گزيده سرمقاله روزنامههاي صبح امروز.
کد خبر: ۱۰۱۸۲۷
| | 3550 بازدید
كيهان
«روز واقعه نزديك است» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم حسين شريعتمداري است كه در آن ميخوانيد:
1- شنبه گذشته، اول خردادماه 89- 22مي 2010- «ناوگان آزادي» شامل 9 كشتي غيرنظامي با سرنشيني نزديك به هزارنفر از سياستمداران، فعالان صلح، هنرمندان، دوستداران فلسطين، خبرنگاران و... بندر اسلامبول در ساحل درياي «مرمره» را به مقصد غزه ترك كرد. 3 كشتي از تركيه، 1 كشتي از يونان، 1 كشتي از ايرلند، 2 كشتي از انگليس، 1 كشتي از الجزاير و 1 كشتي از كويت در اين ناوگان حضور داشتند. هنگام ترك بندر اسلامبول، انبوهي از مردم براي بدرقه در ساحل جمع شده و با فريادهاي الله اكبر خويش، ضمن ستايش اين اقدام صلح طلبانه و انسان دوستانه، براي كشتي نشينان آرزوي موفقيت مي كردند و اقدام آنان را مي ستودند. خبر حركت ناوگان آزادي به تمام نقاط جهان مخابره شد و همه جا، استقبال و تقدير مردم را به دنبال داشت. از آن روز تا 10 روز بعد، يعني نيمه شب دوشنبه، كمتر كسي- و شايد هيچكس- تصور نمي كرد سرنشينان اين 9 كشتي قبل از آن كه در ساحل غزه به خشكي برسند، در تاريكي شب و در ميانه دريا با حمله حراميان صهيونيست در خون خود غوطه مي خورند. نظاميان وحشي اسرائيل باز هم مانند هميشه، تمامي آموزه هاي اخلاقي، انساني و قانوني را زيرپا گذاشتند و با شبيخون ناجوانمردانه به «ناوگان آزادي» سفيران صلح را كه جز كمك رساني به مردم مظلوم و محاصره شده غزه و پايان محاصره غذايي و دارويي- و نه تسليحاتي- آنان خواسته اي نداشتند، قتل عام كردند.
اين شبيخون وحشيانه در 80 مايلي سواحل غزه صورت گرفت و اين در حالي است كه مطابق معاهده- بخوانيد سازشنامه ذلت بار-اسلو - سال 1993- كنترل آبهاي سرزميني -TERRITORIALL- سواحل غزه تا فاصله 20 مايلي به رژيم صهيونيستي واگذار شده بود و شبيخون به اعتراف «اوي بناياهو» سخنگوي ارتش اسرائيل در فاصله 70 تا 80 مايلي ساحل غزه، يعني در آبهاي بين المللي كه مطابق كنوانسيون هاي 1948 و 1974 ژنو - SOLAS- تردد كشتي ها در آن نبايد با هيچ مانعي از سوي هيچ كشوري روبرو شود، صورت گرفته بود.
اقدام وحشيانه اسرائيل بدون كمترين ابهامي، مصداق فصل هفتم از منشور ملل متحد است كه تصريح مي كند؛ هرگاه كشوري با توسل به زور و يا هر اقدام موثر ديگري، امنيت منطقه و يا صلح جهاني را به مخاطره اندازد، شوراي امنيت سازمان ملل متحد موظف است با توسل به نيروي نظامي- متشكل از كشورهاي عضو- به مقابله با كشور متجاوز برخيزد...
مردم سالاري
«حمله دزدان دريايي به کاروان صلح» عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم علي ودايع است كه در آن ميخوانيد:
طي دو قرن گذشته همزمان با اقتصادي شدن جهان و ظهور ابرقدرت هاي استعمارگر،جامعه بشريت رفته رفته، آماده شکل گيري برخوردهاي خشن شد اما در قرن نوزدهم با وقوع 2 جنگ جهاني، جهان رنگ و بوي صلح را آرام آرام به خاطره ها سپرد. در طول جنگ 6روزه و ناتواني اعراب،کشوري غصبي به نام اسرائيل با راندن و قتل عام مردم فلسطين متولد شد. برخي با خوش بيني به قرن بيست و يکم نگاه مي کردند و اميد داشتند در هزاره جديد با فهم حکومت ها از يکديگر و بهبود رابطه مردم با حکومت ها ديگر شاهد پايمال شدن حقوق انساني نباشيم.
آرزويي که با برخورد خشن ديکتاتوري ها و ادامه نبردها در کشورهايي از قبيل عراق و افغانستان رنگ باخت. اما عمق فاجعه زماني روي داد که غزه در سال 2008 از زمين و هوا مورد حمله ارتش صهيونيستي قرار گرفت.شيوخ عرب که هويت از دست رفته خود را فقط در برابر ايران اسلا مي جست وجو مي کنند چشم برهم فروبستند و فقط گاهي بيانيه هايي صادر کردند که هرگز از روي کاغذ فراتر نرفت.
معلوم نيست زماني که بان کي مون دبير کل سازمان ملل خبر از محاکمه سران جنايتکار جهان مي دهد چرا خبري از نتيجه گلدستون منتشر نمي شود يا دولت هاي مختلف چگونه چشم خود را بر قتل عام مسلمانان در منطقه قفقاز و سين کيانگ مي بندند. اين درست است که کارادزيچ و سرهنگ قذافي و تني چند از ديکتاتورهاي جهان جنايتکار هستند اما آيا جنايت هاي عليه بشريت را فقط اين افراد مرتکب شدند و ديگر کسي دستش به خون انسان هاي بيگناه آلوده نيست؟ ترکيه امروز ديگر يک بازيگر دست چندم آسيايي که در حسرت پيوستن به اروپا به سر مي برد نيست.
رسالت
«حمله به کاروان آزادي» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم حنيف غفاري است كه در آن ميخوانيد:
اقدام ددمنشانه رژيم صهيونيستي در حمله به “کاروان آزادي غزه”نفرت جهانيان نسبت به تل آويو را دوچندان ساخته است.اگرچه رژيم اشغالگر قدس تا کنون سعي داشته است با تکيه بر سانسورهاي خبري خود و رسانه هاي غربي مانع از افشاي جنايات خود در قبال فلسطينيان شود،اما اين بار اين رژيم جناياتي فراتر از وسعت خاک فلسطين انجام داده و نمادهاي صلح جهاني را به خاک و خون کشيده است.اين جنايت از پيش تعيين شده نمادي عيني از نقض حقوق بشر ومنشور سازمان ملل متحد توسط تل آويو محسوب مي شود.
اگرچه سازمانهاي بين المللي مانند هميشه در اين خصوص اغفال نموده و چشمان خود را بر اين جنايت علني صهيونيستها بسته اند،اما ملتها و دولتهاي آگاه دنيا اين بار ديگر تسليم معاملات پشت پرده اعضاي دائم شوراي امنيت و رژيم صهيونيستي نخواهند بود.جامعه جهاني حمله به کشتي هاي آزادي را حمله به صلح وآزادي مي داند ودر برابر آن هيچ گاه سکوت نخواهد کرد.در حالي که بنيامين نتانياهو نخست وزير رژيم صهيونيستي از تصويب سند نهايي اجلاس اخير نيويورک به شدت احساس واهمه مي کرد،با حمله به ناوگان آزادي غزه سعي کرد انتقام خود از جامعه جهاني را بگيرد،فارغ از اينکه امواج خشم جهانيان در انتظار نتانياهو و همراهانش خواهد بود.مخاطب تل آويو در حمله اخير افراد دغدغه مندي بوده اند که بر اساس حس انسان دوستي خود در صدد کمک رساني به مردم غزه برآمده بودند.
