طلاق در شهرهاي مهاجرپذير بيشتر است
گويا هنوز هم اين قاعده نانوشته در ميان زوجهاي ايراني كه بايد زندگي را به هر قيمت كه شده ادامه داد وجود دارد.
البته شك نكنيد كه اين اصول نانوشته بيش از هرجا در شهرهاي كوچك و روستاها قوانيني بدون جايگزين هستند و الا در شهرهاي بزرگ و آنجا كه روايت زندگي متفاوت تر است از جاهاي ديگر اين قواعد ديگر چندان محلي از اعراب ندارند.حالا در ميان شهرهاي بزرگ آنها كه بيشتر مهاجر دارند و بافت ساكنانش دستخوش حضور اقوام مختلف است بيش از همه با فضاهاي قديمي و قوانين سنتي آن بيگانه شده ند.
تاييد خبري اين جملات هم به پاي معاون مركز اطلاعات و آمار شوراي فرهنگي اجتماعي زنان كه گفته: طلاق در شهرهاي مهاجر پذير به دليل اختلال قومي و فرهنگي و همچنين در حواشي شهرها و حاشيه نشينهاي كلانشهرها بيشتر است. توضيح چرايي اين ماجرا هم اينكه ازدواج در بين زن و شوهرهايي از اقوام مختلف با سنتها و رسوم مختلف قطعا به بروز مشكلا ت ختم ميشود و اينگونه است كه سن زندگي زناشويي در اين شهرهاي مهاجر پذير هم كم است.
ناهيد رام پناهي اعلام كرده: آخرين آمار جمع آوري شده توسط مركز اطلاعات و آمار شوراي فرهنگي اجتماعي زنان نشان ميدهد كه 0.8 درصد از جمعيت زنان بالاي 10 سال كشور به دليل طلاق بدون همسر هستند ولي اين رقم در مورد مردان چهار دهم درصد است. در واقع نتيجه اين آمار حاكي از آن است كه معمولا مردان بعد از طلاق بيشتر اقدام به ازدواج مجدد ميكنند.
به گفته رام پناهي در سالهاي 75 تا 85 طلاق در بين سنين 10 تا 24 سال كم شد ولي در بين افراد 25 تا 54 ساله افزايش يافته است، همچنين طلاق در سنين كمتر از 24 سال و بالاي 55 سال كمتر شده است.
معاون مركز اطلاعات و آمار شوراي فرهنگي اجتماعي زنان خبر داده: در صورتي كه ميزان طلاق را بر اساس تقسيم بندي سن زوجها بررسي كنيم، بيشترين ميزان طلاق كشور در سنين 20 تا 24 سال هم در مردان و هم در زنان رخ ميدهد كه نشانگر اين است كه اغلب زوجها در سالهاي اول ازدواج اقدام به طلاق ميكنند. به گفته او، 27 درصد طلاقهايي رخ داده بين سنين 25 تا 28 سال بوده كه رده سني آن براي مردان بين 25 تا 29 سال و براي زنان بين 20 تا 24 سال است. فراواني كل طلاقها در استانهاي مختلف كشور نشان ميدهد كه اين رقم با ميزان توسعهيافتگي استانها ارتباط دارد بهطوري كه ميزان طلاق در استانهاي مرزنشين بيشتر است و رقم آن با ميزان تقيد و تبعيت از سنت هر استان رابطه
معكوس دارد.
به گفته رام پناهي، طلاق در شهرهاي مهاجر پذير به دليل اختلال قومي و فرهنگي و همچنين در حواشي شهرها و حاشيه نشينهاي كلانشهرها بيشتر است. بررسي وضعيت پروندهها در قوهقضاييه و دفاتر زنان و كودكان نشان ميدهد كه اغلب دعاوي مربوط به مطالبه مهريه، مطالبه نفقه، جهيزيه و اجرت المثل بوده است.
معاون مركز اطلاعات و آمار شوراي فرهنگي اجتماعي زنان با بيان اين كه بيشترين دعاوي زناشويي در مرحله اول طلاق توافقي و بعد غيرتوافقي است و در رتبه سوم مطالبه مهريه است، اعلام كرده: البته اين مواردي است كه به عنوان دليل ظاهري طلاق براي زودتر به نتيجه رسيدن پرونده از طرفين اعلام ميشود و عموما دلايل اصلي اعلام نميشود. به همين دليل پيشنهاد شده است كه قبل از اين تشكيل پرونده توسط افراد مددكار پرسشنامهاي پر شود كه علل اصلي درخواست طلاق را بتوان بررسي كرد.


