اگر نمیتوانی، استعفا بده/ کالابرگ یک میلیونی، خیانت به سفره مردم است/ نامه اقتصاددانان به رئیس جمهور آمریکا چه بود؟

حسین صمصامی، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس و استاد اقتصاد دانشگاه شهید بهشتی، معتقد است در شرایط کنونی برای مهار تورم و حمایت از معیشت مردم، چارهای جز تغییر سیاستهای ارزی بانک مرکزی و اجرای سیاست تثبیت ارزی وجود ندارد.
صمصامی در بخشهای قبلی گفتوگو با «تابناک» تأکید داشت که جنگ اخیر و حملات دشمنان به خاک کشورمان، ریشههای اقتصادی داشته است و در این شرایط ضرورت دارد دولت و دستگاههای تصمیمگیر در حوزههای مرتبط با اقتصاد و تجارت خارجی، آرایش جنگی بگیرند.
در ادامه، بخش پایانی گفتوگوی تصویری «تابناک» با حسین صمصامی را با سوالی پیرامون ارزبایی اجرای طرح کالابرگ، میبینید و میخوانید.
صمصامی: اعطای کالابرگ، سیاستی نادرست بود. نه به این معنا که نباید به مردم کمک کرد؛ کمک به مردم ضرورت دارد، اما کمک به مفهوم این نیست که یک تومان در جیب مردم بگذاریم و بیش از پنج تومان از جیب آنها برداشت کنیم. کسانی که این سیاست کالابرگ را پیادهسازی کردند، چه از روی عمد و چه سهواً، به سفره مردم خیانت کردهاند. دقت کنید؛ به سفره مردم خیانت کردند. اکنون همگان مشاهده میکنند که چه اتفاقی رخ داده است؛ مبلغ یک میلیون تومان، تقریباً معادل دو و نیم کیلوگرم گوشت مرغ یا سه بطری روغن است. با افزایش قیمتهایی که از سال گذشته و همزمان با اجرای این سیاست رخ داد، همه دیدند که این چه سیاستی بود. ما یک تومان در جیب مردم گذاشتیم و بیش از پنج تومان از جیبشان برداشتیم. تازه در بلندمدت، هنگامی که مردم قصد انجام سایر امور را دارند، به دلیل افزایش قیمت تمامی کالاها -از لوازم خانگی و خودرو گرفته تا اجارهبها- فشار بسیار بیشتری بر معیشت آنان وارد میشود. بنابراین، این سیاست، سیاست درستی نبود.
اکنون نیز تأکید ما این است: دولت نباید به دنبال افزایش کالابرگ باشد، بلکه باید نرخ ارز را تثبیت و کنترل کند. واردات باید با نرخ ارز مناسب انجام شود تا بتوان از تورم جلوگیری کرد. رشد نقدینگی را کنترل کنید؛ اگر نقدینگی رشد میکند، باید به بخش تولید هدایت شود، نه اینکه به بانکهای خصوصی برود تا با آن چهار همت طلا بخرند یا بانک دیگری مقدار کلانی ارز خریداری کند و درآمد ناشی از این خرید و فروش به بیش از ۱۰۰ همت برسد. بروید این موارد را کنترل کنید! مگر اقتصاد را رها کردهاید؟ فکر میکنید با رهاسازی اقتصاد، همه چیز اصلاح میشود؟ هیچ تجربهای در دنیا وجود ندارد که در شرایط جنگی، چنین سیاستهای اقتصادی در کشوری اتخاذ شده باشد. شما چنین تجربهای را در هیچ کجای جهان نمیبینید. در آزادترین اقتصادهای دنیا، در شرایط جنگی ببینید چه سیاستهایی را اعمال میکنند!
آیا صادرکننده میتواند ارز حاصل از صادرات خود را بازنگرداند؟ شدیدترین جرائم و محکومیتها و برخوردهای قاطع بر روی او اعمال میشود. ما اینجا به راحتی میگوییم ۴۰ درصد ارز را نیاورده است؛ البته بعد میگوییم باید همه را تسویه کند، اما با ۶۰ درصد هم کارتان را راه بیندازید! این چه سیاستهای غلطی است؟ این کارها خیانت به جامعه ماست. سپس آن مسئول مربوطه میآید و میگوید: «به خاطر جنگ است»؛ میگوییم چرا قبل از جنگ اینگونه بود؟ میگوید: «به خاطر تحریم است». خب، آقای مسئول محترم! اگر جنگ و تحریم چنین آثاری دارد، نقش شما در این سیاستگذاریها چیست؟ تو اینجا چکاره هستی؟ یا باید بتوانی در شرایط تحریم و جنگ، کنترل کنی تا بار تورم بر دوش مردم کاهش یابد، یا نمیتوانی. اگر نمیتوانی، بگو که «من نمیتوانم، خداحافظ»؛ استعفا بده و برو تا فرد مناسبتری بیاید که بتواند سیاستهای درستی را اجرا کند.
