شکار زیر آب در هرمز؛ ایران چگونه به Dive-LD آمریکایی رسید؟

خبر توقیف یک فروند زیردریایی بدون‌سرنشین آمریکایی Dive-LD در نزدیکی تنگه هرمز، اگرچه در نگاه اول ممکن است فقط یک اتفاق فنی یا یک شکار اطلاعاتی به نظر برسد، اما در واقع پرده‌ای از تغییر بزرگ‌تری را کنار زده است
کد خبر: ۱۳۹۳۶۴۵
| |
5683 بازدید
|
۵
به گزارش خبرنگار امنیتی و دفاعی تابناک،با به دام افتادن دایو ال دی  تغییر اصلی در دنیای جنگ افزار مشخص شد، تغییری که سال‌هاست در نیروی دریایی آمریکا آغاز شده و حالا آرام‌آرام خودش را در آب‌های خلیج فارس نشان می‌دهد. نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به اختصار"ندسا" اعلام کرده است که یک سامانه آمریکایی را در نزدیکی ورودی تنگه هرمز به دست آورده و تصاویر آن نیز منتشر شده است. در طرف مقابل، مقام‌های آمریکایی اصل از دست رفتن سامانه را تأیید کرده‌اند، اما گفته‌اند این نمونه قدیمی‌تر بوده، دچار نقص فنی شده و تجهیزات طبقه‌بندی‌شده یا حسگر‌های حساس روی آن قرار نداشته است. همین تضاد در روایت‌ها، خودش بخش مهمی از ماجراست؛ چون ارزش واقعی Dive-LD نه الزاماً در اطلاعاتی است که یک نمونه مشخص با خود حمل می‌کند، بلکه در معماری یک نسل جدید از سامانه‌های زیرسطحی نهفته است.
 
 
 
 
شکار زیر آب در هرمز؛ ایران چگونه به Dive-LD آمریکایی رسید؟
همین ابعاد نسبتاً کوچک، نخستین نکته‌ای است که در تحلیل این سامانه باید به آن توجه کرد. در جنگ دریایی سنتی، وقتی صحبت از عملیات زیرسطحی می‌شود، ذهن معمولاً به سمت زیردریایی‌هایی با ده‌ها متر طول، خدمه متعدد، سامانه‌های پیشران پیچیده، تسلیحات سنگین و هزینه‌های بسیار بالا می‌رود. اما Dive-LD برای رقابت با یک زیردریایی هسته‌ای یا دیزل‌الکتریک ساخته نشده است. فلسفه آن چیز دیگری است؛ این سامانه قرار نیست جای یک زیردریایی رزمی بزرگ را بگیرد، بلکه قرار است چشم و گوش کوچکی باشد که می‌توان آن را به محیطی فرستاد که اعزام یک شناور سرنشین‌دار به آن هزینه، ریسک یا محدودیت بیشتری دارد.
 
Dive-LD محصول شرکت آمریکایی Anduril Industries است؛ شرکتی که طی چند سال گذشته تلاش کرده الگوی سنتی ساخت تجهیزات دفاعی را تغییر دهد و به جای آنکه برای هر مأموریت یک سامانه بزرگ، گران و پیچیده ساخته شود، مجموعه‌ای از پلتفرم‌های خودران، نرم‌افزارمحور و قابل تغییر را وارد میدان کند. Dive-LD نیز دقیقاً در همین فلسفه ساخته شده است. این وسیله یک زیردریایی کلاسیک به معنای متعارف نیست و نباید آن را با زیردریایی‌های سرنشین‌دار یا حتی زیردریایی‌های بدون‌سرنشین بسیار بزرگ اشتباه گرفت. Dive-LD در اصل یک وسیله زیرسطحی خودران با قطر حدود ۱.۲ متر و طول نزدیک به ۵.۸ متر است که برای حمل حسگر و محموله مأموریتی طراحی شده و می‌تواند بدون حضور انسان در داخل وسیله، مسیر و مأموریت خود را در زیر آب دنبال کند.
شرکت Anduril برای Dive-LD عمق عملیاتی حداکثر ۶۰۰۰ متر و ماندگاری حداکثر ۱۰ روز را اعلام کرده است؛ دو عددی که وقتی کنار ابعاد کوچک سامانه قرار می‌گیرند، اهمیت بیشتری پیدا می‌کنند. البته باید میان «حداکثر توان طراحی‌شده» و «مأموریت واقعی در یک منطقه عملیاتی» تفاوت گذاشت. اینکه یک وسیله روی کاغذ توان رسیدن به عمق ۶۰۰۰ متر را دارد به این معنا نیست که هر مأموریت نظامی آن در چنین عمقی انجام می‌شود. در خلیج فارس، دریای عمان و اطراف تنگه هرمز، عمق آب و شرایط هیدروگرافی بسیار متفاوت از آب‌های عمیق اقیانوسی است و بنابراین ارزش Dive-LD در این منطقه بیشتر از عدد ۶۰۰۰ متر، به خودمختاری، حسگرها، ناوبری و توان انجام مأموریت بدون حضور خدمه مربوط می‌شود.
 
یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های Dive-LD، معماری ماژولار آن است. Anduril اعلام کرده بیش از یک مترمکعب ظرفیت برای محموله و رابط‌های باز در نظر گرفته شده تا مجموعه‌ای از حسگر‌ها و تجهیزات مأموریتی روی پلتفرم نصب شود. این یعنی بدنه اصلی می‌تواند ثابت بماند، اما «مغز مأموریت» تغییر کند. یک روز می‌توان از آن برای نقشه‌برداری بستر دریا استفاده کرد، مأموریت دیگر برای جست‌وجوی مین تعریف شود و در سناریویی دیگر مجموعه‌ای از حسگر‌های اطلاعاتی و شناسایی روی آن قرار گیرد. همین ویژگی باعث می‌شود ارزش اصلی Dive-LD در خود بدنه خلاصه نشود؛ ارزش واقعی آن در ترکیب پلتفرم، نرم‌افزار، حسگر و محموله‌ای است که روی آن سوار می‌شود.
 
این همان نقطه‌ای است که جنگ‌افزار‌های بدون‌سرنشین زیرسطحی را از یک «زیردریایی کوچک» به یک مفهوم کاملاً متفاوت تبدیل می‌کند. در یک سامانه سنتی، تغییر مأموریت معمولاً به تغییرات اساسی در طراحی یا حتی ساخت یک کلاس جدید از شناور نیاز دارد، اما در یک پلتفرم ماژولار، بخش قابل توجهی از تغییرات می‌تواند در سطح نرم‌افزار، حسگر و محموله انجام شود. Anduril نیز بر استفاده از رابط‌های باز و حتی فناوری ساخت افزایشی یا همان چاپ سه‌بعدی برای سرعت بخشیدن به تغییرات و تولید تأکید کرده است. نتیجه چنین رویکردی، کوتاه شدن فاصله میان «ایده» و «سامانه قابل استفاده» است.
اما سؤال مهم‌تر این است که یک وسیله با این ابعاد دقیقاً در جنگ چه می‌کند؟ یکی از مأموریت‌های اصلی Dive-LD، شناسایی و مراقبت زیرسطحی است. زیر آب، برخلاف آسمان، محیطی است که دید مستقیم تقریباً بی‌معنا می‌شود و بخش بزرگی از شناخت محیط بر پایه صوت و حسگر‌های تخصصی شکل می‌گیرد؛ بنابراین یک وسیله خودران می‌تواند با حرکت در یک منطقه، داده‌های محیطی جمع‌آوری کند و تصویری از وضعیت بستر، موانع، شناور‌های زیرسطحی یا سایر پدیده‌های قابل شناسایی ارائه دهد. این مأموریت در شرایطی که یک نیروی دریایی نیاز دارد منطقه‌ای را بدون نزدیک کردن یک کشتی یا زیردریایی سرنشین‌دار بررسی کند، ارزش بالایی پیدا می‌کند.
 
 
شکار زیر آب در هرمز؛ ایران چگونه به Dive-LD آمریکایی رسید؟
نکته جالب دیگر، پیشرانش Dive-LD است. Anduril برای این سامانه از پیشرانش الکتریکی Direct Drive نام برده و یکی از مزایای آن را افزایش بازده و کاهش امضای صوتی عنوان کرده است. در محیط زیر آب، صدا فقط یک موضوع مهندسی نیست؛ بخشی از میدان نبرد است. هر موتور، پمپ، گیربکس یا حرکت مکانیکی می‌تواند انرژی صوتی تولید کند و در محیطی که سونار نقش چشم را بازی می‌کند، این صدا می‌تواند به معنای آشکار شدن موقعیت باشد؛ بنابراین کاهش امضای صوتی برای یک وسیله شناسایی زیرسطحی اهمیت مستقیمی دارد.
 
