صفحه خبر لوگوبالا تابناک

اربیل؛ چرا این منطقه در کانون آتش قرار گرفت؟

از جنگ موشک‌ها تا نبرد لجستیک؛ تحلیل چرایی حملات ایران به زیرساخت‌های نظامی آمریکا در منطقه بر اساس اظهارات رسمی و منطق نظامی
کد خبر: ۱۳۸۶۶۰۴
| |
824 بازدید
به گزارش خبرنگاری دفاعی و نظامی تابناک؛جنگ‌های مدرن دیگر صرفاً با تصرف شهر‌ها یا پیشروی ستون‌های زرهی تعریف نمی‌شوند. اگر در قرن بیستم نابودی یک لشکر می‌توانست معادلات یک جبهه را تغییر دهد، امروز از کار انداختن یک مرکز فرماندهی، شبکه ارتباطی، باند پرواز یا انبار لجستیکی می‌تواند اثراتی به‌مراتب عمیق‌تر از انهدام ده‌ها تانک و خودرو زرهی داشته باشد. به همین دلیل نیز وقتی سخنگوی ارتش جمهوری اسلامی ایران اعلام می‌کند که «تقریباً تمام زیرساخت‌های آمریکا در اربیل نابود شده است» و بخش بزرگی از پایگاه‌های آمریکا در منطقه توان عملیاتی خود را از دست داده‌اند، صرف‌نظر از میزان خسارت واقعی که نیازمند ارزیابی مستقل است، آنچه اهمیت پیدا می‌کند، منطق انتخاب این اهداف و فلسفه عملیاتی چنین حملاتی است.
اربیل؛ چرا این منطقه در کانون آتش قرار گرفت؟
 
در هر رویارویی مستقیم میان ایران و آمریکا، هدف نخست تهران لزوماً نابودی نیروی انسانی آمریکا نیست، بلکه تلاش برای مختل کردن زنجیره فرماندهی، پشتیبانی و توان واکنش سریع ایالات متحده است.
 پایگاه‌هایی مانند اربیل تنها یک فرودگاه یا یک مقر نظامی محسوب نمی‌شوند، بلکه گره‌هایی از شبکه گسترده فرماندهی و پشتیبانی آمریکا در غرب آسیا هستند؛ شبکه‌ای که از عراق و سوریه تا اردن، کویت، بحرین، قطر و حتی مدیترانه امتداد پیدا می‌کند.
اربیل طی سال‌های گذشته به یکی از مهم‌ترین مراکز حضور آمریکا در شمال عراق تبدیل شده است. موقعیت جغرافیایی این شهر، فاصله مناسب آن تا مرز‌های ایران، نزدیکی به سوریه، دسترسی آسان به خطوط هوایی و همچنین همکاری نزدیک با اقلیم کردستان باعث شده این منطقه صرفاً یک پایگاه نظامی نباشد، بلکه به یک مرکز لجستیکی و اطلاعاتی تبدیل شود. در چنین ساختاری، هواپیما‌های ترابری، بالگردها، پهپادها، نیرو‌های ویژه و سامانه‌های ارتباطی در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند تا امکان مدیریت عملیات در بخش بزرگی از منطقه فراهم شود.
 
در ادبیات نظامی، ارزش یک پایگاه تنها به تعداد نیرو‌های مستقر در آن وابسته نیست. گاهی یک مرکز فرماندهی که تنها چند صد نفر در آن حضور دارند، نقشی ایفا می‌کند که معادل چندین تیپ رزمی است. زیرا تصمیم‌گیری، هدایت پهپادها، انتقال اطلاعات، برنامه‌ریزی مأموریت‌ها و هماهنگی عملیات از همان نقطه انجام می‌شود. از همین رو، اگر چنین مرکزی برای مدتی از چرخه عملیات خارج شود، آثار آن ممکن است در صد‌ها کیلومتر دورتر نیز دیده شود.
اربیل؛ چرا این منطقه در کانون آتش قرار گرفت؟
منطق عملیاتی ایران نیز طی سال‌های اخیر نشان داده که در صورت ورود به یک درگیری گسترده، تلاش خواهد کرد به جای ورود به نبرد فرسایشی زمینی، زیرساخت‌های کلیدی دشمن را هدف قرار دهد. این همان مفهومی است که در ادبیات نظامی از آن با عنوان «فلج‌سازی سامانه عملیاتی» یاد می‌شود. در این الگو، انبار‌های مهمات، مخازن سوخت، باند‌های پرواز، مراکز مخابراتی، آشیانه هواپیماها، رادار‌ها و مراکز فرماندهی نسبت به ساختمان‌های عادی یا حتی استقرار نیرو‌ها اولویت بیشتری پیدا می‌کنند.
 