بيش از سه سال و نيم است که يک و نيم ميليون سکنه سرزمين غزه در زنداني بدون سقف به سر مي برند و با زندانيان صهيونيستي و مصري دست و پنجه نرم مي کنند.مردمي که اصلي ترين گناه آنان حمايت از دولت قانوني و مشروع اسماعيل هنيه و عدم باجدهي به تل آويو مي باشد. کاروان آزادي مرکب از 9 کشتي حامل10 هزار تن کمکهاي انسان دوستانه از کشورهاي مختلف ازجمله ترکيه ، يونان و پارلمان اروپا به مردم غزه است.
کشته و زخمي شدن دهها تن از اعضاي کاروان آزادي،که مورد حمايت همه ملتهاي جهان بوده است نمايشي هولناک از سبعيت و درندگي تل آويو مي باشد. اين اقدام وقيحانه از سوي ارتشي کاملا مسلح انجام شد و روشن است سربازان بدون دستور فرماندهان خود چنين اقدامي را انجام نداده اند. بر اساس آنچه مقامات حماس نيز نسبت به آن تاکيد نموده اند، روشن است که محاصره کشتي ها از سوي هلي کوپتر ها امري اتفاقي نيست و با قصد قبلي انجام شده است.
تهران امروز
«اقدام جنايتكارانه رژيم صهيونيستي؛ دلايل و پيامدها» عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز به قلم دكترمحمدمهدي مظاهري است كه در آن ميخوانيد:
اقدام جنايتكارانه رژيم صهيونيستي در حمله به كاروان آزادي و امدادگران حقوق بشر و تحركات تركيه و ديگر كشورهاي مسلمان منطقه براي رفع حصر نوار غزه از جهات مختلف قابل تبيين است.
1 - پس از به قدرت رسيدن دولت اسلامگرا در تركيه به رهبري اردوغان و تحركات وسيع تركها در حوزه ديپلماتيك براي حل و فصل مسائل خاورميانه، شاهد دگرديسي در سياستهاي منطقهاي اين كشور بوديم. تركيه در جنگ 22 روزه در دفاع از مردم نوار غزه بيشترين واكنش را نسبت به تجاوزات صهيونيستها نشان داد و مردم مسلمان تركيه نيز با برگزاري تظاهرات گسترده و محكوميت اقدامات جنايتكارانه رژيم صهيونيستي در حمله به كودكان و زنان فلسطيني، قطع ارتباط و تعطيلي سفارتخانه اين رژيم را خواستار شدند.
2 - در اجلاس ساليانه داووس، اردوغان ضمن محكوميت كشتار غيرنظاميان نوار غزه، سران رژيم صهيونيستي را قاتل خواند و در دفاع از مواضع حماس جلسه مذكور را ترك كرد. اقدام شجاعانه اردوغان تحسين ملتهاي آزاده جهان و دنياي اسلام را برانگيخت و موجب افزايش تنش در روابط آنكارا و تلآويو شد.
3 - تركيه و رژيم صهيونيستي در سال 1997 قرارداد امنيتي و استراتژيكي با يكديگر منعقد كرده بودند كه براساس مفاد اين قرارداد رژيم صهيونيستي ميتوانست از فضاي تركيه براي حمله به دشمنان خود استفاده كند، در اين راستا در سالهاي قبل، تركيه به همراه رژيم صهيونيستي و آمريكا و برخي كشورهاي غربي همه ساله مانورهاي نظامياي براي آمادگي بيشتر برگزار ميكرد ولي پس از تيرگي روابط بر سر مسئله نوار غزه و تشديد آن به دليل عدم همراهي تركها با سياستهاي منطقهاي رژيم صهيونيستي، امسال اين رژيم امكان حضور در اين مانور نظامي را پيدا نكرد.
وطن امروز
«رژيم اسرائيل در تنگناي سياسي» عنوان يادداشت روز روزنامه وطن امروز است كه در ان ميخوانيد:
2 رخداد مهم بينالمللي شرايط سياسي دشواري براي رژيم صهيونيستي ايجاد کرد که بهطور طبيعي اين شرايط بر سرنوشت آينده اين رژيم تاثير منفي خواهد گذاشت.حمله وحشيانه کماندوهاي دريايي ارتش رژيم صهيونيستي به کاروان حامل کمکهاي بينالمللي براي اهالي غزه و پاسخ منفي رژيم صهيونيستي به جامعه جهاني براي پيوستن به معاهده «انپيتي» 2 رخدادي بودند که سرنوشت سياسي اين رژيم را رقم خواهند زد.در جريان حمله رژيم صهيونيستي به کاروان آزادي که حامل بيش از 700 تن از شخصيتهاي مختلف بينالمللي بود، اسرائيل بدترين شيوه تقابل نظامي با مجموعهاي از مدافعان حقوق بشر را انتخاب کرد و اين امرقطعا افکار عمومي را عليه اين رژيم برميانگيزد.
کشتار بيش از 20 تن از مليتهاي مختلف جهان توسط کماندوهاي اسرائيلي فضاي سياسي تيرهاي براي اسرائيل ترسيم خواهد کرد و اين رژيم به دست خود سند نابودي خود را امضا کرد.تعدادي از کشتهشدگان از اتباع ترکيه هستند که اين امر خشم ملت ترکيه را عليه رژيم صهيونيستي برانگيخت و آينده روابط آنکارا – تلآويو را بشدت تحت تاثير قرار خواهد داد.رژيم صهيونيستي که دهها سال با ترکيه روابط آشکار ديپلماتيک داشته، اين کشور را حياط خلوت خود در خاورميانه تلقي ميکرده اما با قتل اتباع ترک، اسرائيل مهمترين پايگاه خود را در يکي از تاثيرگذارترين کشورهاي اسلامي منطقه از دست داد.
از ديگر پيامدهاي حمله اسرائيل به کاروان آزادي، انزواي رژيمهاي عرب منطقه است، زيرا اين رژيمها تاکنون جنبشهاي اسلامي فلسطين را عامل گسترش ناامنيها در منطقه تلقي ميکردند که با حمله اسرائيل به کاروان کمکرساني مردمي، حقانيت اين جنبشها براي ادامه مبارزه عليه اين رژيم آشکارتر شد.اسرائيل نميتواند هيچ دليل قابل قبولي براي توجيه حمله خود به اين کاروان ارائه دهد زيرا کاروان کمکرساني در آبهاي بينالمللي در حرکت بود و طبق قوانين بينالمللي و حقوق دريانوردي اين نوع کاروانها بايد از هرگونه تعرض مصون باشند.
نقض آشکار قوانين بينالمللي و استفاده از جنگافزار عليه کشتيهاي غيرنظامي در تعريف قوانين دريانوردي، جزو مصاديق راهزني دريايي بهشمار ميرود و متضمن تبعات حقوقي است که شوراي امنيت سازمان ملل بايد به آن رسيدگي کند.
جمهوري اسلامي
«جهان منتظر چيست؟» عنوان سرمقاله ي روزنامه جمهوري اسلامي سات كه در آن ميخوانيد:
رژيم صهيونيستي بامداد ديروز كشتيهاي حامل كمكهاي بشردوستانه بينالمللي به غزه را آماج حملات هوايي و دريايي قرار داد و در مقابل ديدگان بهت زده جهانيان، به وحشيانهترين شكل عدهاي از سرنشينان اين كشتيها را به خاك و خون كشيد و بقيه را نيز به اسارت برد.
