحور اين قوه در برخورد با معترضان اما دشمن سعي در مشوه جلوه دادن اين قوه دارد.
در چنين شرايطي دولت ومجلس بايد تمام قد از قوه قضائيه حمايت کنند.
بايسته هاي انتظام اقتصادي و ريشه کن کردن منابع و منافذ فساد در هر کشوري ذيل استراتژي مقابله با فساد و در انضمام با تعامل نظام مند و حمايت محور ساير ساختارها و دستگاه ها از قوه قضائيه صورتبندي مي شود و عملکرد تنظيمي نظام سياسي را در مقابل انواع ويروسها بيمه مي کند. اين استراتژي ممکن است در چين بسيار سخت و يا شايد بي رحمانه در انگلستان قانوني و در روسيه همراه با مدارا يا بي سياستي باشد. اما نوعا اعتقاد بر اين است که حاکميت در مقام تنظيم الگوي رفتار مقابله با فساد خود نبايد تسامح به خرج دهد و برخورد با مفاسد اقتصادي بايد قاطعانه و در عين حال عادلانه باشد.
جمهوري اسلامي
«راه حل اختلافات برنامه پنجم»عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
لايحه برنامه پنجم توسعه كشور در كميسيون تلفيق مجلس شوراي اسلامي بررسي و بازبيني شد و نمايندگان هم در صحن علني كليات آن را تصويب كردند.
گذشته از حرف و حديثهايي كه بر سر تأخير در ارائه اين لايحه از سوي دولت به مجلس شوراي اسلامي در گرفت و به تعويق اجراي اين برنامه تا نيمه دوم سال جاري منجر شد، به نظر ميرسد تغييراتي كه نمايندگان مجلس در لايحه پيشنهادي دولت اعمال كرده اند، چندان مطلوب دولت نيست تا حدي كه در برخي موارد به قهر نمايندگان دولت از كميسيونهاي مجلس انجاميده است.
از سوي ديگر آن چنان كه از سخنان نمايندگان مجلس بر ميآيد، لايحه تقديمي دولت حتي پس از تغييرات اعمال شده در آن توسط كميسيونها باز هم رضايت كامل و خرسندي نمايندگان را به دنبال نداشته است چرا كه مجلس از ابتدا هم روش دولت را در تنظيم لايحه برنامه نپسنديده بود.
حال با در نظر گرفتن اين فعل و انفعالات، شايد مناسب باشد اگر اين سئوال را به عنوان پرسشي كليدي از نخبگان، كارشناسان و مسئولان سابق و فعلي بپرسيم كه براستي ريشه و علت اين همه اختلاف نظر و تفاوت ديدگاه در بخشها و لايحههاي مختلف حكومت در مورد برنامههاي توسعهاي كشور چيست؟
چگونه است كه در بررسي برنامه بسيار مهمي همچون برنامه پنجم توسعه كه قرار است دومين گام از چهار گام اساسي كشور براي نيل به اهداف سند چشم انداز 20 ساله جمهوري اسلامي باشد، اينقدر دچار اختلاف نظر و تباين ديدگاهها هستيم؟
سياست روز
«سناريويي تازه عليه برنامه هستهاي ايران»عنوان سرمقاله روزنامه سياست روز به قلم محمد صفري است كه در آن ميخوانيد:
موضوع هستهاي جمهوري اسلامي ايران ابعاد تازهاي پيدا کرده است. فعاليتهاي صلحآميز هستهاي ايران که سالهاست بر سر آن از سوي غرب و آمريکا مناقشه ايجاد شده است، براساس بازرسيهاي متعدد بازرسين آژانس صلحآميز بوده و درصدد دستيابي به سلاح هستهاي نيست، نکته جالب توجه اين که جامعه اطلاعاتي آمريکا در زمان رياست جمهوري بوش در گزارشي اعلام کرده بود که ايران برنامه ساخت سلاح هستهاي ندارد و حتي مواد لازم براي ساخت يک بمب هستهاي را نيز ندارد واگر قصد آن را داشته باشد زودتر از سال 2015 نميتواند به آن دست پيدا کند.
اما به تازگي رئيس سازمان جاسوسي آمريکا «سيا» اعلام کرده است که ايران در دو سال آينده به دو بمب هستهاي دست خواهد يافت.
