جز ظن و گمان چیزی از اهداف فراماسونری نمیدانند/دیگران گوسفند اند و ما گرگ!

به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، پروتکلهای دانشوران صهیون، دربردارنده ۲۴ پروتکل یا سخنرانی است که توسط یکی از اکابر و سران صهیونیسم در مجمع دانشمندان و مغزهای متفکر یهود ایراد شدهاند. اینپروتکلها تا سالها مخفی بودند و در نهایت با ترجمهشان به زبان انگلیسی، در دسترس مردم دنیا قرار گرفتند.
پروتکلهای مورد اشاره ۲۴ فصل از چکیده تفکرات اهریمنی یکگروه اقلیت را در رسیدن به سلطه جهانی شامل میشوند؛ از طریق ویران کردن روسیه ارتدوکس، اروپای کاتولیک، قلمرو پاپ مسیحی و سرانجام نابودی اسلام. حکومت جهانی یهود به اعتراف خود یهودیان، همان اوتوکراسی نسل داود (مسلمان پیامبرش میدانند و یهودیان شاه) است و دیگر اقوام و ملل (گوییمها) در اینحکومت، حیواناتی بیش نیستند.
برنامههای حکومت یهود از سال ۱۸۹۷ عنوان پروتکلهای صهیون را به خود گرفت و از آنپس ایناصطلاح برای اشاره به آنها به کار رفت.
تا امروز، پروتکلهای نهم، سیزدهم، هفتم، دوم، بیستودوم، هشتم و چهاردهم صهیون را مرور کردهایم که در پیوندهای زیر قابل دسترسی و مطالعه هستند:
* «هرکه را بخواهیم اعدام میکنیم/اسلحه ما جاهطلبی، آزمندی، انتقامگیری و کینهتوزی و بدخواهی است»
* «دامهای نامرئی دسیسه را به درون کابینه کشورها میکشانیم/ظاهر مذاکرات باید حرفهای چرب و نرم باشد»
* «موفق شدیم به غیریهود بقبولانیم اینها علم و دانش است/اشخاصی که از بین ملتها انتخاب میکنیم...»
* «دهشتناکترین نیروی عصر حاضر در دست ماست/بدیهایمان کمک به ایجاد نظم بودهاند»
* «احکام ما باید عادلانه جلوه کنند/اگر شانه خالی کردند محوشان میکنیم»
***
بنا داریم در مطلب جدید پرونده بررسی پروتکلهای صهیون، عنوان یازدهم پروتکلهای مورد اشاره را مرور و بررسی کنیم.
محورهای اصلی اینپروتکل صهیون از این قرارند:
برنامه قانون اساسی جدید – توضیحاتی درباره انقلاب نوین – «گوییم» رمه ای گوسفند – فراماسونری سری و محافل آن که یک نمای بیرونی هستند.
مشروح متن پروتکل یازدهم دانشوران صهیون به این ترتیب است:
شورای عالی دولت یا مجلس شورای عالی همواره نیرومندترین مفسر قدرت حکومت خواهد بود و به صورت ماسک قوه قانونگذاری یا به اصطلاح همان «کمیته وضع قوانین و سازمانهای تابعه حاکم» باقی خواهد ماند. (شورای دولت، قدرت فرمانروا را مشخص و تبیین خواهد کرد. این شورا که قدرت یکهیات قانونگذاری رسمی را دارد به مسولین حکومتی دستور خواهد داد.)
این، همان برنامه قانون اساسی جدید است. ما شرایط لازم را برای قانون، حق و عدالت به وجود خواهیم آورد، بهطوری که به نظر برسد اینسهعنصر در جایگاه شایسته خود قرار گرفتهاند. ما اینکار را از سه طریق انجام میدهیم:
۱- در قالب لوایح قانونی که به قوه مقننه احاله میشود.