شايد كساني تصور نميكردند رژيم صهيونيستي تا اين حد وحشي باشد و بر اين نظر بودند كه سردمداران اين رژيم، براي حفظ ظاهر و رعايت مصالح، از حمله به كارواني كه در آن افرادي از شهروندان كشورهاي اروپايي متحد رژيم صهيونيستي حضور داشتند حمله نخواهد كرد ولي يورش ددمنشانه كماندوهاي صهيونيست به كاروان مذكور نشان داد كه تا چه حد اين رژيم سركش و ياغي است و به هيچ معيار و ملاك انساني پايبند نيست.
براساس تازهترين آمارها، در جريان يورش هوايي و دريايي ارتش رژيم صهيونيستي، بيش از 20 نفر از سرنشينان كشتي كشته و حدود 80 نفر زخمي شدهاند. نيروهاي رژيم صهيونيستي باقي سرنشينان كشتيها را نيز به اسارت برده و به مكان نامعلومي منتقل كردند.
اقدام رژيم صهيونيستي در يورش خونين و وحشيانه به اين كاروان بين المللي، بازتاب گستردهاي در پي داشته و بسياري از كشورهاي جهان و مجامع بينالمللي اين اقدام را تقبيح كردهاند. اين اقدام جنايت بار صهيونيستها از چند زاويه قابل بررسي است.
1 - اين جنايت ماهيت پليد رژيم صهيونيستي را براي جهانيان آشكار ساخت و نشان داد كه فلسطينيها با چه دشمن وحشي و شيطان صفتي مواجه هستند، دشمني كه بايد او را "آدمكشي دريائي" ناميد. درحاليكه ارتش صهيونيستي در برابر ديد جهانيان و در مقابل دوربينهاي خبري اين چنين با گروهي فعال صلح طلب بينالمللي برخورد ميكند روشن است چه رفتاري با فلسطينيهاي تحت محاصره و بي دفاع مينمايد.
آفرينش
«کرزاي ونشست مشورتي صلح» عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش است كه در ان ميخوانيد:
جرگه مشورتي صلح افغانستان با وجود تاخيرهايي در روند برگزاري آن اينک در آستانه برگزاري است نشستي که قرار است درجستجوي راهبرد واستراتژي براي مذاکره با طالبان ويافتن راهي براي افزايش ثبات در افغانستان نوين باشد.
بي شک نگاهي به سوابق برگزاري نشست هايي اين چنيني (جرگه ) در افغانستان نشان مي دهد که بيشتر از آنکه برگزاري اين نشست ها امري دولتي باشد گردهم آيي هايي سنتي سران اقوام وقبايل اين کشور بوده است جرگه هايي که در جستجوي اهدافي ويژه بوده اما اينک برگزاري اين نشست توسط دولت کابل آن هم دعوت ميهمانان 1600 نفر آن توسط دولت امري است که به نگاه بسياري اهرمي است توسط دولت آقاي کرزاي چه اينکه رئيس جرگه مشورتي صلح از وزيران کابينه است و اين نشست پيش از آنکه در جستجوي راه حلي براي مذاکره با طالبان باشد به نظر مي رسد نقشي نظارتي را براي حاضران در نشست فراهم آورده است اين رويکرد آقاي کرزاي به جرگه باعث شده است تا اپوزيسيون دولتي وشماري ديگر از شخصيت ها اين نشست را تحريم کنند چه اينکه استدلال هاي حقوقي وفرمايشي بودن نشست باعث شده است تا جبهه ملي افغانستان وعبدالله عبدالله عملا رغبتي به حضور در آن نشان ندهند .
به هر حال به رغم مخالفت هايي همچون وجود قانون اساسي در کشور و وجود جرگه به عنوان نهادي فرا پارلماني در کشور اينک حامد کرزاي با حمايت هايي همچون حمايت شوراي علماي افغانستان وسازمان ناتو درصدد برگزاري آن است نشستي که دولت کابل برآن است به نوعي مشروعيت دولت کابل را در تدوين استراتژي مناسب براي برخورد با طالبان ياري رسان کابينه باشد.
در اين راستا وجود شک و ترديدهايي درباره نوع مذاکره با طالبان وچگونگي تقسيم طالبان ميانه رو به تند رو ونوع پذيرش طالبان وحزب اسلامي حکمتيار در دولت وپذيرش قانون اساسي توسط آنان همه وهمه در هاله اي ترديد قرار دارد چه اينکه طالبان به عنوان عنصري نظم گريز در ثبات سياسي افغانستان ومتحدان وي از نشست مشورتي حضور مستقيم ندارند به علاوه حملات آنها در چند هفته گذشته در کنار گمانه زني ها درباره نتيجه نشست مالديو که با شرکت حزب اسلامي حکمتيار وبخشي از طالبان برگزار شد همگي بر نامعلوم بودن واکنش هاي دوسويه ي دولت وطالبان در مورد روند مذاکره افزوده است .
آرمان
«عفو؛ از ايده هاشمي تا پيش دستي سياسي» عنوان سرمقاله روزنامه آرمان است كه در آن ميخوانيد:
11 ماه قبل بود که هاشمي رفسنجاني در خطبههاي نماز جمعه تهران خواستار آزادي زندانيان حوادث پس از انتخابات شد. هرچند در آن دوران سخنان هاشمي رفسنجاني با انتقادات فراواني از سوي سياسيون مواجه شد اما به نظرمي رسد با پيشنهادات افرادي چون فدايي، حسينيان و زاکاني و کوچکزاده درباره «عفو» محکومان حوادث پس از انتخابات در عمل،
ايده هاشمي رفسنجاني شکل واقعي پيدا ميکند. هر چند اين اظهارات در شرايط فعلي چندان مطابق با سخنان گذشته نيست. آن گونه که حسينيان اول بهمن 88 در برنامه ديروز، امروز و فردا گفت: واقعاً اگر دست ماها بود که تکليف را روشن ميکرديم. صبوري رهبري براي جذب بوده است.
البته در اين ميان فدايي رويه ميانهاي را اتخاذ کرد و مسئله مردم را از ماجراي فتنه جدا وگفته بود «ماجراي فتنه عدهاي را تحريک کرد تا بعضي به خيابان بيايند، آنها افکار عمومي را فريب دادند و القاء تقلب و يکسري اخبار ناصحيح کردند، مردم که بيدليل نيامدند. آن گونه که زاکاني از اعضاي فراکسيون اصولگرايان مجلس در گفت و گويي اعلام کرد: «برخي از خانوادههاي زندانيان نادم به ما اعلام کردهاند که در جريان حوادث و فتنههاي پس از انتخابات، فريب برخي سران فتنه را خوردهاند.
اظهاراتي که مشابه آن را فدايي دبيرکل جمعيت ايثارگران ابراز کرده و گفته است: «افرادي که در دادگاه محکوم شده و حکم قطعي آنها صادر گرديده در صورتي که 1- خودشان تقاضاي عفو داشته باشند 2- حوادث گذشته را محکوم کنند 3- جريان فتنه و سران آن را محکوم نمايند و 4- پيوند تشکيلاتي خود را با فتنهگران قطع کرده باشند، امکان عفو وجود دارد.» پيشنهادات در اين زمينه تنها به اين دو نماينده محدود نماند وکوچکزاده و حسينيان ديگر نمايندگان تهران هم در اين زمينه اظهار نظر کردند.حسينيان عفو را يک امر «الهي» دانسته و اما در عين حال قيدي براي آن قائل شده است «اين عفو فقط در ردههاي پايين که تحت تأثير قرار گرفته و مثلاً شيشهاي شکستهاند و يا در تظاهراتي شرکت کردهاند مانعي ندارد.» البته دادستان تهران عفو را موضوعي کارشناسي و فني عنوان کرد که مستلزم اخذ نظرات کارشناسي و احراز ندامت محکومان و ارزيابي آخرين وضعيت افراد مشمول است. اما اصل ماجرا ظاهر متفاوت از ظاهري که اکنون مشاهده ميشود دارد.