در شرايط کنوني و با توجه به روند سياستهاي خصمانه و تحريمهايي که از سوي غرب و آمريکا به طور يکجانبه عليه ايران صورت ميگيرد، اعلام چنين خبري نشان دهنده آغاز سناريويي تازه از سوي آمريکا نسبت به پرونده هستهاي جمهوري اسلامي ايران است.
غرب و آمريکا به خوبي ميدانند که تکنولوژي هستهاي، يک تکنولوژي بسيار پيچيده و حساسي است و با توجه به اين که طبق قوانين آژانس کشورهاي دارنده فناوري هستهاي ملزم به همکاري با ديگر کشورهاي عضو براي دستيابي به فناوري صلحآميز هستهاي هستند، اما تاکنون در اين زمينه هيچ کمکي به جمهوري اسلامي ايران نشده است و هر چه به دست آمده براساس علوم بومي و داخلي بوده است.
اين ادعاي تازه «سيا» در اين مقطع قابل تامل است، بايد گفت که آمريکا در موضوع هستهاي ايران يک گام ديگر را برداشت و پا را فراتر نهاد تا از اين طريق و براساس اطلاعات دروغي که منتشر ميکند سمت و سوي افکار عمومي جهان را به موضوع هستهاي ايران معطوف سازد، آن هم از جنس نگراني! ايجاد نگراني در افکار عمومي مردم جهان با استفاده از غول رسانهاي که در اختيار دارند سناريوي تازهاي است که در حال شکلگيري است.
آفرينش
«نگاه ديپلماسي محور در سياست خارجي»عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش است كه در آن ميخوانيد:
با تصويب قطعنامه 1929 در شوراي امنيت سازمان ملل متحد دور ديگري از تحريم هاي بين المللي بر ضد ايران آغاز شد دوري که هر چند از سوي محافل غربي هوشمندانه و هدفمندانه لقب گرفت اما تحريم هاي چندگانه و يک جانبه بعدي نشان دهنده تشديد فشارها برضد تهران و محکم تر کردن دايره تحريم ها برضد ايران بود در واقع چنانچه با نگاهي نشانه شناسي به تحريم هاي جديد يک جانبه توسط ايالات متحده امريکا،چند جانبه توسط اتحاديه اروپا و يک جانبه توسط استراليا و احتمالا کانادا بنگريم در مي يابيم که فراتر از هدف اعلام شده بازگرداندن ايران به ميز مذاکره در واقع تحريم هاي جديد بين المللي،چند جانبه و يک جانبه دايره فشارها را برضد ايران گسترده تر کرده است علاوه بر اين گفته هاي مقامات تل آويو و سخنان اخير رئيس سازمان سيا درباره احتمال دستيابي ايران به سلاح هسته اي تا سال 2012 اختلافات مقامات اروپايي و واکنش اجلاس رهبران هشت کشور صنعتي جهان همه و همه بيانگر افزايش تلاش ها در راستاي تشديد تحريم ها و اعمال فشار بر ايران است.
در اين بين اکنون کشورما در شرايط ويژه و منحصر به فردي قرار گرفته است شرايطي که با ادبيات قطعنامه 1929 (که مشابه ادبيات قطعنامه هاي تصويبي عليه عراق در زمان صدام است)مي بايد توجه بيشتر دستگاه سياست خارجي باشد چه اينکه درک شرايط نوين بين المللي و واقع بيني سياسي و در کنار نگاهي عقلاني به راهبردها و استراتژي هاي و واکنش تهران در مقابل تحريم هاي جديد سازمان ملل و کشورهاي غربي امري است که به نظر ضروري مي رسد در اين بين اتخاذ رويکردي ديپلماسي محور از سوي دستگاه سياست خارجي بايد با تاکيد بيشتري مورد توجه باشد.