تابناک: اگر بخواهیم به عنوان پرسش پایانی، راهکاری پیشنهاد دهیم؛ در صحبتهای خود اشاره کردید که ما بایستی به سمت اجرای دوباره سیاست تثبیت ارزی برویم تا حداقل وضعیت از این بدتر نشود. دولتیها مطرح میکنند که ارز ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی فساد و رانت به همراه دارد و اگر دوباره آن اتفاق تکرار شود… آیا راهکار این است که سیاست تثبیت اتفاق بیفتد و مثلاً نرخ روی ۱۴۰ هزار تومان ثابت بماند و بیشتر نشود؟ آیا منابع ارزی ما کفاف میدهد؟
صمصامی: اینکه سال گذشته ارز ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی را حذف کردند و گفتند منابع ارزی محدود است و ارز نداریم، اکنون که آمارها منتشر شده است، عملکرد سال گذشته دقیقاً نشان میدهد که این استدلال کاملاً غلط بوده است. دو استدلالِ «رانت» و «عدم اصابت» مطرح شد؛ به هر حال همه دیدند که وقتی حذف ارز ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی اتفاق افتاد، قیمت مرغ، تخممرغ، روغن و کالاهای اساسی به شدت بالا رفت؛ پس این رانت نبوده، چرا که اگر رانت میبود، قیمتها را بالا میبرد؛ پس دقیقاً به هدف اصابت کرده است. پس این استدلالِ عدم اصابت و رانت، یک استدلال غلط و بیهوده است.
دوم اینکه گفتند ارز نداریم؛ حال آنکه آمارها نشان میدهد ما سال گذشته ۸ میلیارد و ۱۲۷ میلیون دلار به وزارت جهاد کشاورزی برای تأمین کالاهای اساسی پرداخت کردیم؛ از ذرت و دانههای روغنی گرفته تا برنج، جو، قند و شکر (البته قند و شکر شامل ارز ترجیحی نمیشود، عمدتاً نهادههای دامی بود). این مبلغ را عمدتاً به ذرت، دانههای روغنی، انواع روغن خام، کنجاله، گندم، جو، گوشت قرمز و مقدار کمی هم برنج اختصاص دادیم. خب، این ارز را دادیم، اما گفتند دیگر ارز نداریم.
اما چه کردیم؟ بیش از ۲ میلیارد دلار با نرخ ۱۱۲ هزار تومان به کالاهای اساسی اختصاص دادیم. خب آقای دولت! این ۲ میلیارد دلارِ ۱۱۲ هزار تومانی را از کجا آوردهاید؟ اگر ارز نفتی نبوده، پس از کجا تأمین شده است؟ اگر ارز نفتی بوده، خب با قیمت پایینتر میدادید! اگر ارز نفتی نبوده و زیر قیمت بازار تهیه کردهاید، چرا با قیمت ۱۱۲ هزار تومان فروختید؟ خب با قیمت ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومان میدادید و مابهالتفاوت آن را، حتی اگر شده از بانک مرکزی قرض میگرفتید، آثار تورمیاش به مراتب کمتر از وضعیتی بود که اکنون اتفاق افتاده و این موج گرانی را در کشور ایجاد کردید. چرا این کار را کردید؟ شما یک میلیارد و ۴۰۰ میلیون دلار از صندوق برای کالاهای اساسی برداشتید؛ غیر از آن رقمی که گفتم، یک میلیارد و ۴۰۰ میلیون دلار دیگر برداشت کردید. خب، این مبلغ را بابت کالای اساسی با نرخ ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومان میدادید؛ چرا نکردید؟ یک میلیارد و ۴۰۰ میلیون از صندوق برداشتید، ۲ میلیارد دلار با نرخ ۱۱۲ هزار تومان دادید؛ خب چرا آن ۸ میلیارد دلار را با نرخ ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومان دادید ولی بقیه را ندادید؟ چون میگفتید استدلال رانت و فساد است؛ خب دیدید که آن استدلال غلط بود. پس شما ارز داشتید ولی نمیخواستید با نرخ ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومان بدهید. آمارهای منتشر شده نشان میدهد که یک میلیارد و ۴۰۰ میلیون دلار از صندوق تحت عنوان ذخایر راهبردی برداشتید که میتوانستید با نرخ ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومان بدهید؛ ندادید! ۲ میلیارد دلار را با نرخ ۱۱۲ هزار تومان دادید؛ خب چرا با همان نرخ ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومان ندادید؟ پس هر دو استدلال غلط است؛ هم ارز داشتید و هم اصابت کرده بود. منتها یک اشتباه راهبردی رخ داد؛ امیدوارم این امر عمدی نبوده باشد و من آن را به حساب سهو میگذارم، چون اگر عمدی باشد، خیانتکار هستید.