دنياي اقتصاد
«معضلي به نام تهران» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصا به قلم محمود اسلاميان است كه در آن ميخوانيد:
از خصوصيات هر سلسله ميتوان به نگرش بنيانگذاران آن در انتخاب پايتخت اشاره كرد كه متاثر از نگرش موسس سلسله و ملاحظات سياسي اقتصادي و نظامي بوده است.
شهرهايي مثل نيشابور، شوش، پاسارگاد، طوس و اصفهان هر كدام دلايل خاص خود را براي پايتخت بودن داشتهاند. آغا محمدخان قاجار به دليل امكان ارتباط با عقبه ايلي خود در دشت گرگان پايتخت را صرفا به دليل نظامي به ري انتقال ميدهد. شهري كه برعكس بسياري از مراكز قبلي، روي سه گسل بزرگ زلزله قرار دارد. دوره قاجار يكي از دورههاي تاريك و خسارتبار براي كشور است. موسس اين سلسله حتي در انتخاب پايتخت هم باعث خبط بزرگ گرديد؛ زيرا موسسان سلسلههاي قبلي نه با مطالعه زمينشناسي، بلكه با مطالعه آثار تاريخي و قديمي و عدم تخريب آن، اطمينان نسبي بر زلزلهخيز نبودن مركز انتخابي مييافتند. ثبت زلزلههاي بزرگ در شهر ري قبل از دوره قاجار ميتوانست هشداري باشد كه به آن بيتوجهي گرديد؛ براي مثال شاهعباس صفوي با بررسي عدم تخريب چند آتشكده قديمي متعلق به دوره ساسانيان به زلزلهخيز نبودن اصفهان واقف گرديد.
علاوه بر آن، رشد بيرويه و غيرمعقول تهران طي 9دهه گذشته باعث به هم خوردن توازن توسعهاي كشور و بروز صدها مساله و ناهنجاري فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي در درون خود شده است.
در اينكه تهران در شرايط كنوني يكي از معضلات مهم ملي است نبايد ترديد كرد و بايد از هر فكر و انديشه خوبي كه تلاش در جهت تعديل اين معضل دارد، حمايت شود. متاسفانه طي سالهاي گذشته طرحهاي جامعي به عنوان آمايش سرزمين، مورد توجه لازم قرار نگرفته است.در حاليكه كشور حتي در كوچكترين موضوعات نيازمند طرح آمايش است. اين طرح حتي در مسائل شهري بايد مورد توجه قرار گيرد؛ براي مثال در هيچ كشور توسعهافتهاي اجازه احداث يك واحد صنعتي يا تاسيس يك مطب، درمانگاه، مركز فرهنگي و ... صرفا با نظر متقاضي نميدهند. اين موسسات بايد بر مبناي نياز يك شهر و دسترسي مردم و با صلاحديدهاي متفاوت مكانيابي شوند.
جهان صنعت
«آقاي رييسجمهور! چرا عدالت به سخره گرفته شده؟» عنوان سرمقاله روزنامه جهان صنعت به قلم کرامت جهانگرد است كه در آن ميخوانيد:
اخيرا سايت رسمي وزارت صنايع و معادن با انتشار خبري از طرح عدالت صنعتي خبر داده و نويد داده که به زودي اين طرح اجرايي خواهد شد. در اين گزارش به نقل از مديرعامل سازمان صنايع کوچک و شهرکهاي صنعتي ايران تصريح شده که به زودي 500 هزار شغل در واحدهاي صنعتي کوچک تحت عنوان طرح عدالت صنعتي در آينده نزديک اجرايي ميشود. مهندس خدامراد احمدي که راوي اين خبر است، عنوان کرده که براساس قول رييسجمهور بودجه اين طرح در قالب وجوه اداره شده در رياستجمهوري پرداخت خواهد شد.
نکته بسيار جالب سخنان اخير احمدي موضوع طرح 500 هزار شغل آن هم از نوع صنعتي است. باعث تعجب نيست که اين سخنان مطرح ميشود چراکه شايد دوستانمان نميدانند که براي ايجاد يک شغل صنعتي حداقل نياز به 50 ميليون تومان است. البته اين فرض با در نظر گرفتن زيربناهاي لازم است در غير اين صورت اين رقم بالغ بر 80 ميليون تومان خواهد شد.
با احتساب وجود زيرساختهاي لازم براي ايجاد اشتغال صنعتي، ايجاد 500 هزار شغل صنعتي نيازمند بودجه و اعتباراتي به ميزان 25 هزار ميليارد تومان، يعني معادل 25 ميليارد دلار منابع است و اگر زيرساختها موجود نباشند اين رقم به 40 هزار ميليارد تومان يا به عبارتي 40 ميليارد دلار ميرسد!
بنا به گفته احمدي، ظاهرا قرار است اين منابع از طريق رياستجمهوري و در قالب وجوه اداره شده تامين و پرداخت شود. به اين ترتيب بايد منتظر صفهاي طولاني صنعتگران در جلو سازمان صنايع کوچک باشيم تا اخذ مجوز کرده و سپس در صفهاي بانکي و بدون هيچ مشکلي تسهيلات را دريافت کنند.
پول
«پولشويي؛ جرم دوم» عنوان سرمقاله روزنامه پول به قلم مهرداد خدير است كه در آن ميخوانيد:
نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران، ديروز ميزبان نخستين «همايش همانديشي مبارزه با مواد مخدر و پولشويي» بود.
مشارکت دستگاههاي مختلف اجرايي، اطلاعاتي و قضايي در اين همايش نشان ميداد اهتمام رسمي در مقابله با پولشويي خصوصا پس از ابلاغ قانون آن جديتر شده است.
هر چندکه به نظر ميرسد اين اقدام واکنشي به اتهامات و ابهامات اخير صندوق بينالمللي پول درباره پولشويي در ايران است کما اينکه پيش از اين سخنگوي وزارت امور خارجه را نيز به موضعگيري واداشته بود.
هر چند قرار دادن نام جمهوري اسلامي ايران در کنار کشورهايي چون آنگولا، اکوادور، اتيوپي و کره شمالي دور از انصاف است متقابلا ضرورتي نيز نداردکه نهادهاي رسمي، کشور را از هر نوع پولشويي مبرا و عاري نشان دهند چرا که ترانزيت گسترده مواد مخدر که از جنوب شرقي تا شمالغربي کشور امتداد دارد و همه ساله بهاي سنگين شهادت شماري از پرسنل نيروي انتظامي براي مقابله باآن پرداخت ميشود، غير قابل انکار است و کافي است دستگاههاي رسمي، اتهام را از خود دورکنند؛ نه اينکه اصل پولشويي را منکر شوند.
کاش، همايشهايي از اين دست را سازمانهاي غيردولتي و مردم نهاد برگزار کنند تا در اين صورت هم امکان بيان واقعيتهاي بيشتر فراهم آيد و هم دستگاههاي مسئول امکان استناد محکمتري را در رد اتهامات خارجي و هم پيگيري ابهامات داخلي بيابند.
