دعواي كودكانه، دوست صميمي را به كام مرگ كشاند
تهرانامروز، پسر نوجواني كه در يك دعواي كودكانه دوست خود را به قتل رسانده بود روز گذشته در دادگاه كيفري استان تهران محاكمه شد.
به گزارش خبرنگار تهران امروز؛ در ابتداي جلسه محاكمه اين نوجوان 17 ساله كه محمد نام دارد، شفيعي نماينده دادستان تهران گفت: نهم شهريور سال گذشته ماموران پليس در جريان قتل پسر نوجواني به نام اميد قرار گرفتند كه با ضربه چاقوي دوستش از پا درآمده بود. اين نوجوان به دليل پارگي رگ هاي قلب جان باخته بود. زماني كه ماموران به بيمارستان رفتند با نوجواني به نام محمد كه اميد را به آنجا رسانده بود روبه رو شدند. اين نوجوان به ماموران گفت اميد را با چاقو زده و سپس او را به بيمارستان رسانده است. ماموران محمد را بازداشت كردند.
نماينده دادستان ادامه داد: با توجه به محتويات پرونده و اعتراف به قتل متهم به عنوان نماينده دادستان تهران تقاضا دارم مطابق جرم انجام شده مجازات تعيين شود.
در ادامه پدر و مادر مقتول در جايگاه حاضر شدند و براي متهم تقاضاي صدور حكم قصاص كردند. در اين هنگام قاضي محمدسلطان همتيار -رئيس دادگاه - از اولياي دم خواست تا با توجه به كم سن بودن متهم او را ببخشند اما مادر مقتول گفت: محمد مثل پسر من بود و مرتب به ديدن فرزندم ميآمد. او در خانه ما نان و نمك خورده است چطور توانسته پسرم را بكشد؟ من حاضر به بخشش متهم نيستم.
سپس محمد به دفاع از خود پرداخت و گفت: روز حادثه يكي از دوستانم به من گفت پسري در خيابان به خواهرت متلك گفته است، من براي تنبيه آن پسر چاقويي برداشتم و به خيابان رفتم وقتي به محل رسيدم ديدم پسري كه به خواهرم متلك گفته 12 ساله است در حالي كه خواهرمن 25 ساله بود. از اينكه با آن پسر دعوا كنم پشيمان شدم در پارك اميد را ديدم او و چند نفر از بچهها داشتند با هم دستشده بازي ميكردند من هم با آنها همراه شدم يك 500 توماني را دست به دست ميكرديم ،يكدفعه آن اسكناس گم شد اميد كه فكر ميكرد من پول را برداشتهام از من خواست ان را پس دهم، توضيح دادم 500 توماني دست من نيست اما اميد دمپاييهاي من را مخفي كرد و گفت تا پول را ندهي دمپاييهايت را نميدهم، من و اميد با هم مشاجره كرديم من يك لگد به او زدم اصلا نميدانم چاقو را چطور بيرون آوردم فقط به ياد دارم زماني كه او به طرف من آمد دوباره به عقب برگشت و از درد فرياد كشيد.
محمد در حالي كه بهشدت گريه ميكرد ادامه داد:بالاي سر اميد رفتم ،پرسيدم چه شده است؟گفت سينهاش درد ميكند او را به سمت دفتر پارك بردم آنها با اورژانس تماس گرفتند، مدتي طول كشيد تا آمبولانس بيايد به هر حال اميد را سوار آمبولانس كرديم و به بيمارستان برديم. من با اميد تا بيمارستان صحبت ميكردم، حالش خوب بود فقط ميگفت سينهاش درد ميكند. وقتي به بيمارستان رسيديم او را به اتاق مراقبتهاي ويژه بردند. من حتي پول نداشتم داروهايش را بخرم و در بيمارستان تنها مانده بودم.
وي در ادامه گفت: زماني كه هفت ساله بودم يكي از خواهرانم را از دست دادم هنوز درك درستي از مرگ نداشتم و اين موضوع خيلي روي من تاثير گذاشت، چند سال بعد مادرم تصادف كرد و زمينگير شد ديگر مادري هم نبود كه روي كارهايم نظارت كند. من در تنهايي و بدبختي بزرگ شدم پدرم كار ميكرد و من هم گاهي كمكش ميكردم حالا هم در اين سن اميد را از دست دادم، او از برادر به من نزديك تر بود. نميدانم شرمندگي ام را چطور نشان دهم و چطور توضيح دهم چه عذابي ميكشم
پس از دفاعيات اين متهم وكيل مدافع محمد در جايگاه حاضر شد. وي گفت: محمد يك پسر نوجوان است كه در يك دعواي كودكانه مرتكب قتل شده است. اولياي دم ميدانند كه محمد و اميد بيشتر از 10 سال با هم دوست صميمي بودند. دنياي اين كودكان آنقدر كوچك است كه به خاطر يك بازي كودكانه و بر سر يك 500 توماني با هم دعوا كردند و محمد آنقدر در برابر كاري كه ميكرد ناآگاه بود كه بعد از وارد آوردن ضربه، اميد را بغل كرد. محمد خودش اميد را به بيمارستان رساند و آنها تا رسيدن به بيمارستان با هم حرف زدند و به دوستي خود ادامه دادند. من از اولياي دم ميپرسم آيا اميد واقعا راضي به قصاص محمد است؟
بعد از پايان جلسه محاكمه قضات براي صدور راي وارد شور شدند.
آخرین اخبار اجتماعی و حوادث
ایران و
جهان را در تابناک اجتماعی بخوانید.


