سیلی عربستانی ها از برجام/ داستان «قلب» رآكتور اراك/ شعار عليه لاريجاني
موضوع اجرای برجام و در عین حال لفاظی های اخیر عربستانی ها علیه ایران در کانون توجه روزنامه های امروز قرار دارد. این در حالی است که برخی روزنامه ها، حال و هوای عاشورای حسینی را حفظ کرده و مطالبی در این باره به رشته تحریر درآورده اند.
در ادامه میتوانید روایت تابناک از مهمترین مطالب روزنامههای یکشنبه، سوم آبان ماه را مرور کنید.
«روزنامه ابتکار» در گزارشی به موضوع بی کاری در کشورمان پرداخته است. ابتکار با اشاره به سخنان اخیر وزیر رفاه با تیتر «واحد جویندگان کار؛ 5 نفر بر دقیقه» می نویسد: « وقتی که با هزاران امید و آرزو وارد دانشگاه میشود، به دنبال این است که تا چند صباح دیگر آوازه تحسینها به آسمان بلند شود و با برچسب دکتر، مهندس یا آقای مدیر وارد بازار کار شود تا بتواند باقی آینده خود را به خوبی ترسیم کند. اما گاهی اوقات تمامی این امیدها و آرزوها با جملهای در هم میشکند و شاید موجی از ناامیدی را به سردابه تفکراتش واریز میکند. مجبور است که قلمی بکشد روی تمامی زیباییهایی که در جزوات دانشگاهی خود به تصویر کشیده بود. حالا تازه شروع ماجراست. وقتی که وزیر تعاون کار و رفاه اجتماعی از اضافه شدن 5 نفر به افراد جویای کار در دقیقه خبر میدهد. این واقعیتی است که به گفته علی ربیعی باید آن را پذیرفت.
2628000 نفر جویای کار در سال
داستان به این شکل بهتر است پیش برود که در حال حاضر کشورمان در شرایطی قرار گرفته که در هر دقیقه 5 نفر به آمار افراد جویای کار اضافه میشود. به گفته وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در حال حاضر ایجاد شغل برای بیش از 800 هزار نفر در سال احساس میشود. با یک حساب سرانگشتی میتوان به آمار 7200 نفره در طول یک شبانه روز دست یافت. این آمار در طول یک سال به آمار 2628000 نفر جویای کار رسید. اگر به گفته وزیر کار، در طول سال نیاز به ایجاد بیش از 800 هزار شغل جدید داشته باشیم، با توجه به روانه شدن دو میلیون و ششصد و بیست و هشت هزار نفر به افراد جویای کار به جامعه 1828000 یعنی معادل یک میلیون و هشتصد و بیست و هشت هزار نفر دیگر باز جویای کار باقی خواهند ماند! و این آمار به سال بعد اضافه خواهد شد.
700 هزار آماری که 373 هزار شد
با توجه به افزایش آمار آسیبهای اجتماعی در جامعه، تنها راهکار برای مهار و کنترل آن، ایجاد فرصتهای شغلی برای جوانان خواهد بود و در صورت عدم وجود برنامه ریزی منسجم و جامع باید به فکر بیشتر و بیشتر کردن صفحات حوادث و آسیبهای اجتماعی رسانهها باشیم. راهحل چیست؟ البته این حقیقت را نباید کتمان کرد که تلاشهای مجدانهای برای مبارزه با فقر در دولت تدبیر و امید صورت میگیرد اما واقعا آغاز فاجعه از کجا بوده است؟ چندی پیش آماری از سوی وزیر کار عنوان شد. آماری که در آن ایجاد 700 هزار شغل در سال گذشته کاملا مشهود بود. اما این آمار تطبیق پذیر با واقعیت نبود. تامین اجتماعی از ایجاد این تعداد فرصت شغلی خبر داده بود اما در همان زمان آمار هفتصد هزار نفره توسط معاون اشتغال و توسعه کارآفرینی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی نقض شد و این آمار را به 373 هزار شغل در سال گذشته کاهش داد. گرچه باید واقعیت را در نظر گرفت که فرصتهای جدید شغلی در سال جاری هنوز اعلام نشده است.»
