بدون تعارف با مدیرعامل شستا/ ویدئویی به زبان سوئدی در محکومیت حملات آمریکا و اسرائیل کار سختی بود؟

در ایام جنگ اخیر و روزهای آتشبس، حداقل انتظار افکار عمومی از مدیران ارشد هلدینگهای بزرگ اقتصادی، بهویژه مجموعههایی که با سرمایههای مردمی اداره میشوند، تنها مدیریت عدد و رقم و ترازنامه نیست؛ بلکه «حضور مسئولانه در بزنگاههای حساس» و «شنیده شدن صدای مردم» نیز بخشی جدانشدنی از مأموریت آنهاست.
به گزارش تابناک، در روزهای جنگ رمضان و آسیب به زیرساختهای اقتصادی توسط آمریکا و اسرائیل، سکوت مدیران اقتصادی دولت نه یک انتخاب خنثی، بلکه یک موضع معنادار است؛ موضعی که نیازمند توضیح و پاسخگویی در بخشهای مختلف دولت، از جمله شرکتهای زیرمجموعه وزارت رفاه است.
سکوت سعیدی!
بهعنوان نمونه، محمدرضا سعیدی، مدیرعامل شستا، هلدینگی عظیم، بورسی و متکی بر سهام میلیونها ایرانی و بازنشسته، مدیری است که بهواسطه تحصیلات بینالمللی در اروپا و تسلط به زبان سوئدی و انگلیسی، انتظار میرفت در هفتههای گذشته که تبعات حملات آمریکا و اسرائیل به خاک کشورمان و زیرساختهای تولیدی و اقتصادی افزایش یافته بود، نقش فعالی در حوزه ارتباطات و پیامرسانی به دنیا ایفا کند. اما پرسش اصلی اینجاست: چرا سعیدی در یکی از حساسترین مقاطع اخیر تاریخ کشورمان، هیچ موضعگیری شخصی، هیچ پیام ویدئویی و حتی یک دقیقه گفتوگو با رسانههای بینالمللی نداشته است؟!
مسئله، نه صدور بیانیههای رسمی و نه تکرار کلیشههای سازمانی شستا است؛ مسئله «مسئولیت فردی آقای مدیرعامل» است. وقتی مجموعهای اقتصادی با چالشها و آسیبهای مختلف به دنبال حملات دشمنان مواجه میشود، این مدیرعامل است که باید در قامت سخنگوی اصلی در رسانههای دنیا و به زبان بین المللی ظاهر شود. اما سکوت سعیدی در این زمینه، بهویژه با توجه به ادعاهای مطرحشده درباره توانمندی وی در زبان سوئدی و انگلیسی، قابل اغماض نیست.
شستا یک شرکت معمولی نیست. شستا نماد اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی است. میلیونها نفر بهطور مستقیم یا غیرمستقیم سهامدار آن هستند. در چنین ساختاری، مدیرعامل نمیتواند صرفاً پشت گزارشهای داخلی و جلسات بسته پنهان شود. افکار عمومی و مردم حق دارند بدانند چرا محمدرضا سعیدی حتی یک ویدئوی ۶۰ ثانیهای و حتی یک موضعگیری شفاف و شخصی در محکومیت حملات خصمانه آمریکا و رژیم صهیونیستی به کشورمان منتشر نکرده است تا حداقل همسو با مردمی که در تمام ایام جنگ اخیر و آتش بس، هر شب در میادین شهرها و روستا حضور داشتند و دارند، گامی موثر در فضای بین المللی بردارد و صدای محکومیت حملات خصمانه دشمنان و آسیبی که به اقتصاد و معیشت مردم وارد شده است را به گوش سایر کشورها و مردمانش برسد...
این مطالبه، نه مطالبهای حاشیهای یا احساسی، بلکه دقیقاً در قلب «حاکمیت شرکتی» و «مسئولیت اجتماعی مدیران» قرار دارد. مدیرانی که سالانه از بالاترین سطوح حقوق و پاداش برخوردارند، در لحظاتی که دشمن به خاک کشور و به معیشت مردم حمله میکند، باید هزینه مسئولیت را نیز بپردازند؛ هزینهای به نام پاسخگویی، شفافیت و حضور در میدان، و رساندن پیامی به زبان بینالمللی به دنیا تا بدانند حملات خصمانه دشمنان ایران چه بر سر زیرساختهای تولیدی و اقتصادی کشور آورده است؛ از دارو و واکسن گرفته تا فولاد و پتروشیمی و پل و…
آقای سعیدی؛ اگر ترک موقعیتهای پردرآمد خارجی (هزاران دلاری) و پذیرش مسئولیت داخلی ـ آنگونه که وزیر رفاه در مجلس گفته بود ـ یک انتخاب آگاهانه بوده است، امروز زمان آن است که این انتخاب در عمل هم دیده شود و پای دفاع از این آب و خاک و زیرساخت های کشور به عنوان شهروندی که مدیر است و تسلط به زبان بین المللی دارد، محکم بایستید و با رسانه های برون مرزی صحبت کنید.
آقای مدیرعامل؛ انتظار افکار عمومی ساده است: سکوت را بشکنید و برای دفاع از مردم ایران و محکومیت حملات دشمن آمریکایی ـ اسرائیلی به زیرساختهای اقتصادی کشور، به همان زبانی که در خارج از کشور مشغول تحصیل بودهاید، در مقابل دوربین صحبت کنید تا صدای مدیرعامل یک هلدینگ بزرگ اقتصادی به خارج از مرزها برسد. بله، این حداقل انتظار از مدیری در جایگاه سعیدی در شستا است.
کلی آدم را با سفارش و رانت اوردن سرکار با حقوق های بالا
چه خبر؟ نظارتی نیست؟؟



