آیا اروپا استقلال استراتژیک خود را جدی خواهد گرفت؟

پس از اعلام خبر تصمیم آمریکا برای خروج پنج هزار نفر از سربازانش از آلمان، رهبران اروپایی که برای حضور در نشست جامعه سیاسی اروپا در شهر ایروان، پایتخت ارمنستان گرد هم آمده بودند، همانطور که سعی میکردند با اعتماد به نفس وانمود کنند "هیچ اتفاق خاصی نیافتاده"، هشدار دادند "این موضوع ثابت کرد اروپا باید به سرعت برای حفظ امنیت خود اقدام کند". به گزارش خبرگزاری فرانسه، کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا گفت: "مدتهاست که صحبتهایی در مورد خروج نیروهای آمریکایی از اروپا مطرح شده اما البته زمان اعلام این خبر غافلگیرکننده بود. "
امانوئل مکرون، رئیس جمهور فرانسه، گفت: "اروپاییها سرنوشتشان را به دست خودشان میگیرند و با افزایش هزینههای دفاعی و امنیتی، به راهحلهای مشترک دست مییابند. "
حتی قبل از اعلام تصمیم آمریکا برای خروج نیروهایش از آلمان، یوشکا فیشر، وزیر خارجه دوران گرهارد شرودر، صدراعظم پیشین آلمان، در مقالهای با موضوع «پروژه سندیکا» صراحتاً بیان کرد: "آماده باشیم یا نباشیم، آینده پساآمریکایی اروپا فرا رسیده و اروپاییها باید بپذیرند که از قبل تنهاتر شدهاند."
در واقع، تنشهای این متحدان دو سوی اقیانوس اطلس از زمان حملات نظامی ایالات متحده و اسرائیل به ایران رو به افزایش گذاشته و پس از تهدید واشنگتن برای خروج نیروهایش از آلمان، اسپانیا و ایتالیا به دلیل عدم تمایل آنها برای حمایت از عملیات آمریکا در تنگه هرمز به سطحی جدید رسیده است.
اکنون واقعیت پیش روی اروپا این است که ضمانتهای امنیتی ایالات متحده دیگر تضمین شده نیست. علاوه بر این، دسترسی به بازار نیز به اهرم دیگری برای اعمال فشار سیاسی ایالات متحده تبدیل شده و اروپاییها یا باید با آمریکا همراه شوند یا هزینه اقتصادی عدم همراهی خود را بپردازند. در نخستین روز ماه مه، واشنگتن اعلام کرد که تعرفههای خودروها و کامیونهای اروپایی را به 25 درصد افزایش میدهد.
اختلاف نظر اصلی دو طرف آشکارا این است که واشنگتن میخواهد اروپا در هزینههای اقدامات نظامی آمریکا در خاورمیانه سهیم شود اما بسیاری از کشورهای اروپایی تمایلی ندارند درگیر جنگی شوند که متعلق به آنها نیست؛ از همین رو نیز این موج جدید حمایت از استقلال استراتژیک اروپا به وجود آمده است.
از زمان شارل دوگل، رئیس جمهور سابق فرانسه، سیاستمداران اروپایی بارها خواستار «استقلال استراتژیک» این قاره شدهاند و این عبارت در بیانیهها و سخنرانیهای بسیاری از نشستهای آنان طنینانداز شده؛ با این حال، این خواسته همواره تا حد زیادی روی کاغذ باقی مانده است.
پس از جنگ جهانی دوم، ایالات متحده رهبری روند تأسیس ناتو را بر عهده گرفت و از این طریق تضمینهای امنیتی مورد نیاز اروپا را در اختیارش گذاشت اما هدف اصلی آمریکا همیشه حفظ حضور و نفوذ استراتژیک خود در امور اروپا بود.
با پایان یافتن جنگ سرد، اروپا دیگر به این وابستگی عادت کرد اما امروز با وقوع تغییرات چشمگیر در جهان، آیا اروپا هنوز هم میتواند به این رابطه قدیمی متکی باشد؟
منافع ایالات متحده و اروپا گاهی اوقات همپوشانی دارد اما در لحظات بحرانی اغلب میبینیم که لزوماً این همپوشانی وجود ندارد. ناتو دیگر آن پیمانی نیست که مدعی بود اعضایش با یکدیگر کاملاً متحد هستند و تضاد منافع فزاینده بین کشورهای عضو کاملاً دیده میشود.
جنگ در اوکراین این تضاد را نمایان کرده و در حالی که واشنگتن از این درگیری سود برده، اروپا بخش زیادی از هزینههای آن را به شکل اختصاص بودجه برای سلاحهای ارسالی به اوکراین و اعمال تحریمهای گسترده علیه روسیه پرداخته است. این اقدامات باعث شده که اروپا تا حد زیادی دسترسی به نفت و گاز روسیه را از دست بدهد و اروپاییها با چالشهایی مثل افزایش قیمت انرژی، کاهش توان رقابت در بازار صادرات و افزایش هزینه زندگی شهروندان عادی مواجه شوند.
دلیل اصلی شکست اروپا در دستیابی به استقلال استراتژیک واقعی در طول چند دهه گذشته، به جای نداشتن قدرت اقتصادی، نبودن اراده استراتژیک کافی بوده اما آیا این بار متفاوت خواهد بود؟ اواخر ماه آوریل، آلمان از اولین استراتژی نظامی خود برای تبدیل کردن «بوندسور» (نیروهای مسلح آلمان) رونمایی کرد که هدف آن به روشنی تبدیل ارتش آلمان به قویترین نیروی نظامی متعارف اروپا بیان شده است.
با این حال، استقلال استراتژیک واقعی فراتر از تقویت نظامی، مستلزم داشتن یک چشمانداز وسیعتر و موضعی عملگرایانهتر نسبت به سایر کشورهای بزرگ است که مبتنی بر عدم درگیر شدن در بازی مجموع صفر و بر پایه تمایل به کاهش بیاعتمادی و عبور از موانع تجاری و سیاستهای تبعیضآمیز باشد، چرا که چنین موضعی میتواند اقتصاد نیازمند به رونق اروپا را متحول کند و حرکتی هوشمندانه در جهان چندقطبی امروز باشد.
چین همواره با در نظر گرفتن اروپا به عنوان یک قطب مهم در یک جهان چندقطبی، قاطعانه از یکپارچگی اروپا و تلاشهای اتحادیه اروپا برای حفظ استقلال استراتژیک خود حمایت کرده اما در عمل، سیاست اروپا در قبال چین هنوز نیز تا حد زیادی پیرو مواضع واشنگتن است و همین رویکرد کوتهبینانه، در نهایت موجب عدم تحقق آرمان اروپا برای دست یافتن به استقلال استراتژیک واقعی شده است.
استقلال استراتژیک برای اروپا دیگر تنها یک گزینه نیست، بلکه پرسشی است که باید به آن پاسخ دهد: در این دوران تحولات عمیق جهانی، آیا اروپا سرانجام استقلال استراتژیک خود را جدی خواهد گرفت؟ ممکن است پاسخ یکشبه حاصل نشود اما بهار 2026 به عنوان یک نقطه عطف اساسی در تاریخ ثبت خواهد شد.