موضوع مین‌های دریایی نیز اهمیت ویژه‌ای دارد. مین دریایی یکی از ارزان‌ترین ابزار‌هایی است که می‌تواند برای یک نیروی دریایی دردسر بسیار بزرگی ایجاد کند؛ چون برای ایجاد تهدید الزاماً به ناو یا زیردریایی بزرگ نیاز ندارد. یک منطقه مین‌گذاری‌شده می‌تواند حرکت کشتی‌های تجاری و نظامی را محدود کند و حتی هزینه بیمه و ریسک حمل‌ونقل را بالا ببرد؛ بنابراین سامانه‌هایی مانند Dive-LD می‌توانند در مفهوم کلی جنگ مین، برای جست‌و‌جو، شناسایی و نقشه‌برداری مناطق مشکوک مورد استفاده قرار گیرند. Anduril نیز مأموریت Mine Warfare را در میان کاربرد‌های دفاعی این پلتفرم قرار داده است.
 
اینجا ماجرای هرمز اهمیت پیدا می‌کند. تنگه هرمز فقط یک آبراه باریک نیست؛ یک گلوگاه راهبردی است که امنیت انرژی جهان به آن وابسته است. هر سامانه‌ای که بتواند زیر سطح آب در چنین منطقه‌ای حرکت کند و اطلاعات محیطی جمع‌آوری کند، از دید نظامی اهمیت دارد؛ اما همین اهمیت باعث می‌شود استفاده از سامانه‌های بدون‌سرنشین جذاب‌تر شود. اعزام یک زیردریایی سرنشین‌دار برای هر مأموریت شناسایی، هزینه و ریسک انسانی بسیار بیشتری دارد، در حالی که یک وسیله خودران کوچک را می‌توان برای مأموریت‌های پرریسک‌تر به کار گرفت. گزارش رویترز نیز در ماجرای اخیر تأکید کرده که ارتش آمریکا به شکل گسترده‌تری به سامانه‌های بدون‌سرنشین دریایی روی آورده تا پایش مناطق وسیع، جمع‌آوری اطلاعات و ردیابی تهدیدات را بدون به خطر انداختن جان خدمه انجام دهد.
البته نباید از همین نکته به این نتیجه رسید که Dive-LD نامرئی است. هیچ وسیله زیرسطحی مطلقاً نامرئی نیست و عملکرد واقعی آن به سرعت حرکت، وضعیت دریا، نویز محیطی، عمق، نوع حسگر، کیفیت پردازش داده و شرایط هیدروآکوستیکی منطقه وابسته است. همین‌جا یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های جنگ زیرسطحی با جنگ هوایی خودش را نشان می‌دهد؛ در آسمان معمولاً رادار و سامانه‌های اپتیکی بخش مهمی از کشف هدف را برعهده دارند، اما زیر آب داستان بسیار پیچیده‌تر است و صدا، انعکاس، لایه‌های حرارتی آب و شرایط محیطی نقش تعیین‌کننده‌تری پیدا می‌کنند.
 
 
در مورد سلاح های ضد پهپاد بیشتر بخوانید !
شکار زیر آب در هرمز؛ ایران چگونه به Dive-LD آمریکایی رسید؟
 