اگر این منطق را در کنار اظهارات اخیر سخنگوی ارتش قرار دهیم، مشخص می‌شود که هدف اعلام‌شده از چنین حملاتی صرفاً وارد کردن خسارت فیزیکی نیست، بلکه ایجاد اختلال در چرخه تصمیم‌گیری و کاهش سرعت واکنش نیرو‌های آمریکایی است. در جنگ امروز، سرعت واکنش اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد. اگر یک جنگنده پنج دقیقه دیرتر به پرواز درآید، اگر اطلاعات یک پهپاد با تأخیر به مرکز فرماندهی برسد یا اگر سامانه‌های ارتباطی برای ساعاتی از مدار خارج شوند، ممکن است نتیجه یک عملیات کاملاً تغییر کند.
 
از سوی دیگر، شبکه پایگاه‌های آمریکا در منطقه به گونه‌ای طراحی شده که هر پایگاه بخشی از بار عملیاتی دیگری را بر عهده بگیرد. قطر میزبان مرکز فرماندهی هوایی، بحرین محل استقرار ناوگان پنجم، کویت مرکز اصلی لجستیک زمینی، اردن حلقه اتصال به سوریه و عراق و اربیل نیز یکی از مراکز مهم پشتیبانی و اطلاعاتی در شمال عراق است. بنابراین، آسیب دیدن هر حلقه، فشار بیشتری بر سایر حلقه‌ها وارد می‌کند.
اربیل؛ چرا این منطقه در کانون آتش قرار گرفت؟
با این حال، همین ویژگی شبکه‌ای باعث می‌شود که آمریکا نیز توان جبران خسارت را داشته باشد. حتی اگر یک پایگاه برای مدتی از چرخه عملیات خارج شود، بخشی از مأموریت‌ها می‌تواند به پایگاه‌های دیگر منتقل شود. هواپیما‌ها قادرند از فرودگاه‌های جایگزین استفاده کنند، مراکز فرماندهی سیار فعال شوند و تجهیزات جدید از اروپا یا سایر نقاط منطقه منتقل گردد. به همین دلیل، در جنگ‌های مدرن، از کار افتادن یک پایگاه به معنای پایان توان عملیاتی یک ارتش نیست، بلکه به معنای کاهش ظرفیت، افزایش هزینه و کند شدن روند اجرای عملیات است.
 
ایران نیز به خوبی از این موضوع آگاه است. به همین دلیل، در بسیاری از تحلیل‌های نظامی، راهبرد تهران نه نابودی کامل توان نظامی آمریکا، بلکه افزایش هزینه ادامه جنگ برای واشنگتن توصیف می‌شود.
 هرچه تعداد پایگاه‌های آسیب‌دیده بیشتر باشد، آمریکا ناچار خواهد شد منابع بیشتری را صرف حفاظت، بازسازی، جابه‌جایی تجهیزات و تأمین امنیت خطوط ارتباطی کند؛ موضوعی که می‌تواند بر تصمیمات سیاسی و نظامی نیز اثرگذار باشد.
نکته مهم دیگر، تأثیر روانی چنین حملاتی است. در نبرد‌های امروز، جنگ روانی تقریباً هم‌وزن جنگ نظامی شده است. اعلام هدف قرار گرفتن یک پایگاه مهم، حتی پیش از انتشار تصاویر یا ارزیابی دقیق خسارت، می‌تواند بر افکار عمومی، بازار‌های مالی، روند تصمیم‌گیری سیاسی و حتی روحیه نیرو‌های مستقر در منطقه اثر بگذارد. به همین دلیل، اطلاع‌رسانی درباره حملات نیز بخشی از نبرد محسوب می‌شود و معمولاً هر طرف تلاش می‌کند روایت خود را از میدان ارائه دهد.
 