«روز واقعه نزديك است» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم حسين شريعتمداري است كه در آن ميخوانيد:
1- شنبه گذشته، اول خردادماه 89- 22مي 2010- «ناوگان آزادي» شامل 9 كشتي غيرنظامي با سرنشيني نزديك به هزارنفر از سياستمداران، فعالان صلح، هنرمندان، دوستداران فلسطين، خبرنگاران و... بندر اسلامبول در ساحل درياي «مرمره» را به مقصد غزه ترك كرد. 3 كشتي از تركيه، 1 كشتي از يونان، 1 كشتي از ايرلند، 2 كشتي از انگليس، 1 كشتي از الجزاير و 1 كشتي از كويت در اين ناوگان حضور داشتند. هنگام ترك بندر اسلامبول، انبوهي از مردم براي بدرقه در ساحل جمع شده و با فريادهاي الله اكبر خويش، ضمن ستايش اين اقدام صلح طلبانه و انسان دوستانه، براي كشتي نشينان آرزوي موفقيت مي كردند و اقدام آنان را مي ستودند. خبر حركت ناوگان آزادي به تمام نقاط جهان مخابره شد و همه جا، استقبال و تقدير مردم را به دنبال داشت. از آن روز تا 10 روز بعد، يعني نيمه شب دوشنبه، كمتر كسي- و شايد هيچكس- تصور نمي كرد سرنشينان اين 9 كشتي قبل از آن كه در ساحل غزه به خشكي برسند، در تاريكي شب و در ميانه دريا با حمله حراميان صهيونيست در خون خود غوطه مي خورند. نظاميان وحشي اسرائيل باز هم مانند هميشه، تمامي آموزه هاي اخلاقي، انساني و قانوني را زيرپا گذاشتند و با شبيخون ناجوانمردانه به «ناوگان آزادي» سفيران صلح را كه جز كمك رساني به مردم مظلوم و محاصره شده غزه و پايان محاصره غذايي و دارويي- و نه تسليحاتي- آنان خواسته اي نداشتند، قتل عام كردند.
اين شبيخون وحشيانه در 80 مايلي سواحل غزه صورت گرفت و اين در حالي است كه مطابق معاهده- بخوانيد سازشنامه ذلت بار-اسلو - سال 1993- كنترل آبهاي سرزميني -TERRITORIALL- سواحل غزه تا فاصله 20 مايلي به رژيم صهيونيستي واگذار شده بود و شبيخون به اعتراف «اوي بناياهو» سخنگوي ارتش اسرائيل در فاصله 70 تا 80 مايلي ساحل غزه، يعني در آبهاي بين المللي كه مطابق كنوانسيون هاي 1948 و 1974 ژنو - SOLAS- تردد كشتي ها در آن نبايد با هيچ مانعي از سوي هيچ كشوري روبرو شود، صورت گرفته بود.
اقدام وحشيانه اسرائيل بدون كمترين ابهامي، مصداق فصل هفتم از منشور ملل متحد است كه تصريح مي كند؛ هرگاه كشوري با توسل به زور و يا هر اقدام موثر ديگري، امنيت منطقه و يا صلح جهاني را به مخاطره اندازد، شوراي امنيت سازمان ملل متحد موظف است با توسل به نيروي نظامي- متشكل از كشورهاي عضو- به مقابله با كشور متجاوز برخيزد...
مردم سالاري
«حمله دزدان دريايي به کاروان صلح» عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم علي ودايع است كه در آن ميخوانيد:
طي دو قرن گذشته همزمان با اقتصادي شدن جهان و ظهور ابرقدرت هاي استعمارگر،جامعه بشريت رفته رفته، آماده شکل گيري برخوردهاي خشن شد اما در قرن نوزدهم با وقوع 2 جنگ جهاني، جهان رنگ و بوي صلح را آرام آرام به خاطره ها سپرد. در طول جنگ 6روزه و ناتواني اعراب،کشوري غصبي به نام اسرائيل با راندن و قتل عام مردم فلسطين متولد شد. برخي با خوش بيني به قرن بيست و يکم نگاه مي کردند و اميد داشتند در هزاره جديد با فهم حکومت ها از يکديگر و بهبود رابطه مردم با حکومت ها ديگر شاهد پايمال شدن حقوق انساني نباشيم.
آرزويي که با برخورد خشن ديکتاتوري ها و ادامه نبردها در کشورهايي از قبيل عراق و افغانستان رنگ باخت. اما عمق فاجعه زماني روي داد که غزه در سال 2008 از زمين و هوا مورد حمله ارتش صهيونيستي قرار گرفت.شيوخ عرب که هويت از دست رفته خود را فقط در برابر ايران اسلا مي جست وجو مي کنند چشم برهم فروبستند و فقط گاهي بيانيه هايي صادر کردند که هرگز از روي کاغذ فراتر نرفت.
معلوم نيست زماني که بان کي مون دبير کل سازمان ملل خبر از محاکمه سران جنايتکار جهان مي دهد چرا خبري از نتيجه گلدستون منتشر نمي شود يا دولت هاي مختلف چگونه چشم خود را بر قتل عام مسلمانان در منطقه قفقاز و سين کيانگ مي بندند. اين درست است که کارادزيچ و سرهنگ قذافي و تني چند از ديکتاتورهاي جهان جنايتکار هستند اما آيا جنايت هاي عليه بشريت را فقط اين افراد مرتکب شدند و ديگر کسي دستش به خون انسان هاي بيگناه آلوده نيست؟ ترکيه امروز ديگر يک بازيگر دست چندم آسيايي که در حسرت پيوستن به اروپا به سر مي برد نيست.
رسالت
«حمله به کاروان آزادي» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم حنيف غفاري است كه در آن ميخوانيد:
اقدام ددمنشانه رژيم صهيونيستي در حمله به “کاروان آزادي غزه”نفرت جهانيان نسبت به تل آويو را دوچندان ساخته است.اگرچه رژيم اشغالگر قدس تا کنون سعي داشته است با تکيه بر سانسورهاي خبري خود و رسانه هاي غربي مانع از افشاي جنايات خود در قبال فلسطينيان شود،اما اين بار اين رژيم جناياتي فراتر از وسعت خاک فلسطين انجام داده و نمادهاي صلح جهاني را به خاک و خون کشيده است.اين جنايت از پيش تعيين شده نمادي عيني از نقض حقوق بشر ومنشور سازمان ملل متحد توسط تل آويو محسوب مي شود.
اگرچه سازمانهاي بين المللي مانند هميشه در اين خصوص اغفال نموده و چشمان خود را بر اين جنايت علني صهيونيستها بسته اند،اما ملتها و دولتهاي آگاه دنيا اين بار ديگر تسليم معاملات پشت پرده اعضاي دائم شوراي امنيت و رژيم صهيونيستي نخواهند بود.جامعه جهاني حمله به کشتي هاي آزادي را حمله به صلح وآزادي مي داند ودر برابر آن هيچ گاه سکوت نخواهد کرد.در حالي که بنيامين نتانياهو نخست وزير رژيم صهيونيستي از تصويب سند نهايي اجلاس اخير نيويورک به شدت احساس واهمه مي کرد،با حمله به ناوگان آزادي غزه سعي کرد انتقام خود از جامعه جهاني را بگيرد،فارغ از اينکه امواج خشم جهانيان در انتظار نتانياهو و همراهانش خواهد بود.مخاطب تل آويو در حمله اخير افراد دغدغه مندي بوده اند که بر اساس حس انسان دوستي خود در صدد کمک رساني به مردم غزه برآمده بودند.