در اين راستا سياست خارجي دولت مي بايد با توجه به منافع ملي و مصالح کشور با تدوين سناريوهاي متعددي بايد مانع از افزايش فشارهاي چندگانه بين المللي و يک جانبه شود امري که در شرايط فعلي به نظر مي رسد سياستي گريز ناپذير است، در مقابل اين رويکرد آنچه مشخص است واشنگتن و تل آويو در يک ماهه اخير کوشيده اند با يارگيري منطقه اي و بين المللي از يک سو دامنه تحريم ها برضد تهران را افزايش دهند و از سوي ديگر با اعطاي امتيازهاي بيشتري همراهي بيشتر مسکو و پکن را عليه برنامه ي هسته اي ايران متمرکزتر کنند و اين واقعيت نگران کننده حکايت از لزوم بکار گرفتن سياست ديپلماسي محور و گفتگو با کشورهاي عضو شوراي امنيت سازمان ملل از يک سو و قدرت هاي منطقه اي است چه اينکه بايد به ديپلماسي فرصت داد و با پرهيز از رويکردهاي واکنشي و گاه شعاري باعث سوء استفاده کشورهايي نظير اسرائيل را در افزايش تلاشها برضد ايران نشد.
در اين راستا بايد توجه داشت که تحريم هاي جديد اتحاديه اروپا که بخش صنعت نفت و گاز کشور را نيز هدف قرارداده در کنار عدم بکاربستن استراتژي مدون و پراگماتيست و عملگرا از سوي تهران مي تواند با گزينه هايي همچون تشديد تحريم ها برضد کشورمان بيانجامد گزينه هايي که بي شک بر منافع ملي و اقتصادي کشور تاثيرات افزون تري خواهد گذاشت.
قدس
«ديپلماسي آگاهانه قطر و همگرايي کشورهاي اسلامي»عنوان سرمقاله روزنامه قدس به قلم غلامرضا قلندريان است كه در آن ميخوانيد:
دولت قطر در نشست کميته پيگيري فعاليت هسته اي مخالف پيمان منع انتشار سلاحهاي هسته اي، با هشدار در خصوص تهديد رژيم صهيونيستي، خواستار همراهي کشورهاي عربي درباره خطرات هسته اي اين رژيم شد.
هرچند جامعه جهاني راجع به وجود سلاحهاي هسته اي در رژيم صهيونيستي اتفاق نظر دارد، ولي به دليل مواضع مبهم و متناقض سران اشغالگر قدس و انتشار گزارشهاي برخي از مقامهاي دولتي کشورها همسو با ديدگاه هاي اسرائيل نامشروع، از موضعگيري شفاف در اين زمينه امتناع مي ورزيدند. گزارشهاي غيررسمي سيا در دهه 1980 نشان مي داد تعداد سلاحهاي اتمي رژيم صهيونيستي از سال 1974 تا اوايل دهه 1980 ، بين 10 تا 20 سلاح بوده است؛ ولي اطلاعاتي که «مردخاي وانونو» در سال 1986 منتشر نمود، تصريح مي کرد که تل آويو بين 100 تا 200 سلاح اتمي در اختيار دارد. با اين همه، اطلاعاتي که در سالهاي ما بين هزاره دوم ميلادي توسط فدراسيون دانشمندان آمريکايي منتشر شد، نشان مي دهد اسرائيليها بين 75 تا 400 کلاهک اتمي دارند.
اسرائيل از امضاي پيمان منع گسترش هسته اي ( NPT ) سرباز زده است. اين به دليل سياست اين حکومت در قبال موضع مبهم در مورد وضعيت هسته اي اوست و اين گونه، دست خودش را براي آينده باز گذاشته است.
وجود سلاحهاي هسته اي اين رژيم نامشروع با توجه به مواضع ضد بشري و غيرانساني آنها در سالهاي اخير از جمله جنگ 33 روزه، حمله به غزه و محاصره 3 ساله اين باريکه، جلوه بيشتري يافت. حمله به ناوگان آزادي و تأکيد بر ممانعت از ورود کشتيهاي کمک رسان به محاصره شدگان، جايگاه اين رژيم را با داشتن بيش از حدود 400 کلاهک هسته اي و عضويت نداشتن در «ان پي تي»حساسيت بيشتري بخشيده است.
نگاه دوگانه مقامهاي واشنگتن سبب نگرانيهاي دولتمردان عرب گرديده و آنها با وجود جهت گيريهاي جانبدارانه واشنگتن از رژيم صهيونيستي، بي ثباتي خاورميانه را اجتناب ناپذير مي دانند، به گونه اي که هيلاري کلينتون، وزير خارجه آمريکا به کشورهاي شرکت کننده در نشست بازنگري « NPT » پيشنهاد «خاورميانه بدون سلاح اتمي» را ارائه داد و بدون آنکه از رژيم اسرائيل نامي ببرد، شفاف سازي در برنامه اتمي را به ايران پيشنهاد نمود. اين در حالي است که بيش از ده ها بار از مقامهاي آمريکايي شنيده ايم ايران تاکنون به سلاح اتمي دست پيدا نکرده و اسرائيل صدها کلاهک اتمي را در زرادخانه هاي خود دارد.
