عامل گرايش دانشجويان به مشاغل كاذب
در پي انتشار اخباري از دانشگاهها مبني بر افزايش گرايش دانشجويان به عضويت در شبكههاي هرمي، برخي از دانشجويان و استادان دانشگاه، نبود فرصتهاي شغلي مطلوب و آينده كاري مبهم را يكي از مهمترين دلايل اين گرايش ميدانند.
طي روزهاي اخير، اظهارات كارشناسان در نشستهاي دانشگاهي نشان داده كه فعاليت شركتهاي هرمي در ميان دانشجويان افزايش يافته است به طوري كه 10 درصد دانشجويان برتر كشور در دانشگاه شريف عضو شبكههاي هرمي بودهاند. همين مساله روساي دانشگاهها را واداشت تا به تدوين آييننامههاي انضباطي براي برخورد با دانشجويان فعال در اين حوزه بپردازند. اين در حالي است كه گفتگو با برخي دانشجويان و استادان نشان ميدهد برخورد انضباطي با دانشجويان راه كاهش گرايش به اين شبكهها نيست.
بيكاري پنهان دانشجويان
با شروع تابستان و آغاز اوقات فراغت دانشجويان ـ كه در سن فعاليت اقتصادي قرار دارند ـ كارشناسان هر سال پيشبيني ميكنند كه بر نرخ بيكاري افزوده شود، در حالي كه گرايش دانشجويان به انواع مشاغل پارهوقت، كاذب و حتي عضويت در شركتهاي هرمي نشان ميدهد كه اين قشر به بيكاري پنهاني مبتلاست كه در معادلات توزيع فرصتهاي شغلي ديده نميشوند.
مركز آمار ايران اعلام كرده است كه با احتساب دانشجويان و زنان خانهدار به عنوان شاغل، نرخ بيكاري كاهش مييابد، در حالي كه تابستان، زماني است كه تبعات شاغلسازي دانشجويان نمايان ميشود و با شروع تعطيلات دانشجويان به جمعيت بيكار جامعه اضافه ميشوند. براساس گزارش مركز آمار ايران، نتايج طرح آمارگيري نيروي كار در تابستان سال گذشته و بررسي نرخ بيكاري در اين فصل نشان داد كه 3/11 درصد جمعيت فعال در اين فصل بيكار بودهاند. اين شاخص نسبت به تابستان سال 87 حدود 1/1 درصد و نسبت به بهار سال 88، 2 دهم درصد افزايش يافت.
همچنين نرخ بيكاري جوانان 15 تا 24 ساله ـ كه دانشجويان هم غالبا در اين گروه سني قرار دارند ـ نشان ميدهد كه 7/22 درصد فعالان اين گروه سني در تابستان بيكار بودهاند كه نسبت به فصل بهار 3 دهم درصد افزايش داشته است. حتي برخي منابع خبري از رشد 8/13 درصد بيكاري جمعيت زير 35 سال در سال جاري خبر ميدهند، اما اين آمارها، بيكاري دانشجويان را از قلم انداخته و همين رويكرد منجر شده تا در سياستگذاريها بيكاري اين قشر مغفول بماند و دانشجويان به مشاغلي روي بياورند كه گاه در شان آنان نيست.
از پيكموتوري تا بليت بختآزمايي
با افزايش جمعيت دانشجويي كشور در سالهاي اخير و ورود سالانه 350 هزار نفر به دانشگاههاي كشور، هرچند بر شمار جمعيت ماهر و دانشآموخته كشور اضافه شده، اما آينده شغلي آنان را با ابهام و عدم شفافيت رو به رو كرده است. محمدامين راستي، دانشجوي فوقديپلم حسابداري، 3 ماه است كه به عنوان پيكموتوري در يك شركت خدماتي فعال است، ميگويد: به نظر من كار كردن، عار نيست. من براي خرج درس و دانشگاه هم مجبورم كار كنم. دوستان من هم كار ميكنند، اما آن چيزي كه دغدغه همه ماست، ادامه اين كارها بعد از فارغالتحصيلي است كه متاسفانه خيلي از بچهها مجبورند بعد از 2 سال و نيم درس خواندن در چند شركت، كار كنند تا شايد حقوق مناسبي بگيرند.
نسترن صباح. م، دانشجوي كارشناسي شيمي است كه چند بار در جلسات شركتهاي هرمي شركت كرده و بعد منصرف شده است، ميگويد: من دختر چهارم خانوادهام هستم، پدرم كارمند و مادرم خانهدار است. هر جا كه كار پيدا ميكنم، خانوادهام مخالفت ميكند، چون فضاي مناسبي ندارند. مجبور شدم شانسم را در گلدكوئيست امتحان كنم. جمعي از دانشجويان حقوق و ادبيات فارسي گوشه حياط دانشگاه نشستهاند و در پاسخ به اين سوال كه كدامشان كار ميكنند، ميگويند: «تقريبا همه ما». فرشاد اضافه ميكند: «بازاريابي ميكنم از لامپ تا لوازم آرايش، مطمئن هستم بعد از فارغالتحصيلي هم شغل مناسبي در انتظارم نيست و در نهايت مجبورم در آموزشگاههاي خصوصي ادبيات تدرس كنم.»
