قلب قاره سیاه، سفره باز تروریسم
جام جهانی بزرگ ترین رویداد بین المللی فوتبال است که هر چهار سال یک بار مردم جهان را تحت تاثیر خود قرار میدهد و با توجه به آنکه فوتبال را میتوان رویداد فراورزشی نامید که بخش های مختلف فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در آن درگیر شده و به دنبال بهره برداری مختلف از این فضا هستند، لذا سرمایه گذاری زیادی در این رابطه صورت میپذیرد و به همین دلیل تقابل های شدیدی میان گروههای تندرو صورت می پذیرد که لزوم تامین امنیت بیشتر این مسابقات را علیرغم گماردن بیش از چهل هزار پلیس بدین منظور متذکر میسازد.
با توجه به آنکه هرگونه اقدامی در این مسابقات، بازتاب رسانهای وسیعی را به دنبال دارد و اذهان میلیاردها انسان را در این کره خاکبی به خود معطوف مینماید، حاشیه این مسابقات بستر بسیار مناسبی برای اهداف سیاسی کشورها و گروهها خواهد بود و این اهداف را پررنگ تر از سایر محورها به عنوان انگیزههای رفتارهای خلاف امنیت عمومی پیش میکشد و به واقع فضا را به سمتی سوق میدهد که تمامی انگیزهها سیاسی است، حال آنکه میتواند جنبههای اقتصادی نیز داشته باشد و برخی فعالیتهای تروریستی یا ضد امنیتی را برای تامین برخی مصالح مالی خویش در پوشش فعالیتهای سیاسی انجام دهند.
اولین بهره برداری را گروهک تروریستی القاعده از حاشیه این مسابقات برد و هفته ها پیش از این رویداد، اعلام کرد برای حملاتش به مسابقات جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی برنامه ریزی هایی انجام داده و این مسابقات را هدف حملات تروریستی خود قرار خواهد داد. همین خبر بهره برداری بسیار وسیعی را برای این گروهک تروریستی داشت اما اینکه طالبان میتواند به این مسابقات حملاتی داشته باشد خود جای بحث و بررسی دارد و باید دید آیا توانسته تیمسازی خود را بدین منظور از عراق یا شمال آفریقا به قلب قاره سیاه منتقل کند و یا همچون عوامل این گروه که در عراق دستگیر شدند، دیگر گروهکهایی که برای حمله به جام جهانی در نظر گرفته شده، پیش از اقدام عملی شناسایی و دستگیر خواهند شد.
به زعم نگارنده اتفاقاتی همچون حملات تروریستی وسیع که در چند سال اخیر توسط این گروهک در نقاط مختلف جهان که از سطح امنیتی بالایی برخوردار بودند، انجام شده و همچنین حملات به تیمهای ورزشی توسط دیگر گروههای تروریستی به خصوص به تیمهای فوتبال، مانند حمله تروریستی به تیم فوتبال توگو که منجر به کشته و زخمی شدن اعضاء این تیم فوتبال گردید و همچنین حملاتی که توسط هواداران تیم های مختلف به یکدیگر و بازیکنان تیم های مقابل صورت پذیرفت، نشان میدهد که وقوع احتمالی، حملات مشابه یا وسیع تری دز زمان برگزاری جام جهانی فوتبال آفریقای جنوبی دور از ذهن نیست و امکان وقوع این حملات تروریستی متصور است.
در مقابل، فیفا در یک حرکت تقابلی مدعی شد که برگزاری مسابقات جام جهانی 2010 در امنیت کامل انجام خواهد شد و دولت آفریقای جنوبی نیز در شرایطی که پلیس این کشور اعلام کرده روزانه 50 قتل در این کشور صورت میپذیرد، امنیت کاملاً از حیث حملات تروریستی برقرار است و بازیهای جام جهانی به خوبی و بی اشکال آغاز شده و با همین کیفیت به پایان خواهد رسید که با همان مسئله انجام این حجم قتل در روز نیز مشخص است که ضعف امنیتی وجود دارد و چه بسا خارج از بحث تروریسم بسیاری از توریستها و تماشاچیان مسابقات جام جهانی در طی چند هفته برگزاری این رویداد، میان مقتولان قرار گیرند که هزینههای دیپلماتیک فراوانی برای میزان خواهد داشت.
