ماپرا
صفحه خبر لوگوبالا تابناک
ماپرا
صفحه خبر لوگوبالا تابناک

در عَیْن‌الزَّیتُون سال ۱۹۴۸ چه رخ داد؟/آن‌هایی که با دست بسته کشته شدند...

بعد از آن‌که اسیران کشته شدند، در آستانه بازدید صلیب سرخ از منطقه، او دستور داد دست‌های اجساد را باز کنند تا این‌حقیقت که قتل‌ها در خونسردی انجام شده را پنهان کند.
کد خبر: ۱۳۶۵۲۲۲
| |
5018 بازدید

در عَیْن‌الزَّیتُون سال ۱۹۴۸ چه رخ داد؟/آن‌هایی که با دست بسته کشته شدند...

به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، فلسطین روزگاری پیش از آن‌که روز نکبت (۱۹۴۸) برسد، روستاهای آباد و زیبایی داشت؛ ۴۱۸ روستا که با شروع سلسله‌عملیات‌های اشغال توسط ارتش یهود یا با خاک یکسان شدند و یا تنها دیوارها و تکه‌سنگ‌هایی از آن‌ها باقی مانده است. 

یکی از روستاهای زیبای فلسطینی که امروز تقریبا اثری از آن باقی نمانده و کشتار وحشیانه مردمش را در سال ۱۹۴۸ پشت سر گذاشته، عَیْن‌الزَّیتُون نام دارد. 

ولید الخالدی نویسنده‌ای فلسطینی است که برای حفظ تاریخ کشورش، دایره‌المعارف قطوری به‌نام «تا فراموش نکنیم؛ ماجرای غم‌انگیز ویرانی و اشغال ۴۱۸ روستای فلسطین و کشتار، اخراج و آوارگی ساکنان آن» نوشته است. اگر در این‌دایره‌المعارف و فضای مجازی، نام عَیْن‌الزَّیتُون را جستجو کنید، به عبارت «کشتار عَیْن‌الزَّیتُون» برمی‌خورید. 

ماجرای تصاحب و نابودی این‌روستای زیبا را در این‌دایره‌المعارف این‌گونه می‌خوانیم:

عَیْن‌الزَّیتُون پیش از ۱۹۴۸

روستا بر دامنه غربی مسیل وادی‌الدلب و چسبیده به جاده منتهی به شهر صفد قرار داشت. وادی الدلب احتمالا همان‌مسیلی است که الدمشقی (متوفی به سال ۱۳۲۷ م) جغرافی‌دان عرب آن را وادی دلیبه نامیده و به‌عنوان مسیلی که بین میرون و صفد قرار داشت توصیف کرده است. او همچنین گفته  که در آن‌جا چشمه آبی وجود داشته که گاهگاهی در نوبت‌های مختلف آبی از دوران آن فوران می‌کرده است (و مردم آب مورد نیاز خود برای آشامیدن و شستشو را از آن تامین می‌کردند). در واقع، نام روستا که به‌معنای «چشمه زیتون» است به خوبی نشان می‌دهد که نوعی چشمه در مجاورت محل استقرار آن وجود داشته است. عَیْن‌الزَّیتُون در سال ۱۹۵۶ روستایی بود در ناحیه جیره (استان صفد) و ۶۲۲ نفر جمعیت داشت. مالیات روستا براساس میزان محصولات آن شامل گندم، چو و زیتون و تاکستان‌ها و باغ‌های میوه‌اش پرداخت می‌شد.

کسانی که در اواخر قرن نوزدهم از عَیْن‌الزَّیتُون بازدید کردند در گزارش‌های خود آورده‌اند که روستایی بوده ساخته‌شده از سنگ که بر قله تپه‌ای در شمال صفد واقع شده بود. روستا با جمعیت حدودا ۲۰۰ تا ۳۵۰ نفری خود در میان اراضی زراعی احاطه شده بود. عَیْن‌الزَّیتُون به‌دلیل نزدیکی‌اش به مرکز فرمانداری به‌عنوان حومه صفد در نظر گرفته می‌شد. به موازات گسترش و توسعه روستا، خانه‌های سنگی رو به جنوب روستا و در امتداد مسیر صفد احداث شدند. تمامی ساکنین روستا مسلمان بودند. روستا دارای یک مدرسه ابتدایی و یک‌مسجد بود. اهالی روستا به کشت غلات و تولید انواع میوه به‌خصوص انگور اشتغال داشتند. کشاورزی روستا به شیوه دیم انجام می‌شد، و روستاییان آب خود را از یک‌حلقه چاه و چشمه‌ای که در فاصله ۸۰۰ متری روستا واقع شده بود به دست می‌آوردند. در سال ۱۹۴۴/۴۵ جمعا ۲۸۰ دونم از زمین‌های روستا به کشت غلات و حبوبات اختصاص می‌یافت؛ ۴۷۷ دونم نیز آبیاری شده و یا برای احداث باغات مورد بهره‌برداری قرار می‌گرفت.

