عمر ناپايدار اسكناسها
عمر كوتاه اسكناس در كشور ما موضوع جديدي نيست و تا بوده چنين بوده؛ يعني از روزگاري كه سكههاي خرد به پول سياه و پشيز تبديل شدند و اسكناسهاي درشتتر در مبادلات روزمره به كار رفتند تا امروز كه ديگر چاپ اسكناسهاي پنجاه و صد توماني به دليل عمر پايين به صرفه نيستند و جاي خود را به سكههاي كوچك و سبك دادهاند. متهم اصلي كوتاه بودن عمر اسكناسها مسائل فرهنگي است.
اينكه اغلب افراد براي اسكناسها كه جزو سرمايه ملي هستند و ارزشي بيش از رقم اسمي دارند هيچ احترامي قائل نيستند و استفاده از كيف پول و صاف و تميز نگهداشتن اسكناس فقط در مرام برخي افراد يافت ميشود و لاغير.
بالطبع عمر كوتاه اسكناسها به معناي تحميل هزينههاي گزاف براي خروج آنها از سيستم مالي و بانكي كشور و چاپ اسكناسهاي جايگزين است. در حالي كه هزينه چاپ هر برگ اسكناس به طور متوسط 25 تومان اعلام شده و اين هزينه به دليل تورم جهاني و تحريمها روبه افزايش است سالانه حدود 700 ميليون اسكناس به دليل فرسودگي و تخريب از چرخه خارج ميشود و هزينه چاپ مجدد آنها به علاوه مبالغي كه بايد براي امحا و جايگزيني تقبل كرد به حدود 17 ميليارد تومان ميرسد.
عمر اسكناسهاي ريز در كشور ما گاهي به يك سال هم نميرسد. چندي پيش عمر متوسط اسكناسهاي در گردش حدود 3 سال بود كه با تبليغات و اطلاعرساني اين رقم به 5?سال افزايش يافته است. با اين حال هنوز از عمر متوسط استاندارد كه بيش از 10 سال است فاصله بسيار داريم.
اين در حالي است كه اسكناسهاي ايراني با كاغذ مرغوب و طي فرآيندي با كيفيت و استاندارد چاپ ميشود و مشكل آنها فقط در نحوه استفاده در مبادلات روزمره است. موضوع ديگري كه از عمر مفيد اسكناسها ميكاهد نوشتن مطالب مختلف، يادداشتهاي روزانه، حساب و كتاب پولها، مباركبادها و... روي آنهاست كه متاسفانه به دلايل و شيوههاي مختلف رواج دارد. از استهلاك بالاي اسكناسها به دليل كثرت استفاده و بهاصطلاح دست به دست شدن هم نبايد غافل شد.
اسكناسها تقريبا براي هر نوع پرداختي در جامعه ما به كار گرفته ميشوند و درست همين جاست كه راهكارهاي جلوگيري از هزينههاي مكرر چاپ اسكناسهاي جديد رخنمايي ميكند. علاوه بر اصلاح فرهنگي از طريق اطلاعرساني و آگاهيبخشي درباره ضرورتهاي استفاده صحيح از اسكناس، ترويج پرداختهاي اعتباري و الكترونيكي براي پرداخت قبوض، وجوهات بانكي، هزينه خدمات و خريد كالا راهكاري ارزشمند است كه از استهلاك اسكناس ميكاهد.
اين شيوه طي سالهاي اخير در دستور كار قرار دارد با اين حال ضعفها و نارساييهاي فني، فرهنگي، تجهيزاتي و مديريتي پيشروي آن به قدري است كه هنوز در مبادلات كلان و روزمره اسكناسهاي رنگارنگ حرف اول و آخر را ميزنند. پس شايد بهتر باشد تا اطلاع ثانوي! خودمان قدر اسكناسهايي را بدانيم كه هزينه چاپ مجددشان از مالياتها و در حقيقت از جيب خودمان تامين ميشود.


