صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

جنگی که روی باندها برد و باختش مشخص شد؛ وقتی یک موشک می‌تواند یک اسکادران را زمین‌گیر کند

خیلی‌ها وقتی از جنگ هوایی حرف می‌زنند، تصویرشان از آسمان پر از جنگنده است، درگیری، مانور، شلیک. اما واقعیت جایی پایین‌تر اتفاق می‌افتد؛ روی باند‌هایی که اگر چند مترشان از بین برود، همان جنگنده‌ها دیگر هیچ‌وقت بلند نمی‌شوند. در این ۴۱ روز، اگر چیزی به اندازه موشک‌ها اهمیت داشت، همین باند‌های بتنی بود که یا زنده ماندند، یا همه‌چیز را با خودشان پایین کشیدند.
کد خبر: ۱۳۶۷۱۳۲
| |
1195 بازدید

به گزارش تابناک؛اگر بخواهیم واقع‌بین باشیم، باید اول یک چیز را بپذیری؛ جنگنده بدون باند، فقط یک تکه فلز چند ده میلیون دلاری است که گوشه‌ای پارک شده. تمام آن قدرت، آن سرعت، آن تکنولوژی، به یک سطح صاف چند کیلومتری وابسته است. همین وابستگی ساده، تبدیل شده به یکی از بزرگ‌ترین نقاط ضعف در جنگ مدرن.
در این ۴۱ روز، هر دو طرف این را خوب می‌دانستند. برای همین هم، از همان ابتدا، نگاه‌ها فقط به آسمان نبود. مختصات پایگاه‌ها، طول باندها، تعداد شلترها، موقعیت انبار‌های سوخت، همه تبدیل شدند به هدف. چون اگر بتوانی پایگاه را بزنی، لازم نیست با جنگنده درگیر شوی.

جنگی که روی باندها برد و باختش مشخص شد؛ وقتی یک موشک می‌تواند یک اسکادران را زمین‌گیر کند


باند پروازی، برخلاف چیزی که به نظر می‌آید، خیلی هم مقاوم نیست. یک موشک با کلاهک مناسب، اگر درست در نقطه حساس برخورد کند، می‌تواند یک حفره چندمتری ایجاد کند. این حفره شاید برای یک ماشین عادی مهم نباشد، اما برای جنگنده‌ای که با سرعت بالا باید بلند شود یا بنشیند، یعنی پایان کار. حتی یک آسیب کوچک هم می‌تواند عملیات را متوقف کند.
حالا این را در مقیاس یک حمله همزمان ببین. چند موشک، در چند نقطه از باند. نه برای نابودی کامل، بلکه برای ایجاد چندین اختلال. نتیجه چیست؟ باند عملاً غیرقابل استفاده می‌شود. حتی اگر بخش‌هایی سالم بماند، خلبان نمی‌تواند ریسک کند. یعنی بدون اینکه حتی یک جنگنده را ساقط کنی، آنها را زمین‌گیر کرده‌ای.
اما داستان به این سادگی هم نیست. چون طرف مقابل هم بیکار نمی‌نشیند. یکی از مهم‌ترین چیز‌هایی که در این جنگ خودش را نشان داد، سرعت ترمیم باند‌ها بود. تیم‌های مهندسی، در برخی موارد، در عرض چند ساعت می‌توانند یک باند آسیب‌دیده را موقتاً عملیاتی کنند. نه به حالت ایده‌آل، اما به اندازه‌ای که پرواز انجام شود.

جنگی که روی باندها برد و باختش مشخص شد؛ وقتی یک موشک می‌تواند یک اسکادران را زمین‌گیر کند


این یعنی جنگ روی باند، یک جنگ لحظه‌ای نیست، یک بازی رفت و برگشت است. تو می‌زنی، طرف مقابل ترمیم می‌کند، دوباره می‌زنی، دوباره تعمیر می‌شود. در این میان، چیزی که تعیین‌کننده است، نه فقط قدرت تخریب، بلکه توان تداوم حمله است.
از طرف دیگر، پایگاه‌ها فقط باند نیستند. شلترها، همان پناهگاه‌های بتنی که جنگنده‌ها در آنها نگهداری می‌شوند، نقش حیاتی دارند. این سازه‌ها طوری طراحی شده‌اند که در برابر انفجار مقاومت کنند. اگر جنگنده داخل شلتر باشد، احتمال زنده ماندنش خیلی بیشتر است. اما این هم محدودیت دارد. اگر درِ شلتر آسیب ببیند، یا اگر مسیر خروج مسدود شود، جنگنده عملاً گیر می‌افتد.
اینجاست که طراحی پایگاه اهمیت پیدا می‌کند. پایگاهی که فقط یک باند و چند شلتر دارد، خیلی آسیب‌پذیرتر است از پایگاهی که چندین مسیر جایگزین، باند‌های فرعی و پراکندگی دارد. در سال‌های اخیر، این موضوع بیشتر جدی گرفته شده. حتی استفاده از جاده‌ها به‌عنوان باند اضطراری دوباره مطرح شده.