دولت این کشور که یک میلیارد و سیصد میلیون رند (حدود یکصد و سی هزار یورو) برای تقویت دستگاههای امنیتی خود هزینه کرده، اخیراً اعلام نمود بحث حملات به آفریقای جنوبی بی مورد و بزرگنمایی رسانهها است که به وحشت مردم به سفر برای مشاهده بازیهای جام جهانی منجر خواهد شد و وزارت حمایت دولتی طی بیانیه ای اعلام کرد که پلیس و سازمان امنیت آفریقای جنوبی در ارتباط تنگاتنگ با یکدیگر مراقب اوضاع هستند و شرایط را برای بازیهای مطمئن و امن مهیا مینمایند؛ حال این سوال مطرح است که واقعاً دولت آفریقای جنوبی میتواند با احاطه اطلاعاتی، امنیت کامل مسابقات که 300 هزار تا 500 هزار خارجی را به این کشور جذب میکند، تضمین نماید یا این بیانیهها صرفاً اطمینان بخشیدن کاذب برای سفر توریستها به کشوری است که بر روی درآمدزایی سنگین این رویداد جهانی حساب ویژهای باز کرده است؟
آفریقای جنوبی دارای مرزهای وسیع آبی و خاکی است که همین ویژگی مسائل امنیتی برای این کشور شدت بخشیده است و در شمال این کشور نیز همسایگان دارای مشکلات شدید امنیتی وجود دارند و این خود لزوم ایجاد امنیت مرزهای خالی و آبی را از طریق نیروهای دریایی، هوایی و زمینی یادآوری میکند که البته دولت کشور میزان اعلام کرده قوای سه گانه خود را در راستای حفظ امنیت مسابقات و شرکت کنندگان آن به کار گرفته اما نکته قابل تامل این است که اولاً کشور آفریقای جنوبی به واسطه مبارزات نژادپرستی گروه ها سیاسی قبل از استقلال آفریقای جنوبی دارای بستری است که گروههای سیاسی فعال و نیمه فعال در آن وجود دارد و خود یک نکته ضد امنیتی بالقوه برای مسابقات خواهد بود.
همچنین وجود اخباری در خصوص کشف دو انبار مهمات توسط پلیس ورچستر که 2500 کیلوگرم تی ان اتی در یکی از انبارها وجود داشته و متعلق به اعضاء سابق و رادیکال یکی از همین گروههای سیاسی بوده و اینکه سایت های اینترنتی سفیدپوستان رادیکال این کشور پس از کشته شدن رهبرشان در آغاز آوریل 2010 اعلام نموده اند مقابله به مثل خواهد نمود، نشان از سهل الوصول بودن ابراز فعالیتهای تروریستی همچون بمب گذاری وسیع است که لزوم برنامه ریزی امنیتی بالایی را برای جمع آوری و کنترل شدید بازار خرید و فروش این سلاحها در این مدت در این کشور و همسایهها و همچنین کنترل شدید مخالفان تند رو از پیش از جام جهانی تا پس از این رویداد را الزامی میسازد.
علی رغم آنکه کشورمان موفق به حضور در مسابقات آفریقای جنوبی نشده، مشتاقان و دوستداران فوتبال بسیار علاقمندند که این مسابقات را از نزدیک مشاهده کنند، لذا تورهایی به اشکال مختلف اقدام به ثبت نام و اعزام علاقمندان از کشورمان به این مسابقات میکنند و با توجه به آنچه ذکر شد و این نکته که در جام جهانی، تمامی کشورها برای اتباعشان شرایط حفظ امنیت را فراهم میآورند، این پرسش مطرح است که توسط دستگاههای مسئول برای این مسابقات امنیت تامین شده یا نه؟ آیا اتباع ایران هم در قبال خطراتی که میتواند آنها را در طول این رویداد تهدید کند، توجیه شده اند و تمهیداتی اندیشیده شده که در صورت وقوع حملات تروریستی چه واکنش و عکس العملی داشته باشند؟
اینها مسائلی است که مسئولان سیاسی و گردشگری کشورمان نیز باید به آن توجه کرده باشند و با عنایت به آنکه قطعاً امنیت آفریقای جنوبی به مراتب نسبت به جامهای جهانی فرانسه، کره و ژاپن و آلمان در سطح پایینتری بوده و به واسطه عدم وجود سازوکارهای امنیتی وسیع تعریف شده در کشورهای اروپایی و پیشرفته آسیایی در این کشور آفریقایی، سوراخهای امنیتی بزرگی برای ورود تروریستها وجود دارد، اگر گروهکی بخواهد حمله تروریستی ترتیب دهد، جام جهانی آفریقای جنوبی سفره بازی محسوب شده و در صورت وقوع میتواند تلفات سنگین و انعکاس جهانی را به همراه داشته باشد.


