محسن رضایی و حلقه‌های باز

علیرضا عندلیب
کد خبر: ۱۳۹۳۷۲۲
| |
6947 بازدید
محسن رضایی

در قسمت نخست یادداشت با عنوان «فراتر از موافق و مخالف؛ محسن رضایی؛ فرمانده‌ای که باید او را از نو خواند»، تلاش کردم توضیح دهم که چرا محسن رضایی را نمی‌توان در دوگانه ساده «موافق و مخالف» فهم کرد و چرا پیش از داوری درباره روایت‌های مختلف، باید جایگاه راوی، تجربه او، زمان روایت و میزان دسترسی‌اش به واقعیت را شناخت.

اما بازخوانی تاریخی نمی‌تواند در سطح روش متوقف بماند. روش زمانی معنا پیدا می‌کند که ما را به واقعیت نزدیک‌تر کند. از این رو، در قسمت دوم باید یک گام جلوتر رفت: وقتی روایت‌ها، شواهد، تجربه فرماندهان و مسیر چنددهه‌ای محسن رضایی را در کنار یکدیگر قرار می‌دهیم، چه تصویری از او به دست می‌آید؟

پاسخ به این پرسش را می‌توان در پنج پرسش مادر دنبال کرد؛

پرسش نخست: چرا باید محسن رضایی را از نو خواند؟

زیرا با یک فرمانده معمولی مواجه نیستیم. محسن رضایی در بخش مهمی از دوران دفاع مقدس، در جایگاه فرمانده عالی سپاه قرار داشت؛ در نقطه‌ای که تصمیم‌های او با شکل‌گیری ساختار فرماندهی جنگ و با تجربه و رشد نسل بزرگی از فرماندهان انقلابی پیوند می‌خورد. علی شمخانی، حسن باقری، غلامعلی رشید، قاسم سلیمانی، احمد کاظمی، مهدی باکری، احمد متوسلیان، حسین خرازی، محمدابراهیم همت، مهدی زین‌الدین، محمد باقری، حسین سلامی، محمد پاکپور و بسیاری دیگر که یا به فیض شهادت رسیدند و یا برخی دیگر در قید حیات‌اند، در سال‌های مهمی از رشد خود در محیط مشترکی فعالیت کردند که محسن رضایی در رأس آن قرار داشت.

بنابراین، محسن رضایی را نمی‌توان فقط با فهرستی از تصمیم‌ها و عملیات‌ها شناخت. باید نقش او را در شکل‌گیری یک محیط و فرهنگ فرماندهی نوین انقلابی، در رشد فرماندهان و در تبدیل تجربه‌های پراکنده جنگ به یک نظام نوین و انقلاب دفاعی ایران واکاوی کرد.

از همین‌جا نیز دلیل بخشی از روایت‌های متعارض درباره او روشن می‌شود. افراد مختلف، محسن رضایی را از موقعیت‌های متفاوت دیده‌اند؛ یکی از میدان، دیگری از قرارگاه؛ یکی در سال‌های نخست و دیگری در سال‌های پایانی جنگ. هرکدام بخشی از واقعیت را دیده‌اند. بنابراین، اختلاف روایت‌ها فقط نشانه اختلاف نظر نیست؛ گاهی نشانه آن است که با شخصیتی مواجهیم که ابعاد و سطوح مختلفی از تجربه فرماندهی را در خود جمع کرده است.

پرسش دوم: نقش واقعی محسن رضایی در دفاع مقدس چه بود؟

بر اساس شواهدی که تاکنون بررسی شده، محسن رضایی را نمی‌توان صرفاً یک مدیر اجرایی یا یک فرمانده در میان فرماندهان جنگ دانست. او در سطح فرماندهی عالی دفاع مقدس، در شکل‌گیری و تحول ساختار فرماندهی، در تصمیم‌های راهبردی، در هماهنگی فرماندهان و در بسیج و سازماندهی ظرفیت‌های انسانی و امکانات جنگ و ابتکارات نوآورانه، خروج از بن‌بست‌های جنگ، نقشی انقلابی و تعیین‌کننده داشت.

اما اهمیت نقش او فقط در مسئولیت رسمی‌اش خلاصه نمی‌شود. نقش مهم‌تر او در ایجاد یک فرهنگ فرماندهی انقلابی بود که او انتقال‌دهنده روح مکتب انقلاب اسلامی بود و در آن، نسل بزرگی از فرماندهان تجربه اندوختند، با یکدیگر به تعامل و اختلاف رسیدند، مسئولیت پذیرفتند و رشد کردند. این واقعیت، محسن رضایی را از یک فرمانده در یک مقطع تاریخی به یکی از عناصر مؤثر در شکل‌گیری تجربه فرماندهی دفاع مقدس تبدیل می‌کند.