آرمان
«تحليلي بر شروط تهران براي تداوم مذاکرات هستهاي» عنوان يادداشت روز روزنامه آرمان به قلم افشار سليماني است كه در آن ميخوانيد:
رئيس دولت دهم جمهوري اسلاميايران روز دوشنبه 7 تيرماه 1389 طي مصاحبهاي که با حضور خبرنگاران داخلي و خارجي انجام داد به برخي سوالات خبرنگاران پيرامون مسائل داخلي و خارجي کشور پاسخ داد. بخشي از سوالات و پاسخها به مسئله فعاليتهاي هستهاي ايران و واکنشهاي اخير بينالمللي نسبت به آن و چگونگي عکس العملهاي آتي تهران در برابر اقدامات و تحرکات و مواضع برخي کشورها و نهادهاي بينالمللي معطوف بود . ايشان در صحبتهاي خود گفت: در حالى که مقامات آمريکايى در حال القاى اين موضوع بودند که بگويند طرف ايرانى حاضر به گفتوگو نيست، اما در جريان مذاکره با مسائلى مواجه شدند(امضاي بيانيه سه جانبه تهران در خصوص مبادله اورانيوم با سوخت 20 در صدي ) که انتظار آن را نداشتند. در واقع بيانيه تهران به خواست اوباما تهيه شد.
( اولين بار اين عبارت از زبان احمد داود اوغلو وزير خارجه ترکيه زماني مطرح شد که آمريکا با بي اعتنائي به بيانيه تهران تلاش نمود قطعنامه 1929 شوراي امنيت را به تصويب برساند.) اما به جاى استقبال از آن به سمت صدور قطعنامه رفتند و پس از صدور قطعنامه مجددا گفتند ما خواهان گفتوگو هستيم.ما اسم اين کار را بىاخلاقى مىگذاريم.
جهان صنعت
«بخش صنعت و معدن را دريابيد»عنوان سرمقاله روزنامه جهان صنعت به قلم کرامت جهانگرد است كه در ان ميخوانيد:
روز صنعت و معدن نزديک است. دهم تيرماه براساس مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي روز صنعت و معدن ناميده شده است.
اختصاص اين روز فرصت مناسبي است که به مهمترين موتور محرکه اقتصاد يعني بخش صنعت و معدن نگاهي انديشمندانه شود چرا که اين بخش به عنوان عامل مولد اشتغال پايدار در افزايش توليد ناخالص ملي و در آمد سرانه نقش بسزايي دارد.
سختکوشان عرصه صنعت ومعدن نه تنها امروز و ديروز که از 15 هزار سال قبل از ميلاد در ايران افتخار ميآفريدند، روزگاري که در اروپا انسانهاي ناندرتال يا کرومانيون زندگي ميکردند و اکنون افتخار اروپا به پدر خواندن آنهاست در ايران آهن و مفرغ توليد ميشد وصنايعي از مس ديده شده و سفالگري نيز حرفه هر خانواري بوده است. براساس سنگهاي قيمتي بهدست آمده از کوههاي زاگرس وسکههاي مکشوفه از جايجاي ايران مشخص ميشود توليد و صنعت جزو جوهره اين مردمان بوده است.
امروزه نيز ايران به لحاظ معادن بسيار غني است. از معادن نفت و گاز که بگذريم، معادن سنگهاي زينتي و فلزات در ايران فراوان بوده تا جاييکه نزديک است از رقباي اروپايي نيز پيشي بگيرد. اميدواريم اين کوشش آنها در جهت حرکت به سوي آرمانهاي بلند يک ايراني آباد را نشانه رود و چشمانداز ايران 1404بسيار زودتر از آن اتفاق بيفتد. انتخاب يک روز مانند 10تيرماه به عنوان روز صنعت و معدن اهميت دادن به اين قشر خاص از جامعه اسلامي است.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