 Dive-LD چرا برای جنگ آینده مهم‌تر از اندازه‌اش است؟
 
از همین منظر، خبر توقیف نمونه‌ای از Dive-LD در هرمز یک نکته مهم دیگر هم دارد. اگر روایت آمریکا درباره قدیمی بودن نمونه و نقص فنی آن درست باشد، نباید از توقیف یک وسیله به این نتیجه رسید که تمام فناوری یا اطلاعات حساس آمریکا در اختیار ایران قرار گرفته است. پنتاگون گفته این نمونه اطلاعات حساس یا سامانه‌های سونار و رادار طبقه‌بندی‌شده نداشته است. این ادعا البته از بیرون به شکل مستقل قابل راستی‌آزمایی کامل نیست، اما از نظر تحلیلی باید آن را در گزارش لحاظ کرد؛ زیرا تفاوت بزرگی میان «به دست آوردن یک پلتفرم» و «دسترسی به معماری حساس عملیاتی و داده‌های مأموریتی» وجود دارد.
اهمیت Dive-LD در واقع از جایی شروع می‌شود که آن را نه به عنوان یک وسیله منفرد، بلکه به عنوان بخشی از یک شبکه ببینیم. Anduril از ابتدا Dive-LD را با معماری باز و قابلیت اتصال به نرم‌افزار و سامانه فرماندهی Lattice توسعه داده است. این شرکت پیش‌تر نیز توانایی ردیابی و اشتراک‌گذاری موقعیت Dive-LD با اپراتور‌ها از طریق Lattice را در یک آزمایش نشان داده بود؛ بنابراین هدف صرفاً ساخت یک وسیله‌ای که زیر آب حرکت کند نیست؛ هدف ساخت یک گره خودران در یک شبکه بزرگ‌تر است.
این تفاوت بسیار مهم است. اگر یک Dive-LD فقط یک وسیله زیرسطحی باشد، ارزش آن محدود به حسگر‌هایی است که حمل می‌کند. اما اگر بتواند در یک معماری شبکه‌ای با شناور‌های سطحی، پهپاد‌های هوایی، سامانه‌های ساحلی و مراکز فرماندهی تبادل داده داشته باشد، نقش آن تغییر می‌کند. در چنین ساختاری، هر وسیله یک حسگر متحرک است و ارزش اصلی نه در یک پلتفرم، بلکه در مجموعه داده‌ای است که تمام این پلتفرم‌ها تولید می‌کنند.
این همان روندی است که در چند سال اخیر در ساختار نظامی آمریکا و برخی متحدانش دیده می‌شود؛ حرکت از پلتفرم‌های بسیار بزرگ و محدود به سمت تعداد بیشتری سامانه خودران و قابل جایگزینی. Anduril در پروژه‌های بزرگ‌تر خود نیز همین مسیر را دنبال کرده است. این شرکت در استرالیا پروژه Ghost Shark را پیش برده و در سال ۲۰۲۶ نیز برای برنامه XL-AUV نیروی دریایی آمریکا انتخاب شده است. این اتفاق نشان می‌دهد Dive-LD را نباید یک محصول منفرد دید؛ این وسیله بخشی از یک خانواده بزرگ‌تر از سامانه‌های زیرسطحی خودران است که هدفشان افزایش حجم، پراکندگی و انعطاف‌پذیری توان زیرسطحی است.
 
از طرف دیگر، حتی اگر یک نمونه قدیمی و دچار نقص فنی بوده باشد، خود حادثه یک ضعف بالقوه در فلسفه سامانه‌های خودران را یادآوری می‌کند. هرچه تعداد سامانه‌های بدون‌سرنشین افزایش پیدا کند، مسئله ارتباط، ناوبری، مدیریت انرژی، خطای نرم‌افزاری، خرابی حسگر، از دست رفتن ارتباط و بازیابی سامانه نیز مهم‌تر می‌شود. در واقع «خودران بودن» به معنی بی‌نیاز بودن از زیرساخت انسانی نیست. یک سامانه خودران همچنان به طراحی نرم‌افزار، الگوریتم‌های ناوبری، مدیریت مأموریت، پردازش داده و سازوکار‌های بازیابی وابسته است.
حتی خود Anduril نیز Dive-LD را سامانه‌ای برای محیط‌های پرخطر توصیف کرده و در واکنش به حادثه اخیر تأکید کرده که این پلتفرم اساساً برای فعالیت در محیط‌هایی ساخته شده که احتمال از دست رفتن وسیله در آنها وجود دارد. این عبارت از نظر نظامی بسیار مهم است؛ چون نشان می‌دهد محاسبه ارزش این سامانه صرفاً بر مبنای قیمت بدنه انجام نمی‌شود. اگر یک وسیله چند میلیون دلاری بتواند اطلاعاتی به دست آورد که در حالت عادی نیازمند اعزام یک شناور بسیار گران‌تر یا به خطر انداختن خدمه باشد، از دید طراح نظامی ممکن است از دست دادن آن قابل پذیرش باشد. رویترز قیمت تقریبی هر دستگاه را حدود ۲.۵ میلیون دلار گزارش کرده است.
این نگاه، مفهوم «جنگ‌افزار مصرف‌شونده» را از پهپاد‌های هوایی به زیر آب می‌برد. البته Dive-LD را نباید الزاماً یک مهمات مصرف‌شونده دانست، اما منطق اقتصادی آن به این سمت نزدیک می‌شود که به جای محافظت مطلق از هر پلتفرم، تعداد بیشتری سامانه با قیمت و ریسک پایین‌تر در میدان حضور داشته باشند. چنین تغییری برای محیط دریایی بسیار مهم است؛ زیرا اقیانوس فضای بسیار بزرگی دارد و پوشش دائمی آن با تعداد محدودی زیردریایی بزرگ دشوار و پرهزینه است.
 