۲- در قالب تصویبنامههای شورای وزیران. (توسل به فرامین عمومی، دستورهای مجلس سنا و شورای حکومتی و تصمیمات هیات وزیران)
۳- در صورت دست دادن فرصت بهوسیله کودتا
بعد از بیان اینمطالب، اینک به جنبه دیگری میپردازیم و اجزایی را که برای ایجاد دگرگونی و انقلاب در دستگاههای دولت، در راستای هدف تعیینشده ما، وجودشان ضروری است، توضیح میدهیم. منظورم از ایناجزا عبارت است از: آزادی مطبوعات، حق تشکیل جمعیتها و احزاب و هیاتها، آزادی عقیده، حق شرکت در انتخابات و امثال اینهاکه باید برای همیشه از صفحه ذهن انسان پاک و محو شوند و یا تغییرات بنیادی در آنها داده شود، بهشرط آنکه اینتغییرات در همانفردای روز اعلام قانون اساسی جدید صورت گیرد. اینکار در اینزمان شدنی است و ما تمامی دستورهای خود را یکدفعه صادر میکنیم و هیچچیزی از آن را به آینده موکول نمیکنیم؛ زیرا اگر کمترین تاخیری در اینزمینه صورت گیرد هرگونه اصلاح و تغییر مهمی که بعدا در قانون اساسی به عمل آید، حتما خطرناک خواهد بود؛ چون اگر ماده اصلاحیه خشن و روش پیشنهاد آن نیز با خشونت همراه باشد، با توجه به کوتهنظری پیشنهاد کننده در موضوع پیشنهادی خود، باد به غبغب خواهد انداخت و فکر خواهد کرد که اینتغییر باب ارایه چنین پیشنهادهایی را به روی امثال او خواهد گشود و در اینهنگام خواهند گفت که ما به اشتباهات خودمان اعتراف کردهایم و اینامر به شکوه و جلال حکومت خطاناپذیر ما لطمه میزند. یا خواهند گفت که ما از ترس، تن به تسلیم و همراهی با آنان دادهایم که در اینصورت هیچکس از ما سپاسگزار نخواهد بود، بلکه گمان خواهند کرد که ما تن به اجبار دادهایم و در کار خود شکست خوردهایم.
همه اینها به خوشنامی قانون اساسی جدید ما ضربه میزند. آنچه ما میخواهیم این است که تا تنور انقلاب و تغییرات ناگهانی داغ است، مردم اعتراف کنند ما قدرتمند هستیم و هیچکس نمیتواند به اندازه یکتار مو ما را که سر تا پا قدرتی هراسانگیز هستیم، از جایمان دور کند. لذا احدی را به حساب نمیآوریم و هیچترسی ما را ناچار به پیروی از نظر دیگران نمیکند و همیشه و همهجا آماده هستیم تا هر که را زبان به اعتراض بگشاید خرد کنیم، و ثابت نماییم که بر «گوییم» کاملا مسلطیم و دوست نداریم قدرت خود را با آنها تقسیم کنیم. ما اینکار را در حالی انجام میدهیم که سرها از آنچه اتفاق افتاده هنوز گیج است و مردم را ترس فرا گرفته. لذا چشمهای خود را بر روی آنچه میبینند، میبندند و منتظر میمانند تا ببینند آینده چه میشود.
«گوییم» مانند رمهای گوسفند است و ما به منزله گرگ و شما میدانید که اگر گرگ به گله بزند، چه بر سر گوسفندها میآید.
عامل دیگری که «گوییم» را وا میدارد تا همهچیز را نادیده بگیرند، این است که به آنها وعده میدهیم که پس از خلاصشدن از شر دشمنان صلح و رام کردن کلیه احزاب، آزادیهایی را که از آنان گرفتهایم مسترد خواهیم داشت اما مدتها خواهد گذشت و آنان همچنان منتظر آزادیهای از دست رفته خود خواهند بود.
اکنون میپرسم که چرا ما اینسیاست را اختراع و آن را در اذهان گوییم تزریق کردهایم بدون آنکه به آنها فرصت دهیم تا درباره انگیزه و مقصود ما از اینسیاست بیندیشند؟ آیا جز به خاطر اینکه از طریق حیله و فریب به چیزهایی دست مییابیم که با پیمودن راه مستقیم هرگز نمیتوانیم به آنها برسیم. این، همان شالودهای است که موسسات سرّی فراماسونری ما بر آنها استوار هستند؛ موسساتی که اینگوییمِ حیوان چیز مهمی درباره آنها نمیداند و از اهداف پشت پرده آنها جز مشتی ظن و گمان اطلاعی ندارد. ما گوییم را به کاروان بزرگ باشگاهها و محافل فراماسونری جذب کردیم و اینمحافل شروع به پاشاندن خاکستر در چشم اعضای خود کردند. خداوند به ما قوم برگزیده، نعمت اسارت، تبعید، تفرق و پراکندگی در جهان را ارزانی داشت. اینامور که در گذشته نشان ضعف ما بودند، بعدها سبب قدرت ما شدند؛ قدرتی که امروز ما را در آستانه حکومت جهانی قرار داده است. ما تا به اینجا رسیدهایم و فقط مانده ساختمان عظیم حکومت آینده خود را بر اینشالودهها استوار کنیم و اینکار چندان دشوار نیست.



