علی الطاهر برگ برنده نتانیاهو در انتخابات است/ ایران در موضوع لبنان بههیچ وجه باج نمیدهد
به گزارش خبرنگار بینالملل تابناک؛ انفجارهای جمعهشب در تپه علیالطاهر در جنوب لبنان، پس از آن روی داد که رژیم صهیونیستی بخشهایی از این ارتفاعات را در اختیار گرفته بود و سپس اقدام به تخریب مواضع و تأسیسات آن کرد. این اقدام در حالی است که بر اساس توافق آتشبس میان لبنان و رژیم صهیونیستی، عقبنشینی نیروهای اسرائیلی از جنوب لبنان و توقف عملیات نظامی از محورهای اصلی توافق به شمار میرود. در مقابل، اجرای تعهدات لبنان درباره جلوگیری از فعالیتهای مسلحانه و انحصار سلاح در اختیار دولت نیز از شروط مورد تأکید این توافق است. همزمان، فشارها برای خلع سلاح مقاومت لبنان در شرایطی ادامه دارد که ایران در تفاهمات اخیر خود نیز مسئله لبنان را از دستور کار خارج نکرده است.
در همین راستا خبرنگار بینالملل تابناک گفتگویی را با «اللهکرم مشتاقی»، دیپلمات سابق ایران در لبنان انجام داده که از نظر میگذرانید:
به گفته منابع خبری ارتفاعات علیالطاهر به تصرف رژیم صهیونیستی درآمده است. وضعیت میدانی در آنجا به چه صورتی است و آیا کنترل کامل به دست این رژیم افتاده است؟
اینکه رژیم صهیونیستی بخشهای وسیعی از جنوب رودخانه لیتانی را تحت اشغال خود در آورده و موفق شده موقتاً خط حائلی را به عمق پنج الی ده کیلومتر در عرض ۷۹ کیلومتری مرز با لبنان ایجاد کند قابل انکار نیست. شدت تخریب و ویرانگری این رژیم علیه مناطق مسکونی، مزارع، مراتع، زیرساختها و مراکز جمعیتی به خصوص در خطوط مرزی نیز بر کسی پوشیده نیست، اما درباره تپههای علی الطاهر باید با دقت و ملاحظه بیشتری سخن گفت. این رژیم توانسته بر بخش هائی از تپه به گفته خود نتانیاهو «کنترل عملیاتی» پیدا کند و بخشی از تونلهای سطح و زیر زمینها را منفجر سازد، اما اشراف کامل این رژیم بر تپهها محل تردید است. نتانیاهو کسی است که حتی اشغال یک خیابان در غزه را به عنوان دست آورد استراتژیک فاکتور میکرد، بدیهی است که حتی اشغال بخشی از این تپه راهبردی را به عنوان ابر پیروزی تلقی کند.
مقاومت نباید اجازه دهد علی الطاهر سقوط کند
ما یعنی در واقع مجموعه مقاومت هرگز نباید اجازه بدهیم تپه علی الطاهر سقوط کند. این تپه در حال حاضر علاوه بر جنبه راهبردی آن، به یک نماد تبدیل شده است. نتانیاهو از این تپه به عنوان یکی از برگههای برنده خود در انتخابات پیش رو استفاده میکند. به تعبیر نبیه بری، نتانیاهو «صندوقهای خون» را در جنوب لبنان بنا کرده است. اما در مجموع تصویرسازی سیاسی از علیالطاهر با وجود همه اهمیت آن، بسیار بزرگتر از تغییر واقعی موازنه راهبردی در کل جنوب لبنان است. من حتی میتوانم بگویم ارتش این رژیم در جنوب لبنان بسیار غیرحرفهای، ناکارآمد و بد بوده است. دلیل آن نیز پیشروی کند، خستگی نیروها، عدم انگیزه فرماندهان ارتش و غافلگیری در برابر تاکتیکهای جنگی مقاومت است.