البته این سخن به معنای نسبت دادن موفقیت‌های آن نسل به یک فرد نیست. هرکدام از آن فرماندهان شخصیت و استعداد مستقل خود را داشتند. اما نمی‌توان این واقعیت را نیز نادیده گرفت که بخش مهمی از رشد آنان مدیون سال‌هایی بود که در یک محیط مشترک فرماندهی، با محسن رضایی در رأس آن، به تجربه و بالندگی پرداختند.

در نتیجه، درباره نقش او باید با صراحت گفت: محسن رضایی صرفاً یکی از فرماندهان مؤثر جنگ نبود؛ او فرماندهی در سطحی بود که بخش مهمی از معماری فرماندهی جنگ و رشد نسل فرماندهان آن دوره در محیط تحت فرماندهی او شکل گرفت. این، یکی از واقعیت‌های اساسی در بازخوانی اوست که چه تأیید کنیم و چه تکذیب؛ چه تحسین کنیم و چه تقبیح، نمی‌توان از آن عبور کرد.

پرسش سوم: آیا در تجربه فرماندهی او الگویی وجود دارد که بتوان از آن با عنوان «مکتب فرماندهی انقلابی» سخن گفت؟

در اینجا شواهد، از یک ویژگی شخصی فراتر می‌روند. شهید غلامعلی رشید، از برجسته‌ترین فرماندهان همان نسل، در توصیف محسن رضایی، از نقش او در تفکر راهبردی و فرماندهی، مدیریت بحران، بن‌بست‌شکنی و بسیج نیروها و امکانات سخن گفته و حتی از ماندگاری اقدامات او به عنوان یک سبک و مکتب دفاعی یاد کرده است. مهم‌تر از آن، تعبیر «محسن‌وار» را درباره شیوه انجام کارها به کار برده و گفته است که بسیاری از ویژگی‌هایی که در فرماندهان بزرگ شهید سپاه دیده و تفسیر کرده، در «آینه و سیمای آقا محسن» قابل مشاهده بوده است.

این شهادت و شهادت‌های مشابه آن توسط بزرگ‌ترین فرماندهان و شاخص‌ترین‌های دفاع مقدس را نباید به تنهایی معادل اثبات یک «مکتب» دانست؛ اما نمی‌توان ارزش آن را نیز کاهش داد. زیرا سخن از یک فرمانده برجسته است که محسن رضایی را صرفاً مافوق خود نمی‌بیند، بلکه در او الگویی از تفکر و فرماندهی می‌بیند که قابلیت مشاهده، تفسیر و بازتولید دارد. از این منظر، شواهد موجود دست‌کم یک نتیجه مهم را پیش روی ما می‌گذارند: محسن رضایی صرفاً صاحب یک سبک شخصی فرماندهی نبود؛ در تجربه او، عناصر یک الگوی قابل انتقال، یعنی مکتب فرماندهی انقلابی، وجود داشته که در میدان‌های سخت نبرد بروز داده شده است.

پرسش چهارم: آیا میان فرماندهی، نهادسازی و آینده‌نگری او یک منظومه واحد وجود دارد؟

اینجا اهمیت محسن رضایی از محدوده جنگ تحمیلی هشت‌ساله فراتر می‌رود. اگر تجربه او فقط به فرماندهی دوران دفاع مقدس محدود بود، می‌توانستیم او را در همان چارچوب تاریخی مطالعه کنیم. اما استمرار برخی عناصر در دوره‌های قبل از فرماندهی و بعد از آن، این پرسش را ایجاد می‌کند که آیا فرماندهی، ظرفیت‌سازی، نهادسازی، تربیت نیرو و نگاه به آینده، اجزای یک مسیر واحد بوده‌اند یا مجموعه‌ای از نقش‌های جداگانه.

آنچه تاکنون به دست آمده، به نظر می‌رسد فرضیه وجود چنین پیوستگی‌ای را تقویت می‌کند. محسن رضایی در تجربه خود فقط به اداره وضعیت موجود نپرداخته، بلکه در مقاطع مختلف با مسئله ایجاد ظرفیت و ساختن امکان‌های جدید نیز مواجه بوده است. این پیوستگی در بررسی‌های بعدی نشان می‌دهد با یک فرمانده متعلق به یک دوره تاریخی مواجه نیستیم؛ بلکه با شخصیتی روبه‌رو هستیم که تلاش کرده تجربه فرماندهی را به تولید ظرفیت و نگاه به آینده پیوند بزند.