«روزنامه کیهان» دریادداشتی به قلم حسین شمسیان با تیتر «تفسیر ممنوع!» می نویسد: « صدور فرمان تاریخی رهبر معظم انقلاب و تعیین شرایطی متعدد در مسیر اجرای برجام، فصلالخطابی بود بر همه ادعاها و اما و اگرها و راه روشنی را معلوم کرد که براساس شرع و قانون و نگاه کارشناسانه، تمکین به آن اجتناب ناپذیر و واجب است. با این همه به نظر میرسد برخی اظهارات و واکنشها در برداشتی خوشبینانه از عدم درک صحیح پیام رهبری حکایت دارد! برای پرهیز از تکرار چنین مواضعی و تبیین آنچه در پیام معظمله بر آن تاکید وتصریح شده است.
درباره نامه رهبر معظم انقلاب نکات فراوان دیگری هم قابل بیان است اما
مختصر اینکه دشمن میکوشد با نفوذ در مراکز تصمیمساز و تصمیمگیر، با قلب حقیقت و
ارائه اطلاعات نادرست، به تحریف این فرمان تاریخی و به حاشیه راندن وکم اثر کردن
آن بپردازد. از این روی، وظیفه همگان است که با کمک به دولت و رئیس جمهور محترم،
ضمن پیشگیری از چنین رخدادی، راه نفوذ دشمنان را سد کرده و بدون لکنت زبان از حریم
ولایت دفاع کنیم.
«روزنامه ایران» در گزارشی با عنوان «توافق 40 میلیارد دلاری ایران و روسیه» می نویسد: « استقبال جهانی از لغو تحریمهای ایران گویای آن است که به زودی با اجرای برجام اقتصاد ایران روزهای متفاوتی را تجربه خواهد کرد. سرمایههای خارجی بیشماری اکنون در پشت سدهای تحریم منتظر ماندهاند تا به محض برچیده شدن تحریمهای اقتصادی و مالی وارد کشور شوند. به طوری که تاکنون 15 میلیارد دلار آمادگی سرمایهگذاری خارجی در کشور برای پساتحریم مطرح شده است و بسیاری از کشورهای توسعه یافته جهان اعلام کردهاند که بعد از اجرای برجام برای سرمایه گذاری در طرحهای مشترک با ایران و گسترش همکاریها آماده هستند. در این باره وزیر انرژی روسیه نیز اعلام کرده است ایران و روسیه برای سرمایه گذاری 40 میلیارد دلاری در طرحهای مشترک آماده میشوند و به این منظور مسکو بنا بر قوانین خود انواع روشهای تأمین مالی را در دست بررسی دارد و یک پیشنهاد آن است که بانک مشترک ایران و روسیه برای تأمین مالی پروژهها تأسیس شود. از سوی دیگر پیشبینی میشود که فضای داخلی اقتصاد ایران بزودی از رکود خارج شود؛ چراکه تا اندازهای شرایط فعلی اقتصاد حاکی از این است که تولید کنندگان، صادرکنندگان و واردکنندگان در انتظار پساتحریم بودهاند و از این بابت نمیتوانستند تصمیمگیری کنند.
سرمایه گذاری 40 میلیارد دلاری در طرحهای مشترک
«الکساندر نوواک» وزیر انرژی روسیه که به تازگی در رأس هیأت بلندپایه اقتصادی و نفتی 40 نفره به ایران سفر و با شماری از مقامهای ارشد کشورمان دیدار کرده است از آمادگی مسکو و تهران برای سرمایه گذاری 35 تا40 میلیارد دلاری در طرحهای مشترک دوکشور خبر داد.نوواک روز جمعه در گفتوگو با شبکه خبری «روسیه24» تصریح کرد: در مذاکراتی که با مقامهای ایرانی صورت گرفت درباره مجموعهای از طرحها توافق کردیم.
رئیس کمیسیون مشترک اقتصادی ایران و روسیه درباره رقم مجموع طرحهای مشترک دو کشور خاطرنشان کرد: البته این شاخص در یک سال به دست نمیآید و تحقق آن برای میان مدت برنامه ریزی شده است. وی افزود: رقم 35 تا40 میلیارد دلار مربوط به طرح هایی است که در آینده نزدیک قراردادهای آن میان دو کشور امضا خواهد شد. به گفته وزیر انرژی روسیه برخی از طرحها در مرحله بررسی و قراردادها و یادداشت تفاهم اجرایی برخی دیگر از پروژهها نیز میان دو کشور امضا شده است. از جمله این طرحها برقی کردن خطوط آهن ایران با مشارکت شرکت دولتی راه آهن روسیه با ارزش 5/4 میلیارد دلار است. از جمله پروژههایی که قرار است روسیه در ساخت آن با ایران مشارکت کند برقیسازی سه پروژه ریلی گرمسار-اینچه برون٬ بافق-بندرعباس و تبریز-تهران خواهد بود اما پروژه برقیسازی گرمسار-اینچهبرون در اولویت است.وزیر انرژی روسیه همچنین هزینه مرحله دوم احداث دو بلوک نیروگاه هستهای بوشهر را 11 میلیارد دلار دانست که این رقم مطابق با رقم عادی احداث دو بلوک نیروگاه هستهای ساخت روسیه با استفاده از فناوریهای رآکتور هستهای از نوع «وی.وی.ای.ار» است.