برای اسرائیل کوه و درختهای جنوب لبنان نیز سلاح هستند
بر اساس توافق دولت لبنان و رژیم صهیونیستی قرار بود این رژیم از جنوب لبنان خارج شود و این اقدام با تخلیه برخی مناطق به صورت آزمایشی انجام شود. آمریکا نیز بر این روند تأکید دارد. آیا دولت نتانیاهو در آستانه انتخابات این موضوع را میپذیرد؟
آمریکا صراحتا حقه بازی میکند و دروغ میگوید، اگر جدی بود در نشست مرداد ماه در رم، میپذیرفت که خودش (آمریکا) صحت سنجی مناطق آزمایشی را بر عهده بگیرد. چرا این کار را نمیکند؟ چون یقین دارد اسرائیل در اجرای مناطق آزمایشی به تعهد خود عمل نمیکند. نتانیاهو نیز در آستانه انتخابات حاضر به یک عقبنشینی کامل و بدون گرفتن امتیاز متقابل نیست. چارچوب مورد حمایت آمریکا، عقبنشینی تدریجی اسرائیل و استقرار ارتش لبنان در مناطق موسوم به «پایلوت» را پیشبینی کرده، اما اجرای آن عملاً متوقف شده و اسرائیل عقبنشینی کامل را به موضوع سلاح حزبالله پیوند زده است. سلاح حزب الله بهانه است. در نگاه اسرائیل حتی کوه و درخت و برآمدگیهای طبیعی جنوب لبنان نیز سلاح هستند و معتقد به از بین بردن آن است!
آمریکا در لبنان با سردرگمی اجرایی روبهروست. واشنگتن از یک طرف خلع سلاح حزبالله را میخواهد و از طرف دیگر میداند بدون عقبنشینی اسرائیل، چنین خواستهای برای دولت لبنان بسیار دشوارتر خواهد شد. تلآویو، اما صورت مسئله را سادهتر کرده است: اول تغییر موازنه امنیتی، بعد مذاکره تحمیلی با دولتی ضعیف و بی اراده جهت تحقق خواستههای خود.

گذشت زمان اصلا به نفع اسرائیل نیست
با توجه به شرط حزبالله مبنی بر خروج رژیم صهیونیستی از جنوب لبنان و آزادی اسرا و تأکید تلآویو بر خلع سلاح پیش از خروج، آیا این موضوع قابل حل و فصل خواهد بود؟
در کوتاهمدت بعید است. حزب الله طبق تجربه تاریخی و اصل تجربه شده مقاومت معتقد است بالاخره رژیم صهیونیستی مجبور به عقب نشینی خواهد بود حتی اگر بیست سال از اشغال بگذرد. صهیونیستها نیز امید دارند بتوانند تجربه مصر و مذاکره با دولت خودگردان و خلع سلاح فتح در سال ۲۰۰۶ را این بار در لبنان تکرار کنند. اما واقعیت این است که گذشت زمان اصلا به نفع اسرائیل نیست و اتفاقا دلیل عجله نتانیاهو همین است. کار نتانیاهو بسیار سخت است، چون زمینههای سیاسی، منطقهای، میدانی و مردمی چنین طرحی اصلا فراهم نیست. حتی دولت وابسته لبنان که میتوان آن را وابستهترین دولت در بین دولتهای ۱۵ گانه این کشور از ۱۹۹۰ به این سو بدانیم، خلع سلاح از طریق زور را رد کرده است.
اگر زمانی تغییری در وضعیت سلاح حزبالله رخ دهد، نتیجه اداره حزب الله و با لحاظِ نگاه حزب الله و البته طی یک توافق سیاسی و امنیتی لبنانی با محوریت خود حزب الله خواهد بود؛ توافقی که مسئله اشغال جنوب، حملات اسرائیل، اسرا، تضمینهای امنیتی، وضعیت استفاده از سلاح ها، وضعیت ارتش و نقش حزب الله در ساختار حکومت لبنان را همزمان در بر بگیرد.