پرسش پنجم: در چنین صورتی، محسن رضایی در چه تراز تاریخی باید فهم شود؟

اینجا دیگر نمی‌توان به سادگی گفت که او فقط یک «فرمانده موفق جنگ» بوده است. مجموعه شواهدی که از نقش او در فرماندهی عالی، شکل‌گیری و رشد نسل فرماندهان، ایجاد الگوهای فرماندهی، ظرفیت‌سازی و نگاه به آینده به دست آمده، چنین تصویری را محدود و ناکافی می‌کند.

آنچه امروز می‌توان با صراحت گفت این است که محسن رضایی در تراز یک فرمانده شاخص یا حتی صرفاً یک فرمانده موفق جنگ قابل فهم نیست. نقش او در معماری تجربه فرماندهی دفاع مقدس، در رشد و شکوفاسازی یک نسل از فرماندهان و در ایجاد ظرفیت‌های بعدی، او را به شخصیتی با اهمیت تاریخی گسترده‌تر تبدیل می‌کند. اینکه این اهمیت را باید در نهایت در تراز «فرماندهی تمدنی» تعریف کرد یا نه، آخرین حلقه‌ای است که باید با شواهد بیشتر گشوده شود.

از این منظر، پنج پرسش مادر در واقع یک مسیر را نشان می‌دهند که این مسیر، تصویر متفاوتی از محسن رضایی را پیش روی ما می‌گذارد؛ چنان‌که اهمیت تاریخی یک فرمانده را باید هم در موفقیت‌هایش دید، هم در خطاها و محدودیت‌هایش و، مهم‌تر از همه، در اثری که بر محیط و انسان‌های پیرامون خود گذاشته است.

در مورد محسن رضایی، این اثر را نمی‌توان نادیده گرفت. نسل بزرگی از فرماندهان در محیط فرماندهی او رشد کردند و به بالندگی رسیدند و تجربه‌های آنان در تعامل با او شکل گرفت. از این رو، «معمای محسن رضایی» دیگر صرفاً اختلاف میان موافقان و مخالفان نیست. مسئله این است که چگونه باید شخصیتی را فهمید که هم فرمانده تراز یک جنگ بزرگ بوده، هم در شکل‌گیری یک نسل فرماندهی نقش داشته، هم نشانه‌هایی از یک الگوی قابل انتقال فرماندهی در تجربه او دیده می‌شود و هم آثار این تجربه را باید در ظرفیت‌ها و مسیرهای بعدی جست‌وجو کرد.

اینجاست که مفهوم  Open Loop معنای واقعی خود را پیدا می‌کند. حلقه باز به این معنا نیست که چیزی درباره محسن رضایی نمی‌دانیم. برعکس، درباره او اطلاعات فراوانی وجود دارد. حلقه باز در فاصله میان واقعیت، روایت، فهم و داوری قرار دارد. ما بسیاری از واقعیت‌ها را می‌شناسیم، اما هنوز همه آنها را در یک منظومه واحد ننشانده‌ایم. بنابراین، «از نو خواندن» او به معنای ساختن یک محسن رضایی جدید نیست؛ به معنای دیدن محسن رضایی واقعی در مقیاس واقعی نقش اوست: نه بزرگ‌تر از آنچه بوده و نه کوچک‌تر.

شاید پس از این بازخوانی، دیگر نتوان او را صرفاً «محسن رضایی، فرمانده سپاه در دوران دفاع مقدس» دانست. شواهدی که تاکنون به دست آمده، تصویری پیچیده‌تر و در عین حال روشن‌تر ارائه می‌کنند: فرماندهی که در معماری تجربه فرماندهی دفاع مقدس، در رشد و بالندگی نسل فرماندهان آن دوره و در ایجاد برخی ظرفیت‌های ماندگار، نقشی متمایز داشته است.

این، هنوز پایان داوری نیست؛ اما دیگر آغاز آن نیز نیست. حلقه باز اکنون از نقطه‌ای آغاز می‌شود که واقعیت‌های بیشتری درباره او دیده شده است. و ادامه پژوهش باید نشان دهد که این واقعیت‌ها، در نهایت، محسن رضایی را در چه تراز تاریخی و تمدنی قرار می‌دهند. و شاید معنای واقعی «از نو خواندن» همین باشد: نه اینکه از پیش بگوییم محسن رضایی کیست، بلکه آن‌قدر دقیق بخوانیم تا دیگر نتوانیم او را کمتر از آنچه واقعاً بوده، ببینیم.

 

اشتراک گذاری
برچسب ها
گزارش خطا
مطالب مرتبط
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا # جنگ رمضان
نظرسنجی
با کدام نرخ بنزین موافقید؟
آخرین اخبار