من به شما بگویم که شبکه نفوذ در کشور ما به سرعت گسترش یافته و متأسفانه در ارکانهای مختلف تصمیمگیر رسوخ پیدا کرده است. آمریکا پس از اینکه نتوانست از طریق نظامی تغییر رژیم را در کشور انجام دهد، از طریق شبکه نفوذ، دخالت در فرایندهای تصمیمگیری و ایجاد نارضایتی وارد شده است.
در سال ۶۲ یا ۶۳ یا ۶۴، تعدادی از اقتصاددانان آمریکا نامهای به رئیسجمهور یا دولت وقت خود نوشتند و اعلام کردند که شما امکان ندارد از طریق نظامی بتوانید دولت ایران را ساقط کنید و تغییر رژیم انجام دهید؛ فقط یک راه وجود دارد و آن راه فقط و فقط از طریق اقتصاد، گرانسازی و ایجاد نارضایتی مردم است. خب، آنها این کار را کردند؛ از سال ۶۸ به بعد عملاً روی این بخش و این فاز قرار گرفتند و از طریق اجرای یک سری سیاستهای اقتصادی، گرانسازی را مدام به جامعه تحمیل میکنند. قصدشان این است که مردم را از حاکمیت جدا کنند. آن چیزی که خود آقای «نفیو» در کتاب «هنر تحریم» میگوید، دقیقاً همین است که ما به دنبال این هستیم که مردم را از حاکمیت جدا کنیم. یکی از اهداف اصلی تحریمها، همین تضعیف پول ملی، افزایش تورم، ایجاد نارضایتی و جداسازی مردم از حاکمیت بود. دقت کردید؟

تابناک: آقای دکتر، بسیار ممنونم. اگر جمله پایانی دارید؛ میدانم وقت محدود است، اما خوشحال میشدیم در موضوعات دیگر هم صحبت کنیم. دوست داشتم بیشتر گفتگو کنیم، اما اگر یک جمعبندی درباره وضعیت کنونی دارید بفرمایید.
صمصامی: حقیقت این است که ما اکنون وارد یک جنگ اقتصادی شدهایم. دشمن در حال استفاده از یک جنگ ترکیبی است؛ یعنی از یک طرف تهدید نظامی بالای سر ماست و از طرف دیگر، جنگ اقتصادی علنی شده است. دشمن به دنبال این است که از طریق این جنگ اقتصادی، بستری فراهم کند تا بتواند ضربه نظامی بزند و از آن نتیجه بگیرد؛ به همین دلیل این زمان را طولانی میکند. از سوی دیگر، با محاصره دریایی، همانند شکارچی که شکار خود را زخمی میکند و منتظر میماند تا از پا بیفتد، ما را در این برزخ قرار داده است. خب، ما در این شرایط چه باید بکنیم؟ ما همانگونه که در بحث نظامی آرایش جنگی گرفتیم و آمادگیمان فوقالعاده است و منتظر حمله آنها هستیم، در بحث اقتصادی آرایش جنگی به خود نگرفتهایم؛ هنوز باور نداریم که در جنگ هستیم.