خلع سلاح زوری حزبالله، خطر درگیری داخلی را بالا میبرد
با توجه به همراهی دولت لبنان با آمریکا، آیا موضوع خلع سلاح حزبالله ممکن است به جنگ داخلی منجر شود؟
در شرایط فعلی، جنگ داخلی را نباید سناریوی فوری و محتمل دانست. اگر چه محال نیست، اما بعید است. تنش سیاسی جدی است و اگر خلع سلاح بخواهد با زور انجام شود خطر درگیری داخلی بالا میرود، اما هم رئیسجمهور جوزف عون و هم نخستوزیر نواف سلام آشکارا تلاش کردهاند مسیر برخورد نظامی داخلی را ببندند. عون صریحاً گفته لبنان به جنگ داخلی بازنخواهد گشت و سلام نیز گفته دولت به دنبال رویارویی با حزبالله نیست. در واقع همه بازیگران جدی لبنان از وزن نظامی، سیاسی و اجتماعی حزبالله و همچنین از شکنندگی ساختار طایفهای کشور اطلاع دارند. تجربه لبنان نشان داده است که تلاش برای تغییر توازن داخلی با زور میتواند پیامدهایی بسیار فراتر از لبنان داشته باشد. آن هم حزب الله و جریان شیعه و مقاومت لبنان که از لحاظ عِده و عُده دست برتر را در لبنان دارد و از ظرفیتهای آزاد نشده زیادی برخوردار است. کشورهای اروپایی نیز همزمان که از انحصار سلاح در اختیار دولت لبنان حمایت میکنند، بر ثبات لبنان، عقبنشینی اسرائیل و جلوگیری از تشدید تنش تأکید دارند. البته اروپا نه از سر دلسوزی برای لبنان یا احترام به رای مردم و دموکراسی چنین میگویند بلکه میدانند در صورتی که وظع آخر الزمانی در لبنان ایجاد شود حزب الله در وضعیت بی دولتی قدرت برتر لبنان خواهد بود. در واقع خطر جنگ داخلی ۱۵ ساله لبنان این بار با قدرت صد برابری حزب الله و نیروهای ضد غربی در کمین غرب است.
مقاومت برای ایران قابل معامله نیست
شنیدهها حاکی از این است که ایران در ازای عقبنشینی اسرائیل در لبنان حاضر به دادن امتیازاتی شده بود. این موضوع چقدر صحت دارد؟
من بسیار بعید میدانم. اسرائیل به خصوص در این دو سه سال هیچ چیز نقدی را به بهای نسیه فردا معاوضه نمیکند آنها صد دلار نقد را به هزار دلار نسیه ترجیح میدهد. به خصوص که نتانیاهو کابینهاش را در آستانه سقوط و خود را در پیرانه سری آستانه محاکمه و زندان میداند. از طرف دیگر ایران بنا ندارد در موضوع لبنان و اساسا هیچ موضوع دیگری در این جنگ بزرگ، باج دهی کند. اتفاقا عکس این روایت صحت بیشتری دارد؛ به این معتی که موضوع خروج اسرائیل از لبنان در مذاکرات گستردهتر ایران و آمریکا به عنوان یکی از شرطهای مهم و غیرقابل چشم پوشی ما مطرح شده است. مقاومت برای ما قابل معامله نیست. زیرا ما به لبنان صرفا به عنوان یک متحد راهبردی نگاه نمیکنیم نگاه ما به لبنان فراتر از نگاه مرسوم راهبردی است ما به لبنان عقیدتی، مبنائی، دینی و حیثیتی نگاه میکنیم. ما اگر از ۱۰۰ مشکل و مساله ما با آمریکا ۹۹ پرونده و مساله حل شود، اما مشکل لبنان حل نشود، ما هیچ تفاهمی را با آنها نهائی نخواهیم کرد.
گفتگو: زینب منوچهری