صدا و سیما باز هم در مدیریت رسانه ای اعتراضات مردمی مردود شد!
یقینا فایده ای نخواهد داشت ،اگر سوالاتی را درباره مدیریت رسانه ای اعتراضات روزهای گذشته در ایران از صدا و سیمایی که خودشان آن را ملی می نامند،بپرسیم؛چرا که کسی پاسخگوی سوالات نخواهد بود؛ تجربه سال 88 تا کنون نشان می دهد که اگر عملکرد صدا و سیما بحران های احتمالی کشور را تشدید نکند،یقینا کمکی به حل و مدیریت آن نخواهد کرد.
به گزارش«تابناک» همین چند روز پیش بود که رهبری انقلاب از هجوم هزاران توپخانه رسانه ای،به هویت مردم و انقلاب سخن گفت؛اما صدا و سیما،سرش را از زیر برف بیرون نیاورد که نیاورد و اتفاقا در همین دو روز اخیر که اعتراضاتی در واکنش به مسائل موسسات مالی و همچنین فشارهای اقتصادی در کشور صورت گرفت،صدا و سیما تصمیم گرفت،که همچنان سر خود را زیر برف نگه دارد؛چرا که مدیریت رسانه ای اعتراضات،کار ساده ای نیست و اصولا مدیران رسانه ملی با کار سخت چندان میانه ای هم ندارند و می کوشند به جای انتخاب کار سخت، از گوشه و کنار جهان اخبار سرگرمی،برای مردم پخش کنند!
بر اساس این گزارش،اما سکوت و انفعال صدا و سیما نسبت به تحولات کشور، به معنای سکوت و انفعال رسانه های متعدد اجتماعی و خارج از ایران نیست؛آنها به شدت هم استقبال می کنند که مدیریت رسانه ای تحولات ایران را بر عهده بگیرند!همانگونه که در روزهای اخیر بر عهده گرفته اند و رسانه ای ملی ایرانیان هم همچنان به نظاره نشسته است.
به کرات در این سالها به مدیران رسانه ملی گوشزد شده است که برخوردی سلبی با تحولاتی که در مقابل چشمان مردم صورت می گیرد،چاره کار نیست؛نمی توان در جامعه ای که مردمش لحظه به لحظه،اخبار و تحولات را از منابع متعدد خبری و تحلیلی دریافت می کنند،تلاش شود مردم را در بی خبری نگاه داشت؛نمی شود وقتی در کشور اتفاقی می افتد که ذهن همه مردم را درگیر می کند، فقط از جشن آزادی سازی حلب گزارش پخش کرد و یا از تجمعات کارگری در پاریس یا سرقت چند اسلحه از یکی از اسلحه فروشی های آمریکا!
سازمانی که هر زمان صحبت از تعلل،تنبلی،کوتاهی و ناکارآمدی آن می شود،بحث بودجه و کمبود بودجه را پیش می کشد،حتما می داند که چه سازمان های موثر رسانه ای در دنیا وجود دارند که بودجه به مراتب کمتر،مدیریت افکار عمومی ایرانیان را در هزاران فرسنگ دورتر بر عهده دارند! البته انتظاری نیست که صدا و سیمای ایران شبیه آن سازمان های خبری شود،اما حداقل می تواند به اندازه ده تا صفحه اینستاگرام اشخاص،که تحولات کشور را پخش زنده می کنند، برای اطلاع رسانی مفید به فایده باشد.یک بار برای همیشه مدیران این رسانه،سیاست های سنتی و کهنه خود در پوشش تحولات داخلی را بازنگری کنند؛امروز با دیروز تفاوت بسیار دارد و حتما با ده سال پیش و بیست سال پیش هم تفاوت بنیادین دارد؛سیاستگذاری رسانه ای این روزها به ساعت و روز رسیده است؛دائما لازم است در تکاپو برای یافتن و ارائه سیاست های رسانه ای متناسب با نیاز روز و تکنولوژی هایی نوین بود. مایه تاسف است که پر بازدید ترین خبرهای خبرگزاری های صدا و سیما،اخبار حوادث است و پر بازدیدترین خبر،رسانه ای فارسی زبان خارج از ایران،اخبار تحولات داخلی ایران است.
شورایی هم که برای نظارت بر صدا و سیما وجود دارد،نه شورایی تخصصی است و نه با توجه به ترکیب آن می توان انتظار نظارت آنلاین و به روز بر صدا و سیما از آن داشت؛جمعی است که تقریبا بود یا نبود آن بر عملکرد صدا و سیما تاثیری ندارد؛ با این وجود،آسیبی که کشور می تواند از عدم کارآمدی رسانه ای ملی بخورد و هزینه ای که صدا و سیما با عدم مدیریت رسانه ای تحولات داخلی،می تواند برای کشور ایجاد کند، آنقدر هست که به صورت جدی بخش های سیاسی،این سازمان را رصد و پالایش آنلاین بکنند!تا این رسانه عظیم الجثه،از پیله تفکرات سنتی و عمدتا جناحی که بر دور خود تنیده است،خارج نشود،دیگران از بیرون،تحولات داخلی ایران را در حوزه رسانه مدیریت می کنند.تحولی که به واسطه چند رسانه های اجتماعی در حوزه خبر رسانی در کشور ایجاد شده است،هم مسئولان این رسانه را برای رقابت در حوزه کارآمدی، از خواب بیدار نکرده است؛آیا امیدی هست که صدا و سیما به موازین حرفه ای در خبر رسانی توجه کند؟
اللهم عجل لولیک الفرج