بيش از سه سال و نيم است که يک و نيم ميليون سکنه سرزمين غزه در زنداني بدون سقف به سر مي برند و با زندانيان صهيونيستي و مصري دست و پنجه نرم مي کنند.مردمي که اصلي ترين گناه آنان حمايت از دولت قانوني و مشروع اسماعيل هنيه و عدم باجدهي به تل آويو مي باشد. کاروان آزادي مرکب از 9 کشتي حامل10 هزار تن کمکهاي انسان دوستانه از کشورهاي مختلف ازجمله ترکيه ، يونان و پارلمان اروپا به مردم غزه است.
کشته و زخمي شدن دهها تن از اعضاي کاروان آزادي،که مورد حمايت همه ملتهاي جهان بوده است نمايشي هولناک از سبعيت و درندگي تل آويو مي باشد. اين اقدام وقيحانه از سوي ارتشي کاملا مسلح انجام شد و روشن است سربازان بدون دستور فرماندهان خود چنين اقدامي را انجام نداده اند. بر اساس آنچه مقامات حماس نيز نسبت به آن تاکيد نموده اند، روشن است که محاصره کشتي ها از سوي هلي کوپتر ها امري اتفاقي نيست و با قصد قبلي انجام شده است.
تهران امروز
«اقدام جنايتكارانه رژيم صهيونيستي؛ دلايل و پيامدها» عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز به قلم دكترمحمدمهدي مظاهري است كه در آن ميخوانيد:
اقدام جنايتكارانه رژيم صهيونيستي در حمله به كاروان آزادي و امدادگران حقوق بشر و تحركات تركيه و ديگر كشورهاي مسلمان منطقه براي رفع حصر نوار غزه از جهات مختلف قابل تبيين است.
1 - پس از به قدرت رسيدن دولت اسلامگرا در تركيه به رهبري اردوغان و تحركات وسيع تركها در حوزه ديپلماتيك براي حل و فصل مسائل خاورميانه، شاهد دگرديسي در سياستهاي منطقهاي اين كشور بوديم. تركيه در جنگ 22 روزه در دفاع از مردم نوار غزه بيشترين واكنش را نسبت به تجاوزات صهيونيستها نشان داد و مردم مسلمان تركيه نيز با برگزاري تظاهرات گسترده و محكوميت اقدامات جنايتكارانه رژيم صهيونيستي در حمله به كودكان و زنان فلسطيني، قطع ارتباط و تعطيلي سفارتخانه اين رژيم را خواستار شدند.
2 - در اجلاس ساليانه داووس، اردوغان ضمن محكوميت كشتار غيرنظاميان نوار غزه، سران رژيم صهيونيستي را قاتل خواند و در دفاع از مواضع حماس جلسه مذكور را ترك كرد. اقدام شجاعانه اردوغان تحسين ملتهاي آزاده جهان و دنياي اسلام را برانگيخت و موجب افزايش تنش در روابط آنكارا و تلآويو شد.
3 - تركيه و رژيم صهيونيستي در سال 1997 قرارداد امنيتي و استراتژيكي با يكديگر منعقد كرده بودند كه براساس مفاد اين قرارداد رژيم صهيونيستي ميتوانست از فضاي تركيه براي حمله به دشمنان خود استفاده كند، در اين راستا در سالهاي قبل، تركيه به همراه رژيم صهيونيستي و آمريكا و برخي كشورهاي غربي همه ساله مانورهاي نظامياي براي آمادگي بيشتر برگزار ميكرد ولي پس از تيرگي روابط بر سر مسئله نوار غزه و تشديد آن به دليل عدم همراهي تركها با سياستهاي منطقهاي رژيم صهيونيستي، امسال اين رژيم امكان حضور در اين مانور نظامي را پيدا نكرد.
وطن امروز
«رژيم اسرائيل در تنگناي سياسي» عنوان يادداشت روز روزنامه وطن امروز است كه در ان ميخوانيد:
2 رخداد مهم بينالمللي شرايط سياسي دشواري براي رژيم صهيونيستي ايجاد کرد که بهطور طبيعي اين شرايط بر سرنوشت آينده اين رژيم تاثير منفي خواهد گذاشت.حمله وحشيانه کماندوهاي دريايي ارتش رژيم صهيونيستي به کاروان حامل کمکهاي بينالمللي براي اهالي غزه و پاسخ منفي رژيم صهيونيستي به جامعه جهاني براي پيوستن به معاهده «انپيتي» 2 رخدادي بودند که سرنوشت سياسي اين رژيم را رقم خواهند زد.در جريان حمله رژيم صهيونيستي به کاروان آزادي که حامل بيش از 700 تن از شخصيتهاي مختلف بينالمللي بود، اسرائيل بدترين شيوه تقابل نظامي با مجموعهاي از مدافعان حقوق بشر را انتخاب کرد و اين امرقطعا افکار عمومي را عليه اين رژيم برميانگيزد.
کشتار بيش از 20 تن از مليتهاي مختلف جهان توسط کماندوهاي اسرائيلي فضاي سياسي تيرهاي براي اسرائيل ترسيم خواهد کرد و اين رژيم به دست خود سند نابودي خود را امضا کرد.تعدادي از کشتهشدگان از اتباع ترکيه هستند که اين امر خشم ملت ترکيه را عليه رژيم صهيونيستي برانگيخت و آينده روابط آنکارا – تلآويو را بشدت تحت تاثير قرار خواهد داد.رژيم صهيونيستي که دهها سال با ترکيه روابط آشکار ديپلماتيک داشته، اين کشور را حياط خلوت خود در خاورميانه تلقي ميکرده اما با قتل اتباع ترک، اسرائيل مهمترين پايگاه خود را در يکي از تاثيرگذارترين کشورهاي اسلامي منطقه از دست داد.
از ديگر پيامدهاي حمله اسرائيل به کاروان آزادي، انزواي رژيمهاي عرب منطقه است، زيرا اين رژيمها تاکنون جنبشهاي اسلامي فلسطين را عامل گسترش ناامنيها در منطقه تلقي ميکردند که با حمله اسرائيل به کاروان کمکرساني مردمي، حقانيت اين جنبشها براي ادامه مبارزه عليه اين رژيم آشکارتر شد.اسرائيل نميتواند هيچ دليل قابل قبولي براي توجيه حمله خود به اين کاروان ارائه دهد زيرا کاروان کمکرساني در آبهاي بينالمللي در حرکت بود و طبق قوانين بينالمللي و حقوق دريانوردي اين نوع کاروانها بايد از هرگونه تعرض مصون باشند.
نقض آشکار قوانين بينالمللي و استفاده از جنگافزار عليه کشتيهاي غيرنظامي در تعريف قوانين دريانوردي، جزو مصاديق راهزني دريايي بهشمار ميرود و متضمن تبعات حقوقي است که شوراي امنيت سازمان ملل بايد به آن رسيدگي کند.
جمهوري اسلامي
«جهان منتظر چيست؟» عنوان سرمقاله ي روزنامه جمهوري اسلامي سات كه در آن ميخوانيد:
رژيم صهيونيستي بامداد ديروز كشتيهاي حامل كمكهاي بشردوستانه بينالمللي به غزه را آماج حملات هوايي و دريايي قرار داد و در مقابل ديدگان بهت زده جهانيان، به وحشيانهترين شكل عدهاي از سرنشينان اين كشتيها را به خاك و خون كشيد و بقيه را نيز به اسارت برد.