«روزنامه آفتاب یزد» در گزارشی با تیتر « معرکه گیری به خاطر سیلی خوردن از برجام» به موضع گیری های اخیر وزیر خارجه عربستان می پردازد و می نویسد: « شاید اکنون برخی بپندارند که وزیر امورخارجه ایران از موضع ضعف است که اینقدر با خونسردی در قبال اتهامات و فرافکنیهای "عادل الجبیر" نرمش از خود نشان داده است. و برای همین، یا منتظر واکنش صریحتر ظریف و یارانش هستند و یا در انتظار برای هجمهای دوباره به او (ظریف) و سایر مقامات بلندپایه این وزارتخانه، آن هم به این بهانه که چرا به زعم آنان (مخالفین دولت)، در برابرتوهینهای عربستانی، حقیرانه عمل شده و با این اتهامات وارده، خم به ابروی مسئولین ما نیامده و "ظریف" از سازش دم میزند؟!
ادعاهای وزیر خارجه عربستان و عکس العمل مقامات ایرانی در حالی صورت میگیرد که دیگر همه میدانند، این روزها، آل سعود در باتلاق حکومت خواهی و جدال سیاست گیر افتاده است و هر بار هم بیشتر در آن فرو میرود. از سویی وضعیت یمن وسوریه و...و شیوع تروریسم و داعش در منطقه و دیگری نبرد خانوادگی این خاندان برسرقدرت برکسی پوشیده نیست. اوضاع در عربستان آنقدر وخیم است که خبراز یک کودتای خانوادگی علیه "ملک سلمان " به گوش میرسد، و یک شاهزاده سعودی در تازهترین افشاگریاش در مورد خاندان آل سعود، به روزنامه ایندیپندنت گفته است که از 12 پسر زنده بنیانگذار عربستان سعودی، 8 نفر آنها از برکناری ملک سلمان حمایت میکنند و آرزوی جایگزین کردنش با برادر 73 ساله اورا دارند. به ادعای این شاهزاده معارض سلمان، اکثریت قاطع علما و مفتیهای سعودی هم از کودتای داخلی که به برکناری سلمان و روی کار آمدن «احمد بن عبدالعزیز» وزیر کشور سابق منجر شود، حمایت خواهند کرد.
می شود امید داشت؟
حال چه شده عربستانی که در گیرو دار اختلافات داخلی و منطقهای غوطه ور است و توان حل آنها را هم ندارد، وزیر خارجه اش، خود را اینگونه طالب حمله به مواضع کشورمان معرفی میکند؟ و چرا مقامات ایرانی به زبان و لحن او، با وی برخورد نمی کنند و صبوری پیشه کردهاند؟ در شرایط کنونی و با توجه به حساسیت تقابل ایران و عربستان، به ویژه بعد از حادثه منا و اتفاقات اخیرخاورمیانه، بهترین عملکرد و سیاست در قبال این کشور همسایه چیست؟ و چگونه میتوان با واکنش مناسب، هم اقتدار ایران را حفظ کرد و هم راه صحیح برخورد با عربستان را در پیش گرفت؟ آیا اساسا باتوجه به شدت تنش در اختلافات و صحبت هایی خصمانه از جنس حرفهای " عادل الجبیر" میتوان به آینده این رابطه امیدوار بود؟ درکنار همه اینها واکنش یک کارشناس در وزارت خارجه ایران را هم بگذارید که بدون نام ونشان در خبرگزاریها گفته: عادل جبیر بهتر است به اندازه وزنش سخن بگوید و سنجیده حرف بزند."اینکه چرا چنین موضعی در سطح کارشناس از مقامات گرفته میشود آن هم بدون عنوان اسم گوینده، پرسش دیگری است که ممکن است برای عدهای مطرح شود.