در چنین شرایطی، ارزیابی دقیق میزان خسارت معمولاً به زمان نیاز دارد. تصاویر ماهواره‌ای، گزارش‌های مستقل، تحلیل‌های اطلاعاتی و داده‌های میدانی به تدریج تصویر روشن‌تری از ابعاد واقعی خسارات ارائه می‌کنند. از این رو، میان «اعلام رسمی یک طرف درگیر» و «ارزیابی مستقل خسارات» باید تفاوت قائل شد؛ زیرا در فضای جنگ، اطلاعات نیز بخشی از ابزار رقابت محسوب می‌شود.
 
از منظر راهبردی، اگر درگیری میان ایران و آمریکا ادامه پیدا کند، احتمالاً الگوی حملات نیز بر همین محور باقی خواهد ماند؛ یعنی تمرکز بر مراکز فرماندهی، سامانه‌های پدافندی، پایگاه‌های هوایی، انبار‌های سوخت، مراکز ارتباطی و زیرساخت‌های لجستیکی. هدف از چنین رویکردی، کاهش آزادی عمل دشمن و وادار کردن او به صرف منابع بیشتر برای دفاع و بازسازی است.
 
در مقابل، آمریکا نیز به احتمال زیاد تلاش خواهد کرد با پراکنده کردن تجهیزات، استفاده از پایگاه‌های کوچک‌تر، انتقال بخشی از سامانه‌های حساس به مناطق امن‌تر و تقویت پدافند هوایی، آسیب‌پذیری این شبکه را کاهش دهد. تجربه درگیری‌های سال‌های اخیر نشان داده است که هر دو طرف به دنبال افزایش تاب‌آوری شبکه‌های عملیاتی خود هستند؛ زیرا می‌دانند که در جنگ‌های مدرن، بقا و استمرار عملیات اهمیت بیشتری از پیروزی در یک حمله مقطعی دارد.
اربیل؛ چرا این منطقه در کانون آتش قرار گرفت؟
اظهارات سخنگوی ارتش یک نکته مهم را برجسته می‌کند: در صورت تداوم درگیری، رقابت اصلی دیگر صرفاً بر سر شلیک موشک‌های بیشتر یا استفاده از جنگنده‌های پیشرفته‌تر نخواهد بود، بلکه بر سر توان حفظ شبکه‌های فرماندهی، لجستیک و پشتیبانی است. ارتشی که بتواند این شبکه را فعال نگه دارد، حتی پس از تحمل خسارات سنگین نیز قادر خواهد بود عملیات خود را ادامه دهد؛ و ارتشی که این شبکه را از دست بدهد، ممکن است بدون شکست کامل در میدان، بخش مهمی از قدرت رزمی خود را از دست بدهد.
 
به همین دلیل، اربیل در این معادله تنها یک نقطه روی نقشه نیست. این شهر، به‌دلیل موقعیت جغرافیایی، زیرساخت‌های نظامی و نقش آن در زنجیره پشتیبانی آمریکا، به نمادی از نبرد بزرگ‌تری تبدیل شده است؛ نبردی که در آن، هدف اصلی نه تصرف خاک، بلکه برهم زدن چرخه تصمیم‌گیری، تضعیف توان واکنش و افزایش هزینه ادامه جنگ برای طرف مقابل است؛ نبردی که نتیجه آن بیش از هر چیز به توان دو طرف در حفظ یا از کار انداختن زیرساخت‌های حیاتی وابسته خواهد بود.
اشتراک گذاری
برچسب ها
گزارش خطا
مطالب مرتبط