شکار زیر آب در هرمز؛ ایران چگونه به Dive-LD آمریکایی رسید؟
اما شاید مهم‌ترین درس Dive-LD برای منطقه ما این باشد که جنگ دریایی دیگر فقط جنگ ناوها، زیردریایی‌ها و موشک‌های ضدکشتی نیست. لایه‌ای جدید به این میدان اضافه شده که در آن وسیله‌ای چند متری، بدون خدمه و با قابلیت ماندگاری چندروزه می‌تواند وارد محیطی شود که یک انسان به‌سادگی قادر به حضور طولانی در آن نیست. این وسیله می‌تواند داده جمع کند، محیط را بررسی کند و بخشی از شبکه اطلاعاتی بزرگ‌تر باشد؛ بدون اینکه برای هر مأموریت نیاز به یک کشتی بزرگ داشته باشد.
 
در این میان، مأموریت نقشه‌برداری بستر دریا شاید در نگاه اول کم‌اهمیت‌تر از مأموریت اطلاعاتی یا ضدزیردریایی به نظر برسد، اما اتفاقاً یکی از کاربرد‌های مهم چنین سامانه‌ای است. هر نیروی دریایی برای شناخت دقیق محیط زیرسطحی خود به داده‌های هیدروگرافی نیاز دارد. شکل بستر، عمق، موانع و ویژگی‌های صوتی محیط می‌توانند روی عملکرد سونار و حرکت شناور‌ها تأثیر بگذارند. یک وسیله خودران که بتواند مدت طولانی در منطقه فعالیت کند، می‌تواند حجم قابل توجهی داده محیطی تولید کند و به مرور یک تصویر دقیق‌تر از فضای زیرسطحی بسازد.
همین مسئله درباره کابل‌های زیردریایی و خطوط لوله نیز صدق می‌کند. زیرساخت‌های حیاتی جهان روزبه‌روز بیشتر به کف دریا منتقل شده‌اند و در نتیجه امنیت آنها به یکی از موضوعات جدی امنیت دریایی تبدیل شده است. Anduril نیز برای Dive-LD مأموریت‌های تجاری مانند بازرسی کابل و خطوط لوله را در کنار مأموریت‌های دفاعی معرفی کرده است؛ بنابراین یک فناوری که در ظاهر برای عملیات نظامی ساخته شده، در عمل می‌تواند در حوزه حفاظت زیرساخت‌های انرژی و ارتباطات نیز کاربرد داشته باشد.
توقیف اخیر در هرمز از همین منظر ارزش تحلیلی دارد. اگر فقط به تصویر یک بدنه کوچک روی زمین نگاه کنیم، شاید تصور کنیم یک وسیله چند متری چندان مهم نیست؛ اما وقتی آن را در زنجیره شناسایی، پایش زیرسطحی، جنگ مین، حفاظت زیرساخت‌ها و شبکه فرماندهی خودکار قرار دهیم، مشخص می‌شود که موضوع فراتر از یک «زیردریایی کوچک» است. این وسیله نماینده نسلی از جنگ‌افزارهاست که قرار نیست جای ناو یا زیردریایی بزرگ را بگیرند؛ قرار است تعداد زیادی چشم و گوش کوچک را در محیط عملیاتی پراکنده کنند.
 
