چگونه میتوان مشاجرات داخلی در موضوع هستهای را «منطقی» کرد؟
در دو سال اخیر مانند همه سالهای دهه اخیر، مهمترین موضوع سیاست خارجی کشور برای صاحبنظران و فعالان روابط بین الملل و سیاست خارجی، پرونده هسته ای ایران بوده است. شاید طولانی شدن این پرونده و شاید هم کوشش دولتها برای بسیج توده ای درباره این مذاکرات و شاید هم پیامدهای این پرونده برای مردم، باعث شده که حتی مباحث و مشاجرات این پرونده از سطح تحلیل کارشناسان به درون گعدههای خانوادگی و تجمعات چندین نفری در اتوبوس و تاکسی و مترو و ... هم کشیده شده شود.
به گزارش «تابناک»، مباحثات در مورد این پرونده به دلیل فضای پرتنش سیاست در ایران، عموما یا صرفا به حمایت از دولت و مذاکرات است و یا مخالفت کامل با آن و طرفداران مخالف و موافق مذاکرات کمتر دیده میشود که با زبان منطق و استدلالُ موافقت و یا مخالفت نسبی خود در این موضوع اعلام کنند. عموم این طرفداریها یا مخالفتها مطلق است.
به نظر میرسد اما، اگر هدف حمایت از مذاکرات به قصد به دست آوردن حداکثری منافع ملی باشد، لازم است هم موافقان و هم مخالفان این موضوع با در نظر گرفتن کلید واژه منفعت ملی و خیر عمومی، به جای چالشهای احساسی و «زنده باد »،«مرده باد»های جناحی، با هم حول کلید واژه منفعت ملی و خیر عمومی گفتوگو کرده و استدلال و منطق را در مباحث جایگزین احساسات یک طرفه سیاسی و ... بکنند.
اونوقت نظر واقعی مردم مشخص میشه
یک عده خیلی قلیل حرفهای خودشان را به همه مردم جامعه تحمیل می کنند
مشکل اینجاس که همه تو کار هم دخالت می کنیم



