نهادهایی که نه به داد خادمان میرسند و نه مخدومان!
کم نیستند خانواده هایی که نیازمند کمک هستند ولی خیرین موفق به یافتنشان نمیشوند و کم نیستند خیرینی که آماده خدمت رسانی اند اما عدم انسجام دقیق اطلاعاتی و یا حتی بی اعتمادی مانع از ورودشان به عرصه های حمایتی میشود. اشکالی که ضعف عملکرد نهادهای حمایتی هم در بروز آن بی تاثیر نیست وگرنه همین نهادها بهتر بستر برای رساندن کمک های خیرین به نیازمندان بودند.
کد خبر: ۵۵۹۲۴۸
| | 3172 بازدید
در ناکار آمدی نهادهای حمایتی همین بس که به جای کاسته شدن از شمار فقرا در سایه حمایت ایشان، روز به روز بر تعداد این افراد افزوده میشود. اما این تنها اشکال این نهادها نیست.به گزارش «تابناک اجتماعی»، هرچه نیازمندان، از کار افتادگان و افراد کم بضاعت در کشورمان از کم بودن مستمری و میزان حمایت های دریافتی از طرف نهادهایی مانند کمیته امداد، بهزیستی و... گلایه دارند و کفاف گو نبودن این کمک ها را مانعی برای گذران زندگی روزمره خود میدانند، خیرین نیز از در دست نبودن اطلاعات نیازمندان گلایه دارند.
این گلایه از آن روست که نمیتوانند افراد مستحق را به سادگی شناسایی کرده و به یاری شان بشتابند و مجبورند که یا قید کمک کردن به ایشان را بزنند و یا به سراغ راه های شناخته شده تری مانند ساخت مدرسه و مسجد؛ کمک به پرداخت دیون زندانیان مهریه یا محبوسان دیه غیر عمد و... بروند که هرچند همه قابل تقدیر هستند، اما متقاضیان انجامشان هم زیادترند.
به عبارت بهتر، خیرین بیشتری را میتوان یافت که در این امور خیر مشارکت میکنند ولی کمتر کسی میتواند به اطلاعات خانواده های نیازمند و آن دسته از محرومان که در چشم نیستند و درد و رنجشان دیده نمیشود، دسترسی پیدا کرده و به یاری شان بشتابد. آن هم در شرایطی که بارها و بارها ثابت شده اگر مردم متوجه رنجی شوند، برای رفع آن گوی سبقت را از هم میربایند.
بدین ترتیب کم نیستند خانواده هایی که نیازمند کمک هستند ولی خیرین موفق به یافتنشان نمیشوند و کم نیستند خیرینی که آماده خدمت رسانی اند اما عدم انسجام دقیق اطلاعاتی و یا حتی بی اعتمادی مانع از ورودشان به عرصه های حمایتی میشود. اشکالی که ضعف عملکرد نهادهای حمایتی هم در بروز آن بی تاثیر نیست وگرنه همین نهادها بهتر بستر برای رساندن کمک های خیرین به نیازمندان بودند.
از این رو میگوییم نهادهای حمایتی بستر خوبی برای ارتباط دادن خیرین و نیازمندان هستند که میدانیم این نهادها در طول دهه های متمادی، دایره اطلاعات خوبی از اقشار کم بضاعت گرد آوردهاند و به خوبی با مناطق محروم و نیازهای ساکنان آن مناطق آشنا هستند اما به هر دلیل نتوانستهاند خدمت بهتری به این دسته از مردم عرضه نمایند.
این را میشود از اذعان مسئولان و مدیران این نهادها به اندک بودن میزان مستمری پرداختی و حمایتشان دریافت که حکایت از اشراف اطلاعاتی کامل این نهادها به مقوله فقر و نیاز در جامعه دارد به گونه که از مدیران این نهادها میشنویم ترجیح میدهند مستمری اندک را بین همه اقشار کم بضاعت و بی بضاعت توزیع کنند به جای آنکه تلاش کنند جمعی از این افراد نیازمند را با کمک های بیشتر سر و سامان دهند.
نتیجه چنین نگاهی هم این میشود که میبینیم تعداد افرادی که هر ساله زیر پوشش این نهادها قرار میگیرند، به مراتب بیشتر از آنهایی است که در نتیجه حمایت های صورت گرفته، مستقل شده و از جمع مستمری بگیران خارج میشوند. اشکالی بزرگ که به نوعی ثابت میکند این نهادها و سازمان ها کارکرد چندانی ندارند.
این اشکال زمانی بزرگ تر میشود که بدانیم دایره اطلاعات ارزشمند این نهادها هم به کار افراد بی بضاعت نمیآید که اگر این گونه میشد، به سادگی راه دسترسی خیرین به نیازمندان باز میشد. حال آنکه اگر مکانیزمی برای تسهیم این اطلاعات ارزشمند با خیرین تدارک دیده میشد، هم میتوانست اعتماد لطمه دیده مردم به نهادهای حمایت را بهبود بخشد و هم راهی جدید برای خدمت به مردم فراهم میآمد.
راهی که رضای خادمان و مخدومان را به همراه داشت و میتوانست موجب احیای جایگاه امثال کمیته امداد و بهزیستی در افکار عمومی شود نه مثل حال حاضر که نه خودشان توان یاری رساندن به مردم را به قدر کفایت دارند و نه توانسته اند عامل اتصال نیازمندان و خیرین شوند!
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