شايد كساني تصور نميكردند رژيم صهيونيستي تا اين حد وحشي باشد و بر اين نظر بودند كه سردمداران اين رژيم، براي حفظ ظاهر و رعايت مصالح، از حمله به كارواني كه در آن افرادي از شهروندان كشورهاي اروپايي متحد رژيم صهيونيستي حضور داشتند حمله نخواهد كرد ولي يورش ددمنشانه كماندوهاي صهيونيست به كاروان مذكور نشان داد كه تا چه حد اين رژيم سركش و ياغي است و به هيچ معيار و ملاك انساني پايبند نيست.
براساس تازهترين آمارها، در جريان يورش هوايي و دريايي ارتش رژيم صهيونيستي، بيش از 20 نفر از سرنشينان كشتي كشته و حدود 80 نفر زخمي شدهاند. نيروهاي رژيم صهيونيستي باقي سرنشينان كشتيها را نيز به اسارت برده و به مكان نامعلومي منتقل كردند.
اقدام رژيم صهيونيستي در يورش خونين و وحشيانه به اين كاروان بين المللي، بازتاب گستردهاي در پي داشته و بسياري از كشورهاي جهان و مجامع بينالمللي اين اقدام را تقبيح كردهاند. اين اقدام جنايت بار صهيونيستها از چند زاويه قابل بررسي است.
1 - اين جنايت ماهيت پليد رژيم صهيونيستي را براي جهانيان آشكار ساخت و نشان داد كه فلسطينيها با چه دشمن وحشي و شيطان صفتي مواجه هستند، دشمني كه بايد او را "آدمكشي دريائي" ناميد. درحاليكه ارتش صهيونيستي در برابر ديد جهانيان و در مقابل دوربينهاي خبري اين چنين با گروهي فعال صلح طلب بينالمللي برخورد ميكند روشن است چه رفتاري با فلسطينيهاي تحت محاصره و بي دفاع مينمايد.
آفرينش
«کرزاي ونشست مشورتي صلح» عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش است كه در ان ميخوانيد:
جرگه مشورتي صلح افغانستان با وجود تاخيرهايي در روند برگزاري آن اينک در آستانه برگزاري است نشستي که قرار است درجستجوي راهبرد واستراتژي براي مذاکره با طالبان ويافتن راهي براي افزايش ثبات در افغانستان نوين باشد.
بي شک نگاهي به سوابق برگزاري نشست هايي اين چنيني (جرگه ) در افغانستان نشان مي دهد که بيشتر از آنکه برگزاري اين نشست ها امري دولتي باشد گردهم آيي هايي سنتي سران اقوام وقبايل اين کشور بوده است جرگه هايي که در جستجوي اهدافي ويژه بوده اما اينک برگزاري اين نشست توسط دولت کابل آن هم دعوت ميهمانان 1600 نفر آن توسط دولت امري است که به نگاه بسياري اهرمي است توسط دولت آقاي کرزاي چه اينکه رئيس جرگه مشورتي صلح از وزيران کابينه است و اين نشست پيش از آنکه در جستجوي راه حلي براي مذاکره با طالبان باشد به نظر مي رسد نقشي نظارتي را براي حاضران در نشست فراهم آورده است اين رويکرد آقاي کرزاي به جرگه باعث شده است تا اپوزيسيون دولتي وشماري ديگر از شخصيت ها اين نشست را تحريم کنند چه اينکه استدلال هاي حقوقي وفرمايشي بودن نشست باعث شده است تا جبهه ملي افغانستان وعبدالله عبدالله عملا رغبتي به حضور در آن نشان ندهند .
به هر حال به رغم مخالفت هايي همچون وجود قانون اساسي در کشور و وجود جرگه به عنوان نهادي فرا پارلماني در کشور اينک حامد کرزاي با حمايت هايي همچون حمايت شوراي علماي افغانستان وسازمان ناتو درصدد برگزاري آن است نشستي که دولت کابل برآن است به نوعي مشروعيت دولت کابل را در تدوين استراتژي مناسب براي برخورد با طالبان ياري رسان کابينه باشد.
در اين راستا وجود شک و ترديدهايي درباره نوع مذاکره با طالبان وچگونگي تقسيم طالبان ميانه رو به تند رو ونوع پذيرش طالبان وحزب اسلامي حکمتيار در دولت وپذيرش قانون اساسي توسط آنان همه وهمه در هاله اي ترديد قرار دارد چه اينکه طالبان به عنوان عنصري نظم گريز در ثبات سياسي افغانستان ومتحدان وي از نشست مشورتي حضور مستقيم ندارند به علاوه حملات آنها در چند هفته گذشته در کنار گمانه زني ها درباره نتيجه نشست مالديو که با شرکت حزب اسلامي حکمتيار وبخشي از طالبان برگزار شد همگي بر نامعلوم بودن واکنش هاي دوسويه ي دولت وطالبان در مورد روند مذاکره افزوده است .
آرمان
«عفو؛ از ايده هاشمي تا پيش دستي سياسي» عنوان سرمقاله روزنامه آرمان است كه در آن ميخوانيد:
11 ماه قبل بود که هاشمي رفسنجاني در خطبههاي نماز جمعه تهران خواستار آزادي زندانيان حوادث پس از انتخابات شد. هرچند در آن دوران سخنان هاشمي رفسنجاني با انتقادات فراواني از سوي سياسيون مواجه شد اما به نظرمي رسد با پيشنهادات افرادي چون فدايي، حسينيان و زاکاني و کوچکزاده درباره «عفو» محکومان حوادث پس از انتخابات در عمل،
ايده هاشمي رفسنجاني شکل واقعي پيدا ميکند. هر چند اين اظهارات در شرايط فعلي چندان مطابق با سخنان گذشته نيست. آن گونه که حسينيان اول بهمن 88 در برنامه ديروز، امروز و فردا گفت: واقعاً اگر دست ماها بود که تکليف را روشن ميکرديم. صبوري رهبري براي جذب بوده است.
البته در اين ميان فدايي رويه ميانهاي را اتخاذ کرد و مسئله مردم را از ماجراي فتنه جدا وگفته بود «ماجراي فتنه عدهاي را تحريک کرد تا بعضي به خيابان بيايند، آنها افکار عمومي را فريب دادند و القاء تقلب و يکسري اخبار ناصحيح کردند، مردم که بيدليل نيامدند. آن گونه که زاکاني از اعضاي فراکسيون اصولگرايان مجلس در گفت و گويي اعلام کرد: «برخي از خانوادههاي زندانيان نادم به ما اعلام کردهاند که در جريان حوادث و فتنههاي پس از انتخابات، فريب برخي سران فتنه را خوردهاند.
اظهاراتي که مشابه آن را فدايي دبيرکل جمعيت ايثارگران ابراز کرده و گفته است: «افرادي که در دادگاه محکوم شده و حکم قطعي آنها صادر گرديده در صورتي که 1- خودشان تقاضاي عفو داشته باشند 2- حوادث گذشته را محکوم کنند 3- جريان فتنه و سران آن را محکوم نمايند و 4- پيوند تشکيلاتي خود را با فتنهگران قطع کرده باشند، امکان عفو وجود دارد.» پيشنهادات در اين زمينه تنها به اين دو نماينده محدود نماند وکوچکزاده و حسينيان ديگر نمايندگان تهران هم در اين زمينه اظهار نظر کردند.حسينيان عفو را يک امر «الهي» دانسته و اما در عين حال قيدي براي آن قائل شده است «اين عفو فقط در ردههاي پايين که تحت تأثير قرار گرفته و مثلاً شيشهاي شکستهاند و يا در تظاهراتي شرکت کردهاند مانعي ندارد.» البته دادستان تهران عفو را موضوعي کارشناسي و فني عنوان کرد که مستلزم اخذ نظرات کارشناسي و احراز ندامت محکومان و ارزيابي آخرين وضعيت افراد مشمول است. اما اصل ماجرا ظاهر متفاوت از ظاهري که اکنون مشاهده ميشود دارد.
