پیامدهای سیاسی شدن بحران آب در ایران
معمولاً ما ایرانی ها عادت کردهایم که تا در مورد مسئلهای به بحران نرسیدهایم نه تنها گامی در جهت حل آن مشکل بر نمیداریم بلکه کنجکاوانه به سمت آن حرکت میکنیم. مثال واضح و آشکار در این رابطه بررسی تاریخی آمار تصادفات جادهای میباشد، گذشته ثابت میکند که این موضوع تا به مرز بحران نرسید و آمار کشتههای سالانه ما در جادهها از مرزهای استاندارد جهانی بالا نرفت کمتر به آن توجه شد و کار به جایی رسید که امروزه مسئولین تنها به این موضوع افتخار میکنند که با پیگیریهای آنها آمار کشتههای سالانه 10 یا 20 درصد کاهش داشته است، به دیگر سخن ایشان به کاهش خسارت وارده و نه حذف آن افتخار میکنند.
از مثال تأسف برانگیز بالا که بگذریم یکی دیگر از موضوعات مهمی که در کشور امروزه در یک چرخه باطل قرار گرفته است و با بیتوجهی و یا برداشتهای اشتباه مسئولین و کارشناسان به سرعت به سمت بحران پیش میرود مسئله آب و سیاستهای آبی ناشی از آن است. با توجه به اهمیت موضوع در این مقاله روند سیاسی شدن بحران آب و پیامدهای سیاسی آن مورد بررسی قرار میگیرد.
امروزه با جهانی شدن اقتصاد و انتقال قدرت از مفاهیم نظامی به قدرت اقتصادی دسترسی به منابع طبیعی یکی از عوامل قدرتزا می باشد. از آنجا که توسعه اقتصادی و پیشرفت صنعتی به منابع طبیعی وابسته است، مالکیت یا دسترسی آسان به منابع طبیعی با ارزش، به عنوان یکی از شاخصهای پیشرفت و توسعه اقتصادی فضاهای جغرافیایی خواهد بود. یکی از این منابع طبیعی که مستقیماً بر روی توسعه تاثیر میگذارد آب است.
در بسیاری از کشورها منابع آب، رقابتهای شدیدی را میان گروههای داخلی، که هر کدام دارای منافع و علایق خاص خود هستند برانگیخته است و سلطه و نظارت بر منابع آب فراملی نیز هر از گاهی باعث ایجاد تنش و بحران میان کشورها شده است.
روشن است که محل استقرار منابع آبی روی زمین و زیر زمین به سهولت با مرزهای سیاسی مطابقت نداشته و در اختیار گرفتن منابع آبی که چند کشور، چند استان یا چند شهرستان در آن سهیم هستند غالباً مورد بحث و اختلاف سیاسی است. بنابراین سیاسی شدن منابع آب، از رقابت واحدهای سیاسی بر سر تصاحب منابع آب آن هم به دلیل نامتوازن بودن توزیع آن سرچشمه میگیرد و شکلگیری بحران سیاسی آبی نیز که به یک عامل تأثیرگذار در مسائل داخلی و بین-المللی تبدیل شده است از آنجا سر چشمه میگیرد که غالباً واحدهای سیاسی مجزا نمیتوانند بر سر تقسیم منابع آب به تفاهم برسند.
مواردی مانند اختلاف و تنشهای سیاسی سوئیس و فرانسه، رژیم صهیونیستی و اردن، سوریه و عراق و... از جمله نمونههای بحران سیاسی آب در سطح بین المللی است.
در مورد رقابت میان کشورها بر سر تصاحب منابع آبی مشترک موضوع از آنجا اهمیت بالاتری پیدا میکند که بدانیم در مورد نحوه تقسیم و یا تملک منابع آبی میان کشورها تا کنون هیچگونه قانون و اتقاق نظر جامع بین المللی به وجود نیامده است.
جدا از تنش و درگیری کشورها بر سر آب که در برخی موارد به جنگ هم ختم میشود در سطح فروملی و محلی نیز این تنشها به دلیل منطبق نبودن مرزهای سیاسی با مرزهای اکولوژیک به خوبی قابل مشاهده و همچنین قابل پیش بینی است و در صورت عدم توجه به آن بدون در مقیاسهای مختلف پیامدهای ناگواری به بار خواهد آورد.
بحران سیاسی آبی در سطح فروملی و محلی اشاره دارد به تأثیر منابع آب و سیاستهای مربوط به آن بر روابط اجتماعی، اختلافها و تنشهای محلی که ممکن است به وسیله آن، در یک منطقه از کشور میان واحدهای سیاسی داخلی جنگ، درگیری، اعتراض و دیگر رفتار سیاسی آسیبزا ایجاد شود.