ما قطعاً باید سیاست تثبیت نرخ ارز را در نرخ مناسب اتخاذ کنیم. ما قطعاً باید ارز حاصل از صادرات غیرنفتی را ۱۰۰ درصد بازگردانیم. ما قطعاً باید واردات مواد اولیه، کالاهای سرمایهای و اساسی را در اولویت قرار دهیم؛ آن هم با نرخ مناسب، همانگونه که در جنگ هشتساله انجام دادیم. ما در جنگ هشتساله تجربه داریم؛ در طول تاریخ بعد از انقلاب، کمترین نرخ تورم را در دوران دفاع مقدس داشتیم؛ در سال ۶۴، نرخ تورم ۶.۹ درصد بود. وضعیت ما در جنگ هشتساله بدتر از الان بود؛ چطور میشود که در ۸ سال دفاع مقدس، تورم ما ۱۸.۴ درصد میشود و در ۸ سال اخیر به ۳۷.۷ درصد (الان حدود ۴۰ درصد) میرسد؟ چرا رشد نقدینگی ما در ۸ سال جنگ ۲۰ درصد بود (یعنی ۳.۵ برابر شد) اما در ۸ سال اخیر ۳۰ درصد (یعنی ۶.۵ برابر) میشود؟ ما که جنگ نداشتیم! یا در ۸ سال دفاع مقدس قیمت سکه ۴ برابر شد؛ یعنی از ۲۴۰۰ تومان به ۹۹۳۹ تومان رسید، اما در سالهای اخیر قیمت سکه از سال ۹۷ تاکنون از یک میلیون و ۷۰۰ هزار تومان به ۲۰۰ میلیون رسیده است؛ یعنی بیش از ۱۰۰ برابر شده است! چرا؟ ما در دوران جنگ چه کردیم که آن عملکرد درخشان اقتصادی را داشتیم؟ این نشان میدهد که نفوذ در ردههای سیاستگذاری و اثرش در سیاستهای اقتصادی، تا اندازهای مؤثر بوده است. من نمیگویم موفق بوده، میگویم مؤثر بوده که ما را به اینجا رسانده است.
لذا این سیاستهایی که در دوران دفاع مقدس داشتیم- باید الگو قرار گیرد. ما ۸ سال جنگیدیم و کشور را با درآمدهای ارزی ۴، ۵ و ۶ میلیارد دلاری اداره میکردیم. حالا درسته که آن زمان جمعیت کمتر بود، ولی الان درآمدهای ارزی ما از صادرات غیرنفتی و نفت روی هم بالای ۱۰۰ میلیارد دلار است. یعنی با این درآمدهای ارزی، چنین عملکرد فاجعهباری داریم! ما باید درس بگیریم. ما در طول هشت سال دفاع مقدس، ارز ۷ تومانی را در سفره مردم از بین نبردیم؛ ارز ۷ تومانی وقتی از بین رفت که میخواستیم سیاستهای تعدیل اقتصادی را اجرا کنیم. وقتی ما میآییم قیمتگذاری منابعمان را بر اساس قیمتهای جهانی میکنیم، بورس کالا را بر اساس قیمت جهانی و نرخ ارز قرار میدهیم و نرخ ارز هم مدام بالا میرود، معلوم است که این اتفاقات میافتد. لذا این روند باید متوقف شود؛ قوانین ما باید اصلاح شود؛ سریعاً ماده ۷۱ قانون تنظیم الحاق جزء ۱ بند الف ماده ۱ باید در شرایط جنگی اصلاح شود.
تابناک: و اگر اصلاح نشود، فکر میکنید…
صمصامی: اگر نشود، این تورم همینطور ادامه پیدا میکند. بنابراین، ارز صادرات غیرنفتی باید بازگردد. جمعبندی کنم: ارز صادرات غیرنفتی باید بازگردد، نرخ ارز باید یکسان شود؛ نه نرخ ۱۴۰ یا ۱۵۰ هزار تومان، بلکه یک نرخ معقول و منطقی. مواد اولیه و کالاهای اساسی ما باید با آن نرخ معقول و منطقی وارد شود. قوانین باید اصلاح شود تا قیمتگذاری منابع ملی ما بر اساس قیمتهای جهانی نباشد. همچنین باید بر بانکها نظارت کنیم که منابع به بخش تولید هدایت شود؛ اینکه نقدینگی سال گذشته بیش از ۵۰ درصد رشد کرده، عمدهاش خلق پول در سیستم بانکی بوده است. البته دولت هم مؤثر بوده، اما این خلق نقدینگی باید به سمت تولید برود، نه اینکه بانک ایکس برود چهار همت طلا بخرد یا دیگری ارز بخرد و بفروشد تا سود به دست آورد. این موارد باید کنترل شود و دولت باید تنبیهات شدیدی در ارتباط با این موضوعات اتخاذ کند؛ چون شرایط، شرایط جنگی است و این سیاستها باید سریعاً اجرا شود.



