شباهتهای تلويزيون و تيم ملی فوتبال
گزيدهاي از گفتوگوي منتشرشده بيژن ذوالفقارنسب در مجله تماشاگر (29/3/89):
- آقاي طالبي آدم بزرگواري بود اما در آن مقطع (جام جهاني 1998) فقط 12، 13 بازيكن تيم ملي را ميشناخت و بهرغم زندگي در آمريكا كوچكترين اطلاعاتي از تيم ملي اين كشور در جام جهاني 98 نداشت.
- كلا تمام هم و غم جلال طالبي در دوران مربيگرياش اين بود كه بالانس بازيكن بين پرسپوليس و استقلال برابر باشد.
- ناصر نوآموز مدير تيم ملي در فرودگاه به من گفت كه جلال طالبي هم با ما به اردوي ايتاليا ميآيد. با تعجب گفتم: چرا؟ نوآموز گفت: براي اينكه من تنها نباشم.
خواندن گفتوگوي بيژن ذوالفقارنسب، ما را از چند جنبه متعجب كرد؛ نخست اينكه كمتر تجربه كرده بوديم كه ذوالفقارنسب اينگونه مستقيم از عملكرد فردي انتقاد كند بهويژه اينكه فرد مورد نظر، نزديكترين همكارش در جامجهاني باشد. همچنين انتظار داشتيم كه اين افشاگري بسيار زودتر از اين صورت ميگرفت نه 12 سال پس از واقعه.
اما حضور جلال طالبي در يكي از برنامههاي ورزشي شبكه اول تلويزيون در صبح روز شنبه (ديروز) و شنيدن نظرات كارشناسي وي در مورد رقابتهاي جام جهاني باعث شد كه انتقادات ذوالفقارنسب را نسبت به عملكرد سرمربي تيم ملي در جام جهاني 1998 فرانسه تا حدود زيادي بپذيريم. طالبي در اين برنامه بهگونهاي صحبت كرد كه گويي با فوتبال روز جهان بيگانه است.
بهعنوان مثال او كه براي كارشناسي بازي ساحل عاج و كرهشمالي به استوديو آمده بود به صراحت اعلام كرد كه اين بازي را بهصورت كامل تماشا نكرده و يا گفت: بازيكن يك تيم آفريقايي كه نميدانم كدام تيم است در بازي با دانمارك از زمين اخراج شد تا اين تيم آفريقايي شكست بخورد.
البته منظور جلال طالبي از بازي مورد نظر، بازي تيمهاي نيجريه و يونان بود كه در آن بازي يك بازيكن نيجريهاي بهدليل ارتكاب خطايي بچگانه موجب شكست تيمش و خداحافظي از جام شد.
سؤال: آيا استاندارد و ملاك مشخصي در تشكيلات تلويزيون براي دعوت از كارشناسان ورزشي وجود ندارد؟
نتيجه: تلويزيون و تيم ملي فوتبال از جهاتي بسيار به هم شبيه هستند. همانگونه كه برخي از افراد با كمترين اطلاعات ميتوانند بهعنوان كارشناس در تلويزيون حاضر شوند و در مورد بزرگترين رويداد فوتبال جهان اظهارنظر كنند، همين افراد هم ميتوانند بدون عبور از فيلتري مشخص به راحتي سرمربي تيم ملي شوند.


