صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
نتايج يك تحقيق علمي نشان داد:

فقر فرهنگ كار گروهي در سازمان‌ و كميته

از يك طرف سازمان تربيت بدني اهتمام پايدار و نظام اداري براي ارتقا دانش و آگاهي‌هاي كاركنان خويش ندارد و از طرف ديگر انگيزه‌اي در كاركنان براي توجه به اين مهم مشاهده نمي‌شود. پايان قدم زدن در تاريكي كجاست؟ آيا سازمان روزي چراغ دانش را به كارمندان خود خواهد داد؟
کد خبر: ۱۰۶۵۴۳
| |
3390 بازدید

آموزش همه جا دنيا حرف اول را مي‌زند. بدون علم و آگاهي كار كردن يعني بي چراغ در تاريك راه رفتن! اين در حالي است كه عليرغم شعرهاي موجود آموزش و علم هنوز نتوانسته جاي خود را در ورزش كشور باز كند و كارشناسان ورزش سازمان تربيت بدني از طي دوره‌هاي آموزشي تخصصي مربوط به شغل خويش محرومند. از يك طرف سازمان تربيت بدني اهتمام پايدار و نظام اداري براي ارتقا دانش و آگاهي‌هاي كاركنان خويش ندارد و از طرف ديگر انگيزه‌اي در كاركنان براي توجه به اين مهم مشاهده نمي‌شود. پايان قدم زدن در تاريكي كجاست؟ آيا سازمان روزي چراغ دانش را به كارمندان خود خواهد داد؟

به گزارش ايسنا، "مقايسه ابعاد سازمان يادگيرنده در سازمان تربيت بدني، كميته ملي المپيك و تربيت بدني آموزش و پرورش" عنوان تحقيقي است كه توسط مرجان صفاري، مهرزاد حميدي و مجيد جلالي فراهاني انجام شده است. در بخشي از اين تحقيق آمده است: آموزش همواره وسيله‌اي مطمئن براي بهبود كيفيت عملكرد و حل مشكلات سازماني است و فقدان آن معضلات متعددي را در سازمان ايجاد مي‌كند. به همين دليل به منظور تربيت و تجهيز نيروي انساني سازمان‌ها و بهسازي و بهره‌گيري موثرتر از اين نيروها، آموزش همواره به عنوان تاثيرگذارترين عامل مدنظر است".

اين پژوهش از نوع مطالعات كاربردي و روش آن توصيفي از نوع پيمايشي است.

جامعه آماري اين پژوهش را كارشناسان سازمان‌هاي تربيت بدني، كميته ملي المپيك و تربيت بدني آموزش و پرورش تشكيل مي‌دهند.

يافته‌هاي اين پژوهش درباره ابعاد سازمان ياد گيرنده در سازمان‌هاي تربيت بدني، كميته ملي المپيك و تربيت بدني آموزش و پرورش بيانگر موارد زير است:

1- نمرات كسب شده در بعد يادگيري مداوم نشان‌دهنده تلاش محدود سازمان‌هاي مذكور در ايجاد فرصت‌هاي يادگيري براي كارشناسان است.

2- نمرات كسب شده در بعد پژوهش ، جستجو و گفت و شنود نشان‌دهنده عدم توجه كافي به فرهنگ پرسشگري، بازخورد و آزمايش گرايي در سازمان‌هاي مذكور است.

3- نمرات كسب شده در بعد يادگيري تيمي بيانگر تعداد محدود گروه‌هاي كاري و فقر فرهنگ كار گروهي در سازمان‌هاي مذكور است.

4- نمرات كسب شده در بعد يادگيري سازماني سيستم‌هاي ادغام شده به معني ضعف سازمان‌هاي مورد نظر در جذب و نشر نظام‌هاي يادگيري در سازمان است.

5- نمرات كسب شده در بعد يادگيري سازماني توانمندساز نشان‌دهنده ضعف در مشاركت جمعي براي تعيين آرمان مشترك سازمان‌هاي مورد بررسي است.

6- نمرات كسب شده در بعد يادگيري سازماني پيوند با سيستم نشان از ضعف تفكر و ارتباطات براي اتصال به محيط‌هاي دروني و بيروني در سازمان‌هاي مذكور است.

7- نمر ات كسب شده در بعد يادگيري سازماني رهبري راهبردي به معناي عملكرد نسبتا ضعيف رهبران اين سازمان‌ها در هدايت سازمان به سوي سازمان‌هاي خارجي است.

