خودروی ملی و درهای آسانبازشو!
ارژنگ حاتمی/روزنامه شهر آرا: امروز رفتم خونه، کلید رو انداختم قفل در باز نشد! تعجب کردم. با خودم گفتم شاید کلید رو اشتباهی وارد قفل کردم؛ اما هر کلیدی رو امتحان کردم، نشد که نشد. آخرش به این نتیجه رسیدم که زنگ بزنم. زنگ زدم و صدای
بابام از آیفون به گوش رسید: «ببخشید شما؟!»
* پدرجان! دوربین روی آیفون کار نمیکنه؟!
- این چیزا به شما ربطی نداره، چی میخوای؟!
* میخوام بیام تو!
- بیجا میکنی؟
*بیرون گرمه، میخوام بیام تو زیر کولرگازی بشینم.
- به جهنم که گرمه! برو یه جایی که گرمت نباشه. اصلا برو قطب شمال، قطب جنوب هم خواستی بری، برو!
* یعنی چی آخه! مگه آدم پسرش رو توی خونهاش راه نمیده؟
- تو دیگه پسر من نیستی، اون زمانی که ضدانقلاب شدی باید فکر اینجاش رو هم میکردی!
* جان؟! خوبی پدر؟! نکنه قرصهات رو جابهجا خوردی؟ چند دفعه گفتم اون قرص بنفشها مال شبه، نه صبح!
- مگه تو عضو کمپین خودرو نخرید نیستی؟!
* خب هستم.
- خب و کوفت! مگه نشنیدی وزیر صنعت گفته این کمپین کار ضدانقلاب است؟!
* الان من باید چیکار کنم؟
- بپر نمایندگی یک پراید بخر برگرد.
* پراید؟!
- چیه؟! نکنه مشکلی داری باهاش؟! فرمون نداره که داره، برفپاککن نداره که داره؛ سیستم ایمنیاش هم فوقالعاده است، هم ترمز داره و هم کمربند ایمنی؛ تازه درهاش هم آسانبازشو است و با یک دستگیره درش باز میشه. شما نسل امروزیها چقدر پرتوقع شدین، زمان ما قاطر هم نبود سوارش بشیم.
* چشم؛ خب شما هم بیاید با هم بریم پراید بخریم.
- چی؟! پسر چشمسفید! تو برای جون پدرت هیچ ارزشی قائل نیستی؛ توقع داری توی مسیر برگشت، من بشینم توی پراید و تا خونه باهاش بیام؟
با چه رویی اومدی خواستگاری دخترم؟! ای خائن؟!
پدر عروس: تا این دستهگل رو نکردم توی حلقت پاشو برو بیرون! مگه من دخترم رو از سر راه آوردم که دو دستی تقدیمش کنم به یک آدم خائن؟!
پدر داماد: خاک تو سرت پسر! باز چه گندی بالا آوردی؟!
داماد: من؟! خیانت؟! مگه من چیکار کردم؟!
مادر داماد: حتما پدر عروسخانم یک چیزایی میدونه! راستشو بگو!
داماد: مادرجان؛ شما نمیخواین از من حمایتی بکنین؟!
مادر عروس: کوفت!
پدر عروس: اینهم یک کلمه از مادر عروس! خب تو با چه رویی اومدی خواستگاری دخترم؟! ای خائن؟!
داماد: لااقل بگین موضوع چیه؟!
پدرعروس: من دیروز صفحه اینستاگرامت رو چک کردم. تو به کمپین «تحریم خودروی ایرانی» لایک داده بودی. مگه نشنیدی وزیر صنعت گفته: «کمپین نخریدن خودرو ایرانی خیانت است!»؛ خب کسی که به تولید داخلی خیانت کنه، به زنش هم خیانت میکنه؛ حالا یا میری مثل بچه آدم یک پراید میخری یا همه قولوقرارامون کنسل.
داماد: اتفاقا بهتر؛ اینطوری میتونیم ماه عسل با عروسخانم بریم شمال.
پدرعروس: تو غلط میکنی یک وقتی با پراید ببریش تو جاده، من این دخترم رو از سر راه که نیاوردم.
