«حدید» رفیق جدید شاهد ۱۳۶؛ کابوس هر دشمنی!
به گزارش تابناک؛ در میانه جنگی که پر از نامهای بزرگ و تجهیزات سنگین است، گاهی یک پرنده کوچک، آرام و بیصدا، بیشتر از هر جنگندهای معادله را بههم میزند. «حدید» دقیقاً از همان جنس است؛ پهپادی که نه برای نمایش، بلکه برای ماندن در میدان، دیدن و در نهایت زدن ساخته شده. حالا در دل همین درگیریها، روایتها از حضور فعالش در کنار دیگر پهپادهای تهاجمی ایران خبر میدهند؛ حضوری که هم نقش چشم را بازی میکند و هم در لحظه لازم، خودش تبدیل به ضربه نهایی میشود.

وقتی از پهپاد حرف میزنیم، خیلیها هنوز ذهنشان میرود سمت پرندههایی که فقط تصویر میگیرند و برمیگردند. اما میدان جنگ امروز مدتهاست از این مرحله عبور کرده. حالا پهپادها یا شکارچیاند، یا مهمات. یا میبینند و هدایت میکنند، یا مستقیم میزنند. «حدید» جایی بین این دو ایستاده؛ و همین، آن را خطرناک میکند.
حدید در ظاهر یک پهپاد سبک با طراحی ساده است، اما پشت همین سادگی، یک منطق عملیاتی دقیق خوابیده. بدنهای با سطح مقطع راداری پایین، توان پرواز در ارتفاعات مختلف، و مهمتر از همه، ماندگاری قابل قبول در آسمان. این یعنی میتواند برای مدت زمان مناسبی در منطقه بماند، مسیرها را رصد کند، الگوهای حرکت را بفهمد و بعد، در لحظهای که باید، وارد فاز بعدی شود.

این پهپاد به سامانههای اپتیکی و مادون قرمز مجهز است؛ یعنی هم در روز و هم در شب، میتواند هدف را پیدا کند. اینجا دیگر بحث فقط دیدن نیست؛ بحث «دنبال کردن» است. هدف اگر حرکت کند، حدید هم همراهش حرکت میکند. دادهها را جمع میکند و در صورت نیاز، به شبکه منتقل میکند. این یعنی میتواند نقش چشم یک عملیات بزرگتر را بازی کند.
برخلاف برخی پهپادهای صرفاً شناسایی، حدید این قابلیت را دارد که خودش هم به سلاح تبدیل شود. یعنی در سناریوهای عملیاتی، میتواند بهعنوان یک پهپاد انتحاری هم تعریف شود. اینجا دیگر خبری از بازگشت نیست. وقتی هدف قفل شد و دستور صادر شد، مسیرش مستقیم به سمت برخورد تنظیم میشود. این یعنی ترکیب «کشف» و «انهدام» در یک پلتفرم.
در همین درگیریهای اخیر، گزارشهایی از بهکارگیری این نوع پهپادها علیه اهداف مشخص در میدان منتشر شده. اهدافی که گاهی ثابت بودهاند و گاهی متحرک؛ از مواضع تا تجهیزات. حدید در این سناریوها، یا بهعنوان دیدهبان وارد شده و مسیر را برای دیگران باز کرده، یا خودش در نقش مهمات عمل کرده و کار را تمام کرده.
اینجا دقیقاً همان نقطهای است که باید تفاوتش را با پهپادهای انتحاری شناختهشدهتر مثل «شاهد» دید.
پهپادهای خانواده شاهد، مخصوصاً مدلهایی که بهعنوان مهمات سرگردان شناخته میشوند، اساساً برای یک مأموریت طراحی شدهاند: پرواز، پیدا کردن هدف و برخورد. طراحی آنها از ابتدا بر مبنای انتحاری بودن است. برد بالا، ماندگاری طولانی، و توان حمل سرجنگی مشخص. آنها معمولاً در تعداد بالا استفاده میشوند و نقششان ایجاد فشار مداوم روی پدافند دشمن است.

حدید الزاماً از ابتدا برای انتحار به پرواز درنمیآید. میتواند وارد منطقه شود، شناسایی کند، داده بدهد، حتی برگردد. اما اگر شرایط ایجاب کند، همان پرنده میتواند در لحظه تبدیل به یک پهپاد انتحاری شود. این یعنی فرمانده میدان یک ابزار چندمنظوره در اختیار دارد، نه یک ابزار تککاربرد.
از نظر ابعاد و مأموریت هم تفاوتها واضح است. پهپادهای شاهد معمولاً برای بردهای بلندتر و مأموریتهای راهبردیتر استفاده میشوند؛ هدف قرار دادن زیرساختها، پایگاهها یا اهداف با فاصله زیاد. اما حدید بیشتر در سطح تاکتیکی عمل میکند؛ نزدیکتر به خط درگیری، سریعتر، چابکتر و با تصمیمگیری لحظهای.
یعنی اگر یک هدف ناگهانی شناسایی شود، نیازی نیست منتظر یک سامانه دیگر بمانی. همان حدید که بالای سر هدف است، میتواند کار را تمام کند. این یعنی کاهش زمان واکنش، یعنی استفاده بهینه از فرصت، یعنی ضربه در لحظهای که دشمن هنوز در شوک است.
در کنار این، باید به هزینه هم نگاه کرد. پهپادهای سبکتر مثل حدید، بهمراتب ارزانتر از پلتفرمهای سنگینتر هستند. این یعنی میتوان آنها را در تعداد بیشتر استفاده کرد، بدون اینکه فشار اقتصادی سنگینی ایجاد شود. در مقابل، دشمن مجبور است برای مقابله با هرکدام، از سامانههای گرانقیمت استفاده کند. این همان جنگ نامتقارن است؛ جایی که هزینهها به نفع طرفی تغییر میکند که هوشمندانهتر خرج میکند.
در همین سناریوهای اخیر، چیزی که بیشتر به چشم میآید، همین ترکیب است؛ استفاده همزمان از پهپادهای مختلف با نقشهای متفاوت. شاهدها برای ایجاد فشار در عمق، حدید برای کار در لایه نزدیکتر. یکی مسیر را شلوغ میکند، دیگری از همان شلوغی استفاده میکند.

حدید در این شبکه، یک گره فعال است. هم میبیند، هم منتقل میکند، هم در صورت نیاز، میزند. و این «در صورت نیاز» همان چیزی است که آن را غیرقابل پیشبینی میکند. دشمن نمیداند پرندهای که روی سرش است، فقط نگاه میکند یا چند ثانیه بعد تبدیل به تهدید مستقیم میشود.
در نهایت، اگر بخواهیم تصویر روشنی از حدید داشته باشیم، باید آن را نه صرفاً یک پهپاد، بلکه یک ابزار انعطافپذیر در میدان در نظر بگیریم. ابزاری که میتواند نقشهای مختلف را بسته به شرایط بازی کند. و همین ویژگی است که باعث شده در این درگیریها، نامش کنار دیگر ابزارهای تهاجمی مطرح شود.
در آسمانی که پر از صدا و دود و رد موشک است، چیزی هست که آرام حرکت میکند. نه دیده میشود، نه جدی گرفته میشود، تا وقتی که خیلی دیر شده. آنوقت است که میفهمی جنگ فقط با آن چیزی که میبینی تعریف نمیشود. گاهی با چیزی تعریف میشود که تا لحظه آخر، فقط یک سایه بوده.