«روزنامه شرق» در گفت و گو با احمد توکلی با تیتر «مجلس هفتم را با حمايت «ناطق» سازماندهي كرديم» به نقل از وی می نویسد: « ما به دولت قبلی انتقاد میکردیم که نباید دولت در اقتصاد اینقدر جلو بیاید که از سر بام بیفتد. بعد که نوبت آقای هاشمی شد دیدیم ایشان دیگر اینقدر دارد عقبعقب میرود که از آن سوی بام میافتد. انتقاد ما علت داشت. برای اینکه طبق احکام شرع مقدس اسلام، حکومت نمیتواند نسبت به قیمتها بیتفاوت بماند و میتواند در آن دخالت کند. همچنین دولت نمیتواند همهچیز را به امان بازاری بگذارد که در آن انحصار وجود دارد و حضرت علی(ع) هم در نهجالبلاغه، انحصار را منع کرده است. فهمیدن این موضوع بسیار ساده است؛ یعنی هر کسی که علم اقتصاد هم نمیدانست، میتوانست همین موضع را در پیش بگیرد. من آن موقع علم اقتصاد را بلد نبودم و رشته تحصیلیام برق و الکترونیک بود، ولی مطالعه داشتم، فلسفه علم را در زندان خوانده بودم و کتب اقتصادی، بهویژه مکاتب اقتصادی را هم خوانده بودم. ولی دانستن اینها، علم اقتصاد نمیخواست. گفتم آقا وقتی شما قدرت کنترل انحصار و تبانی در بازار را ندارید و نمیتوانید مردم را تأمین کنید و سیاست تعدیل را هم پذیرفتهاید، به نتیجه نمیرسید؛ چون سیاست تعدیل میگوید باید در همه بازارها عرضهوتقاضا برقرار باشد. شما بازار کالا را رها کردهاید و بازار کار را بستهاید. اجازه نمیدهید کارگرها چانه بزنند و دستمزدشان را بالا ببرند. به کارمندان اجازه جبران فاصله حقوقشان و تورم را نمیدهید. شما بازار پول را کنترل میکنید، کار و سرمایه را کنترل میکنید؛ درحالیکه بازار کالا را آزاد گذاشتید، اما مدل تعدیل میگوید باید همه را آزاد کرد. البته من مخالف تعدیلم، ولی اگر کسی میخواهد تعدیل را انجام دهد باید طوری این کار را انجام دهد که توازن نسبی اتفاق بیفتد. خب مجبور شدم به سیاستهای آنها ایراد بگیرم که شما زیادی دارید بازاریاش میکنید. از زمان جنگ به بعد تعدیل در دستور کار دولتها قرار گرفت. در دولتهای آقای هاشمی، خاتمی، احمدینژاد و روحانی همه اینها پیرو مدل تعدیل بودهاند»
«روزنامه اعتماد» در گزارشی با عنوان « داستان «قلب» رآكتور اراك» می نویسد:«١٠ سال مذاكره گاه به گاه در دولتهاي هشتم، نهم و دهم با آغاز دولت يازدهم به رياست حسن روحاني جاي خود را به گفتوگوهاي رفت و برگشت فشرده و زنجيرهاي از مذاكره براي توافق داد كه در نهايت پس از كش و قوسهاي سياسي بيشمار و فراز و نشيبهاي فني فراوان در ١٤ جولاي ٢٠١٥ منجر به نخستين توافق جامع رسمي ميان ايران و شش قدرت آلمان، انگليس، فرانسه، چين، روسيه و امريكا شد. مذاكرات هستهاي و توانمندي هستهاي ايران از همان ابتدا كه ماهيت و جنس فعاليتهاي هستهاي ايران در سالهاي ٢٠٠١ تا ٢٠٠٢ علني شد هم در داخل و هم در خارج ايران سوژهاي براي بحثهاي سياسي بيش از ارايه راهحلهاي فني بوده است. شايد پربيراه نباشد اگر گفته شود كه همين بحثهاي هيجاني سياسي در داخل و گروكشيهاي امريكا و متحدان آن در منطقه مانند اسراييل و عربستان در اين پرونده و تبديل آن به بهانهاي براي پروژه ايرانهراسي بود كه مانع از نگاه فني و منطقي به دستاوردها، نيازها و بايد و نبايدهاي فعاليتهاي هستهاي ايران در يك دهه گذشته شد. در دو سال گذشته اما تيم مذاكرهكننده ايران كه تركيب آن در فاصله سالهاي ٢٠٠٣ تا ٢٠٠٥ تجربه مذاكرات مستقيم اما به شكست منتهي شده با تروييكاي اروپايي را داشت، سنتي نو براي به نتيجه رساندن اين پرونده بنا كرد. ١٠ سال مذاكره گاه به گاه و بينتيجه نشان داده بود كه هرچند پرونده هستهاي ايران چه در آژانس بينالمللي انرژي اتمي و شوراي حكام وابسته به آن و چه در سازمان ملل متحد و شوراي امنيت كه شاخهاي از آن بود به پروندهاي سياسي بدل شده است اما ميتوان با ظرافتهاي فني و بده بستانهاي متناسب با نياز عملي راستين ايران به اين فناوري هم تداوم فعاليتهاي هستهاي قطعا صلحآميز ايران را تضمين كرد و هم از كمند هزار سر تحريمهاي اقتصادي كه به بهانه برنامه هستهاي بر ايران اعمال شده بود نجات يافت.