اشغال روستا و اخراج ساکنین آن

نیروهای صهیونیستی قبل از آ‌ن‌که موفق به اشغال عَیْن‌الزَّیتُون بشوند، حمله خود را به آن آغاز کرده بودند. نیویورک تایمز گزارش کرد که در بامداد روز سوم ژانویه ۱۹۴۸، یک‌گروه مهاجم یک‌نفر از اهالی روستا را به قتل رسانده و چهار خانه را منهدم کردند. در ادامه روز، تبادل آتش در منطقه ادامه داشت. بعدا و به‌عنوان پیش‌درآمدی بر اشغال صفد، با اجرای عملیات یفتاح، سربازان پالماح از شمال به عَیْن‌الزَّیتُون رسیده و آن را در روز اول مه ۱۹۴۸ به تصرف خویش درآوردند.

آن‌گونه که بعدها روستاییان به یاد می‌آوردند، حوادث خونین روستا از ساعت ۳ بامداد با بارانی از گلوله‌های خمپاره و در پی آن تهاجم زمینی دو فوج نظامی آغاز شد. روستاییانی که در سال ۱۹۷۳ با آن‌ها مصاحبه شد، می‌گفتند مردان روستا که سلاح در دست داشتند تصمیم گرفتند یک‌عقب‌نشینی تاکتیکی داشته باشند و این در حالی بود که سایر اهالی روستا مصمم به ترک‌نکردن خانه‌هایشان بودند. زمانی که سربازان اسرائیلی وارد روستا شدن، روستاییان را جمع کردند. مردان حاضر از جمعیت جداشده و براساس گواهی خود روستاییان و اطلاعات موجود در منابع اسرائیلی بقیه جمعیت به‌شکلی توهین‌آمیز و در حالی‌که بر فراز سرهایشان گلوله شلیک می‌شد از روستا اخراج شدند. مردان نیز بعدا از روستا اخراج شده و به آن‌ها اجازه داده شد که به‌ خانواده‌هایشان ملحق شوند، اما ۳۷ نفر از آن‌ها که به‌صورت تصادفی انتخاب شده بودند به‌عنوان اسیر بازداشت شدند.

براساس گفته‌های بنی‌موریس مورخ اسرائیلی‌، آن‌ها احتمالا در میان ۷۰ نفری بوده‌اند که بعدا در آبگذری مابین عَیْن‌الزَّیتُون و صفد و به دستور موشه کلمن برای یافتن سربازانی که این‌وظیفه را انجام بدهند با مشکلاتی روبرو شد، اما نهایتا این‌مسئولیت را به دو نفر از آن‌ها واگذار کرد. بعد از آن‌که اسیران کشته شدند، در آستانه بازدید صلیب سرخ از منطقه، او دستور داد دست‌های اجساد را باز کنند تا این‌حقیقت که قتل‌ها در خونسردی انجام شده را پنهان کند.

چند نفر از اهالی روستا طی دو روز بعد از این‌اتفاقات تلاش کردند که به خانه‌هایشان بازگردند، اما با گلوله‌باران پالماح رو به رو شدند؛ براساس گفته‌های موریس، یکی از آن‌ها کشته شد. خانه‌های روستا هم در روزهای دوم و سوم مه توسط سربازان تخریب‌چی پالماح به آتش کشیده شده و منهدم گردیدند. بخش یاز این‌خریب‌ها برای ایجاد ترس و وحشت در میان ساکنین صفد که از تپه‌های مجاور شاهد این‌اتفاقات بودند انجام می‌شد.

منظره تخریب روستا که با خاک یکسان می‌شد تاثیر مایوس‌کننده‌ای در شهر و همین‌طور روستاهای اطراف آن در الجلیل شرقی ایجاد می‌کرد. 

آبادی‌های اسرائیلی در زمین‌های روستا

هیچ‌آبادی اسرائیلی ای بر روی زمین های روستا احداث نشده است.

روستا در حال حاضر

قلوه‌سنگ‌های به‌جا مانده از خانه‌های ویران‌شده در کل محوطه که پوشش انبوهی از درختان زیتون و کاکتوس در آن وجود دارد پراکنده هستند. چند خانه متروکه باقی مانده است، برخی دارای ورودی‌های تاقدار و پنجره‌های بلند با طرح‌های تاقدار متفاوت هستند. در یکی از خانه‌های باقی‌مانده، بر روی سنگ صیقل‌خورده نصب شده بر سر در ورودی، عبارتی عربی با خطی زیبا حک شده که خود ترکیبی از معماری فلسطینی را به نمایش می‌گذارد. چاه و چشمه آب روستا هم همچنان وجود دارند. 

ماپرا
صفحه خبر لوگوبالا تابناک
اشتراک گذاری
برچسب ها
سلام پرواز
سفرمارکت
گزارش خطا
مطالب مرتبط
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
برای ایرانی‌های خارج نشین حامی حمله به وطن چه مجازاتی پیشنهاد می‌کنید؟