دنياي اقتصاد
«معضلي به نام تهران» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصا به قلم محمود اسلاميان است كه در آن ميخوانيد:
از خصوصيات هر سلسله ميتوان به نگرش بنيانگذاران آن در انتخاب پايتخت اشاره كرد كه متاثر از نگرش موسس سلسله و ملاحظات سياسي اقتصادي و نظامي بوده است.
شهرهايي مثل نيشابور، شوش، پاسارگاد، طوس و اصفهان هر كدام دلايل خاص خود را براي پايتخت بودن داشتهاند. آغا محمدخان قاجار به دليل امكان ارتباط با عقبه ايلي خود در دشت گرگان پايتخت را صرفا به دليل نظامي به ري انتقال ميدهد. شهري كه برعكس بسياري از مراكز قبلي، روي سه گسل بزرگ زلزله قرار دارد. دوره قاجار يكي از دورههاي تاريك و خسارتبار براي كشور است. موسس اين سلسله حتي در انتخاب پايتخت هم باعث خبط بزرگ گرديد؛ زيرا موسسان سلسلههاي قبلي نه با مطالعه زمينشناسي، بلكه با مطالعه آثار تاريخي و قديمي و عدم تخريب آن، اطمينان نسبي بر زلزلهخيز نبودن مركز انتخابي مييافتند. ثبت زلزلههاي بزرگ در شهر ري قبل از دوره قاجار ميتوانست هشداري باشد كه به آن بيتوجهي گرديد؛ براي مثال شاهعباس صفوي با بررسي عدم تخريب چند آتشكده قديمي متعلق به دوره ساسانيان به زلزلهخيز نبودن اصفهان واقف گرديد.
علاوه بر آن، رشد بيرويه و غيرمعقول تهران طي 9دهه گذشته باعث به هم خوردن توازن توسعهاي كشور و بروز صدها مساله و ناهنجاري فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي در درون خود شده است.
در اينكه تهران در شرايط كنوني يكي از معضلات مهم ملي است نبايد ترديد كرد و بايد از هر فكر و انديشه خوبي كه تلاش در جهت تعديل اين معضل دارد، حمايت شود. متاسفانه طي سالهاي گذشته طرحهاي جامعي به عنوان آمايش سرزمين، مورد توجه لازم قرار نگرفته است.در حاليكه كشور حتي در كوچكترين موضوعات نيازمند طرح آمايش است. اين طرح حتي در مسائل شهري بايد مورد توجه قرار گيرد؛ براي مثال در هيچ كشور توسعهافتهاي اجازه احداث يك واحد صنعتي يا تاسيس يك مطب، درمانگاه، مركز فرهنگي و ... صرفا با نظر متقاضي نميدهند. اين موسسات بايد بر مبناي نياز يك شهر و دسترسي مردم و با صلاحديدهاي متفاوت مكانيابي شوند.
جهان صنعت
«آقاي رييسجمهور! چرا عدالت به سخره گرفته شده؟» عنوان سرمقاله روزنامه جهان صنعت به قلم کرامت جهانگرد است كه در آن ميخوانيد:
اخيرا سايت رسمي وزارت صنايع و معادن با انتشار خبري از طرح عدالت صنعتي خبر داده و نويد داده که به زودي اين طرح اجرايي خواهد شد. در اين گزارش به نقل از مديرعامل سازمان صنايع کوچک و شهرکهاي صنعتي ايران تصريح شده که به زودي 500 هزار شغل در واحدهاي صنعتي کوچک تحت عنوان طرح عدالت صنعتي در آينده نزديک اجرايي ميشود. مهندس خدامراد احمدي که راوي اين خبر است، عنوان کرده که براساس قول رييسجمهور بودجه اين طرح در قالب وجوه اداره شده در رياستجمهوري پرداخت خواهد شد.
نکته بسيار جالب سخنان اخير احمدي موضوع طرح 500 هزار شغل آن هم از نوع صنعتي است. باعث تعجب نيست که اين سخنان مطرح ميشود چراکه شايد دوستانمان نميدانند که براي ايجاد يک شغل صنعتي حداقل نياز به 50 ميليون تومان است. البته اين فرض با در نظر گرفتن زيربناهاي لازم است در غير اين صورت اين رقم بالغ بر 80 ميليون تومان خواهد شد.
با احتساب وجود زيرساختهاي لازم براي ايجاد اشتغال صنعتي، ايجاد 500 هزار شغل صنعتي نيازمند بودجه و اعتباراتي به ميزان 25 هزار ميليارد تومان، يعني معادل 25 ميليارد دلار منابع است و اگر زيرساختها موجود نباشند اين رقم به 40 هزار ميليارد تومان يا به عبارتي 40 ميليارد دلار ميرسد!
بنا به گفته احمدي، ظاهرا قرار است اين منابع از طريق رياستجمهوري و در قالب وجوه اداره شده تامين و پرداخت شود. به اين ترتيب بايد منتظر صفهاي طولاني صنعتگران در جلو سازمان صنايع کوچک باشيم تا اخذ مجوز کرده و سپس در صفهاي بانکي و بدون هيچ مشکلي تسهيلات را دريافت کنند.
پول
«پولشويي؛ جرم دوم» عنوان سرمقاله روزنامه پول به قلم مهرداد خدير است كه در آن ميخوانيد:
نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران، ديروز ميزبان نخستين «همايش همانديشي مبارزه با مواد مخدر و پولشويي» بود.
مشارکت دستگاههاي مختلف اجرايي، اطلاعاتي و قضايي در اين همايش نشان ميداد اهتمام رسمي در مقابله با پولشويي خصوصا پس از ابلاغ قانون آن جديتر شده است.
هر چندکه به نظر ميرسد اين اقدام واکنشي به اتهامات و ابهامات اخير صندوق بينالمللي پول درباره پولشويي در ايران است کما اينکه پيش از اين سخنگوي وزارت امور خارجه را نيز به موضعگيري واداشته بود.
هر چند قرار دادن نام جمهوري اسلامي ايران در کنار کشورهايي چون آنگولا، اکوادور، اتيوپي و کره شمالي دور از انصاف است متقابلا ضرورتي نيز نداردکه نهادهاي رسمي، کشور را از هر نوع پولشويي مبرا و عاري نشان دهند چرا که ترانزيت گسترده مواد مخدر که از جنوب شرقي تا شمالغربي کشور امتداد دارد و همه ساله بهاي سنگين شهادت شماري از پرسنل نيروي انتظامي براي مقابله باآن پرداخت ميشود، غير قابل انکار است و کافي است دستگاههاي رسمي، اتهام را از خود دورکنند؛ نه اينکه اصل پولشويي را منکر شوند.
کاش، همايشهايي از اين دست را سازمانهاي غيردولتي و مردم نهاد برگزار کنند تا در اين صورت هم امکان بيان واقعيتهاي بيشتر فراهم آيد و هم دستگاههاي مسئول امکان استناد محکمتري را در رد اتهامات خارجي و هم پيگيري ابهامات داخلي بيابند.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