به عنوان مثال میان گروههای اجتماعی به منظور دسترسی به آب یا بین حکومت و مردم اختلاف و درگیری ایجاد شود. از آنجایی که بحران آب می تواند بین گروه های مختلف به روش های مختلف آشکار شود ممکن است موجب افزایش تنش بین آنها شود و تا سطح یک بحران سیاسی آبی پیش رود. این نوع خطر زمانی افزایش مییابد که علاوه بر کمبود آب در تخصیص آن نیز مسئولین دانسته یا نادانسته تبعیض قائل شوند.
در بسیاری از کشورهای ضعیف مدیریت منابع آب، رقابت شدیدی میان گروه های داخلی جامعه که هر کدام دارای منافع و علایق خاص خود هستند بر انگیخته است و بسیاری از کشورها مانند پرو، یونان، چین، کشورهای حوزه خلیج فارس و... تدابیر ویژهای را برای مبارزه با بحران آب در پیش گرفتهاند.
کشور ایران نیز که در کمربند خشک و نیمه خشک جهان قرار دارد و میزان بارندگی سالانه بسیار ناچیز (250 میلی متر در سال) دارد، از نظر منابع آب در شرایط مطلوب قرار ندارد و دلایلی از جمله افزایش مصرف آب، عدم تقارن بارندگیها در کشور، رشد جمعیت، توسعه نامتوازن، مصارف بیرویه و ناصحیح آب در بخش کشاورزی و صنعت و... کشور ایران را در مرز بحران آبی رسانده است.
در سالهای اخیر در کشور ایران نیز رویدادهایی مانند کمبود یا کیفیت نامناسب آب موجود در شبکه شهری، تجاوز حوزههای شهری به منابع آب حوزههای روستایی در اثر افزایش جمعیت، اعتراضات شکلگرفته نسبت به روند انتقال حوضه به حوضه آب، تنشهای محلی در خصوص استفاده از منابع آبی بویژه بین کشاورزان و حتی واکنشهای در اعتراض به خشک شدن رودخانه ها تالاب ها و دریاچه های داخلی خبر از سیاسی شدن بحران آب در ایران میدهد.
تا اینجای نوشته اگر پذیرفته باشیم که در ایران بحران آب وجود دارد و همچنین پذیرفته باشیم که این بحران بارها بار سیاسی به خود گرفته است نه تنها فرایند تشریح پیامدهای بحران سیاسی آب آسان و قابل فهمتر خواهد شد بلکه راههای جلوگیری از پیامدهای مخرب آن نیز امکانپذیرتر میشود.
البته ذکر این نکته ضروری است که علی رغم شباهتهای فراوان میان آثار و پیامدهای تنشها و درگیریهای سیاسی سطوح فراملی و فروملی میان این دو تفاوتی کلیدی وجود دارد و آن این است که در درگیریهای سیاسی فراملی قانون و حکمیتی کلی وجود ندارد و حال اینکه در درگیریهای سیاسی فروملی در صورت وجود یک حکومت مقتدر حکمیت آن حکومت میتواند فارغ از عادلانه بودن یا نبودن نحوه توزیع منابع فرایند درگیریها را پایان بخشد.
با توجه به آنچه گفته شد پیامدهای بحران سیاسی آب در ایران در دو سطح پیامدهای اولیه و ثانویه قابل قابل پیش بینی است.
1- پیامدهای اولیه به شرط وجود حکومت مقتدر مرکزی که بتواند با انجام مدیریت بحران و حکمیت نهایی فرایند تصمیمگیریهای سیاسی آب را قانونی و لازم الاجرا کند بحران سیاسی آب در کشور به رویدادهای همانند، احساس تبعیض میان واحدهای سیاسی داخلی، تقویت حس محلیگرایی، تقویت حس واگرایی سیاسی، کاهش مشارکت سیاسی در انتخابات و راهپیماییها و... منجر خواهد شد.
2- پیامدهای ثانویه نیز با فرض نبود حکومت مقتدر که بتواند با انجام مدیریت صحیح بحران و حکمیت نهایی فرایند تصمیمگیریهای سیاسی آب را قانونی و لازم الاجرا کند و یا بی توجهی دولتمردان به پیامدهای اولیه علاوه بر پیامدهای حالت اول مواردی همانند، اعتراضات و شورشهای سیاسی، تخریب سازههای آبی، کشته و زخمی شدن بسیاری از شهروندان در اثر درگیریها، تضعیف قدرت ملی، تهدید امنیت ملی، سوء استفاده دشمنان سیاسی و رقبای منطقهای و.. را در پی خواهد داشت.
* دانشجوی دوره دکتری جغرافیای سیاسی دانشگاه تهران