داماد: خب پس چرا پراید بخرم؟
پدرعروس: برای اینکه ثابت کنی خائن نیستی و اینقدر وزیر صنعت رو عصبانی نکنی.
بابام از آیفون به گوش رسید: «ببخشید شما؟!»
* پدرجان! دوربین روی آیفون کار نمیکنه؟!
- این چیزا به شما ربطی نداره، چی میخوای؟!
* میخوام بیام تو!
- بیجا میکنی؟
*بیرون گرمه، میخوام بیام تو زیر کولرگازی بشینم.
- به جهنم که گرمه! برو یه جایی که گرمت نباشه. اصلا برو قطب شمال، قطب جنوب هم خواستی بری، برو!
* یعنی چی آخه! مگه آدم پسرش رو توی خونهاش راه نمیده؟
- تو دیگه پسر من نیستی، اون زمانی که ضدانقلاب شدی باید فکر اینجاش رو هم میکردی!
* جان؟! خوبی پدر؟! نکنه قرصهات رو جابهجا خوردی؟ چند دفعه گفتم اون قرص بنفشها مال شبه، نه صبح!
- مگه تو عضو کمپین خودرو نخرید نیستی؟!
* خب هستم.
- خب و کوفت! مگه نشنیدی وزیر صنعت گفته این کمپین کار ضدانقلاب است؟!
* الان من باید چیکار کنم؟
- بپر نمایندگی یک پراید بخر برگرد.
* پراید؟!
- چیه؟! نکنه مشکلی داری باهاش؟! فرمون نداره که داره، برفپاککن نداره که داره؛ سیستم ایمنیاش هم فوقالعاده است، هم ترمز داره و هم کمربند ایمنی؛ تازه درهاش هم آسانبازشو است و با یک دستگیره درش باز میشه. شما نسل امروزیها چقدر پرتوقع شدین، زمان ما قاطر هم نبود سوارش بشیم.
* چشم؛ خب شما هم بیاید با هم بریم پراید بخریم.
- چی؟! پسر چشمسفید! تو برای جون پدرت هیچ ارزشی قائل نیستی؛ توقع داری توی مسیر برگشت، من بشینم توی پراید و تا خونه باهاش بیام؟
با چه رویی اومدی خواستگاری دخترم؟! ای خائن؟!
پدر عروس: تا این دستهگل رو نکردم توی حلقت پاشو برو بیرون! مگه من دخترم رو از سر راه آوردم که دو دستی تقدیمش کنم به یک آدم خائن؟!
پدر داماد: خاک تو سرت پسر! باز چه گندی بالا آوردی؟!
داماد: من؟! خیانت؟! مگه من چیکار کردم؟!
مادر داماد: حتما پدر عروسخانم یک چیزایی میدونه! راستشو بگو!
داماد: مادرجان؛ شما نمیخواین از من حمایتی بکنین؟!
مادر عروس: کوفت!
پدر عروس: اینهم یک کلمه از مادر عروس! خب تو با چه رویی اومدی خواستگاری دخترم؟! ای خائن؟!
داماد: لااقل بگین موضوع چیه؟!
پدرعروس: من دیروز صفحه اینستاگرامت رو چک کردم. تو به کمپین «تحریم خودروی ایرانی» لایک داده بودی. مگه نشنیدی وزیر صنعت گفته: «کمپین نخریدن خودرو ایرانی خیانت است!»؛ خب کسی که به تولید داخلی خیانت کنه، به زنش هم خیانت میکنه؛ حالا یا میری مثل بچه آدم یک پراید میخری یا همه قولوقرارامون کنسل.
داماد: اتفاقا بهتر؛ اینطوری میتونیم ماه عسل با عروسخانم بریم شمال.
پدرعروس: تو غلط میکنی یک وقتی با پراید ببریش تو جاده، من این دخترم رو از سر راه که نیاوردم.
داماد: خب پس چرا پراید بخرم؟
پدرعروس: برای اینکه ثابت کنی خائن نیستی و اینقدر وزیر صنعت رو عصبانی نکنی.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۵۴
انتشار یافته: ۴
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟



