صمد مرفاوي: در خانه دشمنم حرفهايم را خواهم زد!
پس از يك سال سخت راه صمد مرفاوي و استقلال سرانجام از هم جدا شد. اگرچه قبل از آغاز فصل گذشته برخي پيشبيني ميكردند كه جدايي مرفاوي از استقلال در ميانههاي فصل قطعي شود و اين مربي جوان از استقلال ميرود اما او تا پايان در استقلال ماند و تيمش را سوم جدول كرد. حتي استقلال كه از آغاز رقابتهاي ليگ قهرمانان آسيا تاكنون نتوانسته بود از مرحله گروهي مسابقات صعود كند در فصلي كه گذشت با همين مربي جوان طلسمشكني كرده، به جمع 16 تيم برتر آسيا صعود كرد.
با اين حال پس از توقف استقلال برابر پيكان مرفاوي استعفاي كتبياش را در جمع خبرنگاران خواند و از استقلال رفت اما قطعانه براي هميشه. هر چند خودش ميگويد هنوز معلوم نيست به استقلال برميگردد يا خير اما دور از ذهن نيست كه بگوييم روزي مرفاوي بار ديگر هدايت آبيپوشان را برعهده خواهد گرفت. مرفاوي در گفتوگو با ايسنا، به سوالات مختلفي پاسخ داد.
*سرانجام باشگاه استقلال با استعفاي شما موافقت كرد، اگر آنها تصميمي غير از اين ميگرفتند چه كاري ميكرديد؟
-اگر موافقت نميكردند كار خاصي انجام نميدادم. همين كاري كه الان انجام ميدهم را ميكردم. در حال استراحت هستم و اگر باشگاه استقلال با استعفايم هم موافقت نميكرد بهترين كار همين استراحت بود.
*ارزيابيتان از فصلي كه با استقلال گذرانديد چيست؟
-واقعا حرفي براي گفتن ندارم. ديگر نميخواهم به گذشته برگردم. نميخواهم هيچ حرفي راجع به مسايلي كه داشتيم بزنم. ميخواهم استراحت كنم.
*اما شما گفته بوديد روزي تمام مسايلي كه اتفاق افتاد را خواهيد گفت؟
-نميخواهم صحبت كنم، نبايد اين طور باشد كه اگر كسي دربارهي افراد ديگري صحبت كرد و شهر را شلوغ كرد، آن آدم را خوب بدانيم و اگر كسي نخواست راجع به ديگران صحبت كند و غيبت كسي را نكند آن آدم را خوب ندانيم. من چه كار دارم كه ديگران چه رفتاري داشتهاند. هر كس كار خودش را ميكند. هر چه بوده تمام شده است و ديگر لزومي ندارد كه من بخواهم دربارهي اتفاقات گذشته صحبت كنم.
*پس از بازي با پيكان شما گفتيد كه نميخواهيد ژنرال و سلطان باشيد. چه اتفاقي افتاد كه شما به اين عنوانها اشاره كرديد؟
-دوست داشتم راجع به اين مساله حرف بزنم. حال چه اتفاقي افتاده يا نيفتاده مهم نيست. تنها نظر شخصيام بود كه در آن استعفانامه اعلام كردم.
*يكي از انتقاداتي كه درباره شما مطرح ميكنند اين است كه ارتباط خوبي با رسانهها نداريد و همين مساله حاشيههايي را ايجاد كرد؟
-وقتي كسي مصاحبهاي نميكند و برخي روزنامهها مصاحبهاي را به نقل از آن فرد چاپ ميكنند و قانوني هم در مطبوعات ورزشي وجود ندارد كه با روزنامههاي متخلف برخورد كنند مصاحبه و ارتباط با رسانهها فايدهاي ندارد. اين طوري من بايد هميشه دست به قلم باشم تا از اين روزنامهها كه از قول خودشان مطالبي را چاپ ميكنند شكايت كنم.
*اما همه رسانهها اين طور نيستند. شايد به خاطر اينكه شما كمتر در دسترس هستيد برخي به اشتباه چنين كاري مرتكب ميشوند و مصاحبههايي را از شما منتشر ميكنند؟
-به هر جهت اين كار درستي نيست. وقتي حرف نميزنم و از من مصاحبه چاپ ميكنند ببينيد كه اگر صحبتي كنم آنگاه چه اتفاقي ميافتد.
*ميگويند صمد مرفاوي در فوتبال ايران واقعا تنهاست و همانطور كه خودتان بارها گفتهايد غير از خدا كس ديگري را در اين فوتبال نداريد؟
-هيچ وقت نميخواهم وارد اين بازيها شوم.
*فكر نميكنيد دور افتادن از اين چرخه باعث بشود شما از حضور در تيمهاي بزرگ يا حتي تيم ملي دور بمانيد؟
-اگر واقعا اين طوري است، ايرادي ندارد. آدم نبايد اصولش را فراموش كند.
*پس از حضور در دفتر باشگاه استقلال و گفتوگو با آشتياني شما گفتيد كه روزي به استقلال بر ميگرديد و استقلال را قهرمان ميكنيد. فكر ميكنيد كه اين زمان چه روزي خواهد بود؟
-من هيچ وقت چنين حرفي نزدهام. متاسفانه يكي از روزنامههاي ورزشي به دروغ چنين صحبتهايي را منتشر كرد. براي اين روزنامه متاسفم كه از قول من نقلقولي را منتشر كرد و براي اين نقلقول دروغين كاريكاتوري هم كشيد. آنها از قول خودشان مطلب مينويسند و آدمها را زير سوال ميبرند. من آنها را به خدا واگذار ميكنم. خدا هم قطعا آنها را رسوا خواهد كرد. بهتر است آنها به وجداني كه ندارند برگردند و يك مقدار عملكرد خودشان را ببينند. اميدوارم خدا از تقصيرات آنها نگذرد.
*به هر حال اين انتظار ميرود كه شما روزي دوباره به استقلال برگرديد، فكر ميكنيد اين اتفاق به اين زوديها بيفتد؟
-هيچ وقت نميگويم كه به استقلال بر ميگردم. سرنوشت آدمها دست خداست ونميتوان گفت كه در آينده چه اتفاقي ميافتد.
*به هر حال ايسنا اين آمادگي را دارد كه با دعوت از شما ناگفتههايتان را براي مردم و هواداران استقلال بگوييد؟
-من هيچ وقت به ايسنا نميآيم. آدم هيچ وقت به خانه دوستش نميرود. من به خانهي دشمن ميروم و در خانه دشمن و رودروي دشمنان كه مغرضانه عليه من مطلب نوشتهاند حرفهايم را خواهم زد. از هيچ كس هم نميترسم. من از خدا ميترسم و بس.
* براي آينده چه برنامهاي داريد؟ ميگويند يكي از گزينههاي مس هستيد و آنها از شما برنامه خواستهاند.
بله، آنها برنامه خواستند و من هم برنامهام را به مس دادم.