براساس مطالعات انجام شده پيشبيني ميشود كه جمعيت جوان و فعال ايران تا سال 1400 به بيش از 60 ميليون نفر برسد و ايران بايد تا آن سال 29 ميليون فرصت شغلي ايجاد كند
شاهين اما دانشآموخته مهندسي كشاورزي است كه هنوز بعد از يكسال فارغالتحصيلي دنبال شغل مناسب ميگردد، ميگويد: «در يك شركت خصوصي منشي هستم، مهندس كشاورزي يعني همين!»
براساس اعلام مركز آمار، متولدان سالهاي 60 تا 66 كه حدود 5/9 ميليون نفر از جمعيت كشور را تشكيل ميدهند، اين روزها به سن اشتغال رسيدهاند كه جمع عمدهاي از آنها را دانشآموختگان دانشگاهي تشكيل ميدهند.
كامران . ر، دانشجوي كارشناسي ارشد ژنتيك است كه در تمام طول دوران تحصيلش راننده آژانس بوده و در زمان بيكاري با پيكان پدرش مسافركشي ميكرده، او هرچند در آزمون دكتري پذيرفته شده اما در مورد وضعيت شغلي خود و دوستانش ميگويد: تقريبا در تمام دنيا دانشجويان براي گذران زندگي و تامين مخارج تحصيل كار ميكنند. بعضيها پيشخدمت رستوران هستند يا فروشنده و صندوقدار و رانندهاند، اما اطمينان دارند بعد از فراغت از تحصيل به شان و پرستيژ اجتماعي و اقتصادي ميرسند، اما در كشور ما اين مساله روشن نيست. من با وجود داشتن مدرك دكتري هم مطمئن نيستم بتوانم شغل ايدهآلم را داشته باشم. او اضافه ميكند: در بسياري از دانشگاههاي دنيا، دانشجويان به عنوان دستيار پژوهشگر در كنار استادان مجرب كار ميكنند و به اصطلاح گرنت يا حقالزحمه دريافت ميكنند در حالي كه در ايران دانشجو كار ميكند و گاه استاد فراموش ميكند، حقالزحمه او را بدهد و دانشجو هم حقي ندارد در اين باره ادعايي كند.
براساس گزارشهاي موجود، بسياري از فارغالتحصيلان رشتههاي علوم انساني، پزشكي، كشاورزي، شيمي، كامپيوتر، معماري، صنايع و... با اشباع بازار كار روبهرويند و به شغل مورد نظرشان دسترسي ندارند و معمولا در رشتهها و فعاليتهايي اشتغال دارند كه هيچ ربطي به تخصصشان ندارد. اين امر باعث شده كه بيكاري دانشگاهيان 5 برابر بيش از ميزان بيكاري در كل جامعه باشد.
مراكز كارآفريني در دانشگاهها، بلااستفاده
چند سالي است كه دفاتري با عنوان كارآفريني در دانشگاهها فعال شده است تا شيوههاي استفاده تجاري از رشته تحصيلي را به دانشجويان بياموزد، اما هنوز بسياري از دانشجويان با اين مراكز ارتباط ندارند و مراكز كارآفريني به عنوان دفاتري سوت و كور در كنار دانشكدهها بلااستفاده ماندهاند.
م. موسوي كه در يكي از اين مراكز فعاليت ميكند درباره ناآشنايي كارآفريني در ميان دانشجويان ميگويد: كارآفريني ابزار ميخواهد كه در اختيار ما نيست. ما حتي توان راهنمايي و مشاوره به دانشجويان را نداريم. به دليل اين كه دانشگاهها با مراكز كار و صنعت و خدمات ارتباطي ندارند و مراكز بيرون دانشگاه هم خود را از ارتباط با مراكز آموزش عالي بينياز ميبينند.
به هر حال براساس مطالعات انجام شده پيشبيني ميشود كه جمعيت جوان و فعال ايران تا سال 1400 به بيش از 60 ميليون نفر برسد و ايران بايد تا آن سال 29ميليون فرصت شغلي ايجاد كند. با توجه به اين كه سهم نيروي متخصص و ماهر از جمعيت بيكار كشور بالاست، پس تعجبي ندارد اگر دانشجويان چه حين تحصيل و چه پس از تحصيل به مشاغل يا فعاليتهايي مانند عضويت در شركتهاي هرمي، مسافركشي، بازاريابي و... روي آورند كه هيچ سنخيتي بين جايگاه علمي و اجتماعي آنان ندارد.


