آسیبشناسی مرگ آزاده نامداری از منظر زندگی زناشویی

به گزارش تابناک، ناصر قاسمزاد روانشناس در یادداشتی در روزنامه اعتماد نوشت: امروزه زندگی زناشویی یکی از مراحل مهم هویتیابی زوجین جوان بوده و با اینکه نرخ طلاق در جامعه بالا رفته، اثرات منفی روانی ناشی از طلاق افراد را تحت شرایط بد روحی و اجتماعی قرار میدهد. حال هر چه فرد در جایگاه خاص و بالاتری قرار گیرد این تبعات نیز دارای استرس بالاتری در او خواهد بود و میتواند فرد را کاندیدای اختلاس عصبی کند.
نگاهی به ازدواج اول خانم نامداری که به کمتر از یک سال منجر به جدایی از مجری مشهور دیگر تلویزیونی شده است، مبین نبود شناخت و انتخاب صحیح بوده و ازدواج مجدد او درست بعد از یک سال با فرد دیگری که خود نیز سرخورده از ازدواج قبلی بوده، جای تامل دارد.
آیا در ازدواج دوم این زوج زخمهای ناشی از طلاق قبلی التیام یافته بود. صدا و سیما جایی است که در همان برنامه سیمای خانواده که خانم نامداری در آن مجری بود بارها از حضور روانشناسان برای شرکت در برنامهاش بهره برده و میبرد. به راستی امروزه جایگاه خدمات روانشناختی در جامعه نزد جوانان و خانوادههایشان در کجاست.
آیا وجود جریان زرد روانشناسی در متن فضاهای مجازی و واقعی مانع بیاعتمادی مردم به این رشته نگردیده است. آیا حضور یک تیم مشورتی روانشناس در دستگاههای دولتی همچون صدا و سیما و چگونگی تصمیمگیری آینده شغلی سلبریتیها بعد از حذف از همکاری ایشان با دستگاه متبوعه را نباید مهم دانست.
آیا مجریان ما از آموزشهای لازم در صدا و سیما برای حفظ حراست جایگاه شغلی خویش و رفتارهای خود مراقبتی ضروری بهرهمند میشوند. پرواضح است در قسمت دوم جواب خیر است. چقدر کلیپ در فضاهای مجازی پس از سرخوردگی این قبیل افراد بعد شکست کاری را شاهد بودیم.
اگرچه اظهارنظر نهایی راجع به مرگ این مجری مشهور به بعد از جواب آزمایشات کالبدشکافی گذاشته شده، اما اشاره به این نکته مهم است در صورت اثبات فرض خودکشی، مجموعه عوامل و حوادث از جمله ازدواجهای ایشان باید توسط کارشناسان روانشناس مورد نقد و بررسی قرار گیرد. برعهده مدیران سازمان نظام روانشناسی کشور وظیفه خطیر توسعه خدمات روانشناختی و حذف جریان زرد و مانع شدن از توسعهیافتگی آن است. فرهنگسازی استفاده از خدمات روانشناختی حین بروز بحران از وظایف اصلی صدا و سیماست تا دیگر شاهد بروز اتفاقات ناگوار از این قبیل موارد نباشیم.
میگه بمجریان باید روانشناس داشته باشند که صداوسیما انداختشون بیرون بهشون کمک کنه !
یکی نیست بگه این صداوسیما مقصره که به زور می خواد همه رو یه رنگ نشون بده، تا مجری کوچکترین حرکتی خلاف نظر آقایون انجام یده ، شوتش می کنن بیرون ! نمونه اش هم که خب زیاده ! یه عده آدم ریاکار که درسطحی ترین کلماتی هم که می گن دارن ریا می کنند !
هنوز فکر می کنید مردم نمی فهمند ؟؟؟
اما در مورد سیما
نتیجه سریال ها و فیلم های دور از واقعیت و سفارشی.
نتیجه برنامه های روانشناسی سفارشی و دور از واقعبت.
نتیجه کارشناس نماهایی که به مردم میگن مرع و برنج و غذا نخورین.
تابناک خیلی سیما را جدی گرفتی.
همسرش درمصاحبه ها اعلام کرده بودکه ایشون افسردگی داشته و گاهی چند قرص رو با هم مصرف می کرده.وقتی سفر میرن،با خانم نامداری در تماس بودن. امامی فرمایند،از ظهر جمعه دیگه خانم نامداری جوابشون رو نداده. خب مسلما ایشون بایستی از چند بار تماس بی پاسخ ماندن، احساس نگرانی می کردن و اگر مثلا بعد از 2 ساعت جوابی از سمت ایشون دریافت نکردند، سریعا و بدون فوت وقت به خانواده خانم نامداری (چه خواهر، چه پدر و مادر) اطلاع می دادند تا بهشون سر بزنند. در واقع شاید همان روز جمعه خبر می دادند، چنین اتفاق تلخی نمی افتاد.
تنها گذاشتن آدم های افسرده، بسیار خطرناکه و باید احتمال هر نوع خطری رو داد و نباید بزاریم تنها بمونند.
متاسفانه شوهر آزاده خانم در این مورد، کم لطفی می کنند و وقتی می بینند، از آزاده خانم خبر نیست، تازه شنبه بعد از ظهر!!! به خونواده آزاده خانم خبر می دن که برن بهشون سر بزنند. خب این یعنی فاجعه.
یک سوال خیلی خیلی مهم که اساسا بایستی بهش جواب واضح و روشن داد تا جلوی شایعات گرفته بشه این هست:
چطوری همسر آزاده خانم تونستن، تقریبا 2 روز از ایشون بی خبر باشند و بزارن تنها بمونه؟ در صورتی که از بیماریشون خبر داشتند؟!!!
بنابراین غفلت همسر، این حادثه تلخ رو آفرید. در صورتی که با اطلاع به موقع، شاید می شد جلوی این حادثه تلخ رو گرفت.
یک لحظه غفلت برابر است با یک عمر پشیمانی.
این که زنگ خطر کی تو گوش یه نفر به صدا در بیاد که دیگه دست ما نیست.
به نظرم گزارشات اوليه برخي سايتها از بالاي سر حسد خيلي به دور از اخلاق حرفه اي بوده و خيلي از شايعات بعدي از گزارشات ساعت اول است كه اتفاقا نتيجه تصورات و اطلاعات اوليه غير اثبات شده بود . مثلا عكس اون چند تا قرص عكس پليس كه نيست عكس يك عكاسه كه ميخواسته فرضيه چيني ( خودكشي ) كنه و قصه بسازه كنه كه اتفاقا موفق ! هم بود
من در يكي از همين سايت ها خواندم كه خبرنگار ش كاملا وارد حريم خصوصي ( منزل شخصي شده ) و قشنگ قدمش را زده و از خانه داري و سليقه طرف هم نوشته بود كه بلاخره يكي از اقوام مرحوم متوجه ميشه و بيرونش ميكنه و با اين وجود درگير هم ميشه و خبرنگار خودش را به مظلوم نمايي هم زده
اينجا ايرانه و نميشه هر طور خواست رفتار كرد حتي شما خبرنگار عزيز كه متاسفانه امروز اكثريت تون حرفه اي و كاربلد نيستيد
در همه امور و مشاغل بايد افسوس اخلاق مداري گذشته خورد
کار کارشناسی معنی نداره



