وقتی «سوپر انقلابیها» علیه دولت و مجلس میشورند/ کودتا زیر نقاب انقلابیگری؟

به گزارش تابناک، ماجرای اخیر رسایی را نمیتوان صرفاً یک اعتراض به سخنان قالیباف یا نحوه برگزاری یک جلسه دانست. این اتفاق را باید در کنار مجموعه رفتارهای جریان تندرو و موسوم به «سوپر انقلابی» دید؛ جریانی که یک روز مجلس را بهدلیل تعطیلی جلساتش تحت فشار میگذارد، روز دیگر رئیس مجلس را تخریب میکند و حالا کار به جایی رسیده که از درون همین جریان، سخن از «کودتا علیه دولت مستقر» به میان میآید؛ آن هم در شرایطی که کشور بیش از هر زمان دیگری به وحدت و انسجام نیاز دارد.
رسایی در توییت خود، جلسه نمایندگان با قالیباف را «گعده دوستانه» خوانده و نمایندگانی را که از مواضع رئیس مجلس حمایت کردهاند، «نمایندگان مداح» نامیده است. این ادبیات را نمیتوان جدا از رویکرد گذشته این جریان دید؛ همان منطقی که اگر مجلس مطابق خواست آنان حرکت کند، «مجلس انقلابی» است و اگر تصمیمی برخلاف نظرشان بگیرد، باید زیر سؤال برود.
نقد رئیس مجلس یا دولت، حق هر نماینده و فعال سیاسی است؛ اما تحقیر نمایندگان، بیاعتبار کردن مجلس و تبدیل اختلاف سیاسی به تخریب نهادهای رسمی، دیگر نقد نیست. اینجا همان نقطهای است که «سوپر انقلابیبازی» جای انقلابیگری واقعی را میگیرد؛ جایی که به جای کمک به حل مسائل کشور، خودِ نهادهای تصمیمگیر به هدف حملات سیاسی تبدیل میشوند.
در همین شرایط، هشدار مجتبی زارعی درباره «کودتا علیه دولت مستقر» را نباید ساده از کنار آن گذشت. زارعی نسبت به مسیری هشدار داده که اگر ادامه پیدا کند، میتواند اختلاف سیاسی را از سطح نقد و رقابت معمول فراتر ببرد و به تقابل با دولت مستقر و تضعیف ساختار رسمی کشور بکشاند. اهمیت این هشدار در شرایط فعلی دقیقاً همین است؛ اینکه در میان این حجم از تندروی و حمله به دولت و مجلس، کسی نسبت به عواقب چنین رویکردی هشدار میدهد.
فارغ از اینکه جریان مورد انتقاد زارعی چه نیتی دارد، رسیدن ادبیات سیاسی به جایی که از «کودتا علیه دولت مستقر» سخن گفته میشود، نشانهای جدی از عمیق شدن شکافهاست. در شرایطی که کشور با تهدیدهای خارجی و فشارهای امنیتی روبهروست، هشدار نسبت به چنین روندی نه یک دعوای جناحی، بلکه دفاع از ثبات و انسجام کشور است.
این نخستین بار هم نیست که چنین رویکردی دیده میشود. تلاش برای تحصن مقابل مجلس به بهانه برگزار نشدن جلسات علنی نیز نمونهای از همین نگاه بود؛ اینکه اگر سازوکار رسمی مطابق خواست یک جریان پیش نرفت، به جای پیگیری از مسیرهای قانونی، باید فشار سیاسی ایجاد کرد و حتی پای خیابان را به میان کشید.
کشور در سالهای اخیر بحرانها و جنگ را پشت سر گذاشته و همچنان در شرایطی حساس و زیر سایه تهدید قرار دارد. در چنین وضعیتی، تخریب مجلس، حمله به دولت و تبدیل اختلافات سیاسی به صفبندیهای حاد، چیزی فراتر از یک دعوای جناحی است و میتواند به سرمایه اجتماعی و وحدت داخلی آسیب بزند.
مسئله امروز دیگر این نیست که چه کسی عنوان «انقلابی» را بیشتر برای خود به کار میبرد. سؤال این است که چه کسی میتواند در اوج اختلافات، از افراط و تندروی فاصله بگیرد و منافع کشور را بر هیجان سیاسی و رقابتهای جناحی مقدم بداند. انقلابیگری اگر قرار است معنایی داشته باشد، نمیتواند به تخریب دولت، تحقیر مجلس و ایجاد شکاف در جامعه ختم شود.
نمیدونم اگر این ها نبودند مسئولین خودشون رو پشت چی و کی پنهان می کردند که ما اختیار نداریم و اجازه نمی دهند و تقصیر ما نیست و ما هیچ کاره ایم؟
دولت سايه زمان روحاني هم بودن
وفاق تفاق ؟؟؟؟؟
برنامه بذارید تبلیغ بکنید تا ریایی و ثابتی و غیره بیان رسانه ملی راهکار بدن برای اداره مملکت
بعد از ملت نظرخواهی درست بکنید تا معلوم بشه ایا درصد ا بالای مردم پیرو اینهان ؟؟؟؟؟
درصورتی که رهبری و ارگانها و همه زحمات گذشته مردم ایران را بحساب خودشون نریزن
بر شاخ نشسته اند و بن می برند شوربختانه فکر می کنند کار انقلابی انجام می دهند !