توافقي كه در نيمه تابستان ٩٤ در پرونده رابطه ميان ايران و ٥ عضو دايم شوراي امنيت به اضافه المان به ثبت رسيد به قول سيد عباس عراقچي، مذاكرهكننده ارشد ايران در دو سال گذشته بينقص نيست اما نقاط ضعف آن برآمده از ماهيت بده و بستان در مذاكرات است. ايران در دو سال گذشته نه در خلأ كه با شش قدرتي مذاكره كرد كه در فاصله چند سال شش قطعنامه تحريمي را عليه ايران در شوراي امنيت به ثبت رسانده بودند اما ايران بدون ثانيهاي عمل كردن به مفاد اين قطعنامههاي فصل هفتمي و لازمالاجرا عملا نه تنها از زير بار اين قطعنامهها خارج شد كه در اقدامي بيسابقه در تاريخ سياسي شوراي امنيت در نگارش آخرين قطعنامه موسوم به ٢٢٣١ شركت داشته و در سايه آن شوراي امنيت را به شكلگيري رابطهاي جديد با كشوري كه شورا دايره قرمز رنگي پيرامون آن كشيده بود وادار كرده است.»
«روزنامه آرمان» در گزارشی با تیتر «شعار عليه لاريجاني درشام غريبان» می نویسد: « حرمت عاشوراي حسيني بايد در هر شرايطي حفظ شود اما متأسفانه برخی تندروي را به جايي رساندهاند كه ديشب هنگامي كه علي لاريجاني رئيس مجلس قصد حضور در مراسم بيت رهبري را داشت برخي افراد شعارهاي خاص و كنايهدار سر دادند. سايت انتخاب مدعي شد؛ لاريجاني كه به تازگي از سفر روسيه و ديدار با ولاديمير پوتين به ايران بازگشته است، ديشب در مراسم عزاداري بيت رهبري حضور يافت. رئيس مجلس پس از ورود به مجلس عزاداري با شعارهاي تند حاميان جريانهاي تندرو روبهرو شد. اين افراد شعارهايي از قبيل «خواص بيبصيرت؛ مايه ننگ ملت»، «امان نامه برجام؛ تلاش بيسرانجام»، «مرگ بر منافق» و «هيها منالذله» سر دادند. براساس گزارشهاي رسيده، اين عده قليل دو شب قبل نيز پس از حضور رئيسجمهور، شعارهايي اينچنين سر داده بودند. لازم به ذكر است كه حمايت علي لاريجاني از توافق هستهاي و كمكهاي او در روند تصويب برجام در مجلس، باعث عصبانيت جريانهاي تندرو و در راس آن جبهه پايداري شده است. از سوي ديگر حمايتهاي جريان اعتدالگرا و بخشي از اصلاحطلبان از لاريجاني براي حضور بر كرسي رياست مجلس دهم سبب نارضايتي تندروها شده است و آنها كه پس از پايان برجام خود را بازنده بزرگ ميبينند از هر فرصتي براي هجمه به علي لاريجاني استفاده ميكنند.