جنگی که روی باندها برد و باختش مشخص شد؛ وقتی یک موشک می‌تواند یک اسکادران را زمین‌گیر کند


در سناریوی این جنگ، اگر حملات موشکی گسترده و مداوم روی پایگاه‌ها انجام شود، حتی پیشرفته‌ترین نیروی هوایی هم دچار مشکل می‌شود. چون دیگر بحث کیفیت جنگنده نیست، بحث دسترسی به آسمان است. اگر نتوانی پرواز کنی، فرقی نمی‌کند چه چیزی داری.
از آن طرف، دفاع هم وجود دارد. سامانه‌های پدافندی تلاش می‌کنند موشک‌ها را قبل از رسیدن به هدف بزنند. اما اینجا هم یک محدودیت هست. اگر تعداد موشک‌ها زیاد باشد، حتی بهترین سیستم‌ها هم اشباع می‌شوند. چند موشک رد می‌شوند و همان چندتا کافی است.
در این میان، زمان نقش کلیدی دارد. اگر حمله در زمانی انجام شود که جنگنده‌ها روی زمین هستند، بیشترین آسیب وارد می‌شود. اگر در زمان پرواز باشد، اثرش کمتر است. این یعنی اطلاعات و زمان‌بندی، به اندازه خود موشک اهمیت دارد.

حالا تصور کنیم یک پایگاه در چند روز متوالی زیر فشار باشد. هر روز چند حمله، هر شب چند ترمیم. خستگی تیم‌ها، کمبود قطعات، فشار روانی. اینجا دیگر فقط یک مسئله فنی نیست، تبدیل می‌شود به یک جنگ فرسایشی.
در چنین شرایطی، بعضی کشور‌ها به سمت پراکندگی می‌روند. یعنی جنگنده‌ها را در چندین نقطه مختلف مستقر می‌کنند. شاید پایگاه‌های کوچک‌تر، شاید حتی فرودگاه‌های غیرنظامی. این کار ریسک را پخش می‌کند. دیگر با زدن یک نقطه، همه‌چیز از بین نمی‌رود.اما این هم هزینه دارد. مدیریت سخت‌تر می‌شود، پشتیبانی پیچیده‌تر می‌شود و هماهنگی زمان‌برتر. یعنی هر راه‌حلی، یک مشکل جدید هم با خودش می‌آورد.

جنگی که روی باندها برد و باختش مشخص شد؛ وقتی یک موشک می‌تواند یک اسکادران را زمین‌گیر کند


در این ۴۱ روز، اگر بخواهیم زیر پوست ماجرا را ببینیم، می‌فهمیم که خیلی از تصمیم‌ها اصلاً در آسمان گرفته نشدند. روی زمین گرفته شدند. اینکه کدام باند سالم است، کدام پایگاه آماده است، کجا می‌شود فرود آمد و کجا نه.
در نهایت، این تصویر باقی می‌ماند؛ جنگنده‌ای که آماده است، خلبانی که آماده است، مأموریتی که تعریف شده…، اما باندی که چند مترش تخریب شده و همه‌چیز را متوقف کرده. اینجا همان جایی است که جنگ از حالت نمایشی خارج می‌شود و واقعی می‌شود؛ و اگر بخواهیم صادقانه نگاه کنیم، می‌بینیم که در این نوع جنگ، همیشه آن‌کسی که بیشتر هواپیما دارد برنده نیست. آن‌کسی جلوتر است که بتواند آنها را به پرواز نگه دارد. چون در آخر، جنگنده‌ای که زمین‌گیر شده، هیچ فرقی با نداشتنش ندارد.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
برچسب ها
سلام پرواز
سفرمارکت
گزارش خطا
مطالب مرتبط
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟
آخرین اخبار