از طرف دیگر، همین شکار  یک واقعیت دیگر را هم روشن کرده است: خودکار شدن جنگ به معنی حذف کامل خطا و ریسک نیست. یک سامانه ممکن است بسیار پیشرفته باشد، اما همچنان با نقص فنی، خطای مأموریتی یا مشکل بازیابی مواجه شود؛ بنابراین ارزش واقعی چنین جنگ‌افزار‌هایی در ترکیب سه عامل شکل می‌گیرد: کیفیت پلتفرم، کیفیت حسگر و نرم‌افزار، و کیفیت شبکه‌ای که داده‌های آن را دریافت و تحلیل می‌کند.
Dive-LD این سامانه نه یک زیردریایی رزمی کوچک به معنای کلاسیک، بلکه یک پلتفرم زیرسطحی خودران و ماژولار است که برای بردن بخشی از مأموریت‌های خطرناک و طولانی از انسان به ماشین طراحی شده است. طول ۵.۸ متر، وزن خشک حدود ۲.۷ تن، ماندگاری ۱۰ روزه و عمق اعلامی ۶۰۰۰ متر، اعداد مهمی هستند؛ اما مهم‌تر از آنها معماری سامانه است. Dive-LD نشان می‌دهد نیروی دریایی آمریکا و شرکت‌هایی مانند Anduril در حال حرکت به سمت میدان نبردی هستند که در آن تعداد زیادی سامانه کوچک‌تر، ارزان‌تر، قابل تغییر و خودران، در کنار پلتفرم‌های بزرگ سنتی فعالیت خواهند کرد.
خبر شکار در تنگه هرمز را نباید صرفاً با عنوان «توقیف یک زیردریایی بدون‌سرنشین آمریکایی» تمام کرد. اتفاق مهم‌تر این است که یکی از قطعات نسل جدید جنگ زیرسطحی در محیطی واقعی دیده شده است؛ محیطی که برای آمریکا اهمیت راهبردی دارد و برای ایران نیز یکی از مهم‌ترین عرصه‌های دفاعی کشور محسوب می‌شود. اگر جنگ‌های آینده به سمت شبکه‌های متراکم از سامانه‌های خودران حرکت کنند، برتری دیگر فقط متعلق به کشوری نخواهد بود که بزرگ‌ترین زیردریایی یا قوی‌ترین ناو را دارد؛ برتری می‌تواند متعلق به طرفی باشد که بهتر می‌تواند محیط زیر آب را ببیند، داده بیشتری جمع کند، آنها را سریع‌تر تحلیل کند و سامانه‌های بیشتری را با هزینه قابل قبول وارد میدان کند. Dive-LD شاید از نظر اندازه کوچک باشد، اما داستانی که پشت آن قرار دارد، بسیار بزرگ‌تر از خود این وسیله است.
اشتراک گذاری
برچسب ها
گزارش خطا
مطالب مرتبط
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۱
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۵
محسن علی ابادی جانباز ۷۰درصد
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۶:۰۰ - ۱۴۰۵/۰۶/۱۹
الان آمریکا مجبوراست بگوید این شناور زیرسطحی قدیمی بوده وهیچ سامانه حساس ومهمی همراه نداشته.
به هرحال الان این شناور دراختیار ایران است وانشاالله به کمک جوانان دانشمند ونخبه ایران مهندسی معکوس آن انجام می‌شود واین رو قول می‌دهم در آینده شناورهای زیرسطحی ساخته خواهد شد که به مراتب پیشرفته تراز نمونه های خارجی باشد.
همانطور که آرکیو۱۷۰غنیمتی ایران اسلامی عزیز رو به بالاترین سطح در ساخت پهپاد رساند این شناور هم باعث جهش ساخت چنین شناورهای در جهان خواهد شد.
ضمن اینکه ایران تکنولوژی ساخت آن را با متحدان منطقه ای وجهانی خود به اشتراک می‌گذارد وتنها خوری نمیکنه.
ناشناس
|
Ireland
|
۰۷:۲۶ - ۱۴۰۵/۰۶/۱۹
علت اصلی نقص فنی بوده .
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۷:۵۰ - ۱۴۰۵/۰۶/۱۹
جنگ زیر دریا، مثل جنگ هوائی که از هواپیما های گران قیمت به پهباد های ارزان قیمت تبدیل شد، از ناو های گران قیمت به قایق های تندرو و زیردیائی های ارزان قیمت تبدیل خواهد شد!
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۹:۵۵ - ۱۴۰۵/۰۶/۱۹
فوری مهندسی معکوس اش کنید و از روی اون بسازید
پاسخ ها
مهندس
| Iran (Islamic Republic of) |
۱۰:۵۳ - ۱۴۰۵/۰۶/۱۹
اطاعت میشه قربان
نظرسنجی
با کدام نرخ بنزین موافقید؟