چرا با لاريجاني مشكل دارند؟
اعتدال روحاني به مثابه كابوسي براي تندروهاست چراكه آنها به خوبي ميدانند با حضور شخصيتهايي مانند او اجازه پرسه در فضاي تندروي و بيقانوني از آنان سلب خواهد شد و انزوا تنها عايدي آنها از فضاي ميانهروي خواهد بود. منطقي آن است كه منتقدان به رويكرد علي لاريجاني اگر صفت تندرو را از خود دور ميكنند در محيطي به طرح انتقادات خود بپردازند كه نتيجهاي برايشان داشته باشد. اگر واقعا شعاردهندگان ديشب خود را دلسوز ميدانند اين رفتار در كدام تعريف دلسوزي آمده است ؟ مگر اين اقدامات جز بر هم زدن آرامش معناي ديگري دارد؟ لاريجاني همواره بر ضرورت وجود صداهاي مختلف در كشور تاكيد كرده است پس بنابراين اگر انتقاد اين افراد مبناي قانوني داشته باشد رئيس مجلس بهطور حتم استقبال خواهد كرد اما اگر با توجه به شعارهايي كه سر دادند ناراحتي آنها از تصويب برجام است كه در اين باره بايد به مواضع بزرگان كشور رجوع كنند و متفاوت از آن ديدگاهها به ارائه نظر نپردازند.»
«روزنامه قانون» در گزارشی با عنوان «عزاداري امام آزادگان زير حمله داعش و شايعه سازان» می نویسد: « زنده ماندن اسلام از محرم و صفر پيامي تاريخي از جانب مردي بود كه خود، امام(ع) و راه او را خوب ميشناخت. بزرگي كه ميراثي ماندگار را براي ايرانيان به جا گذاشت تا سال به سال بر عظمت آن افزوده شود.عزاداري براي سالاري كه بارها تكرار ميشود ولي تكراري نميشود و با منش و روش زندگي ما آميخته شده است. برگزاري مراسم براي اباعبدا...الحسين(ع) به سنتي تبديل شده كه مردم كشورمان با هر تفكري كه باشند براي آن احترام و ارزش قائلند.امسال نيز مانند هر سال مسئولان و مردم ايران در كنار هم رخت سياه بر تن كردند و دست عزا به سينه گذاشتند تا همدلي و همزباني را به معناي واقعي به نمايش بگذارند. در همين راستا، رهبرمعظم انقلاب طبق روال هرسال مراسمي را در حسينیه امامخميني(س) برگزار و در اين مراسم مقامات كشوري و لشکري حضور پيداكردند.از سوي ديگر رئيسجمهور نيز باحضور در مراسم مختلف، اين روزها را به عزاداري پرداخت و تلاش كرد تا محرم امسال خود را در ميان مردم كوچه و بازار بگذراند.روحاني در روز تاسوعا به ميان ايتام رفت و عاشوراي حسيني را با بيماران و قشر ضعيف به سر كرد. سايرمسئولان و مقامات كشوری نيز با حضور در مراسمهاي گوناگون ارادت خود را به خاندان نبوت(ص) نشان دادند. براي مثال وزير بهداشت و شهردار تهران به زنجان رفتند و ميان جمعيت كثير هيئت اعظم اين شهر به عزاداري پرداختند.
ترور براي مقابله با عظمت حسيني
گذشته از اين شايعات كه خود نوعي جنگ نرم به حساب ميآيد، دشمنان اهلالبيت(ع) به ويژه گروه تروريستي داعش نيز براي تحت تاثيرقرار دادن اين رزمايش و همايش با شكوه اقدام به عمليات هاي انتحاري و كشتار عزاداران حسيني كردند. در همین راستا سه بمب کوچک به سمت حسینیه «دالان» که محل اصلی گردهمایی شیعیان بنگلادش واقع در محله مغال در شهر داکا ست، پرتاب شد.در جریان این حمله که ساعت 2 بعد از نیمه شب روی داد یک پسر 14 ساله کشته شد. عزیزالحق، رئیس پلیس محلی بنگلادش گفت که این حمله یک کشته و حدود 100 زخمی برجای گذاشت.وی خاطرنشان کرد: ما دو بمب منفجر نشده نیز کشف کردیم. به گزارش ایسنا ، به نقل از خبرگزاری فرانسه، افسران پلیس بنگلادش اعلام کردند که به باور آنها این نخستین بار است که جامعه شیعیان کشور هدف حمله تروریستی قرار میگیرند. داعش در پیامی در توییتر مسئولیت این حمله را به عهده گرفته است.