يافته‌هاي پژوهش حاضر با توجه ضعف سازمان‌هاي مورد بررسي در سطح يادگيري سازماني، همچون رهبري راهبردي، سازمان‌هاي ادغام شده، توانمندسازي و پيوند با سيستم‌ها، ما را به اين حقيقت رهنمون مي‌كند كه شايد ضعف وضعيت يادگيري اين سازمان‌ها ناشي از مسايل فرهنگي و نوع نگرش مديران، فقدان آرمان مشترك در سازمان‌هاي ورزشي كشور باشد.

در حال حاضر در سازمان تربيت بدني با انحلال معاونت آموزشي و پژوهش و تفكيك سطح ساختاري آن، به يك اداره كل با عنوان «مركز ملي مديريت و گسترش ورزش» تبديل شده است كه بيشتر بر برگزاري دوره‌هاي آموزشي ويژه مديران و پيگيري تدوين برنامه راهبردي سازمان تاكيد دارد كه در اين خصوص نيز اراده‌ اي براي تحقق و اجراي آن در مديران فوقاني مشاهده نمي‌شود.

جريان آموزش كاركنان ستادي سازمان، به غير از آموزش دوره‌هاي عمومي كوتاه‌ مدت كه مركز آموزش مديريت دولتي برگزار مي‌كند تعطيل است و كارشناسان ورزش با توجه به شرح وظايف و پست‌هاي احراز شده از طي دوره‌هاي آموزشي تخصصي مربوط به شغل خويش محرومند. جريان نيازسنجي آموزشي متوقف و بي توجهي به شايسته سالاري و ابهام در نظام ارتقا كارشناسان، بي‌انگيزه‌ي مفرط در آنها را موجب شده است. از يك طرف سازمان تربيت بدني اهتمام پايدار و نظام اداري براي ارتقا دانش و آگاهي‌هاي كاركنان خويش ندارد و از طرف ديگر انگيزه‌اي نيز در كاركنان براي توجه به اين مهم مشاهده نمي‌شود.

اغلب كلاس‌هاي آموزشي كه در بخش ستادي سازمان‌هاي ورزشي مورد مطالعه در اين پژوهش برگزار مي‌شود، مربوط به جمعيت‌هاي هدف خارج از سازمان است مثلا سازمان تربيت بدني براي فدراسيون‌ها و استان‌ها دوره‌هاي آموزشي پراكنده برگزار مي‌كند كه آن نيز از يك نظام آموزشي نشات نگرفته است.

تربيت بدني وزارت آموزش و پرورش با همكاري مراكز ضمن خدمت آن وزارت خانه براي معلمان ورزش و مديران و كارشناسان خارج از تشكيلات ستادي خويش دوره‌هاي آموزشي بر گزار مي‌كند. كميته ملي المپيك نيز از طريق آكادمي المپيك براي كارشناسان فدراسيون‌ها و سازمان‌هاي ورزشي ديگر دوره‌هاي آموزشي بر گزار مي‌كند، ولي آنچه مغفول مي ماند توجه به رشد و يادگيري ارزشمندترين منابع انساني سازمان، يعني كارشناسان شاغل در بخش‌هاي ستادي سازمان هاي ورزشي كشور است.

كارشناساني كه بايد مسووليت سياست‌گذاري، هدايت، نظارت و پرورش ورزش كشور را طي ايام خدمت خويش بر عهده گيرند از جريان آموزش مستمر و پايدار محرومند. به طور كلي مي توان گفت كه سازمان‌هاي مورد بررسي در اين پژوهش نگاه به بيرون دارند، يعني اين سازمان‌ها بيشتر ياد دهنده هستند تا ياد گيرنده.

با توجه به نتايج حاصل از اين پژوهش براي ارتقا سطح ابعاد سازمان ياد گيرنده در سازمان مورد بررسي موارد زير پيشنهاد مي‌شود:

- آموزش و پرورش نيروي انساني در صدر اولويت‌هاي سازماني قرار گيرد و فرصت‌هاي يادگيري فردي، تيمي و سازماني طراحي شود.

- انتقال و اجراي سريع يادگيري ساير سازمان‌ها به داخل سازمان

- فراهم آوردن شرايط مناسب براي گفت‌وگوي متقابل بين كاركنان

- ترويج و تشويق به اجراي كارها به صورت گروهي و تشكيل گروه‌هاي كاري

- پرورش و ترويج فرهنگ چشم انداز و سرنوشت مشترك و آَنا كردن مديران و كاركنان با مفاهيم سازمان يادگيرنده.

متن كامل اين تحقيق در نشريه پژوهش در علوم ورزشي شماره 22 آمده است.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